دربرنامه غذائی اتان سیاه دانه قراربده یعنی ازعطاری 200گرم تهیه کن هردفعه 50گرم انرا اسیا کن قبل ازغذا یک قاشق چای خوری بخورند خودبخود انشا’الله بهبود می یابند همچنین ازغذاهائی مثل تخم مرغ ، سیب زمینی ، نخود، بادام ، کنجد، کره وروغن گوسفندی استفاده کن به پست غذاهای افزایش دهنده میل جنسی هم رجوع کن
ضمنا خودت رقص رنگ لباس داشته باش وهرروز درمنزل یک رنگ متفاوت لباس زیر بپوش یا هرچه درمنزل می پوشی هردفعه ارایش متفاوت داشته باش که تحریکات ایشان بیشترشود بازی جنسی داشته باش با او و
ازغذاهای استرس زا اجتناب کنید مثلا موز اصلا نخورید کم خون کننده است بررفتارجنسی تاثیرمنفی دارد غذاهای حاوی موادنگهدارنده نخورید و
بازهم برخوردش را بسنج ونتیجه را مطرح کن تا قدم به قدم به نتیجه ای که میخواهی به فضل خدا برسی
نظرات ()
|
امام موسی صدر
شهیدبهشتی
بادام بالاترین کلسیم را دارد شب ها بادام بخوریم
وزیر بهداشت گفت: آمارها نشان می دهد حدود ۵۰ درصد جمعیت کشور به استئوپروز (پوکی استخوان) و استئوپنی (کاهش تراکم استخوان) مبتلا هستند.
به گزارش ایلنا، مرضیه وحیددستجردی در جلسه شبکههای ملی تحقیقات دیابت و استئوپروز کشور در دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران گفت: امروز بیش از ۶۰ درصد مرگ و میر در کشور به علت بیماریهای غیر واگیردار است.
وی تصریح کرد: ۴۵ درصد بیماریهای قلبی و عروقی، ۱۲ درصد بیماریهای سرطانی و حدود ۴ تا ۵ درصد را بیماریهای ریوی و بیماریهای همانند دیابت و مابقی را تصادفات شامل میشود.
وحید دستجردی خاطرنشان کرد: با این آمار، برنامه ریزیهای جدی برای بیماریهای غیر واگیردار ضرورت دارد. وزیربهداشت به اهمیت بیماری دیابت اشاره کرد وافزود: وقتی کسی دیابتیک میشود بیماریهای قلبی و عروقی دراو ۴ تا ۵ برابر میشود.
وزیر بهداشت یکی از مشکلات کشور را بیماری نارسایی کلیه و بیماران دیالیزی عنوان کرد و افزود: مهمترین عامل نارسایی کلیه هم دیابت است وهرچقدر دستگاه دیالیز تهیه میکنیم بازهم از غافله عقب هستیم.
وی شایعترین علت کوری را دیابت دانست و افزود: مسایل دیگری نیز وجود دارد که همگی از دیابت ناشی میشود از همین رو باید فکری برای آن کنیم که به نظر میرسد مهمترین کار، همین ایجاد شبکههای ملی تحقیقات است.
وحید دستجردی با اشاره به اینکه ۲۶ شبکه ملی تحقیقات در کشور وجود دارد که مهمترین و فعالترین آنها شبکههای دیابت و استئوپروز است، افزود: استئوپروز به رغم اینکه شیوع آن یک دهم بیماری دیابت است اما عوارض، معلولیتها و هزینههایی که بر نظام سلامت و به ویژه بر جیب مردم وارد میکند، میطلبد که برنامه جدی در زمینه استئوپروز و استئوپنی داشته باشیم.
وزیر بهداشت با بیان اینکه از نظر جمعیتی در گذار به سمت سالمندی هستیم افزود: براساس جدیدترین آمار، حدود شش درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل میدهند.
وی خاطرنشان کرد: هرچه تعداد سالمندان بیشتر میشود معضلات ومشکلات درمانی نیز بیشتر میشود زیرا به طور متوسط میزان مراجعه سالمندان ۵ برابر افراد غیر سالمند است.
وزیر بهداشت با بیان اینکه در دو سال گذشته حدود ۸۰۰ پروژه طراحی شده است افزود: خوشبختانه راهبردهای کلان و فرعی برای رسیدن به اهدافی که پروژههای دنبال میکنند بیشتر در ارتباط با بیماریهای غیر واگیر است.
وزیر بهداشت در ادامه از راه اندازی شبکههای تحقیقاتی چاقی و سالمندی در کشور خبر داد و گفت: باید پروژهها را عملیاتی کنیم و از کانال آنها به اهداف برسیم.
وحیدی دستجردی افزود: بیماریهای غیرواگیر مانند چاقی، کلسترول، فشار خون و دیابت کشورهای عربی منطقه بیش از ایران است اما درعین حال دلیل بر این نمیشود که وضعیت خود را خوب ارزیابی کنیم.
وی ابراز امیدواری کرد با آینده نگری و تحقیقاتی که انجام میشود بر معضل بزرگ دنیا که همان بیماریهای غیر واگیر است غلبه کنیم و وضع را به سمت بهتر شدن پیش ببریم
پرفسور محمد حسن گنجی، پدر جغرافیای نوین ایران و مرد سال ۲۰۰۱ هواشناسی جهان
پرفسور محمد حسن گنجی، پدر جغرافیای نوین ایران و مرد سال ۲۰۰۱ هواشناسی جهان، دیشب در تهران درگذشت.
محمدحسن گنجی که پدر جغرافیای نوین ایران نامیده می شود و در سال ۲۰۰۱ میلادی به عنوان مرد سال هواشناسی جهان برگزیده شد، از چهره های ماندگار کشورمان بود که بنیانگذاری و ریاست سازمان هواشناسی و نیز ریاست بخش آسیایی سازمان هواشناسی جهانی را در کارنامه خود داشت. از او همچنین ۱۲ کتاب به زبان فارسی ، ۱۴ کتاب به زبان انگلیسی و بیش از ۱۰۰ مقاله در رشته جغرافیا و هواشناسی به جا مانده است.
واحد مرکزی خبر درباره علت فوت او گزارش داده که وی در سن ۱۰۰ سالگی در بیمارستان پیامبران تهران بر اثر کهولت سن درگذشته؛ ولی برخی منابع گزارش داده اند که وی روز ۲۸ تیرماه بر اثر زمین خوردن در منزل شخصی خود، دچار خونریزی مغزی شده و پس از انتقال به بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفته، که در نهایت شب گذشته در بیمارستان از دنیا رفته است.
جزئیات مراسم تشییع و تدفین و بزرگداشت ایشان هنوز اعلام نشده است.
گزیده زندگینامه پرفسور گنجی
دکتر محمد حسن گنجی، در ۲۱ خرداد سال ۱۲۹۱ خورشیدی در بیرجند به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات مقدماتی در مدرسه شوکتیه بیرجند، وارد دارالمعلمین عالی تهران شد و در رشته تاریخ و جغرافیا به دریافت درجه کارشناسی نائل گردید. سپس به عنوان دانشجوی برگزیده به اروپا اعزام شده و در دانشگاه ویکتوریا منچستر انگلستان به تحصیل ادامه داده و در سال ۱۳۱۷، لیسانس تخصصی خود را در جغرافیا اخذ نمود.
وی بار دیگر در سال ۱۳۳۱، با استفاده از بورس تحصیلی عازم آمریکا شد و دکتری خود را در رشته جغرافیا، از دانشگاه کلارک دریافت داشت.
دکتر گنجی پس از بازکشت به ایران در دانشگاه تهران، مشغول به تدریس شد و با درجه استادی در سال ۱۳۵۸ بازنشسته گردید. با این حال وی هیچ گاه دست از کار نکشید و از سال ۱۳۶۴ با مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، آغاز نمود. وی از سال ۱۳۷۰ به عنوان مشاور رئیس دانشکده علوم زمین با دانشگاه شهید بهشتی همکاری داشت.
وی علاوه بر مدیریت گروه جغرافیا، ریاست دانشکده ادبیان و علوم انسانی و معاونت دانشگاه تهران، پیش از انقلاب اسلامی، ریاست اداره کل هواشناسی ایران و ریاست هواشناسی منطقه آسیا را نیز بر عهده داشت و عضو کمیته اجرایی سازمان هواشناسی جهان بود.
دکتر گنجی در کنار فعالیت خود در دانشگاه تهران، از مهرماه ۱۳۳۵ تا مهرماه ۱۳۴۷ ریاست اداره کل هواشناسی ایران را نیز عهده دار بود. در این مدت، وی نماینده ثابت دولت ایران در سازمان هواشناسی جهانی، به مدت ۵ سال ریاست هواشناسی منطقه آسیا(به مدت ۵ سال) و عضویت کمیته اجرایی سازمان مزبور را برعهده داشت.
دکتر گنجی از اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ تا مهرماه ۱۳۴۷ معاونت پارلمانی وزارت راه و در زمان ریاست دانشگاهیِ پروفسور رضا، از سال ۱۳۴۷ به مدت یک سال پست معاونت اداری و مالی دانشگاه تهران را عهده دار شد. آنگاه پس از چندی مشاور دانشگاه گردید و سپس از خردادماه ۱۳۵۳ عهده دار ریاست دانشکده ادبیات و علوم انسانی گردید و تا پایان خدمت ۳۷ ساله ی دانشگاهی خود در این سمت باقی بود.
وی در بهمن ماه ۱۳۵۴ به افتخار بازنشستگی نائل آمد و از مهرماه ۱۳۵۴ تا پایان سال ۱۳۵۷ ریاست مؤسسه آموزش عالی امیر شوکت الملک علم بیرجند را برعهده داشت.
وی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ مشاور رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح بود. و از سال ۱۳۷۳ نیز با سمت مشاور دانشکده علوم زمین دانشگاه شهید بهشتی در طراحی و اجرای برنامهها مشارکت داشتهاست.
همچنین از سال ۱۳۶۵ عضویت بخش جغرافیایی سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی (سمت) را دارا بوده و با بیشتر دانشگاههای تهران بویژه دانشگاه تربیت مدرس در دورههای دکترای جغرافیا تدریس همکاری داشتهاست.
وی همچنین عضویت کمیته رهبری اطلس اقلیمی ایران را در سازمان هواشناسی برعهده داشتهاست.
از دیگر مشاغل وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
عضو مادام العمر انجمن جغرافیائی انگلستان
عضو سابق انجمن سلطنتی مردم شناسی انگلستان و ایرلند
عضو شورای عالی آمار
عضو هیأت تحریریه دائره المعارف بریتانیا
عضو افتخاری انجمن آمریکایی پیشرفت علوم
عضو شورای عالی مردم شناسی
عضو انجمن جغرافیائی کشورهای آسیا و آفریقا
عضو کمیته ملی آبشناسی (یونسکو)
عضو هیأت ممیزه دانشگاه تهران
عضو کمیسیون بورسهای دانشگاهی
عضو کمیسیون همکاری فرهنگی ایران و فرانسه (دانشگاهی)
عضو کمیته جغرافیائی فرهنگستان ایران
عضو شورای عالی جغرافیائی وابسته به سازمان جغرافیائی کشور
عضو کمیته برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش
عضو هیأت امنای مدرسه عالی بازرگانی رشت
* عضو هیأت امنای مدرسه عالی علوم اراک
عضو هیأت امنای مدرسه عالی فنی تهران
عضو اتحادیه انحمنهای علمی
رئیس اولین کنگره جغرافیدانان ایران ۱۳۵۲
عضو شورای دانشگاه تهران
اولین رئیس انجمن جغرافیدانان ایران ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷
دکتر گنجی، در سال ۱۳۵۴ به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران انتخاب شد. وی در بیست و نهمین کنگرهٔ اتحادیهٔ بین المللی جغرافیایی در کره جنوبی در سال ۲۰۰۰ میلادی به عنوان یکی از ۱۵ جغرافیدان برجستهٔ جهان شناخته شد و سازمان هواشناسی جهانی، جایزه علمی سال ۲۰۰۱ خود را به وی اعطا کرد.
ایشان همچنین دارای نشان درجه سه در خدمات دولتی را دریافت کردهاست. دکتر گنجی از اوایل انقلاب تا هم اکنون بالغ بر ۶۳ لوح تقدیر از مراکز آثار و مفاخر علمی، چهره های ماندگار، انجمنهای علمی جغرافیایی و دانشگاهها دریافت کردهاست.
تکنیک های موفق درزندگی مشترک 2
ادامه مطلبنکته اجتماعی 29تیرماه 91
ماه رمضان هنگام دعاست مولود حسن محبوب خداست
ماه مبارک رمضان از راه رسید.
ماهی که اگرچه ماه تشریف بندگان به محضرحضرت دوست است ،بعضی بعنوان ماه تکلیف بدان می نگرند.
ماهی که باتوجه به فرمایش رسولخدا در آخرین جمعه ماه شعبان، که روزهایش بهترین روزها وشبهایش بهترین شبهاست، هر لحظه وهر روز آن می تواند عید اولیای خدا باشد.
ماه مبارک رمضان، ماهی است که سرتاسرآن وهرآنچه که بدان منسوب ومنتسب است، حرمتی ویژه واستثنایی نسبت به سایر ماهها دارد.
هم ازاین جهت است که در حدیثی از مولای ما امیرالمومنین علیه السلام آمده است:
نگوئید رمضان، زیرا که شما نمی دانید رمضان چیست وهر کس چنین گوید، باید صدقه بدهد وبه کفاره آن باید روزه بگیرد ولکن بگوئید ماه رمضان ،همچنان که خدای تعالی فرمود: شهر رمضان!
از مهمترین دستاوردهای ماه رمضان،گرسنگی است.
در حدیثی از رسولخدا که صلواتی بی پایان بر او وآلش باد،آمده است:
جانهای خود را با گرسنگی وتشنگی به مجاهده وادار کنید زیرا اجر و پاداش این کار مانند اجر و پاداش جهاد کننده در راه خداست.
حضرت سپس درتعبیری شگفت فرموده است:
عملی نزد خدا محبوبتر از گرسنگی نیست!
و در روایتی دیگر فرمود:
در روز قیامت منزلت آن کس از شما نزد خدا بالاتراست که گرسنگی او طولانی تر ودر باره خداوند تفکر بیشتری کرده باشد.
در کتاب شریف مراقبات حکیم عارف ،مرحوم حاج میرزا جواد ملکی تبریزی (ص ۲۶۰ ) در حدیثی شگفت از رسول اکرم به اسامه فرزند زید فرزند حارثه آمده است:
ای اسامه اگربتوانی وقتی فرشته مرگ برای قبض روح تو می آید شکمت گرسنه وجگرت تشنه باشد اینکار رابکن زیرا با اینکار شرف منازل را درک می کنی وفرشتگان از ورود روح تشنه و گرسنه تو خرسند می شوند و خدای جبار – جبران کننده بسیار!-بر تو درود می فرستد.
در حدیث معراج خدا به پیامبرش فر مود:
یا احمد،آیا می دانی میراث روزه چیست؟رسول گفت:نه حق تعالی به او آموخت:
میراث روزه کم خوراکی و کم حرفی است و سکوت مورث حکمت وحکمت مورث معرفت ومعرفت مورث یقین می شود وچون بنده ای به مرتبه یقین برسد باکی از این ندارد که چگونه بر او می گذرد ،سختی یا آسانی برای او تفاوتی نمی کند و این مقام صاحبان رضاست.
باعنایت به روایات شریفی که ذکرشد تامل در باره اینکه خدای تعالی در ماه مبارک رمضان که ماه ضیافت اوست چرا باتشنگی و بویژه با گرسنگی از مهمانهای خود پذیرایی می فرماید کار دشواری نیست و عجب از اخبار این روزهاست که بعضی مردم رابه خریدهای ویژه ماه رمضان تشویق می نمایند و به میادین تره بار می کشانند تا مبادا در این ماه حتی تصور نداشتن مرغ و گوشت و…را داشته باشند و دستگاه تبلیغی ما نیز مهر سکوت بر لب نهاده ومی نهد!
اگردستگاه تبلیغی ما مردم را به این دو میراث بزرگ روزه توجه می داد نه ازسفره های رنگین دراین ماه درجهت جبران ساعات گرسنگی روزه داران خبری بود ونه از صفهایی که این روزهاشاهد آن در مراکز عرضه کننده اقلام ویژه ماه مبارک هستیم.
المنه لله که در میکده درآستانه بازشدن است!
ساقی خمارآلوده ام بگشا در میخانه را قربان چشم مست تو پرکن یکی پیمانه را!
ومن در این روزها که ساعاتی به آغاز ماه ضیافت الهی بیش نمانده است وامید آن دارم که از جمله کسانی باشم که با روزه داری روزآخر ماه شعبان به ماه خدا مشرف میشوند ،به کاروانی می اندیشم که آهنگ کوفه وکربلا کرده است وقافله سالار آن که روزه دارحقیقی عالم وجود است، خدا را با رخساری خونین، تشنه و گرسنه ملاقات نمود.کسی که خداعطش و گرسنگی او را در ماه خود هر روز به بندگانش یادآوری می کند تا از او و اهل بیت واصحابش درس عشق و رضا و فنا بیاموزند.
السلام علیک یااباعبدالله…
منبع: وبسایت دکترغلامعلی رجائی خاطره نویس امام
دوا’البلغم حمام
ازدواج و بیان احساسات دو رکن بهداشت روان
نکاتی که قبل از دادن آزمایش خون باید بدانیم
بیش از 60 درصد خطاهای آزمایشگاهی، مربوط به مرحله پیش از آزمایش است و اگر نمونه ای نامناسب باشد، با بهترین دستگاه ها و کارکشته ترین کارکنان هم نمی توان از آن نمونه، نتیجه درستی به دست آورد. برای همین، آزمایش دهنده باید با شرایط و آمادگی کامل به آزمایشگاه بیاید و «شرایط لازم برای نمونه گیری» را داشته باشد.
برای این آزمایش باید ناشتا باشید... آن آزمایش، آمادگی خاصی لازم ندارد... نتیجه این آزمایش مثبت کاذب است... آن آزمایش باید تکرار شود... . این حرفها و حرفهایی از این قبیل را درباره آزمایشهای پزشکی احتمالا زیاد شنیدهاید.
با دکتر حسن بیات، دکترای حرفه ای علوم آزمایشگاهی، درباره دانستنی های آزمایشگاهی گفتگو کرده ایم.
قبل از ورود به آزمایشگاه و انجام آزمایش باید به چه نکاتی توجه کنیم؟
بیش از 60 درصد خطاهای آزمایشگاهی، مربوط به مرحله پیش از آزمایش است و اگر نمونه ای نامناسب باشد، با بهترین دستگاه ها و کارکشته ترین کارکنان هم نمی توان از آن نمونه، نتیجه درستی به دست آورد. برای همین، آزمایش دهنده باید با شرایط و آمادگی کامل به آزمایشگاه بیاید و «شرایط لازم برای نمونه گیری» را داشته باشد.
منظورتان از «شرایط لازم» چیست؟
در آزمایش های مختلف، این شرایط، متفاوت است. در برخی آزمایش ها باید پیش از نمونه گیری مدتی غذا مصرف نشود تا سطح قند و چربی در خون افزایش نیابد و مداخله ای در نتیجه آزمایش ایجاد نگردد؛ مثلا برای آزمایش چربی باید 12 تا 14 ساعت ناشتا بود و برای آزمایش قند 8 تا 16 ساعت و آزمایش آهن 12 ساعت.
رعایت ناشتایی یعنی اینکه آزمایش دهنده یک غذای سبک و کم چرب مصرف کند و تا زمان نمونه گیری (مثلا 12 ساعت قبل از آزمایش چربی خون) از مصرف هر گونه ماده خوراکی و دخانیات خودداری کند، اما مصرف آب منعی ندارد.
پیش از آزمایش آهن نیز باید مدت 48 ساعت از مصرف ویتامین ب12، داروها و مکمل های آهن دار خودداری کرد.
مصرف دارو، ورزش، بارداری و قاعدگی، نتیجه آزمایش را تحت تاثیر قرار میدهنددر مورد افرادی که دارو مصرف می کنند، چه طور؟تقریبا هیچ آزمایشی نیست که از یک یا چند دارو تاثیر نگیرد.
مصرف آنتی بیوتیک ها سبب منفی شدن جواب آزمایش های کشت باکتری و جستجوی انگل در مدفوع می شود.
اگر فرد آزمایش دهنده هر گونه دارویی مصرف می کند، باید به آزمایشگاه بگوید.
آزمایشگاه، تاثیر داروها بر آزمایش های بیمار را بررسی می کند و در صورتی که بر آزمایش ها اثر داشته باشد، ممکن است تصمیم بگیرد نمونه گیری را تا چند روز پس از پایان مصرف دارو عقب بیندازد، یا اینکه پس از مشورت با پزشک، از بیمار بخواهد که دارو را قطع کند، یا تاثیر داروهای مصرف شده را بر نتیجه آزمایش ها برای پزشک گزارش کند.
نکته دیگر درباره افراد دیابتی است که برای شروع ناشتایی باید رژیمی مطابق با دستور پزشک داشته باشند.
آیا زمان نمونه گیری هم در صحت جواب آزمایش تاثیرگذار است؟
برخی از مواد در بدن دارای تغییرات شبانه روزی هستند و سطح آنها در خون در ساعت های مختلف بالا و پایین می شود. بنابراین، برای آزمایش این مواد باید در ساعت های خاصی نمونه گیری کرد؛ مثلا برای کورتیزول در ساعت 8 صبح و 4 بعدازظهر نمونه گیری می شود.
برخی از مواد در بدن نیز بسته به زمان خواب و بیداری تغییر می کنند و لازم است در زمان مشخصی پس از بیدار شدن نمونه گیری شود؛ مثلا برای آزمایش تستوسترون باید در نزدیک ترین زمان به بیدارشدن فرد (7 صبح) نمونه گیری کرد، ولی برای آزمایش پرولاکتین باید حدود سه ساعت پس از بیدار شدن نمونه گیری کرد.
فعالیت بدنی و اضطراب هم روی نتیجه آزمایش تاثیر دارند؟
بله؛ ورزش، سطح برخی مواد در بدن را تغییر می دهد و برای بعضی آزمایش ها مانند اندازه گیری پرولاکتین پیش از آزمایش نباید فعالیت بدنی داشت.
آزمایش دهندگان سرپایی باید پس از رسیدن به آزمایشگاه و پیش از خون گیری، حدود 10 تا 15 دقیقه در آزمایشگاه استراحت کنند تا سطح مواد در بدن شان به سطح پایداری برسد.
برای برخی آزمایش ها مانند آزمایش کورتیزول نیز لازم است شب پیش از نمونه گیری، خواب راحتی داشته باشید و فرد درگیر اضطراب نباشد.
می گویند بارداری و قاعدگی هم از عوامل تاثیرگذارند. درست است؟
در بارداری، سطح برخی مواد تغییر می کند؛ مثلا تعداد گلبول های سفید خون افزایش و تعداد گلبول های قرمز کاهش می یابد.
اگر خانمی باردار است باید این مساله را به آزمایشگاه اطلاع بدهد تا آزمایشگاه در برگه جوابش، محدوده های طبیعی مربوط به دوران بارداری را گزارش کندسطح برخی مواد مانند هورمون های LH و FSH نیز از آغاز تا پایان دوره ماهانه به طور منظم بالا و پایین می رود. بنابراین خانم ها باید روز شروع آخرین خون ریزی ماهانه را به آزمایشگاه اطلاع بدهند تا در برگه جواب آنها ثبت شود و پزشک بتواند نتیجه آن آزمایش ها را با توجه به «محدوده های طبیعی» بررسی کند.
اطلاعاتی مانند داروهای مصرفی، سن، بارداری، تاریخ شروع دوره ماهانه و سابقه بیماری ها باید به آزمایشگاه اطلاع داده شوند.
چرا گاهی با وجود رعایت شرایط لازم آزمایش توسط بیمار، باز هم نیاز به تکرار آزمایش از سوی آزمایشگاه وجود دارد؟
یکی از موارد، هنگامی است که نتایج حاصل از آزمایش در محدوده هایی است که به طور قطعی نمی توان آنها را طبیعی یا غیرطبیعی دانست.
مورد دیگر آن است که با نتایج غیرطبیعی در افرادی روبه رو شویم که سابقه پیشین ندارند. در این موارد نیز آزمایشگاه باید نمونه جدید بگیرد و گاهی نیز آزمایشگاه در درستی نتیجه حاصل شک می کند و آزمایش را تکرار می کند.
پرتکرارترین آزمایش ها در کشورمان چه هستند؟
آزمایش های قند خون، چربی ها، اوره، کراتی نین، شمارش گلبول های خونی، آزمایش ادرار، مدفوع و خون مخفی و در خانم ها آزمایش بارداری از بیشترین آزمایش ها در کشور هستند
ماهاتیرمحمدتبـلور عقلانیـت در سیـاست
دکتر ماهاتیر محمد (نخست وزیر سابق مالزی) از شخصیتهای مطرح سیاسی جهان به شمار میآید و همواره او را به علت نقشش در مدرنسازی سریع مالزی و رشد رفاه در این کشور تحسین میکنند. وی که از سال 1981 تا 2003 نخستوزیر کشور مالزی بود، با اندیشهای منسجم و مبتنی بر آزادیهای اقتصادی، توانست به جاودانهترین نخستوزیر مالزی نیز تبدیل شود. بهطوری که هم اکنون کسی نامی از سه نخستوزیر پیش از ماهاتیر را نمیآورد. وی در حالی اکنون در مرز 84 سالگی قرار دارد که خدمات و میراثش برای کشور و مردم مالزی بسیار بیشتر از آن است که بتواند به سن و سال او درآید.
برای اینکه شما دوستان به اهمیت نقش ماهاتیر محمد و اندیشههایش برای اقتصادی همچون اقتصاد ایران پی ببریم، لازم است بدانیم که مالزی کشوری است با اکثریت مسلمان، کشوری که به شدت از تنوع قومی برخوردار است (با اقلیتهای قدرتمند چینی و هندی و اکثریت مالایی) و همچنین کشوری است نفت خیز (که البته بیشتر نفت تولیدی در این کشور به مصرف داخلی میرسد و صادرات اندکی دارد). اینها همه شاخصهایی است که شباهتهای این کشور را با کشور ما ایران نشان میدهد.
مضافا اینکه تا قبل از سال 1980 بیش از 50درصد مردمان این کشور زیر خط فقر قرار داشتند (در حالی که بنابر آمار رسمی دولت مالزی، هم اکنون کمتر از 4درصد مردم زیر خط فقر هستند. البته خود ماهاتیر محمد معتقد است توانسته است فقر را از 70درصد به 4درصد برساند)، جالبتر از همه اینکه دولت متحدی به نام مالزی تا قبل از سال 1963 وجود نداشته و از این سال دولت در این کشور شکل میگیرد و ایالتهای گوناگون تحت یک حکومت مرکزی ملی قرار میگیرند.
برای شناخت کاری که ماهاتیر محمد انجام داده است، ابتدا با زبان آمار و ارقام شاخصهای اقتصاد مالزی در قبل و پس از دوران نخست وزیری ماهاتیر محمد را بررسی میکنیم و سپس به نقش اندیشهها و سیاستهای وی در پیشرفت مالزی اشاره خواهیم داشت. از سال 1980 تا 2003 رشد اقتصادی مالزی بهطور متوسط حدود 10درصد بوده، در حالی که تورم به طور متوسط تک رقمی بوده است. هم چنین از سال 2000 تاکنون این کشور تورم متوسط کمتر از 3درصد را تجربه کرده و تولید ناخالص داخلی این کشور از 24 میلیارد دلار در 1980 به حدود 200 میلیارد دلار در سال 2005 رسیده است. همچنین صادرات این کشور از 14 میلیارد دلار در سال 1980 به 161 میلیارد دلار در سال 2005 رسیده و هم اکنون مازاد صادراتی بیش از 30 میلیارد دلاری دارد.
حال که پیشرفت چشمگیر مالزی مشخص شد و اهمیت ماهاتیر محمد و نقشی که او برای مالزی بازی کرده است، برای کشوری همچون ما روشن گردید، باید بدانیم که ماهاتیر چه کرد؟ و چگونه مالزی را از میان فقیرترین کشورهای آسیایی به یکی از کشورهای تازه صنعتی شده (New Nics) تبدیل نمود؟ و اینکه کارهایی که او انجام داد، آیا از دست و زبان سیاستمداران ایرانی بر نمیآمد؟!
برخی عقاید و گفته های ماهاتیر محمد اینگونه بود :
- ما نتوانستیم کشور صنعتی شویم، چون مستعمره بودیم.
- بعدها "در کنار هم" در رقابت شرکت کردیم.
- ما کشوری فقیر با درآمد سرانه 300 دلار بودیم که با حفظ "ثبات سیاسی"، تولید ناخالص خود را از 12 میلیارد دلار به 230 میلیارد دلار رساندیم.
- ما در کنار حقوق اکثریت به حقوق گروههای کوچک هم توجه کردیم به طوری که مخل حقوق گروه اکثریت نشود.
- نتیجه آنکه سطح فقر از 32 به 4 درصد رسید.
- نه اینکه به هر قیمتی باید به توسعه رسید اما به هر حال باید قیمت آن را بپردازید.
- همانقدر که به فقرا رسیدگی می شود به ثروتمندان هم باید رسیدگی شود.
- ما معتقدیم سود بخش خصوصی از طریق مالیات به دولت نیز می رسد.
- دولت 28% از سود بخش خصوصی را به عنوان مالیات دریافت می کند.
- در عوض دولت هیچ سرمایه گذاری در زمینه ای که بخش خصوصی فعال است، نمی کند.
- یک دولت نمی تواند در کوتاه مدت کاری انجام دهد.
- گاهی برای اینکه سیاستهای خود را عملی کنید مدت زمان زیادی احتیاج دارید.
- وقتی رهبران سریع عوض می شوند ایده ها به همراه آنها فراموش می شود.
- ما می توانیم در مالزی فقط به فکر شکست همسایه ابرقدرتی مثل چین باشیم و همواره در حال جنگ باشیم، اما ما به خود می گوییم: "بهتر است از یک کیک که در حال ترقی و رشد است، لقمه ای اندازه خود برداریم نه کل کیک را که در آن بمانیم."
- ما به جای استراتژی جایگزینی واردات، استراتژی توسعه صادرات را پی گرفتیم و اجازه دادیم خارجیها با تکنولوژی خود، کشور ما را صنعتی کنند. در حالی که اگر خودمان میخواستیم هر یک از این تکنولوژیها را بسازیم، 30 تا 40 سال طول میکشید.
- قرار نیست تکنولوژی در سیاست وارد شود.
- اگر به فن آوری اطلاعات توجه نکنیم یک بار دیگر از غرب عقب خواهیم افتاد.
- تحقیقات در اکثر دنیا انگلیسی است باید به این دانش دست بیابیم و علوم را به انگلیسی آموزش دهیم.
- مدیران و نخبگان موفق خارجی را می آوریم تا روشهای نوین را به اندوخته های ما اضافه کنند.
- ما اجازه دادیم که شرکتهای خارجی بیایند و تکنولوژی بیاورند و کارهایی را انجام دهند که ما توان انجام آن را نداشتیم. شهروندان مالزی توسط خارجیها استخدام شدند و علم و دانش کسب کردند.
- ما نه تنها ایجاد شغل کردیم بلکه تخصص نیز بدست آوردیم.
- خارجیها سرمایه های زیادی آوردند و اشتغال ایجاد کردند و ما امروز توانسته ایم نیاز سایر کشورها را برطرف کنیم.
- برای مبارزه با فساد اطمینان حاصل کنید که روند ساده و کوتاه است.
- مردم رشوه می دهند تا فرآیند پیچیده را ساده کنند.
- بیش از صد آیه در قرآن در باره عدالت است اما به شیوه های آن اشاره نکرده است.
- ما این شیوه را برای اجرای عدالت انتخاب کردیم.
- اگر عدالت نباشد، مهم این نیست که در چه راهی هستید.
- و اگر عدالت هست مهم این نیست که از چه شیوه ای استفاده کرده اید.
- اگر قدرت اقتصادی داشته باشید، دولت شما قدرت دارد از کشور دفاع کند. چرا که از تجارت و کارآفرینی قدرت حاصل می شود و می تواند جهت دفاع هم به کار گرفته شود.
ماهاتیر در سخنرانی مشهور خود در سال 2005 در ایران، جملهای را بیان کرده است که شایسته نتیجه گیری این مقاله است، وی گفت: "ایران یکی از پیشگامان تمدن بوده است که مالزی در مقایسه با آن هیچ است، اما ما توانستیم (با اندیشه درست) بسیار سریع پیشرفت کنیم." آری مالزی توانست و متاسفانه ما نتوانستیم. اما نباید از یاد برد کاری که ماهاتیر انجام داد، کار بزرگی بود، اما نه آن قدر بزرگ که از پس معمولی ترین آدمها برنیاید! تنها کاری که وی انجام داد، این بود که در یک کلام به علم اقتصاد، اعتماد کرد. کاری که ما نکردیم! و هنوز هم با گذشت سالیان سال تکلیف خود را با این مساله در سطوح اجرایی روشن نکردهایم.
تن ماهی سمی است وبا جوشاندن آن سم ازبین نمی رود
باتشکرازسمانه خانم فرستنده این میل :
دلفین های مرده 'کنسرو ماهی تن' میشوند دوستان عزیز توجه فرمایید در ایران تن
ماهی استفاده نکنید این گزارش را تا انتها بخوانید لطفا برای همه این ایمیل را
بفرستید بخصوص کسانی که بچه دارند چون بچه ها به تن ماهی علاقه دارند همه
گزارش را بخوانید و حتما دو خط آخر را هم دقت کنید موفق باشید محمد رضا لطفی،
مدیر گروه بیولوژیکی دریایی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران گفته است که عده ای
از صیادهای صنعتی گاهی "جسد دلفین های مرده را به سردخانه بنادر می دهند و حتی
از گوشت فاسد آن ها کنسرو تن تولید می شود." آقای لطفی گفته است که مسئولیت
کنترل سردخانه های بنادر به عهده اداره شیلات است، اما مسئولان شیلات و وزارت
بهداشت ایران تاکنون نسبت به این خبر موضع گیری نکرده اند. اسماعیل کهرم،
کارشناس محیط زیست می گوید که در همه جای دنیا تلاش می شود که دلفین ها صید یا
کشته نشوند. آقای کهرم تهیه کنسرو از دلفین های مرده را زنگ خطر دانسته و می
گوید علیرغم کنترل شدید وزارت بهداشت و سازمان دامپروری، به طور حتم این عمل
به شکل "غیر قانونی" انجام می شود. وی با اشاره به تجربه شخصی از سفر به خلیج
فارس و مکان های صیادی این منطقه، می گوید که معمولا لاشه دلفین هایی که به
ساحل آمده یا ماهیانی که در داخل تور افتاده اما به دلیل مسائل شرعی قابل
خوردن نیستند را برای تولید کود جمع آوری می کنند. محمد رضا فاطمی، استاد
دانشگاه علوم و تحقیقات تهران نیز با تاکید بر اینکه در بنادر چابهار و بندر
عباس گزارش ها و مستنداتی مبنی بر وجود این تخلفات به دست آمده، می گوید که تا
کنون هیچ برخوردی با متخلفان صورت نگرفته است. فرخ مستوفی، کارشناس محیط زیست
با تاکید بر اینکه باید نظارت دقیقی وجود داشته باشد، این موضوع را مسئله تازه
ای نمی داند و می گوید: "نظارت در کشور بزرگی مثل ایران کار مشکلی است. افزایش
قیمت گوشت و کاهش امکان خرید گوشت یکی از دلایل بروز چنین مسائلی است". آقای
مستوفی همچنین به مراکز صنعتی که از گوشت استفاده می کنند اشاره کرد و افزود
که افزایش قیمت باعث می شود، این مراکز نیز گاهی با سودجویی به مسئله نگاه
کنند. از مواردی که در گذشته بارها به آن اشاره شده، ورود گوشت های تاریخ مصرف
گذشته به ایران است که به جای معدوم کردن این گوشت ها، آن را به کالباس سازی
ها می فرستادند. در سرتاسر ایران گوشت های مختلف را که قیمت های مختلفی دارد
به جای یکدیگر غالب می کنند. در بعضی مناطق گوشت شتر را به جای گوشت گاو می
دهند. فرخ مستوفی این کارشناس محیط زیست اضافه کرد: "در سرتاسر ایران گوشت های
مختلف را که قیمت های مختلفی دارد به جای یکدیگر غالب می کنند. در بعضی مناطق
گوشت شتر را به جای گوشت گاو می دهند." آقای کهرم با "فاجعه" خواندن استفاده
از گوشت دلفین های مرده می گوید باید هر چه سریع تر با متخلفان برخورد شود. او
همچنین سه دلیل را باعث مرگ دلفین ها در خلیج فارس عنوان می کند. نخست دلیل،
مرگ طبیعی این پستاندارن است. دومین عامل، مرگ و میر در اثر آلودگی است و سوم
این است که این دلفین ها در داخل تورهای "ترولر" قرار می گیرند. تورهای وسیعی
که گاهی به طول ۲۰ تا ۳۰ متر می رسند و دلفین ها که پستانداران آبزی هستند، به
دلیل گیر افتادن در این تورها خفه می شوند. اسماعیل کهرم همچنین به مورد
همکاری دلفین ها و انسان ها در صیادی نیز اشاره می کند و می افزاید دلفین ها
بدون اینکه آموزش ببینند ماهی ها را به طرف تور صیادان حوالی ساحل می فرستند و
خود نیز از آن تغذیه می کنند. آقای مستوفی نیز با اشاره به تفاوت گوشت ماهی تن
و دلفین می گوید: "گوشت دلفین برخلاف گوشت ماهی تن ورقه ورقه نیست و گوشت
نسبتا سفت تری دارد." به گفته او ماهی تن در هنگام صید تقلا می کند و سمی در
بدنش تولید می شود که برای انسان مضر است. به همین دلیل در کشوری مانند ژاپن
برای کاهش این ضرر، ماهی تن را با نیزه شکار می کنند. آقای مستوفی در مورد
ماهی تن ایران که به طور طبیعی مدت زیادی در تور تقلا می کند، به این مسئله
اشاره می کند که این تقلا باعث ایجاد سمی می شود که با گرم کردن قوطی از بین
نمی رود.
ارزشمندترین خانه جهان درتهران
ارزشمنـدترین خانـه جـهان در تـهران
هیاهوی خیابان امام خمینی تهران و میدان حسن آباد آنقدر زیاد است که کمتر کسی درب یک موزه نبش خیابان شیخ هادی را پیدا می کند. به گزارش مهر، "موزه مقدم" درست در میان های و هوی بازار خرید و رفت و آمد مردم به بانک مجاورش قرار دارد. همین که از ورودی هشتی خانه وارد شوی، زندگی ماشینی را پشت سر می گذاری. دیوارهای این خانه اجازه ورود این همه هیاهو را به حریم خانه که ارزشمندترین خانه جهان نام دارد، نمی دهد.
ارزشمندترین خانه جهان به واسطه داشتن اشیای تاریخی و گرانبها به گرانترین خانه جهان در سالهای دهه 30 و 40 توسط پروفسور پوپ مورخ آمریکایی که مقاله ای با عنوان بررسی هنرهای ایران در مجله "سپید و سیاه" نوشته بود، معروف شد و هنوز هم جزو یکی از منحصر به فردترین خانه های ایران و جهان است.
این خانه متعلق به محسن مقدم پسر کوچکتر احتساب الملک شهردار دوره ناصر الدین شاه قاجار است.
محسن از کودکی به نقاشی علاقه زیادی نشان می داد. در مکتب کمال الملک نقاشی یاد گرفت حتی در تابلوی معروف کمال الملک از کلاس درسش نیز محسن مقدم به تصویر کشیده شده است محسن برای تحصیل نقاشی به همراه برادرش حسن، به سوئیس رفت و در زمان جنگ جهانی دوم برگشت اما دومین بار برای یادگیری باستان شناسی و تاریخ سفر کرد و این بار با دست پر همراه گروه های باستان شناسی در برخی از محوطه های تاریخی مانند دیلمان و شوش به کاوش و نظارت و بازرسی پرداخت.
او جزو اولین باستان شناسان ایرانی بود که به همراه اساتید باستان شناسی در محوطه های تاریخی فعالیت می کرد.
محسن مقدم از شاگردان استاد کمال الملک، باستان شناس و مؤسس دانشگاه هنرهای زیبا و استاد دانشگاه تهران بود که با همسر فرانسوی زبانش تصمیم گرفتند همه هم و غم خود را برای برپا کردن یک موزه از اشیای گرانبهایی که در حال از بین رفتن است بگذارند.
زوج باسواد عمارت مقدم از همان سالهای ابتدایی ازدواجشان تصمیم میگیرند که هیچ وقت ازدواج نکنند آنها نگهداری از اشیای تاریخی موجود در خانه شان را فرزندان خود می پنداشتند که باید برای نسلهای بعد نگهداری شوند.
خانه ای که اکنون به عنوان موزه مقدم از آن یاد می شود از خانه های مجلل دوره قاجار و دارای بخش های اندرونی و بیرونی است اما در کنار تمام اجزای این عمارت مجلل، کاشی های زرین فام و گرانبهایی را می توان یافت که مقدم برای پاسداری از آنها، جایی مناسب را در دیوار برای آنها در نظر گرفته بود تا از آسیب در امان بمانند برخی از این کاشی ها در دنیا منحصر به فرد هستند.
اما کلکسیون پارچه استاد مقدم نیز جزو یکی از کلکسیون های پارچه در دنیاست این پارچه های قیمتی اکنون به صورت فریز شده در داخل مجموعه نگهداری می شود امکان بازدید عموم از آنها وجود ندارد جز یکی از پارچه ها که آن هم درون قاب شیشه ای نگهداری می شود.
در کنار تمام در و دیوارهای کاشی کاری شده و زیبای عمارت مقدم، اتاق کوچکی راه ورودی به زیرزمین خانه است که تمام در و دیوار آن با سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی و صدف و مرجان های زیبا نقش داده شده است.
مقدم در دفترچه خاطراتش نحوه بدست آوردن بسیاری از اشیای تاریخی موجود در این خانه را شرح داده و گفته که یا آنها را از دستفروش های بازار و یا از مالکانی که قصد تخریب خانه های تاریخی خود را با تمام ملحقاتش داشتند خریده است.
برخی دیگر از این اشیا درحال خروج از کشور بودند و یا در حراجی های کشورهای بیگانه دست به دست می شدند که مقدم با ثروت خانوادگی اش آنها را خریده و به ایران برگردانده است. اما بسیاری دیگر از این اشیای تاریخی توسط سفرا و فرهنگیانی که مهمان مقدم بودند به این خانواده هدیه داده شده است مانند اشیایی که حدس زده می شود از بیت المقدس به او هدیه شده است.
اما در بین تمام این آثار برخی مانند سفال قرمز رنگ چشمه علی که متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد است، قدمت زیادی دارد که هیچ کس نمی داند چطور سر از این خانه در آورده است، به همین دلیل اداره کل موزه های دانشگاه تهران که اکنون مدیریت این موزه را بر عهده دارد می خواهد به بررسی مبدا این اشیا بپردازد.
مقدم در سال 1351 خانه پدری خود را با تمام آثار ارزشمندش وقف دانشگاه تهران کرد و در سال 1366 دار فانی را وداع گفت.
پس از مرگش نیز همسرش در سال 69 تولیت موزه را در اختیار مستقیم دانشگاه تهران قرار داد و سرانجام پس از چند سال عملیات مرمت، در مرداد ماه سال 88 در این خانه به روی بازدیدکنندگان گشوده شد.
عروس امام خمینی:اگرشکل کشیدن برنج دربشقاب زیبانبودایشان نمی خورد
نکته اجتماعی
نکته اجتماعی
نکته اجتماعی
پیرزن ها هم صورتی می پوشند
اصالت مهمترازتربیت است !
در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه "شیخ بهائی" رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید :
در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتیِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان" ؟
شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من "اصالت" ارجح است .
و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که "تربیت" مهم تر است !بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند .فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ و برقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند!درهنگام شام ، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم "تربیت " از "اصالت " مهم تر است ما این گربه های نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت "تربیت" است شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!!!شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت : این چه حرفیست فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز!!! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست وتمرین زیاد انجام می شودولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند .لذا شیخ فکورانه به خانه رفت .
او وقتی از کاخ برگشت بی درنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد.فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان .شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرددر آن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال واین یکی جنوب ............
و این بار شیخ دستی برپشت شاه زد و گفت : شهریارا ! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه "تربیت" هم بسیار مهم است ولی"اصالت" مهم تر!یادت باشد با "تربیت" می توان گربه را اهلی رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و "اصالت" خود بر می گردد.
نکته اجتماعی 27تیر91
پوشش
در میان علمای اسلام، اختلاف در وجوب شرعی یا عفاف آوری حجاب کمتر وجود دارد. اما در مورد فرآیند اجباری شدن آن در حکومت اسلامی حرفهای مختلف و گاه ضد یا نقیض دیده میشود. آنچه هست، بدون شنیدن ادله و اقوال صاحب نظران نمیتوان به داوری مشخصی در این خصوص رسید. از آنجایی که این مسئله به ویژه در میان نسل جوان جامعه ما به عنوان دغدغهای شخصی و بحثی استدلالی در آمده است به سراغ یکی از عالمان دین زمان خود رفتهایم تا نظر ایشان را نیز در این زمینه منعکس کنیم.
حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی ایازی، استاد حوزه و دانشگاه، که از سوى چند تن از مراجع بزرگ حوزه علمیه قم اجازه اجتهاد و استنباط احکام دارد، در گفت و گویی با پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران، نقطه نظرات خود را در موضوع حجاب ارائه کرده است. ایشان که پیش از این نیز چند مقاله و نوشته در این خصوص به چاپ رسانده، معتقد است، با توجه به زمینه های فقهی و تاریخی مسئله حجاب، این حکم، حکمی شرعی و شخصی است و ادله الزام آوری این مسئله در حکومت اسلامی کافی نیست.
غالب علما در وجوب شرعی حجاب تردیدی ندارند و حجاب را یکی از احکام واجب برای زن مسلمان میدانند. اما در اینجا سوالی مطرح میشود که آیا حکومت اسلامی میتواند این واجب شرعی را، به عنوان واجب قانونی در نظر بگیرد و برای رعایت آن در جامعه، ساز و کار کیفری تعبیه کند و با بدحجابی برخورد نظامی کند؟ و آیا اگر وجه کیفری قانونی را حذف کنیم، حکومت اسلامی مجاز است از پول بیتالمال برای تبلیغ و ترویج حجاب هزینه کند؟
با ذکر هفت مقدمه به سوال شما پاسخ میدهم. اولا تردیدی نیست که حجاب یک دستور و تعلیم قرآنی است. در سوره احزاب (آیه ۵۹) و نور (آیه۳۱)، به این مسئله اشاره شده است و حجاب را تشویق میکند. قبل از نزول این آیات، پایبندی به حجاب در جامعه مسلمین مطرح نبود، اما پس از آن زنان مومن خود را ملزم به رعایت حجاب کردند.
ثانیا تردیدی نیست که پوشش و حجاب بخشی از تمدن بشریت است. انسانهای بدوی برهنه بودند، اما قدم به قدم حجاب، نه فقط به عنوان پوشش و حفاظ از گرما و سرما، بلکه به عنوان نوعی تشخص، هویت و انسانیت مطرح شد.
سومین مقدمه آن است که حجاب بخشی از امنیت اجتماعی، امنیت انسانی و اخلاقی را هم تامین کرده و میکند. یعنی چه به عنوان پوشش عادی در جامعه، چه به عنوان زره در جنگ، مانعی نسبی در برابر دست اندازی به فرد ایجاد میکند.
نکته چهارم این که لباس امری انتخابی است. ممکن است الزامات اجتماعی در انتخاب نوع پوشش فرد تاثیرگذار باشد، اما این انتخاب به صورت ارادی انجام میشده است. طبعا روش و آموزش شرع نیز تشویقی است، برای اینکه فرد آن پوشش را انتخاب کند.
مسئله پنجم به کاربرد پوشش در میان زنان و مردان باز میگردد. به دلیل آنکه زنان، به اقتضای ویژگیهای جسمی خود، بیشتر در برابر هجمه، خطر و سوء استفاده بودهاند، حجاب آنان حساسیت بیشتری یافته و حدود آن بیشتر شده است.
ششمین مقدمه این است که قرآن کریم اگرچه حجاب را دارای مراتب مختلف دانسته، اما دایره کمال برای آن تعریف کرده است. آیه ۶۰ سوره نور میفرماید: «… وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ…» یعنی اگر عفت بیشتری داشته باشند و بیشتر خود را بپوشانند، برایشان بهتر است.
و بالاخره مقدمه آخر آنکه مسئله حجاب امری آموزشی و تربیتی است. همانطور که از بازیکن فوتبال بدون آموزشهای لازم، نمیتوان انتظار بازی خوب داشت، بدون آموزش و تربیت هم نمیتوان حجاب را بر تن دختری خردسال کرد. خانواده باید از کودکی این آموزش را به فرزند خود بدهد. در غیر این صورت لباس پوشیدن برای کودک غیر قابل تحمل میشود.
با در نظر گرفتن این هفت مقدمه به سوال شما میرسیم. اعتقاد من آن است که حجاب، همانند نماز، روزه، خمس و زکات، یک امر شرعیِ شخصی است. حجاب مثل تصرف مال مردم، امری اجتماعی نیست که مجازات داشته باشد. در واقع تعلیمات دینی ما دو دسته است: دستهای تکلیف شخصیِ دینی و دسته دیگر اجتماعی است و برای آن کیفر گذاشته شده است. طبعا حکومت اسلامی میتواند حجاب را آموزش دهد و مردم متبوعش را بدان تشویق کند، اما برخورد کیفری در هیچ دستوری نیامده و حتی برعکس آن ذکر شده است.
در مقاله من تحت عنوان «نقد و بررسی ادله فقهی الزام حکومتی حجاب»، ادله مفصل این سخن آمده است. اینکه میتوان تشویق و تبلیغهای دولتی و حکومتی داشت برای ترویج حجاب مساوی با این نیست که اگر کسی حجاب را رعایت نکرد او را تنبیه جسمی و روانی کرد. ما در زمان پیامبر و ائمه حتی یک مورد مبنی بر برخورد با فرد بدحجاب نداریم. اتفاقا در روایتی کنیزکان مسلمان حتی از آنکه در حال نماز سر خود را بپوشانند، منع شدهاند(وسائل الشیعه، ج ۴، صص۴۱۲-۴۰۸). این نشان میدهد بحث حجاب، بحث اجتماعی جنسی به این معنا که تبلیغ می شود نیست و جنبه دیگری داشته است.
علامه در ذیل تفسیر آیه ۵۹ سوره احزاب از تفسیر درالمنثور، روایتی میآورند در شان نزول این آیه، وقتی بعضی زنان برای نماز مغرب به مسجد میرفتند و عدهای جوان متعرض آنان میشدند این آیه نازل شد که حجاب را بگذارید تا معلوم شود شما مسلمانید و شما را اذیت نکنند…
بله. در این آیه سوره احزاب که میفرماید «…ذلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ …» (ای پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند (به احتیاط) نزدیکتر است…)، فلسفه حجاب را، مرزبندی بین زن حر و زن غیر حر بیان میکند. یعنی کسی نگوید من تصور کردم که او کنیز است و به او تعرض کردم.
ولی در آیه ۳۱ سوره نور، حکم حجاب را به صورت یک واجب شرعی مطلق داریم که میفرماید: و«قُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ…» (و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را (از هر نامحرمی) فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسری خود را بر سینه خویش (فرو) اندازند و زیورهایشان را آشکار نکنند…). این وجوب شرعی است.
اگر حجاب را در حکومت اجباری نکنیم، تکلیف مومنین نسبت به دیگران در قبال این امر واجب چیست؟
تکلیف مومنین همانند تکلیف آنها در برابر نماز خواندن دیگران است. مومنین باید دیگران را تشویق کنند که نماز بخوانند و ححاب بگذارند. اما برخورد انتظامی مشکل را چاره نمیکند و حتی بدتر میسازد.
شهید مطهری و استاد جوادی آملی و برخی دیگر، حجاب را به صورت فلسفی تفسیر میکنند. اگر ما بخواهیم به سمت تفسیر فلسفی عقلانی حجاب برویم، آیا نباید به عقلانی بودن آن در هر شرایط و در هر مورد پایبند باشیم؟ برای مثال به اینکه چه حدی از حجاب را رعایت کنیم هم باید عقلانی پاسخ دهیم.
نه. چنین نیست. رفتن شما به پزشک آیا عقلانی هست یا خیر؟
عقلانی است.
اما پزشک وقتی به شما نسخهای میدهد، شما سوال از جزئیات آن نمیپرسید و در نحوهی مصرف دارو چون و چرا نمیکنید.
بله. اما این فقهی دیدن و تعبدی دیدن است؛ نه عقلانی دیدن. منظور من این بود که در نگاه و گرایش فلسفی، برای منفعت و کارایی حجاب دلیل و علت مستقل از شرع ذکر کنیم، نه آنکه بر سخن شرع تکیه کنیم.
خیر. این قرآن است که میگوید شما چنین بپوش و این حد را رعایت کن. اصل مراجعه شما به پزشک یا قرآن، و اعتماد به سخن و دستور آنها عقلانی و عقلایی است اما در مورد جزئیات از او سوال نمیکنید و این جزئیات را دین تعیین میکند. یا اصل ایستادن پشت چراغ قرمز بر سر چهارراه عقلایی است. اما جزئیات آن را پلیس مشخص میکند که برای مثال پشت خط بایست و نیم متر جلوتر نایست. در واقع اصل آن عقلانی است، اما حدود آن تعبدی است؛ نه تعقلی.
برخی میگویند گشت ارشاد و برخورد کیفری با بدحجابی، به مثابهی برخورد یدی است که شرع در نهی از منکر توصیه کرده و جواز آن را داده است. نظر شما در این باره چیست؟
من در مقالهام به تفصیل ذکر کردهام که اولا ما در این مسائل برخورد یدی نداریم. دوما در اینکه حجاب مصداق امر به معروف و نهی از منکر باشد، محل بحث است. بین امر به واجب و امر به معروف فرق است. شرط امر به معروف و نهی از منکر آن است که معروف و منکر مورد نظر، برای افراد شناخته شده باشد. به عبارت دیگر، هنجار و ناهنجار دانستن کار خوب و بد، به فهم و رویکرد جامعه وابسته است و تنها واجب و حرام بودن کافی نیست. پس نمیتوان نهی از منکر را شامل تمام محرمات دینی دانست. حجاب هم، برای بسیاری از افراد که آن را رعایت نمیکنند، معروف و هنجار معرفی و شناخته نشده است
خانم انکوسانزا دلامینی زوما رئیس اتحادیه آفریقا شد
یکی از وزرای آفریقای جنوبی به عنوان رئیس جدید اتحادیه آفریقا انتخاب شد و به این ترتیب به کشمکشی که احتمال میرفت باعث شکاف و تهدید این سازمان شود، پایان داد.
به گزارش ایلنا به نقل از رویترز، «انکوسانزا دلامینی زوما» که پیش از این به عنوان وزیر بهداشت و خارجه آفریقای جنوبی نیز فعالیت کرده است، نخستین زنی است که به عنوان رئیس اتحادیه آفریقا انتخاب میشود.
زوما پس از سه دور رایگیری موفق شد «ژان پینگ» رقیب ۶۹ ساله خود را از رقابتها حذف کند. وی در این رایگیری موفق به کسب ۳۷ رای شده و به این ترتیب اکثریت ۶۰ درصدی لازم برای تصدی ریاست اتحادیه آفریقا را به دست آورد.
زوما به عنوان رئیس جدید اتحادیه آفریقا با چالشهای متعدی از جمله تلاش برای جلب حمایت سازمان ملل متحد برای مداخله نظامی در مالی روبهرو است
انفورماتیک
درروایات برگشت کسی که ازروستا به شهرمهاجرت کرده درحد شرک بیان شده است
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک روستا برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو، یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند.
در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟
پسر پاسخ داد: عالی بود پدر!
پدر پرسید: آیا به زندگی آنها توجه کردی؟
پسر پاسخ داد: بله پدر!
و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟
پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا، ما در حیاطمان یک فواره داریم و آن ها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوسهای تزیینی داریم و آن ها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود، اما باغ آن ها بی انتهاست!
با شنیدن حرف های پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر بچه اضافه کرد: متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!
این داستان مفهومش این است که قدرنعمت ها رابدانیم نه اینکه به روستا یا عصرچادرنشینی برگردیم
خودمان را اینطوری معرفی نکنیم
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و � محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .
زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید.
این 3 رفتار خانمها باعث دوام زندگی مشترک می شود
برخی رفتارهای زنان باعث آزار مردان شده و آنها از این بابت همیشه گله مند هستند؛ اما نمی دانند که این رفتارها از لحاظ علمی باعث انگیزه و پیشرفت آنها می شود. «غلامرضا قاسمی کبریا» دکترای رواشناسی و مشاوره در این باره به برنا می گوید: در روابط زن و شوهریک سری تقابلی وجود دارد که این تقابل متاثر از مبنای ذهنی، برخی از تفاوت ها را درک می کنند. هر فردی هم بنا به آن گونه ای که تربیت شده است و با همان ذهنیت نسبت به رفتار افراد و همسرش ذهنیتی دارد و به رفتار همسرش اتهامی وارد می کند.
معمولا وقتی مردان در جمع مردانه قرار می گیرند، گاهی زنان را در برخی موارد تمجید و گاهی تقبیح می کنند که هیچ کدام روش خوبی نیست؛ چرا که این افراد تجربه فردی و متاثر از ذهنیت فردی مردان است. شاید بارها از زبان مردها شنیده باشید که از غر غر کردن زنها متنفریم. البته این طرز صحبت کاملا توهین آمیز است و یا زنان را به پرحرفی، چشم هم چشمی متهم کرده و یا اینکه زنان معمولا به وسایل تزیینی و خرج کردن اهمیت می دهند.
همه این واکنش مردان نسبت به رفتارهای زنان مبنای علمی ندارد، یعنی این رفتارها برای هر مردی ممکن است تجربه ای شود که به ذائقه اش منطبق نیست و این اتهام را به زنان نسبت می دهد.
معمولاً مردان از 3 رفتار زنان گله مند هستند؛ اما نمی دانند که رفتارها نعمتی است از طرف خداوند که باعث منفعت و پیشرفت آنها می شود.
1- پرحرفی
برخی از مردان از پرحرف بودن زنان گله مند هستند. مرد باید بداند که پرحرفی زنان بسیار مفید است و این رفتار نعمتی از جانب خداوند است که به زنان داده تا بتوانند از این طریق روابطی عاطفانه با همسرشان ایجاد کنند. اگر زنان مانند مردان کم حرف باشند، همه دنیا و عالم منزوی می شوند و رابطه صمیمی و خوبی وجود ندارد. پرحرفی زنان باعث می شود که فرزند آنها تکلم یاد بگیرد. از زمانی که مادر باردار است تا زمانی که به دنیا می آید با فرزندش حرف می زند و در رفتار و تکلم فرزند تاثیر بسزایی دارد.
از نظر علمی ثابت شده است که صدای زنان به دلیل اینکه صدای زیر است، باعث آزار مردان می شود، اگر همیشه زنان یکنواخت صحبت کنند، صدای آنها دلخراش است؛ اما زمانی که زنان تن صدای خود را ترکیبی کرده و با عشوه صحبت کنند، موجب می شود که مردان احساس رضایت و علاقه مندی کنند. متاسفانه مردان نمی دانند که آزار آنها توسط پرحرفی زنان نیست؛ بلکه به خاطر یکنواختی صدای زیر آنهاست؛ معمولا زنانی در برابر مخاطب و همسر خود جذاب هستند که یکنواخت صحبت نکنند.
2- خرید کردن و حس تنوع طلبی
برخی از مردان زنان را به خریدن اشیاء تزیینی و متنوع و هزینه کردن بی مورد متهم می کنند؛ اما نمی دانند که اگر این خصوصیات در زنان وجود نداشت، تنوع غذا، جذابیت های محیطی که خود یک نعمت محسوب می شود، نبود و مردان از آن بی بهره بودند.
اگر زندگی فقط بر اساس ذائقه مردان بود، همه افراد مانند انسانهای اولیه در غار زندگی می کردند. این رفتار زنان باعث می شود تا تنوع در دنیای پیرامون مردان ایجاد شود و از آن لذت ببرند. زمانی که مرد توجهی به این زیبایی ها و تنوع نکند، به نظرش افراط می آید و همیشه از این بابت شاکی است که زن هزینه بی مورد می کند و با این کار همسرش مخالف است. زنان باید سلیقه مردان را هم در این مورد به کار گیرند تا احساس نارضایتی نکنند.
3- چشم هم چشمی
چشم و هم چشمی زنان یکی دیگر از رفتارهایی است که موجب آزار مردان می شود؛ اما مردان باید بدانند که اگر این خصوصیات نباشد البته نه در حد افراط، رقابت ایجاد نمی شود و هیچ انگیزه و پیشرفتی در زندگی آنها صورت نمی گیرد.
یادآور می شود که تمام این رفتارها در حد اعتدال آن خوب است نه در حد افراط...
الماس تئاتر ایران درخاک فرو رفت
مراسم تشییع پیکر استاد حمید سمندریان صبح امروز با حضور هنرمندان، علاقه مندان و دوستداران وی در مقابل خانه هنرمندان برگزار شد و ساعتی بعد پیکر این استاد بزرگ تئاتر ایران، در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) در خاک آرام گرفت.
بر اساس گزارش خبرگزاری ها، جمع زیادی از مردم و هنرمندان صبح امروز برای تشییع و بدرقه ‘حمید سمندریان’ پیشکسوت عرصه هنرهای نمایشی در خانه هنرمندان گرد آمدند تا با هنرمند برجسته تئاتر ایران خداحافظی کنند.
چهرههای نامآشنای تئاتر، سینما و تلویزیون و دانشجویان رشتههای مرتبط با هنرهای نمایشی در این برنامه حضور داشتند. در محوطه باز خانه هنرمندان پوستر بزرگی از چهره مرحوم سمندریان آویخته شده که روی آن نوشته شده است: ‘ این صحنه خانه من است’.
خاتمی نیز پیام تسلیتی را خطاب به هما روستا، همسر حمید سمندریان، به این مراسم ارسال کرد که توسط حجت الاسلام دعایی خوانده شد.استاد حمید سمندریان، پیشکسوت تئاتر ایران در سال ۱۳۱۰ در تهران دیده به جهان گشود و نخستین نمایش حرفهای خود را به نام ‘دوزخ’ اثر ‘ژان پل سارتر’ به صحنه برد؛ وی پس از ۵۰ سال فعالیت مستمر در عرصه نمایش کشور بامداد روز پنجشنبه ۲۲ تیرماه ۱۳۹۱ دارفانی را وداع گفت.
او در حالی از دنیا رفت که در حسرت به صحنه بردن نمایش گالیله ماند و گله های بی پایان خود از بی مهری های دولتمردان را تا آخرین لحظه های عمر با خود به همراه داشت.
قدردانی چهار نسل شاگردان سمندریان از وی
عزت الله انتظامی، ابراهیم حقیقی، رضا کیانیان و پیام دهکردی به عنوان نمایندگان چهار نسل از شاگردان زنده یاد سمندریان در ویژه برنامه ای که برای تشییع پیکر این هنرمند در مقابل خانه هنرمندان برگزار شد، به سخنرانی پرداختند.
در این مراسم که در مقابل خانه هنرمندان و تماشاخانه ایرانشهر با حضور هنرمندان، علاقمندان و دوستداران این استاد بزرگ تئاتر برگزار شد و اجرای آن بر عهده حسین پاکدل بود، عزتالله انتظامی درباره حمید سمندریان گفت: هفته گذشته به همراه ایرج راد به منزل حمید سمندریان رفتیم و با او صحبت کردیم. با همان حال همیشگی خود به من گفت: عزت هر چه کار بوده کردیم، دیگر باید برویم.
آقای بازیگر با اشاره به نیمقرن تدریس حمید سمندریان در دانشگاه و تربیت بهترین هنرمندان اشاره کرد و گفت: سمندریان مردی بود که از نظر خلق و خو نظیر نداشت، همیشه لبخند میزد و با همه به خوبی رفتار میکرد.
وی ادامه داد: او اولین کسی است که در دانشگاه در سر کلاسش حضور داشتم، پایان کار ما با او نمایش کرگدن بود.
این بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون تصریح کرد: سمندریان نسبت به همه لطف داشت، هیچ کس نسبت به او گلهای نداشت و همه از او راضی بودند. امروز تئاتر ایران بزرگ مرد خود و الماس تئاتر خود را از دست داده است.
در ادامه ابراهیم حقیقی نیز گفت: سخت است شاهد آب شدن شمعی باشیم که فتیله آن شاید به صبح نرسد، باید فهمید که هما روستا چه میکشد.
وی تصریح کرد: سخت است برای معلمی حرف بزنیم که یگانه بود.
رضا کیانیان سخنران بعدی این مراسم درباره استاد حمید سمندریان اینطور گفت: سلام میکنم به حمید سمندریان که در بین شما سرک میکشد، سلام میکنم به احمد آقالو، میدانیم که دیگر حمید سمندریان تکرار نمیشود. این خیلی مهم است که یک آدم را چندین نسل دوست داشته باشند و به او احترام بگذارند، چه راز عجیبی که در وجود او بود، او هیچ وقت نمیمیرد. سمندریان چیزی از این دنیا نمیخواست فقط میخواست ۵ نمایشنامه را اجرا کند.
وی درباره حسرت استاد سمندریان از اجرا نکردن نمایش گالیله گفت: سمندریان میگفت اگر گالیله را اجرا نکنم دستم از گور بیرون میماند، چرا گالیله را اجرا نکرد. اگر سمندریان گالیله را اجرا میکرد گالیله میخوابید، اما الان گالیله زنده است.
کیانیان در پایان اشاره کرد: استاد سمندریان دستت را درون گور ببر زیرا گالیله را همه اجرا میکنیم.
«پیام دهکردی» بازیگر در مراسم تشییع پیکر حمید سمندریان گفت: تنها ماندهایم، ناتوانیم از ادامه این راه، ما چرا اینجاییم، اینجاییم برای خاکسپاری پیکر او، نه حمید سمندریان نمرده است، زنده است، زنده تکثیر شده در وجود تک تک ما و این جادوی اوست.
وی ادامه داد: رنج میبریم نمیتوانیم فراموشش کنیم، چه باید کرد. فراموشش نکن، نمیتوانیم و این درد مشترک من و توست تا همیشه، شاید اگر کمی صبر داشته باشیم، شاید بفهمیم چرا زندهایم، چرا رنج میبریم از یاد بردهایم، ما را چه آموخته، ما هستیم تا عاشقانه زندگی و کار کنیم و امید یگانه واژه ما باشد برای ادامه راهش.
این کارگردان تئاتر بیان داشت: پس حالا وداع میکنیم با پیکر او، وداع میکنیم، دوست دارمت نه بسان گذشته که چونان این لحظه، این آن بی تو بودن نه نفس دارم و نه نای نفس تنها یک واژه میمیرمت.
هما روستا: حمید می گفت همه را دوست داشته باش
همچنین در ادامه هما روستا همسر استاد حمید سمندریان نیز طی سخنانی اظهار داشت: من از همه دوستان تشکر میکنم، حمید روزهای آخر یک وصیت داشت و من را نصیحت میکرد و میگفت: همه را دوست داشته باش،وی ادامه داد: حمید میگفت دشمنان من زیاد بودند ولی وقتی به من نزدیک شدند دیگر دشمنم نبودند، دیدم که مرا دوست دارند، چون من هم آنها را دوست داشتم و میگفت به یکدیگر خوبی کنید.
در این مراسم هنرمندان و مدیرانی چون همچون علی نصیریان، قادر آشنا، محمدحسین ایمانیخوشخو، احمد مسجدجامعی، قطبالدین صادقی، کتایون فیض مرندی، داریوش اسدی، داریوش مؤدبیان، میکائیل شهرستانی، حسین کیانی، حسین سلمانی، محمدعلی قلیزاده، فرزین محدث، مجید قناد، حمید پورآذری، اسماعیل خلج، رویا میرعلمی، داوود رشیدی، حسین پورشیرازی، رضا کیانیان، حسن معجونی، احمد ساعتچیان، رضا بابک، سالار عقیلی، همایون شجریان، محمد یعقوبی، آیدا کیخایی، مریم کاظمی، سعید ذهنی، امین تارخ، فریده سپاهمنصور، بهزاد فراهانی، حامد بهداد، ستاره اسکندری، الهام پاوهنژاد، ناصر هاشمی، کیومرث پوراحمد، محمد چرمشیر، هدایت هاشمی، امیر جعفری، ریما رامینفر، هادی مرزبان، مهدی پاکدل، ناصر تقوایی، اکبر زنجاپور، شهرزاد حسنی، ایرج راد، بهروز بقایی و … حضور داشتند.
نمایش «گالیله»؛ وصیتنامه ای که نهایتا اجرا نشد
شادی خبر بازگشت مجدد حمید سمندریان به دنیای تئاتر یک ماه هم دوام نیاورد چرا که سحرگاه ۲۲تیرماه اعلام شد این کارگردان تئاتر بعد از دست و پنجه نرم کردن با بیماری در سن ۸۱سالگی در منزل خود دار فانی را وداع گفته است. او صحنه تئاتر را زمانی ترک کرد که تمرینات تئاتر «بازی استریندبرگ» را شروع کرده بود.
عصر ۲۲تیرماه طی پیامکی به اطلاع اهالی تئاتر رسید که گردهمایی هنرمندان تئاتر، دانشجویان و هنرجویان آموزشگاه حمید سمندریان در سالن انتظار تالار اصلی تئاتر شهر برپا میشود؛ مراسمی که حضور افراد، تأکیدی بر نقش و حضور مؤثر این هنرمند بود؛ هنرمندی که از سالها قبل اعلام کرده بود میخواهد نمایش «گالیله» را بهعنوان وصیتنامه هنریاش اجرا کند؛ امری که محقق نشد.
گردهمایی هنرمندان و دوستداران سمندریان با تخیل اجرای نمایش گالیله به پایان رسید. رضا گوران که اجرای برنامه را بر عهده داشت، خطاب به حاضران گفت: تئاتر جای تخیل است، تخیل کنیم که اجرای نمایش گالیله تمامشده است. آقای سمندریان روی صحنه آمده و ما میخواهیم تشویقش کنیم. استادمان را چگونه تشویق میکنیم؟ و این مراسم با تشویق هنرمندان و دانشجویانی که نمایش گالیله را ندیدند به پایان رسید تا بدانیم که تئاتر بعد از نبود او باز جریان خواهد داشت.
اسفندماه سال ۱۳۸۶ حمید سمندریان اعلام کرد که اجرای نمایش گالیله از وصیتهای هنری اوست. سرانجام آخر فروردینماه ۱۳۸۹ اعلام شد که حمید سمندریان هفت سال بعد از توقف تمرینهای نمایش گالیله نوشته برتولد برشت این اثر را زمستان ۸۹ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه میبرد. در سال ۸۸طی مراسم بزرگداشت حمید سمندریان در تماشاخانه ایرانشهر، سالن شماره دو ایرانشهر نیز به نام حمید سمندریان اختصاص پیدا کرد.
استاد تئاتر ایران بارها اعلام کرده بود که دوست دارد این نمایش را روی صحنه ببرد. دلیلی که خود اینگونه شرحش داد: «زندگی گالیله در واقع افراطیترین درامی است که دوست دارم آن را اجرا کنم، اما شرایط بهگونهای نیست که بتوانیم زندگی او و سکوت تحمیلی ۵۰سالهاش را اجرا کنیم. از آنجا که طعنههای اندک من در نمایش «ملاقات بانوی سالخورده» مضر شناخته نشده و همینطور با اصراری که به ادامه کارم وجود دارد، بار دیگر وسوسه شدم تا نمایش زندگی گالیله را بهعنوان وصیتنامه زندگی هنری خود اجرا کنم.» امری که هربار بهدلایل مختلف انجام نگرفت تا سرانجام خبر از اجرای نمایش «بازی استریندبرگ» که او سالها پیش به صحنه برده بود با همان بازیگران قبلی یعنی هما روستا، رضا کیانیان و پیام دهکردی به گوش رسید که تمرینات این تئاتر هم به پایان نرسید.
پوست مرغ خوردنش بعلت هورمونی بودن ضرردارد
ادامه مطلبنکته اجتماعی 25تیر91
ادامه مطلبآقای...خشونت درزندگی به صلاح هیچ کس نیست همسروفرزندان عزیزهستند
ترکیه عمل سزارین را جز در موارد اضطراری ممنوع کرد.
به نوشته روزنامه ملیت، قانون ممنوعیت سزارین در ترکیه با درج در روزنامه رسمی این کشور از روز پنجشنبه به اجرا گذاشته شد.
به گزارش انتخاب به نقل از این روزنامه، قانون ممنوعیت سزارین در ترکیه که سه هفته پیش به تصویب مجلس ملی ترکیه رسیده بود، پس از تایید توسط عبدالله گل رییس جمهوری این کشور در روزنامه رسمی ترکیه منتشر شد.
تا پیش از این، نزدیک به ۵۰ درصد زایمان ها در ترکیه توسط سزارین صورت می گرفت.
این موضوع در ماه های گذشته انتقادهای بسیار جدی مقامات دولتی ترکیه از جمله رجب طیب اردوغان نخست وزیر این کشور را در پی داشت
در روز چقدر از مکانیسم های دفاعی استفاده می کنیم؟

مکانیسم دفاعی وسیله ای ست که از طریق اونها، اضطراب های درونی خودمون رو کاهش می دیم، اضطراب هایی که بر اثر کشمکش و تعارض بین نیروهای ناخودآگاه و خودآگاه ما ایجاد شده. ما با توسل به این مکانیسم ها می تونیم از فروپاشیدگی شخصیت جلوگیری کنیم. مثلا دلیل تراشی یه مکانیسم دفاعیه که ما وقتی کاری رو انجام می دیم که از دید دیگران اشتباه و نادرسته، برای اینکه کارمون رو موجه و منطقی و درست جلوه بدیم، دلیل های منطقی براش میاریم و از این طریق می تونیم در مقابل دیگران از خودمون دفاع کنیم.
اما اینجا یه سوال پیش میاد، که تا چه زمانی و چه سنی باید از این مکانیسم ها که یه جورایی به دردمون می خوره، استفاده کنیم؟ معمولا کودکان از این مکانیسم ها خیلی زیاد استفاده می کنن. مثل وقتی که اشتباهاتشون رو به گردن دیگری میندازن و از مکانیسم فرافکنی استفاده می کنن یا از طریق بازی احساس حقارتشون رو منکر می شن و از مکانیسم انکار استفاده می کنن. اینها باعث حفظ تمامی شخصیت کودک می شه. اما ادامه پیدا کردن، بعد از دوره کودکی، نشانه کمبود رشد "خود" است. یعنی زمانی که ما هنوز نتونستیم نسبت به خودمون شناخت و بصیرت پیدا کنیم. ما هنوز نتونستیم راه درست حفظ شخصیتمون رو پیدا کنیم.
پس وقتی به زندگی خودم نگاه می کنم و زندگی آدمایی که باهاشون چه مستقیم و چه غیر مستقیم در ارتباطم، به این نتیجه می رسم که ما هیچ کدوم مثل یک انسان بالغ با خود رشد یافته، رفتار نمی کنیم (حداقل در بعضی از رفتارهامون اینطوری هستیم). ما مدام داریم برای حفظ امنیت خودمون از مکانیسم های دفاعی استفاده می کنیم: واسه کارامون دلیل و بهونه میاریم. منکر اشتباهاتمون می شیم. به جای اینکه در پی اصلاح اشتباهات خودمون باشیم فقط بلدیم از دیگران ایراد بگیریم. مدام اشتباهاتمون رو تکرار می کنیم. مسئولیت رفتارهامون رو نمی پذیریم و به گردن دیگران می ندازیم. هممون می ترسیم، هممون نگرانیم، عصبانی هستیم، سرگردانیم ولی این ها رو مخفی می کنیم، سرکوب می کنیم....
پی نوشت: خدا فروید رو رحمت کنه، بزرگ مردی بود واسه خودش. حیف که قدرش رو نمی دونیم، حیف که از نظریه هاش، از اطلاعاتش، از شعورش استفاده نمی کنیم، تا یه کم به خودمون بیایم و متوجه بشیم که آره اوضاعمون خیلی خرابه...
++ راستی فارغ التحصیل شدن دوستای گلم، الهه و فائزه رو بهشون تبریک می گم. خیلییییی خوشحالم که از دست درس و امتحانو دانشگاهو غربتو سختی ها و .... دیگه خلاص شدن.
فاعظه به خدا وبلاگ، دلش واسه نوشته هات یه ذره شده! بیا دیگه.
ده عامل محبوبیت ما
دکتر گلزاری در مجله سپیده دانایی "ده عامل محبوبیت" رو معرفی کرده، که بازگو کردنش اینجا بی ربط و خالی از لطف نیست:
آراستگی ظاهری: پوشش پاکیزه، منظم و زیبا و البته مطابق یا نزدیک به عرف.
خوش اخلاقی: برخورداری از چهره گشاده و خندان، بیان زیبا و مودبانه و رفتار نرم و انعطاف پذیر.
متانت و وقار: نه فخر فروشی، نه سبکسری و جلف بازی.
خویشتنداری و پارسایی: مقاوم بودن در برابر کشش های غریزی و توانایی داشتن در به تاخیر انداختن خواسته ها و لذت های نفسانی
مهربانی و نیکوکاری: احسان و باری رساندن به دیگران، همدلی با دیگران.
موفقیت های چندبعدی: فقط درس خواندن، آن هم با اضطراب زیاد، مانع شادابی، رشد و محبوبیت میشه.
عزت نفس بالا: هم به معنای مناعت طبع و دست نیاز پیش کسی دراز نکردن، هم به معنای احساس ارزشمندی یعنی نا امید نشدن از شکست ها و باور داشتن توانمندی ها و صفات مثبت خود.
برخورداری از مهارتهای اجتماعی: به ویژه مهارت های ابراز وجود، تصمیم گیری درست و حل مسئله، نه گفتن به خواسته های نادرست دیگران و...
فروتنی: خودستایی نکردن و به تحقیر دیگران نپرداختن.
معنویت: قران کریم می فرماید: آنان که به خداوند ایمان دارند و کارهای شایسته انجام می دهند، خداوند رحمان به زودی مهرشان را در دل دیگران جای می دهد.
تخم مرغ دزد شتر دزد میشه اگرامربه معروف نکنیم !
آخرین روزهای اسفند ماه سال 1390 همراه بود با خبر تصادف علی دایی که پس از شکست تیمش در حال عزیمت از اصفهان به تهران، به علت خوابآلودگی خودروی وی واژگون میشود. اما از آن جا که برخی حاشیهها برای من جذابتر و جالب توجهتر از اصل موضوع است، خبر سرقت اموال علی دایی از داخل خودروی وی انگیزهی من برای نگارش این یادداشت شد. به قول مأموران آگاهی اجازه دهید صحنه را بازسازی کنیم. علی دایی با خودروی پرادوی خود در محور اصفهان به کاشان در ساعت 20:10 دچار سانحه میشود، محمد دایی برادر وی از خودرو پیاده شده و در حالی که علی دایی بیهوش است با استمداد از اورژانس به همراه وی به یکی از بیمارستانهای کاشان میروند و خودروی پرادوی بیدر و پیکر را به حال خود رها میکنند. به نظر شما با آمار و احتمال ریاضی چقدر احتمال دارد که افرادی که وسایل علی دایی را به سرقت بردهاند، سارق حرفهای باشند؟ با بیان برخی توضیحات و شواهدی که خودم به عینه با آنها روبرو بودهام، اثبات خواهم کرد این قبیل افراد نه تنها سارق حرفهای و سابقهدار نیستند بلکه همین آدمهای معمولی هستند که در اطراف ما زندگی میکنند. امکان دارد شما با این افراد دوست باشید، همسایه باشید، همکار باشید و خدای ناکرده فامیل باشید. قیافههایشان هم کاملاً معمولی است مثل همهی آدمها. اسلحه و نقاب و شاه کلید هم ندارند.
داستان اول
بچه بودم و بنّایی داشتیم. جلوی خانهمان یک کامیون آجر خالی کرده بودند تا بنای نیمهتمام خانه به سرانجام برسد. پدرم یک روز آمد و گفت احساس میکنم از این آجرها کم میشود. یک روز صبح زود به کمین نشستیم و دیدیم مردی با فرقون دارد از این آجرها بار میکند که ببرد. با پدرم از خانه آمدیم بیرون و جالب این که طرف فرار نکرد و همچنان داشت به کارش ادامه میداد. پدرم گفت: "آقا چه کار میکنی؟! این آجرها برای ماست" با خونسردی گفت: "دو تا کوچه بالاتر داریم برای آقا امام حسین تکیه درست میکنیم، راه دوری نمیرود" پدرم گفت: "با آجر دزدی؟!" مرد پررو گفت: "یعنی شما از یک فرقون آجر برای امام حسین دریغ میکنید؟ واقعاً که!" و پدرم افزود: "زندگی من فدای امام حسین ولی شما باید اجازه بگیرید" و خلاصه بحث بالا گرفت و با دعوا و اعصاب خرد این آقای زبان نفهم را با دست خالی روانهاش کردیم رفت.
داستان دوم
نوجوان بودم و تابستان بود. رفته بودیم به شهرستان آباء و اجدادیمان، همراه با پسر یکی از بستگان دور رفتیم به بازار. در حین پرسهزدن در بازار به من اشارهای کرد که "اینو داشته باش" روبروی یک مغازه ایستاد و چند تا سنجاقسر را برداشت و دربارهی قیمت با فروشنده که پیرمردی بود وارد صحبت شد و نهایتاً گفت گران است و به ظاهر سنجاقها را سر جایش گذاشت. اندکی که دور شدیم کف دستش را به من نشان داد و گفت "حال کردی!" و من مات و مبهوت از این حرکت وی که "این چه کاری بود کردی" و او نیز پاسخ داد "آدم باید زرنگ باشه، به تو هم میگن بچه تهران؟!"
این فرد الان زنده است، کاسب است، برای خودش مغازه دارد، زن دارد، آبرو دارد، برای خودش در بازار اعتبار دارد و من سالهاست که ندیدمش. نمیدانم الان در شغلش چگونه است. دأبش چیست؟ ولی برای کسی که دزدی را زرنگی میپندارد و میگوید کاسب باید زرنگ باشد، بعید است که اگر جایی فرصتی برای قاپیدن یا تصاحب مال بیصاحبی یافت از این فرصت دریغ کند. (منظور از مال بیصاحب، مالی است که هماکنون صاحبش بالای سرش نیست)
داستان سوم
در دوران سربازی بارها و بارها اتفاق میافتاد که اموال همخدمتیها را میبردند. خوب دزد که نمیتواند از بیرون بیاید داخل پادگان و پول و اموال سربازها را ببرد. پس نتیجتاً سارق یا سارقین غریبه نبودند. یکی از بهترین چیزهایی که دزدیده میشد پوتین بود. پوتین را نمیشد خیلی محافظت کرد. چون کثیف بود و اگر داخل ساک یا زیر سر میگذاشتی کثیفکاری میکرد و چارهای نبود مگر این که بگذاری بالای سرت و خوابت هم از عمق هزار پا بیشتر نشود که اگر کسی خواست ببرد تو بیدار شوی و طرف بیخیال شود. دقت کنید چگونه یک نفر میتواند پوتین همخدمتی خودش را ببرد و به روی مبارکش نیاورد؟! اینها سارق حرفهای سابقهدار نبودند، از همین جوانان رشید این مرز و بوم بودند که دیپلم گرفته یا نگرفته، آمده بودند خدمت سربازی. این قضیه منحصر به گروهان و گردان ما هم نبود. من در گروهانها و دیگر گردانها هم دوستانی داشتم و همه از این مسأله گلایه داشتند و دزدی در پادگان یک پدیدهی فراگیر بوده و هست.
داستان چهارم
در دوران دانشجویی چندین بار مواد خوراکی و بعضاً غذاهای مرا با ظرفش بردند و حتی ظرف خالی را نیز نیاوردند. اگر بگوییم سرقت اموال در محیط پادگان شاید طبیعی به نظر برسد، در محیط علمی دانشگاه به هیچ عنوان قابل توجیه نیست. ترم دوم بود که به یخچال سوئیت ما بچههای مهندسی زیاد دستبرد میزدند، من در یک اقدام ابتکاری با ماژیک روی در یخچال نوشتم: "بالاخره یه روز میگیرمت!" و از آن پس چیزی از آن یخچال جابجا نشد. جالب این بود که این موضوع با واکنش دانشجویان سارق مواجه شد که "شما فکر کردید ما دزدیم!" همان ضربالمثل بالا بردن چوب و فرار گربه دزده. یک روز صبح در سرویس دانشگاه یکی از همین برادران تحصیلکردهی سارق داشت برای دوست بغل دستیاش دزدیهایش را تئوریزه میکرد. او میگفت: "ببین ما اینجا همه دانشجوییم، مال من و مال تو نداره". این آقا دانشجوی رشتهی دبیری بود و الان معلم است. خدا به خیر کند عاقبت دانشآموزانی که زیردست این فرد تربیت میشوند.
داستان پنجم
مسئول بسیج دانشجویی بودم و بسیج را همراه با اعضای فعّال آن در حالی از نفر قبلی تحویل گرفتم که هیچ شناخت درستی نسبت به اعضای بسیج و فرهنگ سازمانی آن نداشتم. یک روز دو نفر از بچههای بسیج آمدند و گفتند: "حاجی! رفتیم از روابط عمومی دانشگاه دو تا یونولیت تک زدیم (یعنی بیاجازه برداشتیم) واسه نمایشگاه" گفتم: "شما خیلی بیخود کردید، همین الان میرید میذارید سر جاش" گفتند: "حاجی! اینو از دوم خردادیها کش رفتیم خودت که دیدی دانشگاه واسه برنامههای بسیج بودجه نمیده، ما هم حق داریم سهم خودمون رو این جوری بگیریم" گفتم: "اینجا صحنهی نبرد با نیروهای بعثی نیست که شما بروید غنیمت بگیرید! اینجا دانشگاه است و برای خودش قانون دارد. ما سهم بسیج را باید از راه قانونی بگیریم. این کاری که شما کردید اسمش دزدی است!" و سرانجام با اصرار من رفتند و شبانه مجدداً یونولیتها را سر جایش گذاشتند.
داستان ششم
ازدواج کردیم و رفتیم سر خانه و زندگی مشترک. در آپارتمانمان دو نفر بودند که با ماشین کار میکردند و به اصطلاح مسافرکش بودند. یک روز دیدم یکی از اینها دارد با یک صندوق صدقات خالی، سر و کله میزند. رو به من گفت: "آقامحمد! شما که مدیر آپارتمانی از پول صندوق یه قفل بخر برای این صندوق، همین جا هم نصبش کنیم" پرسیدم: "ببخشید این صندوق رو از کجا آوردید؟" گفت: "این رو سر خط پیداش کردم، قفلش رو شکسته بودن، پولاشم برده بودن، من گفتم صندوق خالیش که به درد کسی نمیخوره" من گفتم: "آقای ...! این صندوق صدقات مال ما نیست! اگر نیاز باشد ما یک صندوق صدقات میخریم" با یک حالت خاص گفت: "برو بابا تو هم دلت خوشه! میلیارد میلیارد دارن میبرن، اونوقت تو به این گیر دادی!" گفتم: "در هر صورت من برای این صندوق هیچ هزینهای نمیکنم، نمیخوام مال شبههناک بیاد توی این آپارتمان" با لب و لوچهی آویزان و با بیمیلی گفت: "باشه هر چی شما بگی!". در این داستان به سلسله مراتب سرقت دقت کنید. یعنی یکی پول صندوق را میبرد و دیگری صندوق قفل شکسته را. مثل شیری که گورخری را شکار میکند و دل و جگر و رانش را میخورد، کفتارهایی پیدا میشوند که گوشتهای پشت و قسمت شکم را بخورند، پس از آنها لاشخورهایی میآیند که گوشت بین دندهها و استخوانها را میخورند، نهایتاً هم مورچهها هر آن چه مانده باشد را صاف و تمیز میکنند.
جمع بندی
اختلاس سه هزار میلیارد تومانی که سال گذشته از آن رونمایی شد (چون از سال 87 شروع شده بود و در 90 به مراحل پایانی و رونمایی رسید) توسط سارقان سابقهدار صورت نگرفته است. بلکه خیلی از این متهمان از افراد به ظاهر آبرودار بودهاند که موقعیتی برای بروز و ظهور خرده فرهنگ قاپیدن و چاپیدن مهیا یافتهاند. حالا یکی در توانش اختلاس سه هزار میلیاردی است، آن دیگری به اندازهی سه میلیارد دستش برای چاپیدن اموال بیصاحب باز است، یکی دیگر سه میلیون، یکی دیگر میتواند غذای همخوابگاهیاش را ببرد، یکی دیگر دستش میرسد که پوتین همخدمتیاش را بدزد و ... خلاصه هر کس به اندازهی توانش و بر اساس این فرهنگ غلطی که در ضمیر بسیاری از ایرانیان درونیسازی شده است از این آب گلآلود تا بتواند ماهی میگیرد و اسمش را هم میگذارد زرنگی! ربطی هم به پولدار بودن یا فقیر بودن ندارد. وقتی اسم بلند کردن مال بیصاحب را بگذاریم زرنگی، میلیاردر هم که باشی و اعتقاد داشته باشی آدم باید زرنگ باشد، از بلند کردن یک اسکناس هزار تومانی در خلوت دریغ نمیکنی!
همانگونه که در داستانهای بالا بیان شد، این صفت ناپسند منحصر به یک طبقه یا گروه یا محیط خاص نیست و رفتاری است بیمارگونه و فراگیر که متأسفم بگویم مردمان برخی از کشورهای دیگر، بر اساس شواهدی که دیدهاند ایرانیان را با این ویژگی میشناسند که این خیلی بد است ...
برگرفته از وبلاگ دکتر علیرضا رجبی پور میبدی
-----------
عین این داستان امسال نیمه شعبان برای من پیش امد چند نوجوان امدند تخته های یک آرماتورکار را ببرند برای نیمه شعبان ایستگاه شربت درست کنند گفتم همسایه ما هستند ولی صبرکند بیاید اجازه بگیرید خیلی کلنجاررفتند که مال امام زمان است گفتم بی اجازه که دزدی میشه واختلاس سه میلیاردی را مثال زدم بالاخره صبرکردندولی با اینکه به صاحبش گفته بودند می اوریم سرجایش می گذاریم نیاوردند!!
تخم مرغ دزد شتر دزد میشه اگرامربه معروف نکنیم !
آخرین روزهای اسفند ماه سال 1390 همراه بود با خبر تصادف علی دایی که پس از شکست تیمش در حال عزیمت از اصفهان به تهران، به علت خوابآلودگی خودروی وی واژگون میشود. اما از آن جا که برخی حاشیهها برای من جذابتر و جالب توجهتر از اصل موضوع است، خبر سرقت اموال علی دایی از داخل خودروی وی انگیزهی من برای نگارش این یادداشت شد. به قول مأموران آگاهی اجازه دهید صحنه را بازسازی کنیم. علی دایی با خودروی پرادوی خود در محور اصفهان به کاشان در ساعت 20:10 دچار سانحه میشود، محمد دایی برادر وی از خودرو پیاده شده و در حالی که علی دایی بیهوش است با استمداد از اورژانس به همراه وی به یکی از بیمارستانهای کاشان میروند و خودروی پرادوی بیدر و پیکر را به حال خود رها میکنند. به نظر شما با آمار و احتمال ریاضی چقدر احتمال دارد که افرادی که وسایل علی دایی را به سرقت بردهاند، سارق حرفهای باشند؟ با بیان برخی توضیحات و شواهدی که خودم به عینه با آنها روبرو بودهام، اثبات خواهم کرد این قبیل افراد نه تنها سارق حرفهای و سابقهدار نیستند بلکه همین آدمهای معمولی هستند که در اطراف ما زندگی میکنند. امکان دارد شما با این افراد دوست باشید، همسایه باشید، همکار باشید و خدای ناکرده فامیل باشید. قیافههایشان هم کاملاً معمولی است مثل همهی آدمها. اسلحه و نقاب و شاه کلید هم ندارند.
داستان اول
بچه بودم و بنّایی داشتیم. جلوی خانهمان یک کامیون آجر خالی کرده بودند تا بنای نیمهتمام خانه به سرانجام برسد. پدرم یک روز آمد و گفت احساس میکنم از این آجرها کم میشود. یک روز صبح زود به کمین نشستیم و دیدیم مردی با فرقون دارد از این آجرها بار میکند که ببرد. با پدرم از خانه آمدیم بیرون و جالب این که طرف فرار نکرد و همچنان داشت به کارش ادامه میداد. پدرم گفت: "آقا چه کار میکنی؟! این آجرها برای ماست" با خونسردی گفت: "دو تا کوچه بالاتر داریم برای آقا امام حسین تکیه درست میکنیم، راه دوری نمیرود" پدرم گفت: "با آجر دزدی؟!" مرد پررو گفت: "یعنی شما از یک فرقون آجر برای امام حسین دریغ میکنید؟ واقعاً که!" و پدرم افزود: "زندگی من فدای امام حسین ولی شما باید اجازه بگیرید" و خلاصه بحث بالا گرفت و با دعوا و اعصاب خرد این آقای زبان نفهم را با دست خالی روانهاش کردیم رفت.
داستان دوم
نوجوان بودم و تابستان بود. رفته بودیم به شهرستان آباء و اجدادیمان، همراه با پسر یکی از بستگان دور رفتیم به بازار. در حین پرسهزدن در بازار به من اشارهای کرد که "اینو داشته باش" روبروی یک مغازه ایستاد و چند تا سنجاقسر را برداشت و دربارهی قیمت با فروشنده که پیرمردی بود وارد صحبت شد و نهایتاً گفت گران است و به ظاهر سنجاقها را سر جایش گذاشت. اندکی که دور شدیم کف دستش را به من نشان داد و گفت "حال کردی!" و من مات و مبهوت از این حرکت وی که "این چه کاری بود کردی" و او نیز پاسخ داد "آدم باید زرنگ باشه، به تو هم میگن بچه تهران؟!"
این فرد الان زنده است، کاسب است، برای خودش مغازه دارد، زن دارد، آبرو دارد، برای خودش در بازار اعتبار دارد و من سالهاست که ندیدمش. نمیدانم الان در شغلش چگونه است. دأبش چیست؟ ولی برای کسی که دزدی را زرنگی میپندارد و میگوید کاسب باید زرنگ باشد، بعید است که اگر جایی فرصتی برای قاپیدن یا تصاحب مال بیصاحبی یافت از این فرصت دریغ کند. (منظور از مال بیصاحب، مالی است که هماکنون صاحبش بالای سرش نیست)
داستان سوم
در دوران سربازی بارها و بارها اتفاق میافتاد که اموال همخدمتیها را میبردند. خوب دزد که نمیتواند از بیرون بیاید داخل پادگان و پول و اموال سربازها را ببرد. پس نتیجتاً سارق یا سارقین غریبه نبودند. یکی از بهترین چیزهایی که دزدیده میشد پوتین بود. پوتین را نمیشد خیلی محافظت کرد. چون کثیف بود و اگر داخل ساک یا زیر سر میگذاشتی کثیفکاری میکرد و چارهای نبود مگر این که بگذاری بالای سرت و خوابت هم از عمق هزار پا بیشتر نشود که اگر کسی خواست ببرد تو بیدار شوی و طرف بیخیال شود. دقت کنید چگونه یک نفر میتواند پوتین همخدمتی خودش را ببرد و به روی مبارکش نیاورد؟! اینها سارق حرفهای سابقهدار نبودند، از همین جوانان رشید این مرز و بوم بودند که دیپلم گرفته یا نگرفته، آمده بودند خدمت سربازی. این قضیه منحصر به گروهان و گردان ما هم نبود. من در گروهانها و دیگر گردانها هم دوستانی داشتم و همه از این مسأله گلایه داشتند و دزدی در پادگان یک پدیدهی فراگیر بوده و هست.
داستان چهارم
در دوران دانشجویی چندین بار مواد خوراکی و بعضاً غذاهای مرا با ظرفش بردند و حتی ظرف خالی را نیز نیاوردند. اگر بگوییم سرقت اموال در محیط پادگان شاید طبیعی به نظر برسد، در محیط علمی دانشگاه به هیچ عنوان قابل توجیه نیست. ترم دوم بود که به یخچال سوئیت ما بچههای مهندسی زیاد دستبرد میزدند، من در یک اقدام ابتکاری با ماژیک روی در یخچال نوشتم: "بالاخره یه روز میگیرمت!" و از آن پس چیزی از آن یخچال جابجا نشد. جالب این بود که این موضوع با واکنش دانشجویان سارق مواجه شد که "شما فکر کردید ما دزدیم!" همان ضربالمثل بالا بردن چوب و فرار گربه دزده. یک روز صبح در سرویس دانشگاه یکی از همین برادران تحصیلکردهی سارق داشت برای دوست بغل دستیاش دزدیهایش را تئوریزه میکرد. او میگفت: "ببین ما اینجا همه دانشجوییم، مال من و مال تو نداره". این آقا دانشجوی رشتهی دبیری بود و الان معلم است. خدا به خیر کند عاقبت دانشآموزانی که زیردست این فرد تربیت میشوند.
داستان پنجم
مسئول بسیج دانشجویی بودم و بسیج را همراه با اعضای فعّال آن در حالی از نفر قبلی تحویل گرفتم که هیچ شناخت درستی نسبت به اعضای بسیج و فرهنگ سازمانی آن نداشتم. یک روز دو نفر از بچههای بسیج آمدند و گفتند: "حاجی! رفتیم از روابط عمومی دانشگاه دو تا یونولیت تک زدیم (یعنی بیاجازه برداشتیم) واسه نمایشگاه" گفتم: "شما خیلی بیخود کردید، همین الان میرید میذارید سر جاش" گفتند: "حاجی! اینو از دوم خردادیها کش رفتیم خودت که دیدی دانشگاه واسه برنامههای بسیج بودجه نمیده، ما هم حق داریم سهم خودمون رو این جوری بگیریم" گفتم: "اینجا صحنهی نبرد با نیروهای بعثی نیست که شما بروید غنیمت بگیرید! اینجا دانشگاه است و برای خودش قانون دارد. ما سهم بسیج را باید از راه قانونی بگیریم. این کاری که شما کردید اسمش دزدی است!" و سرانجام با اصرار من رفتند و شبانه مجدداً یونولیتها را سر جایش گذاشتند.
داستان ششم
ازدواج کردیم و رفتیم سر خانه و زندگی مشترک. در آپارتمانمان دو نفر بودند که با ماشین کار میکردند و به اصطلاح مسافرکش بودند. یک روز دیدم یکی از اینها دارد با یک صندوق صدقات خالی، سر و کله میزند. رو به من گفت: "آقامحمد! شما که مدیر آپارتمانی از پول صندوق یه قفل بخر برای این صندوق، همین جا هم نصبش کنیم" پرسیدم: "ببخشید این صندوق رو از کجا آوردید؟" گفت: "این رو سر خط پیداش کردم، قفلش رو شکسته بودن، پولاشم برده بودن، من گفتم صندوق خالیش که به درد کسی نمیخوره" من گفتم: "آقای ...! این صندوق صدقات مال ما نیست! اگر نیاز باشد ما یک صندوق صدقات میخریم" با یک حالت خاص گفت: "برو بابا تو هم دلت خوشه! میلیارد میلیارد دارن میبرن، اونوقت تو به این گیر دادی!" گفتم: "در هر صورت من برای این صندوق هیچ هزینهای نمیکنم، نمیخوام مال شبههناک بیاد توی این آپارتمان" با لب و لوچهی آویزان و با بیمیلی گفت: "باشه هر چی شما بگی!". در این داستان به سلسله مراتب سرقت دقت کنید. یعنی یکی پول صندوق را میبرد و دیگری صندوق قفل شکسته را. مثل شیری که گورخری را شکار میکند و دل و جگر و رانش را میخورد، کفتارهایی پیدا میشوند که گوشتهای پشت و قسمت شکم را بخورند، پس از آنها لاشخورهایی میآیند که گوشت بین دندهها و استخوانها را میخورند، نهایتاً هم مورچهها هر آن چه مانده باشد را صاف و تمیز میکنند.
جمع بندی
اختلاس سه هزار میلیارد تومانی که سال گذشته از آن رونمایی شد (چون از سال 87 شروع شده بود و در 90 به مراحل پایانی و رونمایی رسید) توسط سارقان سابقهدار صورت نگرفته است. بلکه خیلی از این متهمان از افراد به ظاهر آبرودار بودهاند که موقعیتی برای بروز و ظهور خرده فرهنگ قاپیدن و چاپیدن مهیا یافتهاند. حالا یکی در توانش اختلاس سه هزار میلیاردی است، آن دیگری به اندازهی سه میلیارد دستش برای چاپیدن اموال بیصاحب باز است، یکی دیگر سه میلیون، یکی دیگر میتواند غذای همخوابگاهیاش را ببرد، یکی دیگر دستش میرسد که پوتین همخدمتیاش را بدزد و ... خلاصه هر کس به اندازهی توانش و بر اساس این فرهنگ غلطی که در ضمیر بسیاری از ایرانیان درونیسازی شده است از این آب گلآلود تا بتواند ماهی میگیرد و اسمش را هم میگذارد زرنگی! ربطی هم به پولدار بودن یا فقیر بودن ندارد. وقتی اسم بلند کردن مال بیصاحب را بگذاریم زرنگی، میلیاردر هم که باشی و اعتقاد داشته باشی آدم باید زرنگ باشد، از بلند کردن یک اسکناس هزار تومانی در خلوت دریغ نمیکنی!
همانگونه که در داستانهای بالا بیان شد، این صفت ناپسند منحصر به یک طبقه یا گروه یا محیط خاص نیست و رفتاری است بیمارگونه و فراگیر که متأسفم بگویم مردمان برخی از کشورهای دیگر، بر اساس شواهدی که دیدهاند ایرانیان را با این ویژگی میشناسند که این خیلی بد است ...
برگرفته از وبلاگ دکتر علیرضا رجبی پور میبدی
-----------
عین این داستان امسال نیمه شعبان برای من پیش امد چند نوجوان امدند تخته های یک آرماتورکار را ببرند برای نیمه شعبان ایستگاه شربت درست کنند گفتم همسایه ما هستند ولی صبرکند بیاید اجازه بگیرید خیلی کلنجاررفتند که مال امام زمان است گفتم بی اجازه که دزدی میشه واختلاس سه میلیاردی را مثال زدم بالاخره صبرکردندولی با اینکه به صاحبش گفته بودند می اوریم سرجایش می گذاریم نیاوردند!!
فهرست اعزامی ایران به المپیک 2012لندن
لیست اعضای کاروان اعزامی ایران به سی امین دوره بازیهای المپیک لندن که از روز ۶ مرداماه آغاز می شود به شرح زیر است:
* وزنه برداری:
۱- حسین رضازاده – رئیس فدراسیون
۲- داراب ریاحی – مدیر تیم
۳- جورج زلای – مربی
۴- کورش باقری مربی
۵- سهراب مرادی ۶- کیانوش رستمی ۷- سعید محمدپور کرکرق ۸- نواب نصیرشلال ۹- بهداد سلیمی کرد آسیایی ۱۰ – سجاد انوشیروانی حمل آباد ( ورزشکاران)
* روئینگ:
۱- شخرت گانیو – مربی
۲- افشین فرزام – مربی
۳- محسن شادی نقده ۴- سولماز عباسی (ورزشکار)
* قایقرانی:
۱- ایرج اقلیمی اصیل – مربی
۲- ویوچسلاو یولداشف – مربی
۳ – احمدرضا طالبیان ۴- آرزو حکیمی مقدم (ورزشکار)
۵- سیدمحمدشروین اسبقیان – سرپرست
* تیراندازی با کمان:
۱- محمدعلی شجاعی – رئیس فدراسیون
۲- نادر منوچهری مقدم ۳- ساره اسدی(ورزشکاران)
۴- ذوبیدالله سلی اف(مربی)
* جودو:
۱- محمدعلی رستگار – رئیس فدراسیون
۲- آرش میراسماعیلی – همراه
۳- جواد محجوب ۴- محمدرضا رودکی(ورزشکاران)
۵- مرتضی بهرامی نژاد (پزشک)
* دوچرخه سواری:
۱- امیرزرگری ۲- علیرضا حقی ۳- مهدی سهرابی(ورزشکاران)
۴- مهرداد صفرزاده – سرمربی
۵- خسرو قمری – سرپرست
* شمشیربازی:
۱- فضل الله باقرزاده – رئیس فدراسیون
۲- پیمان فخری – دبیر فدراسیون
۳ – مجتبی عابدینی شورمستی – ورزشکار
* تنیس روی میز:
۱- محمد زارع پور اشکذری – رئیس فدراسیون
۲- مهرداد بابادی وند – همراه
۳- نوشاد عالمیان درون کلائی ۴- ندا شهسواری (ورزشکاران)
* بوکس:
۱- احمد ناطق نوری رئیس فدراسیون
۲- منوچهر مقصودی – نایب رئیس فدراسیون
۳- حسینقلی نه رودی – سرمربی
۴ – علی مظاهری ۵- مهدی طلوتی بندپی ۶- امین قاسمی پور ۷ – احسان روزبهانی (ورزشکاران)
* شنا:
۱- نام سرپرست اعلام نشده است
۲- محمد بیداریان – ورزشکار
* دوومیدانی:
۱- افشین داوری – رئیس فدراسیون
۲ – کیم بوخاسف – مربی
۳ – تیمور غیاثی – کادر فنی
۴ – سجاد هاشمی آهنگرانی ۵ – امین ابراهیم پال نیک فر ۶ – احسان حدادی ۷ – کاوه موسوی ۸ – سجاد مرادی ۹ – لیلا رجبی ۱۰ – ابراهیم رحیمیان خانقاه ۱۱ – رضا قاسمی ۱۲ – روح الله عسگری گندمانی ۱۳ – محمد ارزنده (ورزشکاران)
۱۴ – احمد گودرزی – مربی
۱۵ – جواد خسروشیری – کادر فنی
۱۶ – بیژن شادمهر – کادر فنی
* کشتی آزاد:
۱ – حجت الله خطیب – رئیس فدراسیون
۲ – رسول خادم – ۳ – محمد طلایی ۴- کیانوش اعتماد مقدم ۵ – علیرضا رضایی ۶ – رضا لایق (مربیان)
۷ – کمیل قاسمی ۸ – رضا یزدانی ۹ – احسان لشگری ۱۰ – صادق گودرزی ۱۱ – مهدی تقوی کرمانی ۱۲ – مسعود اسماعیلی پور جویباری ۱۳ – حسن رحیمی سبزعلی(ورزشکاران)
* کشتی فرنگی:
۱- محمد بنا ۲ – جمشید خیرآبادی ۳- ایرج اسفندیاری ۴ – رسول جزینی درچه (مربیان)
۵ – حمید سوریان ۶ – امید نوروزی ۷ – سعید عبدولی ۸ – حبیب الله اخلاقی ۹ – بشیرباباجان زاده درزی ۱۰ – قاسم رضایی
* تکواندو :
۱ – سیدمحمد پولادگر – رئیس فدراسیون
۲ – فریبرزگ عسگری – سرمربی
۳ – جانگ جونگ یون – سرمربی
۴ – یوسف کرمی ۵ – محمدباقری معمتد ۶- سوسن حاجی پور (ورزشکاران)
۷ – هادی ساعی
* تیراندازی:
۱ – سیدمهدی هاشمی – رئیس فدراسیون
۲ – لازلوفرنس سوچک ۳ – چابا ارنو گیوربک ۴ – الهام هاشمی معصومی (مربیان)
۵ – ابراهیم برخورداری ۶ – مه لقا جام بزرگ ۷ – الهه احمدی (ورزشکاران)
* کادر پزشکی:
۱ – لطفعلی پورکاظمی – رئیس فدراسیون
۲ – محمد رازی ۳ – رامین احمدی طباطبایی (پزشک)
۴- امین نوروزی فشخامی ۵ – فرشاد غزالیان ۶ – سارا جمهوری ۷ – کسری کاظمی(فیزیوتراپ)
۸ – ریف بهادینف رفتوف – بدنساز و ماساژور
۹ – رامین امیرساسان – مربی
براساس اعلام کمیته ملی المپیک ۵۴ ورزشکار ایران در این دوره از بازیها شرکت خواهد کرد که شامل ۸ زن و ۴۶ مرد خواهد بود. ضمن اینکه ۲ نفر همراه خانم و ۴۶ همراه مرد نیز این کاروان را همراهی خواهد کرد.
از مجموع ۸ پزشک اعزامی نیز یک زن و ۷ مرد حضور خواهند داشت و ۱۳ خبرنگار و عکاس ورزشی نیز شامل یک زن و ۱۲ مرد در این کاروان حضور خواهند داشت. مجموع مقامات و سرپرستان نیز ۳۱ نفر خواهد بود که شامل ۳ زن و ۲۸ مرد می شود
پنج علامت مومن
به گزارش جماران، جمعی از جانبازان، ایثارگران و خانواده شهدا پس از اقامه نماز مغرب به امامت حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، در فضایی صمیمانه با ایشان به گفت و گو نشستند.
در ابتدای این دیدار، چند تن به نمایندگی از جمع به طرح مشکلات سیاسی و اجتماعی جامعه پرداختند سپس حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، با استمداد از روایتی از امام سجاد (ع) به راهکارهای قابل توجهی برای رفع برخی مشکلات طرح شده اشاره نمود. یادگار امام(س) با اشاره به این روایت از امام سجاد(ع) اظهار داشت: علامات مومن پنج چیز است. اولین این علامات این است: «الورع فی الخلوة». یعنی اینکه انسان در خلوت خود پرهیزکار باشد. آنچه مهم است پرهیزگاری در خلوت است والّا همه در آشکار و علن سعی می کنند خود را به ارزش های جامعه پای بند نشان دهند انسان در جامعه، ولو برخلاف اعتقاد شخصی خود، همواره خود را ملزم به رعایت هنجارهای اجتماعی می داند. مثلاً شما در اتوبوس هیچگاه آواز نمی خوانید. اینکه در این مکان آواز نمی خوانید به این دلیل نیست که اعتقادی به آواز خواندن ندارید، بلکه جامعه هنجارهایی دارد و شما به آن هنجارها پایبند هستید. گاهی در جامعه هنجارهایی باب می شود که انسان برای اینکه مورد احترام جامعه باشد و طرد نشود به آنها ملتزم می شود اما به ارزش های دیگر چندان بها نمی دهد. برخی ارزش ها ممکن است تبدیل به هنجار شود و برخی دیگر نشود.
وی افزود: تربیت اجتماعی به این است که محیط را آمیخته به شرایط تربیت کنید، آنگاه خود فرد در این محیط تربیت می شود. چرا ابتدای انقلاب همه خوب شدند؟ چه شد که جامعه ناگهان دین دار شد؟ یا به تعبیری چه شد که دین داری مد شد و هنجار اجتماعی شد؟
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، با جدایی دو مسئله، چرایی هنجار شدن یک امر و چگونگی تن دادن افراد جامعه به آن هنجارها، بحث اصلی خود را مسئله دوم خواند و اظهار داشت: اگر چیزی مد شد انسان ها بدون اعتقاد به آنها تن می دهند. جامعه خوب می شود بدون اینکه اصلاً بپرسد چرا؟ شما محیط اجتماعی را خوب کنید، جامعه هم خوب می شود. یکی از راه های خوب شدن جامعه این است که شما ارزش های دینی را به عنوان ارزش هایی که مشکلات جامعه را برطرف می سازد معرفی کنید. اگر من مشکل گشای جامعه بودم و مردم مشکلات خود را بوسیله من رفع کردند، خود به خود به همان کسی تبدیل می شوند که من می گویم. مردم می گفتند امام مشکلات ما را، اعم از استبداد، استکبار، تحقیر در برابر خارجی ها و… حل کرد، پس هرچه می گوید درست است. اما اگر صرفاً مبلغ برخی اعتقادات شدید، بدون اینکه مشکلات مردم را رفع کنید، دیگر آن اثر قبلی را نخواهید گذاشت. اگر شما درد جامعه را به او نشان دادید، آن جامعه خود به خود درمان را از شما خواهد گرفت.
سیدحسن خمینی نقطه مقابل تقوای در خلوت را ریای در جمع خواند و گفت: ریا، در کنار اینکه آثار فردی زیانباری دارد و روح فرد را از بین می برد، آثار اجتماعی مخربی هم دارد. آن اثر این است که ریا بوی بدی دارد و برخی افراد از لج ریاکار مخالف فعل او عمل می کنند. فرد ریاکار ممکن است جمعی را فریب دهد اما بوی رفتار او شامه جامعه را آزار می دهد. بوی تعفن ریا باعث می شود برای فردی که از قوه تحلیل قوی برخوردار نیست بجای اینکه نیت خود را برخلاف فرد ریاکار پاک کند، اصل رفتار او را کنار بگذارد. برای مثال اگر فرد ریاکار نماز می خواند، او نماز را کنار می گذارد. این شعر را حتما شنیده اید که «می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مکن». نخیر! نه می بخور، نه منبر بسوزان و نه مردم آزاری بکن! اما بخواهیم یا نخواهیم باز ریاکاران جامعه را از رنگ و بوی پاک تهی می کنند.
وی در ادامه به بیان دومین نشانه مومن، طبق حدیث امام سجاد(ع) پرداخت و افزود: دومین نشانه، «الصدقة فی العلّة» است علّة یعنی بیماری یا تنگدستی و تهی دستی. دومین نشانه مومن این است که در تهی دستی به یاد دیگران باشد. امروزه مشکلات معیشتی، گرانی های سرسام آور و فقر زیاد است. جدا از اینکه دولت باید چکار کند، یک بعد فردی مسئله هم قابل توجه است و آن این است که افراد باید در هر حالت به یاد یکدیگر باشند. البته صدقه یک جامعه بیمار، فقط صدقه مادی نیست. باید به دردهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مردم نیز رسیدگی کرد.
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، در ادامه افزود: سومین ویژگی که امام سجاد می فرمایند این است: «الصبر عند المصیبة». مصیبت برای همه پدید می آید. هم مصیبت های فردی مثل درد و مرگ عزیز و بالاتر از همه نداشتن همدل و همفکر، و هم مصیبت های اجتماعی مثل مسلط شدن دشمن انسان بر او. اما صبر یعنی چه؟ صبر یعنی اینکه انسان از حد تعادل خود خارج نشود. مهم ترین مسئله درمورد صبر این است که انسان به لجبازی دچار نشود. اینکه چون تو نماز می خوانی و من که تو را قبول ندارم اصلا نماز نمی خوانم، گرفتار شدن به لجبازی است. یکی از پدران علم جامعه شناسی به نام دورکیم، در یک تحقیق آماری که در کتاب خود تحت عنوان «خودکشی» تحلیل و منعکس کرده است می گوید شخصی ترین مسائل انسان ها خودکشی است، اما همین خودکشی هم تابعی است از روابط انسان ها با جامعه. مثلاً فردی که جواب منفی شنیده است حاضر می شود برای عذاب انداختن در دل طرف مقابل، حتی به اندازه ده دقیقه، خودکشی کند. پس باید مراقب بود به لجبازی دچار نشویم. شما نباید خودزنی کنید نباید دچار یک خودکشی فرهنگی شوید تا مخالفت خود را با کسی نشان دهید. اتفاقاً کسی که شما را به لجبازی وادار می کند از این خودزنی ها لذت می برد. هر چه بی دین تر شوید بیشتر راضی می شود.
یادگار امام با اشاره به این مساله به بحث قبل برگشت و تذکر داد: البته گاهی هم جامعه از روی لجبازی به برخی هنجارها رو می آورد. باز اگر جوان ها به دنبال این هنجار ها بروند قابل درک است، اما افراد پخته تر باید مراقب این دام ها باشند.
یادگار امام راحل(س) نکته بعدی خود را با ویژگی چهارم همراه نمود و گفت: نکته چهارم این است: «الحلم عند الغضب». نمی توان خشمگین نشد اما نکته اینجاست که نباید در هنگام غضب تصمیم گرفت. هیچ کس از تصمیمی که در هنگام غضب گرفته نفع نبرده است. گاه یک کلمه در هنگام عصبانیت یک اندوخته بزرگ را ناگهان از بین می برد. اتفاقاً در جنگ ها نیز همیشه عده ای متخصص عصبانی کردن حریف اند. چرا؟ چون وقتی عصبانی شوید دیگر نمی توانید به درستی تصمیم بگیرید. باید مراقب باشید عصبانی نشوید، چون در عصبانیت شکست می خورید.
وی در نهایت اظهار داشت: آخرین خصوصیت مومن «الصدق عند الخوف» است راستگویی در هنگام ترس. باید به شرایطی که امام سجاد (ع) برای این ویژگی ها اعلام نموده اند توجه داشت. مومن کسی است که در شرایط سخت هم آن صفت را دارد. صدق همیشه خوب است، اما مومن کسی است که در زمان ترس هم صادق است. البته ترس همواره ترس جانی نیست. بسیاری اوقات این ترس، ترس از شکست یا از دست دادن حامیان است.
سید حسن خمینی در پایان ابراز امیدواری کرد که همه با توسل به پیامبر عظیم الشأن و اهل بیت معظم ایشان، آینده انقلاب اسلامی را بهتر از گذشته آن بسازیم، انقلابی که کاری بزرگ و عظیم بود و باید همه قدردان آن و خون های پاک شهیدان باشیم
نکته اجتماعی24تیر91
شکرگزارنعمت هائی که خدا به ما داده باشیم
اقتصادیعنی حساسیت نسبت به هزینه ها
عنوان فوق نظرمرحوم حسین عظیمی اقتصادان کشوراست
عکس های میکرونی
عکسی از بافت زنده مغز انسان، برنده مسابقه عکاسی Wellcome شد.
با هم عکسهای برتر مسابقه عکاسی ۲۰۱۲ ولکام را مرور میکنیم:
۱- برگ اسطوخودوس: در این عکس اجزای برگ را با دقت ۲۰۰ میکرون میبینیم، سطح برگ با زوائد موییشکلی که از سلولهای پوششی تخصصی منشأ گرفتهاند، پوشیده شده است، به آنها تریکوماهای غیر غددی گفته میشود.

۲- تخمکهای وزغ: این عکس بزرگنمایی در حد ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ میکرون دارد و در آن تخمکهای یک وزغ آفریقایی مشخص هستند. هر تخمک توسط هزاران فولیکول پوشیده شده است. رگهایی که به تخمک و فولیکول خون میرسانند با رنگ قرمز مشخص هستند.
۳- تقسیم سلول سرطانی: در این عکس مراحل تقسیم یک سلول سرطانی را میبینیم. (سلول HeLa که از یک بیمار سرطانی به نام هنریتا لکس گرفته شده است.)
DNA را با رنگ قرمز میبینید و غشای سلول آبیرنگ است.
۴- این عکس واقعا زیبا از جوانه گیاهی به نام Arabidopsis thaliana گرفته شده است.
۵- کریستالهای کافئین:
۶- عکس فلورسنت، سیستم عروقی جنین یک جوجه را تمایش میدهد، جنین دو روزه است:
۷- این عکس که در حین تحقیق در مورد چگونگی حرکت و پخش شدن سلولهای سرطانی گرفته شده است، نشان میدهد که چگونه یک سلول سرطانی در فضایی به اندازه یک دهم قطر موی انسان، حرکت میکند.
۸- این عکس حشره، بدن کرکآلود و چشمان مرکب او را نشان میدهد:
۹- عکسی از یک دیاتوم: دیاتومهای جانداران تکسلولی هستند که جزو گروه آلگها هستند. آنها یک یک دیواره سلولی از جنس سیلیکا دارند. این دیواره سلولی به شکلهای مختلفی است و بر اساس شکل این دیواره سلولی، دیاتومها به صورت سویههای مختلف تقسیمبندی میشوند. دیاتومهای معولترین شکل فیتوپلانکتونها هستند و با استفاده از شمارش تعداد جوامع آنها میتوان پی به شرایط زیست محیطی مثل کیفیت آب برد. دیاتومهای حدود ۸۰ میکرون اندازه دارند.
۱۱- بیوفیلم باکتری: در این عکس منظرهای را که باکتریای به نام Bacillus subtilis در ظرف پتری ایجاد کرده میبینید.
۱۲- سرانجام نوبت میرسد به عکس برنده مسابقه ولکام، عکسی که در اول پست به آن اشاره کردم، عکسی از مغز. در این عکس شریانهای قرمز و وریدهای کلفت بنفش را میبینیم. این عکس را عکاسی به نام رابرت لودلو Robert Ludlow در طی جراجی مغز یک بیمار مبتلا به تشنج گرفته است. در طی این جراجی، جراحان الکترودهایی در مغز بیمار برای تشخیص نواحی از مغز که مسئول تولید امواج الکتریکی ایجادکننده تشنج بود، کار گذاشتند. در جراحی بعدی این نواحی برداشته شدند، تا بیمار کاملا درمان شود.
۱۳- کریستالهای لوپرامید: لوپرامید دارویی است که برای درمان اسهال استفاده میشود، این دارو حرکت روده را کم میکند، در نتیجه مواد غذایی مدت طولانیتری در روده باقی میمانند و آب آنها بیشتر جذب میشود و مدفوع سفتتر میشود.
۱۴- سوزنهای میکرو: از این سوزنهای بسیار ظریف برای تزریق واکسن و موارد دارویی به صورت ایمن و بدون درد استفاده میشود.
۱۵- عکسی از یک آلگ به نام Desmid :
16- عکسی از بافت همبند: بافت در حین جراحی آرتروسکوپی زانو برداشته شده است. در این عکس فیبرهای کلاژن کاملا مشخص هستند.
کاریکالماتور
1_ ازدواج بد وجود ندارد، این زن و شوهرها هستند که بد می شوند.
2_ این اولین و آخرین زندگی شماست، اعتیاد چرا؟
3_ قلم کم حرف، عمرش طولانی است.
4_ با دیدن قبض آب، برق از سرش پرید.
5_ واژه سکوت، نیازی به مترجم ندارد.
6_ ذهنم کلمات را به بازی گرفته و رفتارم زندگی را.
7_ قلمی که مغز ندارد حتما آبرویت را خواهد برد.
8_ بعضی از خیابان ها دو طرفه اند و بعضی یک طرفه اما خیابان بی طرف نداریم.
9_ خدایا, یارانه را از ما بگیر اما یار را نه.
10_ شاید با «ارز» معذرت مشکل تورم حل شود.
11_ نیامدی نگاهم دست خالی برگشت.
12_ این «مردم» باید عوض شوند وگرنه «دولت» مردمی دیگر انتخاب خواهد کرد.
13_ حتی موهایم هم میدانند که پایان شب سیه سپید است.
14_ نشر اکاذیب یعنی ستایش مدیران نالایق.
15_ گاهی اوقات «کلیه» امورم درد می کند.
16 _ اگر حرف مفت را می خریدند خیلی ها میلیاردر بودند.
17_ بعضی آدم ها در ظلمات اندیشه خود غرق می شوند.
18_ بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.
19_ این شورای شهر است یا شورای بدون شرح.
20_ آنقدر دست روی دست گذاشت که پا روی دمش گذاشتند.
21_ برای پولدارها زندگی «جاری»است و برای بی پول ها «زن بابا».
22_دروغگو آدم بدی نیست , چون میداند حقیقت تلخ است , لذا باعث اوقات تلخی مردم نمی شود.
23_ همسر با گذشتی است , از من هم گذشت.
24_ بجز سیاستمدران , بنی آدم اعضای یک پیکرند.
25_ باز هم فراموش کردم فراموشش کنم.
26_ پلیس شخصی است که نبودن او باعث ایجاد امنیت برای مجرمان خواهد بود.
27_ پیری دورانی است که انسان قادر به بی وفایی به همسرش نیست.
28_ وجدان چیزی است که انسان را از لذت بردن هنگام گناه باز می دارد.
29_ دروغ یعنی تقدیم هدیه شیطان به دیگران.
30_قند خون مزه تلخی به زندگی می دهد.
31_لب هایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است.
32_همه چیز بر وفق مراد است و بعضی ها سوار بر خر مراد.
33_به خاطر پایمال کردن حقوق دیگران کفش هایش را محاکمه کردند.
34_آرشیو سکوت پُر است از فریادهای منزوی.
35_بعضی ها باهم می خورند و بعضی ها به هم.
36_کلیه نوشته هایم سنگ ساز شده است.
37_حرف های خام به مغزم صدمه می زند.
38_بعضی ها پای حرفی که می زنند می ایستند و بعضی ها زانو می زنند.
39_ فریاد از سکوت تقاضای پناهندگی کرد.
40_ با "خون دل" زندگی ام در جریان است.
41_ دیوار جدایی را عدم تفاهم می چیند.
42_ آن هایی که زبانشان دراز است شخصیتی کوتاه دارند.
43_ پشه ها با پوست تنم دارت بازی می کنند.
44_ خیلی ها بزرگ می شوند اما به بزرگی نمی رسند.
45_ گاهی به نحو ناهنجاری به هنجارها می رسیم.
46_ بیشتر اوقات، موهای سرم را با لالایی سشوار می خوابانم.
47_ برای باز شدن بختش کلید ساز آورد.
48_ بعضی افراد شکمو فقط کتاب آشپزی را می خوانند.
49_ دلم برای آدم های گرسنه کباب است.
50_ وقتی غمگینم نگاهم کدر می شود.
51_دست زیاد است اما به صدا در نمی آید.
52_مخرب ترین اسلحه زمان، زبان است.
53_آن ها که بلند فکر می کنند، هیچ وقت کوتاه نمی آیند.
54_وقتی کاسه سرم داغ می شود، افکارم را فوت می کنم.
55_ مثل زود پز باش , در حالی که می جوشی به آرامی سوت بزن.
56_ شاید حکیم نظامی پزشک ارتش بوده است.
57_ گل شیپوری نوازنده بزرگ ارکستر باغ است.
58_ در مسابقه ماست خوری همه روسفید شدند.
59_ شنا کردن در جهت جریان آب , از ماهی مرده هم بر می آید.
60_ در مواقع بیکاری مشغول قتل عام ایام هستم.
61_ در امواج نگاهش این کشتی دلم بود که غرق شد.
62_ چشمانش شور بود اما خودش بی نمک.
63_ فردای کشورهای عقب افتاده , دیروز کشورهای متمدن است.
64_ گفتنی ها را باید گفت چون بیات میشود و از دهن می افتد.
65_ ولخرجی های زیاد , دخلم را درآورد.
66_ در دنیای سیاستمدارها بعضی ها اسباب بازی هستند و بعضی ها هم بازی.
67_ هشت به هفت گفت : من روی پاهای خودم ایستاده ام اما تو خیلی سر به هوایی.
68_ زیبایی اش را به لوازم آرایشش تبریک گفتم.
69_ گاهی حتی تاجر نمک هم نمک نشناس می شود.
70_ آتشفشان درون گاهی با فریاد و گاهی با اشک فوران می زند.
71_ یعضی ها صدایشان ضعیف است و بعضی ها گوش هایشان کثیف.
72_ بعضی از محرم ها با یک نقطه مجرم می شوند.
73_ برای آنکه از خاطرات دوران مجردی لذت ببرد , ازدواج کرد.
74_ امید بخشیدن بی هدف به مردم مثل آب دادن به گلهای کاغذی است.
75_ سایه ها در هوای ابری خستگی در می کنند.
76_ وقتی کاسه سرم داغ می شود افکارم را فوت می کنم.
77_ اگر خودتان را به آن راه زده اید , مواظب باشید گم نشوید.
78_ اون هایی که شما را آدم حساب نمی کنند , ریاضی بلد نیستند.
79_ برای آن که «آینده»اش را خراب کنند «حال»ش را گرفتند.
80_ وقتی به «گذشته» بر می گردم از «حال» می روم.
81_آن قدر دوست داشتنی بود که ایستاده هم به دل می نشست.
82_شاید فکاهی همان فکر کاهی باشد.
83_اگر خودتان را به آن راه زده اید، مواظب باشید گم نشوید.
مهمترین سؤالهای جامعه ایرانی!
1) اجتماعی:
کی عاشق کی شده؟
کی مراسم می گیرن؟
مهریه اش چقدر بود؟
جهیزیه اش چیا بود؟
آیا حامله است؟
چی زائیده؟
2) هنری:
کی با کی نسبت داره؟
کی چقدر می گیره؟
کی قراره با کی ازدواج کنه؟
کی با کی به هم زده؟
کی کجا رقصیده؟
3) اداری:
کی چقدر می گیره
کی قراره مدیر بشه؟
کی با مدیر نسبت داره؟
کی با مدیر به هم زده؟
کی قراره ازدواج کنه ؟
۴) مراسم عروسی:
کی چی پوشیده؟
کی چی خریده؟
کی چی مالیده؟
کی با چی آمده؟
کی بخاطر کی نیومده؟
۵)بعد از مراسم:
کی چی پوشیده بود؟
کی چی آورده بود؟
کی چرا نیومده بود؟
کی بدون دعوت آمده بود؟
کی بود که چیز مناسبی نپوشیده بود؟!
۶) ترکیبی:
کی، کجا و با کی نسبت داشت که حالا داره چقدر می گیره؟
کی عاشق کی بود که حالا چرا بره با یکی دیگه ازدواج کنه؟
کی از کجا آورد که تونسته چی بخره؟
کی با کی به هم زده که با کی خوب شده؟
کی با کی کجا رقصیده بودن که چرا چیز مناسبی نپوشیده بودن؟
زندگی اجتماعی درافغانستان
چادرمسافرتی
توصیه سازمان بهداشت جهانی به ختنه مردان
همشهری آنلاین - یک بررسی جدید نشان میدهد که مردان ختنهشده نسبت به مردان ختنهنشده در معرض خطر کمتر ابتلا به سرطان پروستات هستند.
سازمان جهانی بهداشت بر اساس پژوهشهای قبلی ختنه را به خاطر کاهش خطر سرایت ویروس ایدز یا HIV توصیه میکند.
همچنین یک تحقیق در سال قبل نشان داد که همسران مردان ختنهشده کمتر دچار عفونت با ویروس پاپیلوم انسانی یا HPV عامل زگیل تناسلی و سرطان گردن رحم میشوند.
اکنون به گزارش رویترز پژوهشگران در دانشگاه واشنگتن در بررسی گروهی از مردان نشان دادند مردانی که پیش از شروع اولین فعالیت جنسی ختنه شدهاند، 15 درصد کمتر دچار سرطان پروستات میشوند.
به گفته آنها این نتایج بیانگر آن است که یک سازوکار زیستشناختی وجود دارد که ختنه از طریق آن باعث کاهش خطر دچار شدن به سرطان پروستات میشود.البته این پژوهشگران میگویند این بررسی از نوع مشاهدهای بوده است و لزوما رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکند.
با این وجود به گفته این دانشمندان ممکن است این رابطه به این علت باشد که مردان ختنهنشده با احتمال بیشتر ممکن است دچار عفونتهای مقاربتی شوند. التهاب ناشی از این عفونتها ممکن است به نوبه خود در ایجاد سرطان پروستات در این مردان نقش داشته باشد.
حشفه (پوست نازک سر آلت که در حین ختنه برداشته میشود)، به پارگیهای ظریف در حین آمیزش جنسی حساس است و ممکن است به باکتری و ویروسها امکان ورود به جریان خون را بدهد.
نتایج این بررسی در جورنال "کانسر" منتشر شده است.
گلدان هائی به شکل کفش
تبلیـغات تصویـری فرهنـگی در متـروی پاریـس
امضای همه تبلیغات فرهنگی اخیری که در متروی پاریس انجام می شود این است (نزدیک به این مضمون): در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی "آدم" باشیم!
بنظر می رسد سیستم حمل و نقل پاریس، سیستم تقریبا کاملی است که به تمام نقاط شهر خدمات رسانی می کند اما این سیستم گرچه شاید ایرادات کمی داشته باشد اما نگرانی ها درباره فرهنگ استفاده از این سیستم ها مشاهده می شود. بنابراین شهرداری پاریس با استفاده از تبلیغات فرهنگی دنبال فرهنگ سازی است.
اخیرا وقتی تبلیغات شهری مخصوصا در فضای مترو را مشاهده می کنیم این تبلیغات معنا دار دیده می شوند. شاید افرادی که در استفاده از وسایل حمل و نقل پاریس اینگونه رفتار می کنند به خود آیند که یعنی من شبیه این حیوانات هستم؟ اما این تبلیغات چه هستند :
درباره شهرهای دیگر اطلاعی ندارم اما در مترو های پاریس صندلی های تاشویی وجود دارد که نزدیک درهای ورودی واگن های مترو است وقتی مترو شلوغ است بهتر است که مسافر متوجه شود که با ایستادن فضای بیشتری را در اختیار سایر مسافران قرار می دهد. این تصویر هم چنین وضعی را تشریح می کند. یعنی فردی را نشان می دهد که این فرهنگ را ندارد و بدون توجه به مسافران دیگر شبیه یک حیوان به راحتی در صندلی خود لم داده است.
این تبلیغ که نمادهای خطوط مترو و رنگ هاش را نشان می دهد و در این مورد خط 2 و 3 را نشان داده می گوید: تنبلی کردی و فضای زیادی را اشغال کردی. سرزنش های دو یا سه باره دیگران روبروته.
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی "آدم" باشید
این تبلیغ هم یک آدم را با کله یک گاو نشون میده که چطور وارد مترو می شود. یعنی قبل از اینکه بگذارد مسافران دیگر پیاده شوند اینگونه وارد مترو می شود و فردی که این تبلیغ را کشیده او را مصداقی از یک گاو شاخدار می نامد. تبلیغ می گوید: 5 تا آدم را مثل رم کرده ها ترسوندن نشان دهنده این نیست که زمان کسب کرده ای.
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی "آدم" باشید
خط یک مترو را نشون میده و میگه یک بار آدامست را در مترو به بیرون تف کن اما حتما آدامس به کف کفش های خودت هم می چسبه. کسی که این تبلیغ را ارائه کرده چنین افرادی را با صورت چنین حیوانی تصور کرده است.
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی "آدم" باشید
باز هم از آیکون زرد که نشان دهنده خط یک مترو هست استفاده کرده و روی تبلیغ نوشته : یک بار از روی گیت ورودی پریدی اما مطمئن باش که جریمه اش را هم باید بپردازی. در این تبلیغ فردی که این کار را می کنه و من هم بارها شاهد چنین صحنه هایی توی متروی پاریس بودم شبیه قورباغه تصویر شده است.
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی "آدم" باشید
اتوبوس خط 86 را نشون میده و می گه : با صدای 86 دسیبل با موبایل حرف زدی. تمام حریم خصوصی ات و دوستانت را از دست می دهی... چنین فردی مثل یک خروس بی محل است.
در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی "آدم" باشید
عصبانی نشویم با خوردن غذاهای آرامش بخش مثل روغن زیتون بابو و عسل و
قبل و بعد از عصبانیت...
چه خطرناک بوده خبر نداشتیم!!! ![]()
phخون افرادسالم متعادل است اسید و باز بدن متوازن است
مواد غذایی مصرف شده در هنگام گوارش، مواد بازی یا اسیدی تولید میکنند. بدن انسان برای داشتن عملکرد خوب و پیشگیری از بیماریها و به خصوص پیری پوست به pH ثابتی در حدود 7 نیاز دارد.
نتایج پژوهشهای اخیر نشان میدهد زمانی که کمتر غذا میخوریم احتمال ابتلا
به بیماریهای مربوط به افزایش سن مثل بیماریهای قلبی عروقی، دیابت و بیماری آلزایمر کاهش مییابد
تأثیر اسیدی شدن pH خون این است که بدن مواد معدنی را از استخوان ها بیرون میکشد تا سطح اسیدیته ی خون را پایین بیاورد. این حالت زمانی پیش میآید که گوشت قرمز، قند و غلات تصفیه شدهی زیادی بخورید و سبزیجات و میوهها سهم اندکی در رژیم غذاییتان داشته باشد. برای همین سعی کنید در هر وعده غذایی نسبت مواد غذایی قلیایی به مواد غذایی اسیدی را 70 به 30 تنظیم کنید؛ یعنی 70 درصد مواد غذایی قلیایی مثل سبزیجات و میوه های تازه و 30 درصد مواد غذایی اسیدی مثل گوشت، تخم مرغ، پنیر، نان، آرد، پاستا، مواد غذایی صنعتی. توصیه میکنیم مواد غذایی اسیدی را با مواد غذایی به اصطلاح «جبرانی» مصرف کنید مثلاً گوشت را با سبزیجات، پاستاها را با گوجه فرنگی و پنیر را با انجیر خشک میل کنید.
منبع:تبیان
Photo Credit Brand X Pictures/Brand X Pictures/Getty Images
اسیدی شدن PH خون علل گوناگونی دارد:
1- استرس هیجانی. استرس و تنش اسیدیته خون را افزایش میدهد.
2- رژیم غذایی اسیدی کننده خون.
3-تجمع مواد سمی.
4-واکنش سیستم ایمنی بدن.
***
بدن برای جبران PH اسیدی از املاح معدنی قلیایی استفاده میکند. چنانچه رژیم غذایی حاوی مواد معدنی کافی برای جبران نباشد، تجمع اسید در سلولهای بدن و یا آزادسازی مواد معدنی استخوانها را در پی خواهد داشت.
البته بیش از حد قلیایی شدن خون نیز برای بدن مضر میباشد و باید سعی شود تا تعادل اسید و باز بدن با مصرف رژیم غذایی مطلوب حفظ گردد. از آنجایی که بدن در محیط اندکی قلیایی تر بهترین کارایی را داراست بنابراین باید بیشتر از غذاهایی که پس از گوارش یافتن تولید باز میکنند استفاده شود. میزان اسیدی و قلیایی بودن مواد غذایی پس از گوارش آنها تغییر می یابد. مثلا پرتغال که یک میوه بسیار اسیدی ست پس از متابولیزه شدن ادرار را قلیایی میکند.

هنگامی که اسیدیته خون و مایعات بدن از حد معمول افزایش می یابند مشکلات بسیاری را در بلند مدت برای فرد پدید می آورد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1- پیری زود رس.
2-آسیب به سیستم قلبی-عروقی-افزایش تصلب شرایین.
3- افزایش وزن، چاقی و دیابت.
4-سنگ کلیه و نارساییهای کلیوی و مثانه ای.
5-کاهش عملکرد سیستم ایمنی بدن.
6-افزایش آسیبهای رادیکالهای آزاد خون.
7-پوکی استخوان.
8- درد مفاصل، آرتروز، درد عضلات و تجمع اسید لاکتیک.
9-خستگی مزمن-سردرد-سر گیجه-ترش کردن(رفلکس معده)-گاستریت معده-کاهش انرژی.
10-افزایش ترشحات مخاطی.
11-افزایش تنش واسترس-بی خوابی.
12-خشکی پوست ومو-ناخنهای شکننده.
13-کاهش توانایی بدن در جذب مواد معدنی و دیگر مواد مغذی.
***
توصیه ها:
*میوهها، سبزیجات,بادام و آب میوههای طبیعی غنی از منابع باز هستند. مخصوصاً میوههای خشک نظیر کشمش سیاه. انجیر ,رازیانه و کلم سبز هم از بهترین نمونهها میباشند.
* انجام ورزش منظم به وسیله تسریع در عملکرد تنفسی و سیستم گردش خون باعث کاهش اسیدیته بدن شده و در تنظیم اسیدیته نقش موثری دارد. بهترین ورزشها، پیادهروی، دو و دوچرخهسواری است.
ورزش و مراقبه به کاهش استرس کمک می کند.ایروبیک ,یوگا و تای چی بهترین ورزشها هستند.
* آب زیاد بنوشید. هر روز حدود 6 تا 8 لیوان آب بنوشید که 1 تا 2 فنجان آن میتواند چای گیاهی یا میوهای باشد.
*با طولانی کردن مدت جویدن غلات میتوانید از خاصیت اسید سازی آنها بکاهید. (هر لقمه را 40 بار بجوید).

http://www.trans4mind.com/nutrition/pH.html
مطالعه بیشتر:
http://feelandlookgoodnow.com/healthy-blood-ph-levels/
پی نوشت:
وایتکس در شیر، آبلیمو از کاه !!
نکته اجتماعی 23تیر91
حمیدسمندریان استادتئاترکشورمان بودواغلب اساتیدشاگردوی بودند
حمید سمندریان استاد بزرگ تئاتر ایران سحرگاه امروز ۲۲ تیرماه در منزل خود چشم از جهان فروبست.
به گزارش مهر، حمید سمندریان متولد ۱۳۱۰ سحرگاه ۲۲ تیرماه بعد از دست و پنجه نرم کردن با بیماری در سن ۸۱ سالگی در منزل خود دار فانی را وداع گفت. این استاد بزرگ تئاتر ایران در حالی برای همیشه صحنه تئاتر را ترک کرد که آرزوی اجرای نمایش “گالیله” را به عنوان وصیت نامه هنری خود داشت.
سمندریان ، ساعت ۹ صبح روز شنبه از مقابل تالاری که به نام او (استاد سمندریان) در تماشاخانه ایرانشهر نامگذاری شده است، به سمت قطعهی هنرمندان بهشتزهرا (س) تشییع خواهد شد.
سمندریان طی سه دهه گذشته تنها چهار اثر نمایشی را کارگردانی کرد و به صحنه برد و این در حالی بود که وی از جمله کارگردانان برجسته تئاتر در آسیا بود که در کشور آلمان و زیر نظر ادوارد مارکس کارگردان برجسته تئاتر دنیا کارگردانی را آموخت.
سمندریان در اردیبهشتماه سال ۱۳۱۰ در تهران متولد شد. شروع فعالیتهای تئاتری او در حین تحصیل در دورهی متوسطه با حضور در کلاسهای تئاتر و هنرپیشگی اساتیدی چون حسین خیرخواه، شباویز و نصرت کریمی زیر نظر عبدالحسین نوشین بود.
او پس از اتمام دورهی دبیرستان به اروپا سفر کرد و در آلمان دورهی مهندسی شوفاژ سانترال را در دانشگاه صنعتی برلین گذراند، اما بعد از آن به کنسرواتور عالی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ وارد شد. برخورد با تئاتر آنقدر برایش گسترده بود که طی شش سال به صورت آکادمیک تحت آموزش «ادوارد مارکس» که یکی از استادان برجسته تئاتر بود، اصول و مبانی کارگردانی و بازیگری را آموخت و همزمان در آلمان به صورت حرفهای مشغول به کار شد.
سمندریان پس از پایان این دوره به دعوت ادارهی هنرهای نمایشی دراماتیک ادارهی کل هنرهای زیبای کشور به ایران بازگشت و نمایشنامهی «دوزخ» را در تالار همین اداره به روی صحنه برد و فعالیتهای خود را به شکل پیوسته در عرصه تئاتر ادامه داد.
حمید سمندریان در سالهای پیش از انقلاب، سال ۱۳۴۲ گروه تئاتری منسجمی بهنام گروه هنری پاسارگاد را تشکیل داد که از افراد این گروه میتوان پرویز پورحسینی، سعید پورصمیمی، پری صابری، اسماعیل محرابی، جمشید مشایخی، پرویز کاردان، محمد حفاظی، منوچهر فرید، ثریا قاسمی، اسماعیل شنگله و مهدی فخیمزاده را نام برد.
همچنین از معروفترین شاگردان سمندریان میشود به: عزتاله انتظامی، گوهر خیراندیش، رضا کیانیان، میکاییل شهرستانی، احمد آقالو، کیومرث مرادی، پرویز پورحسینی، گلاب آدینه، مهدی و ناصر هاشمی و آتش تقیپور اشاره کرد.
سمندریان در تمام این سالها حسرت اجرای «گالیله» را با خود داشت، آخرینبار در سال ۱۳۸۹ سرگرم ترجمه و کار بر روی این نمایشنامهی معروف برتولت برشت بود و قصد داشت اواسط تیرماه همان سال گروه بازیگران این نمایش را مشخص کند تا براساس توافقات انجامشده با شهرداری تهران، «گالیله» را از بهمن سال ۸۹ تا اردیبهشت ۹۰ در تماشاخانهی ایرانشهر به صحنه ببرد، اما این آرزو هرگز محقق نشد
زنبیل به زندگی برگشت (قسمت دوم )
شهروندان تهرانی دیروز نخستین «روز خرید بدون نایلکس» را در پنج میدان میوه و تره بار و هفت فروشگاه شهروند تجربه کردند.
به نوشته وبسایت سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری تهران، هفت فروشگاه شهروند و پنج میدان اصلی میوه و تره بار شهرداری تهران در روز ۲۱ تیرماه، کالاهای خود را بدون کیسه نایلونی و ظروف یک بار مصرف پلیمری عرضه کردند.
در این روز در پنج میدان اصلی میوه و تره بار شامل میدان آزادگان ، میدان صادقیه ، میدان جلال آل احمد ، میدان لواسانی و میدان غیبی، طرح روز بدون نایلکس به اجرا در آمد. همچنین این طرح به طور همزمان در فروشگاه های شهروند میدان آراژنتین ، فرمانیه ، جلال آل احمد، حکیمیه، صادقیه ، شهرری و شهرک قدس همراه با آموزش چهره به چهره ، مسابقه نقاشی کودکان و نوجوانان ، تبلیغات و آموزشهای مجازی از طریق ارسال پیامک اجرا شد .
همچنین به نوشته همشهری آنلاین، رئیس ستاد محیطزیست و توسعه پایدار شهرداری تهران با بیان اینکه روزانه ۵۰۰تن کیسه پلاستیکی در کلانشهر تهران مصرف میشود گفت: کیسههای پلاستیکی علاوه بر اینکه برای تجزیه به ۳۰۰تا ۵۰۰سال زمان نیاز دارند آلودگی بصری و آلودگیهای آب و خاک را نیز ایجاد میکنند ضمن آنکه آلودگیهای ناشی از کیسههای پلاستیکی وظروف یکبار مصرف پلیمری باعث بروز انواع سرطانها، جهش ژن در زنان باردار، استرس، و بیماریهای عصبی میشود.
حیدرزاده در گفتوگو با ایسنا تصریح کرد: ضروری است با اعمال قانون و سیاستهای تشویقی و محدودکننده مصرف کیسههای پلاستیکی به حداقل ممکن کاهش یابد. به گفته وی باید با فرهنگسازی، کیسه پلاستیکی و ظروف یکبار مصرف از چرخه خرید حذف و خرید با زنبیل و کیسههای پارچهای که تا قبل از فرهنگ بسته بندی در ایران رایج بود جایگزین این ظروف زیانبار شود.
رئیس ستاد محیطزیست شهرداری تهران اعلام کرد: مقرر شده در یک بازه زمانی، بهزودی در فروشگاههای شهروند و سازمان میادین میوه و تره بار تهران کیسههای تجزیهپذیر در اختیار اپراتور قرار بگیرد و توزیع این کیسهها توسط آنها ساماندهی شود.
به گفته وی، روزانه در شهر تهران ۵۰۰تن کیسه پلاستیکی مصرف میشود و شهرداری تهران با توجه به این حجم بالای مصرف با تحمیل اعتباری، کیسههای تجدیدپذیر را از دو سال گذشته وارد میادین میوه و تره بار کرده است و از اول تیرماه امسال هیچگونه کیسه پلاستیکی- پلیمری در میادین توزیع نمیشود.
وی همچنین از ورود کیسههای کنفی و پارچهای به میادین میوهوترهبار خبر داد و گفت: این کیسهها دارای دوام بالایی بوده و قابلیت چندبار مصرف را دارند.رئیس ستاد محیطزیست شهرداری تهران با انتقاد از سازمان حفاظت محیطزیست گفت: این سازمان متولی اصلی محیطزیست محسوب میشود و همه سیاستها باید برمبنای برنامههای آنها شکل بگیرد این درحالی است که سازمان محیطزیست نهتنها حمایتی از این طرح نکرد که در جلسات هم مشارکت نداشت
زندگی سلف سرویس است حرکت میخواهد تا به غذا ونشاط دست یافت
«امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر، هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفته بود برای صرف غذا به رستورانی رفت. او که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود. اما هر چه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.
او با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود نزدیک شد و گفت: «من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد. حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟»مرد با تعجب گفت: «ولی اینجا سلف سرویس است.» سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد: «به آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید، انتخاب کنید، پول آن را بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید!»امت فاکس، که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت. اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیت ها، شادی ها،سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟ و هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است. سپس آنچه می خواهیم برگزینیم.
منبع : سایت حکایتهای مدیریتی
نکته اجتماعی 22تیر91
ادامه مطلبمناظره مکتوب خانم راکعی با آقای آرین منش درباره پوشش وعفاف
سایت جماران در گفت و گوی مکتوب با فاطمه راکعی و جواد آرین منش، نواب رئیس کمیسیونهای فرهنگی مجلس ششم و هشتم، مساله حجاب و به ویژه موضوع قانونگذاری درباره آن را به بحث گذاشته است؛ مصاحبه ای که تفاوت نگاه دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب را به طرح موسوم به گسترش حجاب و عفاف به خوبی نشان می دهد. به نوشته جماران، مصاحبه با این دو به صورت مجزا انجام شده، اما به دلیل مشابهت سوالها و هم ترازی مصاحبه شوندگان محترم، بدون هیچگونه کم و کاست و فقط با ویرایش ترتیب سوالات، دو نظرگاه مختلف در کنار هم آمده است:
آقای دکتر آرین منش! طرح «توسعه فرهنگی حجاب و عفاف» طرحی است که از بدو تصویب، حرف و حدیثهای زیادی به دنبال خود کشاند. لطفاً جزئیات این طرح را توضیح دهید.
آرین منش: طرح توسعه عفاف و حجاب، از جمله مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است که فکر میکنم ابتدا در شورای فرهنگی و اجتماعی زنان مطرح شد و بعد هم به تائید شورای انقلاب فرهنگی رسید. موضوع طرح حجاب و عفاف است. با توجه به اینکه حجاب در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما از مهمترین نمودهای فرهنگی و اسلامی و اجتماعی و یک فریضه دینی است و با توجه به ضرورت نهادینه کردن و توسعه فرهنگ عفاف و حجاب، و پیشگیری از آسیبهای ناشی از ترویج فرهنگ بیگانه و فرهنگ غرب در جامعه ما مطرح شد. در این طرح، ضرورت تداوم آموزش نسل جوان و تبیین اهمیت عفاف و حجاب و ضرورت توجه خانوادهها به مسئله عفاف و حجاب و همینطور ضرورت توجه نظام آموزش و پرورش، دانشگاهها و سالمسازی محیط اجتماع در ارتباط با توسعه و نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب مطرح شد.
در این طرح، یک سلسله سیاستها و راهکارهایی مورد توجه قرار گرفت که از آن جمله میتوان به اولویت قرار گرفتن عفاف و حجاب در برنامههای اجرایی کشور، توجه به نوع پوشش و لباس، لزوم نظارت دستگاههای فرهنگی، اجتماعی و اجرایی به توسعه و نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب، توجه به استانداردهای فرهنگی، الگوهای مناسب پوشش و حجاب، لزوم رفع خللهای قانونی در این زمینه، فراهم کردن زمینه عرضه پوشش مناسب و ارزان، و انتشار کتب و نشریات لازم اشاره کرد. در مجموع در این طرح، ۱۶ سیاست مورد تاکید قرار گرفته و برای ۲۵ دستگاه اجرایی، مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، نیروی انتظامی، سازمان ملی جوانان، سازمان تبلیغات، وزارت آموزش و پرورش و… وظایف اجرایی مشخصی را در طرح برای توسعه دادن و نهادینه کردن عفاف و حجاب تعبیه کرده ایم.
این ۱۶ سیاست کلی به ابلاغیههایی که به دستگاهها شده است برمی گردد؟
آرین منش: بله. ابتدا سیاستها مشخص شده، سپس این سیاستها تبدیل به راهکار اجرایی شده و نهایتا راهکارهای اجرایی مشخصی برای هر دستگاه درنظر گرفته شده است. مثلا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی امور روزنامهها، رسانهها، نشریات و هنر و فیلم… چگونه از این ابزارها در جهت ترویج عفاف و حجاب استفاده کند و در این زمینه عمل کند. یا مثلا وزارت بازرگانی که وظیفهاش حمایت از صنوف تولیدکننده لباس و پوشش است، چگونه در طراحی لباس و پوشاک مناسب و تولید آن از پدیدآورندگان و تولیدکنندگان و صنوف مرتبط مثل طراحان حمایت کند و یا صدا و سیما که چگونه الگوی مناسب پوشش و حجاب را در برنامههای تولیدی و سریالها مورد توجه قرار دهد.
در برخی خبرها درج شده است که در کنار نیم درصد ردیف بودجه هر وزارتخانه که مختار در مصرف آن است، حدود ۱۵میلیارد تومان بودجه برای اجرایی شدن این طرح تخصیص داده شده است. آیا آمار دقیقتری در این زمینه وجود دارد؟
آرین منش: بودجهای در ارتباط با این مصوبه در طرح نیامده است. در طرح ۲۵ دستگاه را موظف کردند و قاعدتا دستگاهها باید از اعتبارات خود، استفاده کنند. جمعا بیش از ۳۰۰ کار و وظیفه برای این ۲۵ دستگاه مشخص شده است که باید انجام دهند و طبیعتاً، هر کدام از این دستگاهها، اعتبارات خودش را دارد. مثلا آموزش و پرورش اعتبارات خودش را دارد و در لابه لای کتب درسی باید موضوع عفاف و حجاب را لحاظ کنند.
برای حجاب هم به صورت ویژه اعتبارات فرهنگی تخصیص داده شده است؟
آرین منش: آنچه که در طرح مشخص شده در راستای وظایف هر دستگاه و ماموریتهای آن مشخص شده است. علاوه بر این در سالهای اخیر در کمیسیون فرهنگی مجلس، موضوع اعتبارات ویژه هم در درصدی از اعتبارات لحاظ شد و حالا چه مقدار از این اعتبارات تحقق پیدا کرد، عدد دقیقی نداریم.
یعنی خود این ۱۵میلیارد تومان هم عدد دقیقی نیست؟
آرین منش: بله. گمان میکنم عدد چندان دقیقی نباشد.
خانم دکتر راکعی! شما این مصوبه را چگونه ارزیابی میکنید؟
راکعی: حجاب و عفاف زن و مرد، برای حفظ تعادل روانی اجتماعی و بالابردن کیفیت تلاش انسانی، برای ساختن جامعه بهتر لازم است. حجاب، به معنای داشتن رفتاری مقید به بعضی هنجارها بین زن و مرد نامحرم و پوشش معقول و بردن همه زیباییها و جاذبههای جنسی در درون خانواده، مختص به اسلام نیست و در همه ادیان الهی وجود دارد. کاری نداریم به اینکه در بین پیروان شناسنامهای موسی و مسیح و پیامبر خودمان، هنجارشکنیهایی وجود دارد و بسیاری از پیروان این مذاهب، انسانهایی هستند که دینداری و پایبندی به مذهب را دوست دارند، اما در رعایت شرایع آن کم توانند.
بزرگان ما همچون شهید مطهری، از جنبههای دینی، فلسفی، اجتماعی و فرهنگی به حجاب نگاه کردند و با تلاش آنها مسئله حجاب برای بسیاری، قبل و بعد پیروزی انقلاب جا افتاد و بسیاری به خواست خود، حجاب را به معنی پوشاندن مو و گریبان، انتخاب و رعایت کردند. من خودم هم از کسانی هستم که قبل از انقلاب، حجاب را با مطالعه، آگاهانه و داوطلبانه پذیرفتم. اما متاسفانه پس از انقلاب، عدهای به شعار «یا روسری یا توسری» رو آوردند و امروز بازماندههایشان را در همین بگیر و ببندها، خصوصا در مورد خانمها میبینیم. در برابر این اقدامات، متاسفانه برخی از زنان و خصوصا دختران جوان به رفتارهای واکنشی متمایل شدند. در واقع هر دو طرف به لحاظ فرهنگی، دچار اشتباه هستند.
درست نیست که به عنوان نظام اسلامی، با مسئلهای که فقط یکی از مسائل هنجاری مطرح شده در جامعه اسلامی است، به گونهای عجیب و حساسوار برخورد کنیم، در حالی که هنجارشکنیهای بسیار دیگری، در حد گناه کبیره حتی از جانب برخی از مسئولین نظام، اتفاق می افتد. پرداختن افراطی به حجاب خانمها، در نگاه زنان ما، نوعی رفتار تبعیض آمیز و حساسیت غیرواقعی به نظر میرسد. علیرغم آنکه بسیاری از زنان جامعه ما، مسائل اسلامی از جمله حجاب را باور دارند و حتی بدان پایبندند، بر این نوع برخورد خرده میگیرند. این خرده گیری، به معنای دفاع از فرهنگ برهنگی و آزادیهایی از نوع غربی نیست. بلکه ما میگوییم گناهان کبیره بسیاری همانند دروغ، تهمت، دزدی و … هست که باید در اولویت باشند، اما افراد به راحتی از کنار آن میگذرند و به راحتی مرتکب آن میشوند و بر مسئله فرعیتری همانند حجاب پافشاری میکنند.
یعنی نوعی کاریکاتوریک شدن و غیرمتعادل بودن را شاهد هستیم؟
راکعی: بله همین طور است. غیرمتعادل است و به صورت یکسویه در مورد خانمها اجبار میشود؛ در حالی که در شرع اسلام، هم آقایان و هم خانمها، هر دو، از پوشیدن لباس چسبان منع شدهاند و هر دو باید نگاه خود را از نامحرم بپوشند و از تبرج و خودنمایی در جامعه بپرهیزند. پس به معنای واقعی کلمه اجحاف در رفتار داریم. و طبیعی است که دختران ما فکر کنند که کسانی دیگر گناه میکنند و عفاف و حجاب را رعایت نمی کنند و به چشم بد بر زنان نظر میکنند، اما تنها به زنان گفته میشود که خود را بپوشانند و معنای پوشش هم تنها در چادر و رنگ مشکی خلاصه میشود. این رویکرد اشتباهی است. انواع پوششهای زیبا و بهنجار در میان اقوام گوناگون ایران وجود دارد و مردم منطقه هم عموما همگی به چشم احترام به زنان نگاه می کنند. زیرا هنجارها به طور طبیعی رعایت میشوند و رنگ لباس یک خانم و نوع پوشش، کم اهمیتتر از رفتار و اجتناب او از انجام فعل حرام و تبرج و خودنمایی در برابر جنس مخالف است و این موارد به طور کامل در روستا رعایت میشود. در غیر این صورت خانواده و روستا برخورد میکند و آن را نمیپذیرد.
آقای دکتر! اگر قرار باشد برخورد انتظامی با حجاب شود باید به مسائل فرهنگی هم پرداخت، در این مسئله کمتر کسی شک دارد. اما اساسا آیا برخورد انتظامی میتواند به بهبود وضع حجاب کمک کند؟ چون خیلیها با برخورد انتظامی موافق نیستند.
آرین منش: من معتقد به هر دو هستم. یعنی کار سلبی و ایجابی در کنار هم باید انجام شود. اول باید ارزش حجاب و پوشش مناسب و عفاف را برای یک نوجوان تبیین کنیم، آموزش صحیح به او بدهیم و بعد از اینکه خانواده و معلم و دیگران الگوهای مناسب را عرضه کردند، حالا با کسانی که میخواهند هنجارشکنی کنند، و کار سازمان یافته تخریبی انجام دهند برخورد کرد. اگر بخواهیم وزن این دو کار را مشخص کنیم به نظر من ۹۰ درصد کار فرهنگی و آموزشی است و ۱۰ درصد کار برخوردی و سلبی. ولی وقتی ما اصل قضیه را در فضای آموزشی، در جامعه و در تلویزیون اشاعه ندادیم و الگوهای مناسب را ارائه ندادیم، خب برخورد حتما جواب نخواهد داد.
به نظر شما در جامعه امروز ما، حجاب یک هنجار فراگیر است و برخورد با بدحجاب یا بدحجابی مسلما برخورد با ناهنجاری یا هنجارشکنی است؟
آرین منش: من معتقدم که کار ما در آن قسمت اول با نقض جدی مواجه است. یعنی الان حجاب و پوشش در بین عموم مردم و به خصوص نسل جدید به صورت یک ارزش والا درنیامده است. لذا نقایض عمدتا در فعالیتهای ایجابی و فرهنگسازی است. البته منکر این نیستم که نسبت به هنجارشکنی نبایستی جامعه بیتفاوت باشد.
خانم دکتر! در کنار این یک سویه بودن که شما اشاره کردید، شائبه دیگری هم در مصوبات مجلس هست که گاه مطرح میشود. مصوبههایی در مورد حجاب و عفاف با توجیه ایجاد مصونیت برای زنان ارائه میشود و در کنار آن، لایحه دیگری به عنوان «حمایت از خانواده» طرح میشود که بسیاری از زنان، حتی زنانِ مشغول به کار در دفاتر مطالعات زنان و مجامع رسمی، با بسیاری از مفاد آن مخالفند. در اینجا این شائبه مطرح میشود که آیا این مصوبات یکسویه برای زنان و حجاب، با دغدغه دینی و عفاف آوری است یا از یک نگاه پدرسالارانه سرچشمه میگیرد؟
راکعی: به نکته خوبی اشاره کردید. عفاف واقعی در قران به این صورت آمده است که “قل للمومنین یغُضّوا من ابصارهم…و قل للمومنات یغضُضن من ابصارهن…(نور، ۳۰ و ۳۱)”. یعنی حفظ حجاب در گرو رعایت عفاف و پرهیز از نگاه غلط زن به مرد یا مرد به زن است. اما این نکات در قوانین ما فراموش شده است و به جای آنکه تقوای بین زن و مرد را در ارتباط با مسائل جنسی به صورت فرهنگی به حالت هنجار برسانیم، به مسائل صوری میپردازیم. به همین دلیل میبینیم بعضی از آقایان مخصوصا وقتی مسئولیتها و سمتهایی در نظام اسلامی مییابند، نه از میان زنان مستمند و محتاج که در اسلام سفارش شده از آنان حمایت شود، بلکه از روی غرایز و نگاه های کنترل نشده، با زنان بیحجاب اقدام به ازدواج دائم مجدد یا ازدواج موقت میکنند.
این گونه قوانین، علیرغم فریاد جامعه زنان و خصوصا جامعه زنان مسلمان در رابطه با نتایج مخرب این طرحها، در اسم غلط انداز «حمایت از خانواده» تصویب میشوند و در اصل کیان خانواده را به خطر میاندازد. گویا مسئولین قانونگذار ما، میخواهند قبح و ناهنجاری چندهمسری آقایان را در جامعه از بین ببرند.
شما در مجلس ششم در این زمینه چه فعالیتی کردید؟
راکعی: تا جایی که به خاطر دارم، از سالهای گذشته در خیلی از مجالس، بعضی از نمایندگان به تدوین و تصویب چنین قوانینی گرایش داشتند و این گرایش در مجلس ششم هم بود. اما ما به عنوان فراکسیون قوی زنان، اجازه طرح مسائل بسیاری را نمیدادیم و با دیگرانی هم که خارج از مجموعه مجلس، به فکر میافتادند، با فعالیت های فرهنگی و مردم نهاد، برخورد اصولی میکردیم. متاسفانه در مجالس بعدی شاهد بودیم که بعضی از خانمها هم موافق این مسائل و ترویج چند همسری اند و میپندارند اسلام چند همسری و ازدواج موقت را ترویج کرده است. در صورتی که چندهمسری و ازدواج موقت برای مواردی خاص مجاز شمرده شده و اسلام نه تنها این موضوع را ترویج نکرده، بلکه آن را تحدید کرده است. یعنی ازدواج های متعدد عرب جاهلیت را، به ۴ همسری محدود کرده و در مورد ازدواج موقت هم شرط های خاصی را قرار داده است.
برخی در برابر ما میگویند که چه بخواهیم و چه نخواهیم، این مسئله در جامعه در حال صورت گرفتن است. اما ما میگوییم این مسئله هیچ گاه در کشور ما جامعه پذیری نداشته است و کسانی که دست به این کار میزنند با مشکلات زیادی رو برو میشوند. اما وقتی ما برای آن قانون بگذاریم، خودمان به ترویج این فرهنگ کمک خواهیم کرد. برای همین ما در این زمینه خیلی کار کردیم و خوشبختانه در مجلس هشتم هم که این قوانین مطرح شد، ما، تعدادی از زنان مجلس ششم و فراکسیون زنان آن مجلس، و تعداد زیادی از زنان فرهنگی، چه از جمعیتهای زنان اصلاحطلب و چه اصولگرا، با این نوع قوانین مخالفت کردیم و در نهایت قانون به شکل بسیار خفیفتر تصویب شد.
آقای دکتر شما فکر میکنید که مجالس قبل از شما در این مورد کوتاهی کردهاند؟
آرین منش: کار مجلس قانونگذاری است. ما خلاء قانونی نداشتیم که بگوییم مجلس در این زمینه کوتاهی کرده است. چون قانون وجود داشته است. آنچه که باید به عمل در می آمد اجرای قانون بوده است که در این زمینه دستگاههای اجرایی کوتاهی داشتند.
غیر از این طرح، در زمان مجلس هشتم، مصوبات دیگری هم داشتید؟
آرین منش: در مجلس هفتم، یک مصوبه به نام قانون «ساماندهی مُد و لباس» داشتیم. هدف این قانون، تلاش در جهت تولید و ساماندهی پوشاک و لباس، مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی است. دستگاههایی مثل وزارت بازرگانی، صدا و سیما و… موظف شدند که در جهت تولید و عرضه پوشاک مناسب و معرفی این الگوها، اقدام کنند. متولی این کار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که با همکاری دستگاهها مختلف باید این ماموریت را به انجام میرساند. اخیرا هم تلاشهایی در معاونت وزارت ارشاد صورت گرفت ولی هرگز این تلاشها نتوانست نیاز جامعه را مرتفع کند و پوشاک و لباس مناسب مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی را اشاعه دهد، یعنی نبض بازار را به دست بگیرد و طرحهایی که از طریق این نهادها تولید شده است فراگیر بشود و به پوشش غالب جامعه تبدیل شود. این کار نیازمند تلاش بیشتر و همکاری جمعی نهادها و سازمان های دولتی و غیردولتی است.
با توجه به صحبتهای برخی مسئولین از جمله شخص ریاستجمهوری در مورد طرح توسعه فرهنگ حجاب و عفاف، بازده و بازخورد این طرح را در جامعه چگونه دیدید؟
آرین منش: این طرح به نظر من هیچگاه به طور کامل اجرا نشد. چرا؟ چون ۲۵ دستگاه مخاطب این طرح است یکی از این دستگاهها، نیروی انتظامی است که وظیفه برخورد با هنجارشکنان را بر عهده دارد. اما ما هر نارسایی در این زمینه میبینیم به جای اینکه برویم سراغ ۲۴ دستگاه فرهنگساز که چرا وظایف خود را به خوبی انجام ندادند، به سراغ نیروی انتظامی میرویم که چرا برخورد نمیکنند. در حالی که از این ۳۱۸ وظیفهای که مشخص شده نزدیک به ۳۰۰ موردش فعالیتهای فرهنگی است و اندک موارد باقیمانده آن جنبههای پیشگیرانه و سلبی دارد. اما ما فقط آن قسمت سلبی کار را میبینیم و موارد دیگر را نادیده میگیریم. لذا چون طرح به طور کامل و هماهنگ اجرا نشده زمینه و میزان موفقیتاش بسیار ناچیز است
تصویری ازیک باغ
مدل لباس عروس دربلندی های جولان (سوریه)که تحت اشغال رژیم صهیونیستی می باشد
روان شناسی رنگ لباس
تندیس محبت
کشف کانال های باستانی آب درتخت جمشید
سرپرست تیم کاوش آبراهه های تخت جمشید گفت: در ادامه کاوش بخش انتهایی آبراهه های تخت جمشید بقایای یک کانال دیگر انتقال آب و همچنین بخشهایی از یک ساختار نامشخص کشف شد.
علی اسدی، سرپرست تیم کاوش آبراهه های تخت جمشید به مهر گفت: بخشی از این کانال شناسایی شده نشانگر استفاده از بلوک های سنگی تراش خورده بوده و به نظر می رسد همانند کانالهای زیر تختگاه سرپوشیده بوده است. عمق این کانال هنوز به درستی مشخص نیست. با این حال عرض آن حدود ۶۰ سانتی متر است. همچنین جهت این کانال نیز جنوب شرقی _ شمال غربی است.
وی بیان کرد: پس از حدود دو ماه کاوش در بخش انتهایی آبراهه های تخت جمشید تا کنون بخشهایی از سه رشته کانال و همچنین قسمتهایی از یک ساختار نامشخص شناسایی شده است. نخستین کانال شناسایی شده، آبراهی است که از محل خروجی کانالهای تخت جمشید به سمت جنوب امتداد یافته و کارکرد اصلی آن انتقال آب جمع شده در داخل کانالهای زیرزمینی تختگاه به بیرون این مجموعه است.
اسدی تصریح کرد: همچنین تاکنون بقایای دو کانال دیگر نیز شناسایی شده که دارای جهتهای حرکت متفاوتی نسبت به کانال نخست است یکی از آنها که دارای جهت شرقی غربی است، در فاصله سی متری ضلع جنوبی تختگاه شناسایی شده و به نظر می رسد با کانالی که از سمت شمال، یعنی از محل خروجی آبراهه های تخت جمشید به سمت جنوب امتداد داشته در یک نقطه برخورد می کنند و به هم می پیوندند.
اسدی گفت: همچنین در کنار این کانال ( دومین کانال شناسایی شده) بقایای یک ساختار نامشخص که شامل بخشهایی از یک سطح سکو مانند شفته آهکی است نیز شناسایی شده و نشانگر این است که به جز کانال ها، بناها و یا ساختارهای دیگری نیز در ضلع جنوبی تختگاه قرار داشته است.
وی گفت: همچنین براساس آخرین نتایج به دست آمده در کاوش های یکی دو روز اخیر، بقایای یک کانال دیگر نیز در فاصله حدود ۵۰ متری جنوب تختگاه شناسایی شده، که این ساختار دارای کیفیت متفاوتی از نظر ساخت با دو کانال دیگر است.
اسدی بیان کرد: مجموعه این کانالهای شناسایی شده نشان می دهد که ساختارهای مختلفی در ضلع جنوبی تختگاه تخت جمشید در دوره هخامنشی وجود داشته و شاید بتوان آنها را با باغهایی که احتمالا در فاصله بین ضلع جنوبی تختگاه و مجموعه بناهای برزن جنوبی قرار داشته مرتبط دانست.
سرپرست تیم کاوش آبراهه های تخت جمشید با بیان اینکه تا کنون بیش از ۵۰ متر کانال از دوره هخامنشی کشف شده است تصریح کرد: در کاوش آبراهه ها مجموعه ای از سفالهای هخامنشی در کف کانالها و چندین عدد سرپیکان های ویژه این دوره و چندین شی کوچک فلزی دیگر پیدا شده است
فواید روغن نارگیل
|
|
|
|
امام علی:یک نوع غذا را دومرتبه درروز نخورید/مضمون حدیث
عوارض خوردن یک نوع غذا درطول زندگی
تیپ مانکنی در رومانیا با وزن 36کیلوگرم
نکته اجتماعی 20تیر91
ادامه مطلبنوشیدنی های تابستانی




عرق بیدمشک علاوه بر ضد عطش بودن، خاصیت آرامبخشی و تقویت قلب نیز دارد و مطالعههای اخیر خواصی را که از قدیم به تجربه به آن نسبت میدادند، از نظر علمی به اثبات رساندهاند.

نکته باریکترازمو درزندگی اجتماعی اینکه بدانیم چگونه زندگی کنیم
ادامه مطلبخشونت درزندگی مشترک واجتماعی تفاهم نمی آورد
رتبه بندی دانشگاه های ایران توسط وزارت علوم
بر اساس فهرست منتشره شده وزارت علوم، دانشگاه علامه طباطبایی به عنوان بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه، با سقوطی باور نکردنی حائز امتیاز یک از صد نیز نشده است.
اخیرا وزارت علوم و دانشگاه آزاد اقدام به ارزیابی وضعیت دانشگاه ها بر اساس معیارهای متعددی نموده اند که نتیجه این ارزیابی به صورت رسمی منتشر شده است.
به گزارش بازتاب، دانشگاه تهران به عنوان برترین دانشگاه ایران به عنوان معیار در نظر گرفته شده و امتیاز صد از صد را به خود اختصاص داده و بقیه دانشگاه ها در مقایسه با دانشگاه تهران ارزیابی شده اند.
فهرست رتبه بندی دانشگاههای زیر نظر وزارت علوم را تا دانشگاه علامه که در رتبه ۵۳ قرار دارد، به همراه امتیاز هر یک از دانشگاهها در زیر ببینید:
۱ دانشگاه تهران ۱۰۰
۲ دانشگاه صنعتی شریف ۶۵٫۱۷
۳ دانشگاه صنعتی امیر کبیر ۵۲٫۴۹
۴ دانشگاه علم و صنعت ۴۴٫۷۸
۵ دانشگاه تربیت مدرس ۴۰٫۱۷
۶ دانشگاه شیراز ۳۲٫۳۸
۷ دانشگاه صنعتی اصفهان ۲۳٫۶۹
۸ دانشگاه فردوسی مشهد ۲۳٫۵۶
۹ دانشگاه تبریز ۲۰٫۸۶
۱۰ دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی ۲۰٫۱۱
۱۱ دانشگاه شهید بهشتی ۱۸٫۰۸
۱۲ دانشگاه اصفهان ۱۴٫۹۳
۱۳ دانشگاه مازندران ۱۲٫۳۱
۱۴ دانشگاه بوعلی سینا ۱۱٫۶۶
۱۵ پژوهشگاه دانشهای بنیادی ۱۰٫۲۴
۱۶ دانشگاه شهید با هنر کرمان ۹٫۳۱
۱۷ دانشگاه گیلان ۸٫۹۴
۱۸ دانشگاه رازی ۸٫۱۶
۱۹ دانشگاه تربیت معلم ۷٫۲۴
۲۰ دانشگاه کاشان ۶٫۹۶
۲۱ دانشگاه الزهرا (س) ۶٫۶۴
۲۲ پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ۶٫۵۵
۲۳ دانشگاه یزد ۶٫۳۱
۲۴ دانشگاه پیام نور ۶٫۱۸
۲۵ دانشگاه شهید چمران اهواز ۵٫۷۱
۲۶ دانشگاه سیستان و بلوچستان ۵٫۱۱
۲۷ دانشگاه کردستان ۴٫۹۹
۲۸ دانشگاه تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان ۴٫۸۳
۲۹ دانشگاه زنجان ۴٫۳۷
۳۰ دانشگاه صنعتی شاهرود ۴٫۲۳
۳۱ دانشگاه شاهد ۴٫۱
۳۲ دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) ۳٫۵۱
۳۳ دانشگاه سمنان ۳٫۳۳
۳۴ دانشگاه شهر کرد ۳٫۲۷
۳۵ سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران ۳٫۲۷
۳۶ دانشگاه لرستان ۳٫۱
۳۷ دانشگاه اراک ۲٫۸۹
۳۸ پژوهشگاه شیمی و مهندسی شیمی ایران ۲٫۸۶
۳۹ دانشگاه یاسوج ۲٫۷۲
۴۰ دانشگاه تربیت معلم آذربایجان (شرقی ) ۲٫۱۵
۴۱ دانشگاه خلیج فارس ۲٫۰۳
۴۲ پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری ۱٫۹۹
۴۳ پژوهشگاه علوم و فناوری رنگ ۱٫۷۷
۴۴ دانشگاه تربیت معلم سبزوار ۱٫۶۶
۴۵ دانشگاه صنعتی شیراز ۱٫۵
۴۶ دانشگاه صنعتی بابل ۱٫۴
۴۷ پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی ۱٫۳۶
۴۸ دانشگاه امام صادق (ع) ۱٫۳۵
۴۹ دانشگاه زابل ۱٫۰۴
۵۰ دانشگاه ایلام ۱٫۰۱
۵۱ دانشگاه قم ۰٫۹۶
۵۲ دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان ۰٫۹۶
۵۳ دانشگاه علامه طباطبایی ۰٫۸۸
نکته اجتماعی 19تیر91
نکته اجتماعی 19تیر91
به میزان نگاه به گذشته زندگی ات به آینده نگاه کن عزیز
نکته اجتماعی16-3-91
ادامه مطلبزنبیل به زندگی برگشت
هفت فروشگاه شهروند و پنج میدان اصلی میوه و ترهبار شهرداری روز ۲۱تیرماه جاری کالاهای خود را بدون کیسه نایلونی و ظروف یکبارمصرف پلیمری عرضه خواهند کرد. این نخستین گام برای حذف کیسهها و ظروف تجزیهناپذیر از چرخه زبالههای شهری است. مسئولان شهری امیدوارند با مشارکت شهروندان بتوانند با این اقدام زمینه حذف کامل این ظروف را از فروشگاهها و میادین ترهبار شهر حذف کنند.
به گزارش همشهری آنلاین، رئیس ستاد محیطزیست و توسعه پایدار شهرداری تهران، در اینباره گفت: ۲۱تیرماه، یک روز نمادین برای حذف کیسه نایلونی و ظروف پلاستیکی یکبارمصرف پلیمری است که امسال برای نخستین بار بهصورت داوطلبانه در پنج میدان اصلی میوه و تره بار شامل میدان آزادگان، میدان صادقیه، میدان جلالآلاحمد، میدان لواسانی و میدان غیبی به اجرا در میآید. همچنین این طرح بهطور همزمان در فروشگاههای شهروند میدان آراژنتین، فرمانیه، آلاحمد، حکیمیه، صادقیه، شهرری و شهرک قدس با آموزش چهره به چهره اجرا میشود.با این رویکرد که بهتدریج کیسه و ظروف پلاستیکی یکبار مصرف پلیمری نهتنها از فروشگاههای شهروند و میادین میوه و تره بار شهرداری تهران که از کل فروشگاهها و محلهای عرضه کالا حذف شود.
حیدرزاده با اشاره به اینکه استفاده از کیسههای نایلونی و ظروف یکبارمصرف تجزیهناپذیر علاوه بر تهدید محیطزیست، سلامت شهروندان را به خطر میاندازد، افزود: حذف این ظروف از چرخه خرید یک ضرورت اجتنابناپذیر است اما از عهده یک نهاد برنمیآید و دستیابی به این هدف درگروی همکاری نهادهای مختلف است؛ ازجمله انتظار میرود سازمان حفاظت محیطزیست بهعنوان متولی حفاظت از طبیعت و نیز نمایندگان مجلس بهویژه نمایندگان فراکسیون محیطزیست زمینه قانونی و لازمالاجرا شدن این طرح را فراهم سازند.
رئیس ستاد محیطزیست و توسعه پایدار شهرداری نامگذاری ۲۱تیرماه بهعنوان روز بدون نایلکس در تقویم کشور را از دیگر راهکارهای مؤثر برای حذف کیسههای نایلونی و ظروف یکبارمصرف پلیمری عنوان کرد و افزود: این نامگذاری در دستور کار قرار گرفته و امیدواریم با رایزنی بتوانیم مصوبه آن را از شورایعالی انقلاب فرهنگی بگیریم تا این روز به نمادی برای حذف این مواد در تقویم ثبت شود کما اینکه روز هوای پاک اکنون به سمبلی برای مقابله با آلودگی هوا تبدیل شده است.
معاون بهداشت و کنترل کیفیت سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری تهران هم به اقدامات سازمان متبوع خود در این زمینه اشاره کرد و گفت: در حال حاضر، برای اطلاعرسانی و ترغیب شهروندان به مشارکت در این طرح، در هر میدان از میادین تره بار شهرداری دو بنر نصب شده و از روز گذشته توزیع ۱۰۰هزار تراکت مرتبط با موضوع میان شهروندان در پنج میدانی که قرار است طرح اجرا شود آغاز شده است. همچنین در میادین ترهبار، کالا در کیسههایی که شعار یک کیسه کمتر روی آنها درج شده عرضه میشود.
حسین جعفری به اختصاص جایگاهی برای فروش کیسههای پارچهای در میادین ترهبار اشاره کرد و گفت: از ۱۲تیرماه (روز گذشته) بهمدت ۱۵روز این کیسهها بهعنوان ظروف جایگزین عرضه میشود با این هدف که شهروندان با تهیه این کیسهها نخستین گام برای حذف کیسههای نایلونی را بردارند.
ضمن آنکه از شنبه هفته آینده (۱۶) تا پایان تیرماه فضایی بهطور رایگان برای عرضه ظروف جایگزین یکبار مصرف، برای تولیدکنندگان این ظروف در میادین اختصاص مییابد و تولیدکنندگان حائز شرایط میتوانند ظروف خود را در محلهای مورد نظر عرضه کنند. به گفته وی، برنامههای نمایشی، موسیقی، درنظر گرفتن فضایی برای نقاشی کودکان و جمعآوری این نقاشیها و اهدای جوایز از دیگر برنامههایی است که در روز ۲۱تیرماه در پنج میدان اصلی میوه و تره بار به اجرا در میآید.
حذف تدریجی کیسه نایلونی
دکتر شریعت، مدیر کنترل کیفیت فروشگاههای زنجیرهای شهروند هم ضمن تأکید بر اینکه مدیریت شهروند در راستای حفظ محیطزیست، حذف کیسههای نایلونی و ظروف یکبار مصرف پلیمری را در دستور کار قرار داده است، گفت: اقدامات اجرایی شهروند از روز شنبه گذشته با درج شعار یک کیسه کمتر روی قبضهای خرید مشتری آغاز شده است؛ افزون براین، در تمامی فروشگاههای شهروند بنرهای مرتبط نصب شده و در کنار این اقدامات از طریق السیدی در این زمینه اطلاعرسانی میشود.
وی همچنین از عرضه کالا در کیسههایی که شعار یک کیسه کمتر روی آن چاپ شده در فروشگاههای شهروند خبر داد و گفت: در نخستین گام، این طرح در هفت فروشگاه شهروند اجرا میشود اما اجرای این طرح در سایر فروشگاههای شهروند در دستور کار قرار دارد
نکته اجتماعی13تیر91
ادامه مطلبنکته اجتماعی 13تیر91
ادامه مطلبامام على علیه السلام :
یا مَعْشَرَ الْفِتْیانِ، حَصِّنوا اَعْراضَکُمْ بالاَْدَبِ وَ دینَـکُمْ بالْعِلْمِ؛(1)
اى جوانان! آبرویتان را با ادب و دینتان را با دانش حفظ کنید.
تاریخ یعقوبى ، ج 2، ص 210 .
منصوره حسینی رحمت الله علیها نقاش مدرنیسم ایرانی
منصوره حسینی، نقاش نوگرای ایرانی، در تنهایی و غربت درگذشت.
به گزارش خبرگزاری ها، همسایگان این هنرمند نقاش ایرانی، دو روز قبل جسد او را در حالی که دو هفته از مرگش گذشته بود، در خانه اش در تهران پیدا کردند و به پزشکی قانونی انتقال دادند.
آیدین آغداشلو هم درباره این نقاش فقید به ایسنا گفت: منصوره حسینی از نسلی باقی ماند که جزو پیشگامان نقاشی معاصر ایران و مدرنیسم معاصر است. حسینی تمام عمرش تنها نقاشی کرد، گالری داشت و در عرصههای مختلف هنر مدرن فعالیت میکرد.
به گفته آغداشلو، حسینی در طول سالها فعالیت هنری به دنیایی شخصی دست پیدا کرده بود و در دورهای هم بنا بر اعتقاد خودش اولین نمونه نقاشی خط را اجرا کرد، هر چند که نمیتوان به جرات گفت که اولین نمونه از آن کیست، اما بیشک از اولین هنرمندانی است که با خط فارسی آثاری مدرن خلق کرد.
این هنرمند نقاش در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرد: حسینی خوشنویس نبود و به همین دلیل برداشت مدرنی از خوشنویسی در تابلوهایش داشت. در تمام سالهایی که کمتر خبری از او داشتم، میدانستم که همچنان در عرصه هنرهای تجسمی فعال است و سالها گالری بسیار وسیعی داشت و برای کارش علاقه به خرج میداد.
او حسینی را یکی از هنرمندان وگالریداران فعال در طول دهه ۶۰ دانست و افزود: علاقه زیادی داشت تا کارهایش را در نمایشگاههای مختلف شرکت دهد و از سوی دیگر روحیه شوخ و مهربانش همیشه در ذهنم باقی است.
به گزارش بیبیسی، منصوره حسینی در سال ۱۳۰۵ به دنیا آمد و در سال ۱۳۲۸ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران لیسانس نقاشی گرفت. او سپس در آکادمی هنرهای زیبای رم در ایتالیا به تحصیل پرداخت. او از نخستین هنرمندان ایرانی بود که در دوسالانه ونیز حضور یافت و در سال ۱۳۳۶ در نگارخانه وانتاجو در شهر رم نمایشگاهی از نقاشی های خود را عرضه کرد.
آثار او در نمایشگاههای انفرادی و گروهی متعددی در ایران، ایتالیا، چکسلواکی، یوگسلاوی، از جمله در دوسالانه تهران و دوسالانه ونیز به نمایش درآمد و جوایزی از جمله جایزه «نقاشان آسیایی در رم» را دریافت کرد. منصوره حسینی در سال گذشته به دلیل بیماری قلبی در سی سی یوی بیمارستان شهدای تجریش بستری شده بود.
در سال ۷۷ نمایشگاه مرور آثار او در فرهنگسرای نیاوران برپا شد و در سال ۱۳۸۳ در پنجمین نمایشگاه «پیشگامان نوگرایی در ایران» در موزه هنرهای معاصر ایران، نقاشی هایی از او به نمایش درآمد
عشق رابطه تفاهمی است
نکته اجتماعی 11-4-91
ادامه مطلبزیبائی طاووس
طاووس نر
ما اغلب عباراتی درباره غرور یا شکوه طاووس نر می شنویم، این بدان علت است که به نظر می رسد طاووس از نشان دادن پرهای زیبایش لذت زیادی می برد. چیزهای جالبی درباره این نمایش پر زرق و برق وجود دارد که منحصرا توسط طاووس نر برای جذب پرنده ماده انجام می شود. طاووس ماده، این پرهای زیبا را ندارد. طاووس نر گردن و سینه ای به رنگ آبی متمایل به سبز متالیک دارد و پایین تنه آن آبی مایل به ارغوانی است و رشته های طویلی از پرهای سبز رنگ درخشانی با خال های پر رنگ دارد که شبیه چشم است. این پرها از پشت رشد می کنند نه از دم. هنگام جفت گیری، پرنده نر پرهایش را به صورت یک بادبزن بسیار زیبا و مبهوت کننده به آرامی و باوقاری خاص در مقابل طاووس ماده باز می کند. در حقیقت، طاووس نر با این رقص با شکوه تلاش می کند تا طاووس ماده را متقاعد کند که او به راستی همسری بسیار زیبا و خوش اندام است.
نکته اجتماعی 10تیر91
هیچ کس تنها نیست!
اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد میکنید با همسرتان برخورد می کردید ، اکنون خوشبخت ترین فرد دنیا بودید .
شق القمر
باتشکرازاکرم زاهدی فرستنده میل:
فبِاَیِّ آلاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ
ما ومیراث وآثارشهید بهشتی
نقدازنگاه شهیدبهشتی
نظرحقوقی استادبرجسته حقوق درکشور،بهمن کشاورز:درباره کراوات
بهمن کشاورز، حقوقدان سرشناس کشور، در یادداشتی در روزنامه اعتماد به اظهارات سردار رادان مبنی بر برخورد با برخی استفاده کنندگان کراوات، نوشت:
در سال ۱۳۶۵ قانونی تحت عنوان قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباس هایی که استفاده از آنها در ملاعام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه دار می کند تصویب شد که به موجب آن برای تولیدکنندگان و فروشندگان این قبیل البسه مجازات هایی تعیین شده بود. در همین قانون موضوع فیلم ها، عکس ها و پوسترهایی که می توانستند مستهجن یا مبتذل تلقی شوند مطرح و تعیین تکلیف شده بود.
در سال ۱۳۷۵ قانون مجازات اسلامی در قسمت تعزیرات تصویب شد که مواد ۶۳۷ تا ۶۴۱ آن مربوط به جرائم ضدعفت و اخلاق عمومی بود. ماده ۶۴۰ این قانون، قانون سال ۱۳۶۵ را بعضا نسخ کرده و قانون مذکور صرفا درموارد تعارض قابل اجراست.
قانون دیگری که به البسه مربوط می شود قانون مربوط به مد و لباس است که در آن تدابیری برای تشویق تولیدکنندگان ایرانی به تولید البسه و پوشاک ملی با ویژگی های خاص ایرانی و محلی پیش بینی شده است. در این قانون مورد بازدارنده یی غیر از الزام نیروی انتظامی به ممانعت از فروش البسه دسته دوم خارجی که به صورت قاچاق وارد کشور می شوند مشاهده نمی شود.
از بررسی مواد ۶۳۷ تا ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی (پیش گفته) نیز درباره موارد قابل انطباق بر مساله لباس و پوشاک صرف این معنا به دست می آید که قانونگذار در نظر داشته مواردی برای بازدارندگی وارد کردن و تجارت یا صادر کردن و کرایه دادن این قبیل اشیا پیش بینی کند و درباره به کار برنده و استفاده کننده ضابطه یی تصریح نشده است.
بنابراین آنچه باقی می ماند ماده ۶۳۸ است که می گوید: «هر کس علنا در انظار عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل به حبس یا شلاق محکوم می شود و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نیست ولی عفت عمومی را جریحه دار می کند ایضا به حبس و شلاق محکوم می شود.»
ما نمی دانیم در اینجا موضوع استعلام چه بوده است ولی به مفاد نظریه استناد می کنیم که ماده ۶۳۸ را صرفا ناظر بر مواردی دانسته که کسی در انظار عمومی تظاهر به عمل حرام کند یا مرتکب عملی شود که هر چند دارای کیفر نیست ولی عفت عمومی را جریحه دار می کند.
تا آنجا که من می دانم استفاده از کراوات که چیزی در حد شال گردن است نه حرام است و نه عفت عمومی را جریحه دار می کند. بنابراین استفاده از آن در اماکن عمومی و معابر و انظار عمومی بلامانع و مباح به نظر می رسد
مشورت سنت نبوی است درتدبیرمنزل زن وشوهرباید مشورت کنند تا با درایت تصمیم بگیرند
شورا و مشورت ازنگاه شهیدبهشتی
احمد مسجدجامعی *
در اوایل انقلاب، در بحبوحه تلاشها، تنشها و تعارضات متعدد و متفاوت، خطوطی کلی، این خواستها را به هم وصل میکرد. از مهمترین این خواستها چگونگی نقشآفرینی مردم در اداره امور کشور بود. یعنی اگر گروههای مختلف سیاسی با هم درگیر بودند، اما درگیری عموم آنها در نحوه اجرای این محورها و اصول بود؛ نه بود و نبود آن. چگونگی حضور مردم در اداره امور و نقشآفرینی «پایدار و پیوسته» آنها در عرصه جامعه و سیاست به دلایلی از جمله «کرامت و ارزش والای انسانی و آزادی او» و نیز ترس از تکرار دولتی تمامیتخواه و شکلگیری نظامی استبدادی با خوی و خصلتی تمرکزگرا به انحای مختلف مورد توجه قانونگذار بود و در قالبهایی از قبیل احزاب، شوراها و مجلس شورای اسلامی زمینههای حضور آگاهانه مردم را ساماندهی کرد. قانونگذاران برای تضمین اجرای این رویکردها با توجه به خاستگاه آیینی و فقاهتی عموم نمایندگان روشی متفاوت اتخاذ کردهاند. از نوع بیان مربوط به اصول شوراها میتوان دریافت که آنها از انکار یا اجرای ناقص قانون اساسی در آینده نگران بودهاند، به نحوی که در اصل هفتم بهعنوان بنمایه اصلی شوراها برای تمهید بهتر شرایط پذیرش و اجرای آن به آیات قرآن کریم استناد میکنند که چنین شیوهای جز در سه، چهار اصل کلیدی دیگر دیده نمیشود که در هر کدام از آنها تنها به یکی از آیات کتاب خدا استناد شده است. شاید قانونگذاران نگران بودهاند که بعدها خاستگاه فکری نگرش مردمسالارانه نظام که در قالب رویکرد شوراهای فراگیر ملی و محلی تحقق مییابد به آبشخورهای فکری دیگر نسبت داده شود و مورد بیمهری قرار گیرد. در مقدمه قانون اساسی نکتهای کلیدی وجود دارد که کمتر دیده شده است. در آنجا به صراحت بیان میشود قانون اساسی تضمینگر نفی هرگونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی است و برای گسستن از سیستم استبدادی و سپردن سرنوشت مردم به خودشان تلاش میکند. یکی از مهمترین طرق رسیدن به این آرمان و چشمانداز بلند نظام، تحقق «مدیریتها و شوراهای محلی» است. این رویکرد در جغرافیای ایران معنا و ضرورت خاص خود را دارد. توجه به مقتضیات محلی، واژهای کلیدی درخصوص شوراها و مدیریتهای محلی در قانون اساسی است. میدانیم جغرافیای ایران با تنوعی گسترده در شاخصهای محیطی و انسانی مواجه است. جنوب تا شمال ایران از حیث دسترسی به انرژی خورشیدی و منابع آب و همچنین وضعیت ناهمواریها، تنوع زیستی گستردهای را پدید آورده است. در کنار این شاخصها، تفاوتهای فرهنگی و انسانی از جمله قومی- زبانی- آیینی سبب شده است تا مناطق زیستی مختلف از هم متمایز و هر کدام ویژگیها یا به قول قانون اساسی مقتضیات خاص خود را داشته باشد. مجموعه اینها فرهنگ پربار ایران را متجلی میکند. اداره هرکدام از این نواحی قاعدتا با توجه به تفاوتها و تکثرها باید مقرراتگذاری و تصمیمات خاص خود را نیز داشته باشد. حدود این مقررات متفاوت، علاوه بر اصول قانون اساسی، حفظ امنیت و حراست از تمامیت ارضی کشور است. این نکته هم در اصل صدم قانون اساسی به وضوح مطرح شده است. به عنوان مثال مسکن نیازی عمومی در همه کشورها از جمله ایران است؛ اما معماری، سازه و استفاده از مصالح، تراکم و همچنین سرانه آن در نواحی مختلف با توجه به اقلیم و آداب اجتماعی و ظرفیتهای اقتصادی و تراکم انسانی تفاوتهایی دارد.
اینکه در دولت مرکزی، آییننامهای بدون توجه به این تفاوتها صادر شود و منابع ملی برای ساخت مسکن بیتوجه به این تنوعها صرف شود عملا نادیده گرفتن اصل بهرهگیری بهتر از منابع ملی و توجه به مقتضیات محلی است. این دغدغهها در زمان قانونگذاری به مراتب بیش از امروز مورد توجه اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی بود به طوری که در تمامی جلسات مربوط به شوراها که به ریاست شهید دکتر بهشتی تشکیل میشد این مهم را شاهد هستیم. ایشان در یکی از جلسات درخصوص جایگاه شوراهای محلی و مشخصا شورایعالی استانها چنین بیان میکند که شورایعالی استانها در عرض شورای ملی است. شورایعالی استانها، با مجلس شورای ملی (اسلامی) هیچ فرقی ندارد. چون هر دو در راس هستند و از طرف ملت انتخاب میشوند. از منظری دیگر مطرح میشود که مرجع انحلال شوراها قطعا غیر از قوهمجریه است. بنابراین شکلگیری نظام شورایی در سطوح مختلف، واگذاری امور محلی به آنها برای تحقق تمرکززدایی و جلوگیری از استبداد و همچنین اختیار مقرراتگذاری، نظارت، تصمیمگیری و اجرا برای امور محلی مورد تاکید قانونی اساسی است. هرچند جایگاه کنونی و ساختار نهاد شورایی، با این نگاه و رویکرد فاصله دارد و نتایج بازدارنده عدم اجرای آن نیز نمایان است. به نحوی که امروزه برعکس این شرایط اقدام میشود و مثلا نظارت بر مصوبات شوراها و حتی انحلال آنها با محوریت دستگاه اجرایی است و در شهری مانند تهران تا سطح فرمانداری تنزل یافته است. صیانت از جایگاه شوراها و واگذاری امور مدیریت محلی به آنها تاکید قانونی اساسی است که بهویژه در بیان و جمعبندیهای شهید بهشتی نمودار است و امروز پس از سه دهه از آن زمان بیش از گذشته ضرورتی بینالمللی است و در شعار «اقدام محلی جهان را به حرکت وا میدارد» تجلی یافته است. در شرایط کنونی بعد فراموش شده توسعه ملی، ظرفیت محلی است؛ هرچند مقدمه لازم برای این کار اصلاح قانون فعلی شوراهاست و بنابراین صیانت از جایگاه قانونی شوراها و همچنین تحقق مدیریت یکپارچه محلی باید مجددا در دستور کار قرار گیرد. اصلی که در قوانین برنامههای سوم و چهارم بنیانگذاری شد و بسط یافت. اگرچه این رویکرد در قانون برنامه پنجم تنزل یافت. مباحث ترویجی شوراها بیش از همه مدیون تلاشهای مرحوم آقای طالقانی است اما فوت ایشان امکان حضور موثرشان را در حوزه قانونگذاری فراهم نکرد. پس از آن شهید بهشتی تلاش گستردهای در تدقیق و نظاممند کردن و بهویژه تفکیک آن به حوزههای ملی و محلی داشتند. به واسطه اهمیت این نهاد و ضرورت پرداختن به جایگاه توسعهای آن و نقشی که شهید بهشتی در نظاممند کردن آن داشتند، پیشنهاد میشود «جایزه ملی شهید بهشتی» هر ساله به کسانی اهدا شود که در امور شوراها در عرصههای اجرایی، قانونی، رسانهای و پژوهشی بهویژه در اداره امور شوراهای شهر و روستا تلاشی موفق و اثربخش داشتهاند.
*وزیر فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات
پدیده ها سه دسته اند ابزار ، تشکیلات (این دو باید بروزباشند)رابطه (ثابت است )
رابطه با خدا (اعتقاد)رابطه با خود(اخلاق)رابطه بامردم(احکام)
موضوع هرچیزکه فرق کرد مثلا شطرنج ازحالت قماربه ورزش تغییرموضوع داد حکمش فرق میکند رادیو وقتی دردست طاغوت باشد حرام وقتی دردست خرد مندباشد حلال میشود
لبخندبزن
آفات چادرنشینی وکوچ کردن
انصاف چیست؟
پوشش دختران درتابستان یکی ازگفتمان های ایرانیان برای همیشه
انتقاد دلسوزانه معصومه ابتکار از برخورد نیروی انتظامی با دختران به خاطر حجاب و پیشنهاد وی برای تشکیل جلسه ای کارشناسی در این باره، با واکنش تند مهدی چمران و حبیب کاشانی رو به رو شد و بی نتیجه ماند. چمران گفت نیروی انتظامی سال هاست این طرح را اجرا میکند، و کاشانی هم گفت: قطعا نیروی انتظامی در راستای فعالیتش در زمینه حجاب اقدامات کارشناسی انجام داده است!
به گزارش ایلنا، معصومه ابتکار در آغاز جلسه علنی امروز شورای شهر با بیان اینکه همزمان با گرم شدن فصل گرما نگرانیهایی در بخش فرهنگی، اجتماعی و انتظامی در معقوله حجاب مطرح میشود اظهار کرد: دراین راستا طرحهای امنیت اجتماعی، اخلاقی و مبارزه با بد پوششی مطرح میشود که بیانگر دغدغه سالم سازی جامعه است چرا که همه میخواهیم جامعهای سالم و با نشاط داشته باشیم.
وی با بیان اینکه به دنبال داشتن پوشش ظاهری مناسب جوانان برای زندگی سالم و اخلاق مدار هستیم تاکید کرد: همه ما دوست داریم جوانان زندگی سالم داشته باشند که در آن معنویت واخلاق در کنار حفظ ظاهر مناسب دیده شود اما چگونه باید به این مهم دست یابیم.
رییس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران گفت: خوشبختانه فرمانده نیروی انتظامی خواسته است تا پیشنهاداتی در ارتباط با پوشش مناسب و طرحهای جایگزین ارایه شود.
ابتکار در ادامه با بیان اینکه برخوردهایی در جامعه صورت میگیرد برای اقلیت خاصی از جامعه است و بیشتر مخاطبان اصلی آن دختران است تصریح کرد: این برخورد انعکاس روانی در جامعه و رسانه دارد که متاسفانه عوارض آن را در جامعه میتوان دید البته ناگفته نماند که رفتار و پوشش این اقلیت زیبنده جامعه نیست اما رفتار و برخورد نیروی انتظامی نیز با این اقلیت نیز زیبنده جامعه نیست.
وی ادامه داد: حال که نه پوشش و رفتار زیبنده جامعه نیست باید به دنبال آن باشیم که راهکار مناسبی با آن ایجاد شود قطعا مقوله فرهنگی و اجتماعی، حجاب به صورت قهرآمیز همانند برخورد با جرم قابل حل نیست و نیروی انتظامی میبایست در این بخش از روانشناسان و جامعهشناسان در رسیدن به راهکار مناسب استفاده کند.
عضو شورای شهر تهران در راستای پیشنهاد فرمانده نیروی انتظامی و اهمیت داشتن موضوع حجاب از اعضای شورای شهر به ویژه کمیسیون فرهنگی خواست نسبت به این مساله بیتفاوت نباشد و حال که نیروی انتظامی خواستار ارایه پیشنهاد است در این راستا پیش قدم شده و در جلسه کارشناسی با حضور جوانان، جامعهشناسان، روانشناسان و کارشناسان طرحهایی که قابلیت اجرایی کامل دارد را پیشنهاد و بررسی کند.
در ادامه جلسه مهدی چمران رییس شورای شهر در پاسخ به اظهار نظر ابتکار گفت: نیروی انتظامی سال هاست این طرح را اجرا میکند و به نتیجه نرسیده است چگونه انتظار داریم که در یک جلسه و با گفتن چهار کلمه موضعی که نیازمند مطالعات عمیق است مطرح و به نتیجه رسید.
حبیب کاشانی دیگر عضو شورای شهر نیز در پاسخ به اظهار نظر ابتکار و چمران گفت: قطعا نیروی انتظامی در راستای فعالیتش در زمینه حجاب اقدامات کارشناسی انجام داده است و از پژوهشهای جامعهشناسان و روانشناسان در چگونگی برخورد با این مساله استفاده کرده است.
چمران پس از مطرح کردن چنین اظهارنظری دیگر اجازه صحبت به سایر اعضای شورای شهر نداد و گفت: در جلسهای که قرار است نیروی انتظامی در این بخش برگزار کند حتما از شورای شهر دعوت میشود تا توضیحات خود را ارایه دهد این انتقادات که در جلسه امروز مطرح شد ۳۰ سال است که از هر دو طرف مطرح میشود همیشه فصل گرم برنامهها و طرحهایی در بخشهای اجتماعی، فرهنگی و انتظامی در مقوله پوشش در جامعه مطرح کرده که جای نگرانی داشته است
نکته اجتماعی 7تیر91
علی کسمایی پدر دوبله سینمای ایران درگذشت
علی کسمایی پدر دوبله سینمای ایران، عصر روز سه شنبه ششم تیرماه بعد از سه سال بیماری در سن ۹۷ سالگی درگذشت.
به گزارش ایلنا، مراسم تشییع پیکر این هنرمند فقید، روز پنجشنبه هشتم تیرماه ساعت ۹ صبح از مقابل تالار وحدت برگزار میشود.
علی کسمایی از مدتها قبل به دلیل کهولت سن و شکستگی از ناحیه لگن، در منزل بستری بود و اخیرا قدرت تکلمش را نیز از دست داده بود.
به گزارش بی بی سی فارسی، آقای کسمایی که متولد سال ۱۲۹۴ بود در دارالفنون نزد استادانی چون جلال همایی، احمد بهمنیار، بدیع الزمان فروزانفر و ملک الشعرای بهار تعلیم دید، سپس به دانشگاه تهران رفت و در رشته علوم سیاسی فارغ التحصیل شد. او از سال ۱۳۲۹ فعالیتش را در زمینه دوبله آغاز کرد و برای نخستین بار در سال ۱۳۳۳ بهعنوان سرپرست گویندگان(مدیر دوبلاژ)، فیلم “شاهزاده روباهان” را دوبله کرد.
سیمین سرکوب، دوبلور ایرانی با سابقه ساکن لندن که در سال های گذشته با آقای کسمایی همکاری داشته است درباره این همکاری به بی بی سی فارسی گفت که اهالی دوبله در ایران برای آقای کسمایی احترام ویژهای قائل بودند و غالبا به او “عمو کسمایی” می گفتند، به ویژه اینکه او عموی مهین کسمایی، دوبلور هم بود.
خانم سرکوب گفت، به خاطر مهارت او در مدیریت دوبلاژ، فیلم های مهم و آثار ماندگار سینمایی و تلویزیونی را به او می سپردند و حاصل کارش نیز غالبا با بقیه متفاوت بود. به گفته خانم سرکوب که در دوبله بیش از ۱۰ فیلم با آقای کسمایی همکاری داشته است، علی کسمایی در “لیپ سینک” یا هماهنگ کردن دیالوگ های فیلم به زبان فارسی با حرکات لب بازیگران توانایی فوق العاده ای داشت.
سیمین سرکوب همچنین گفت، او به قدری با توجه کار می کرد و در آثارش، به قدری دیالوگ ها با حرکات لب و صورت هنرپیشه ها هماهنگ می شد که بیننده فیلم، هنرپیشه فیلم را فارغ از ملیتش، ایرانی فرض می کرد. به گفته خانم سرکوب، آقای کسمایی کارهایش را دست چین میکرد: “اینگونه نبود که هر روز یک فیلم را دوبله کند، به همین دلیل حاصل کارش همیشه تمیز و خوب بود.” سیمین سرکوب در دوبله فیلم هایی مانند “زد” و “اعتراف” که در زمان پخش توجه بسیاری را جلب کرد، با آقای کسمایی همکاری داشت.
علی کسمایی، سرپرستی دوبلاژ آثاری چون “شازده احتجاب”، “شطرنج باد”، “ملکوت”، “هجرت”، “پرواز در شب”، “هزاردستان”، “سربداران”، “آخرین پرواز”، “این خانه دور است”، “سالهای جوانی”، “کمیته مجازات” و “هور در آتش” و فیلمهای خارجی مانند “دکتر ژیواگو”، “بانوی زیبای من”، “آوای موسیقی” و “هملت” را در کارنامه هنری خود دارد
مهارت های کمک به هضم غذا
منبع :وبلاگ غذا
http://www.food4u.blogsky.com/
یکی از مهمترین وظایفی که بدن ما باید هر روز چندین نوبت انجام دهد، فرآیند هضم و جذب مواد غذایی است

یکی از مهمترین وظایفی که بدن ما باید هر روز چندین نوبت انجام دهد، فرآیند هضم و جذب مواد غذایی است.

>>فرآیند هضم غذا ( گوارش )
به گزارش سرویس «سلامت» ایسنا، دلیل اصلی اینکه فرآیند هضم و جذب مواد غذایی باید در طول قسمتهای مختلف دستگاه گوارش به درستی انجام شود، جذب ریزمغذیهای ضروری برای بدن است تا به واسطه آن املاح لازم برای رشد و حفظ سلامت بدن به موقع و به میزان کافی در اختیار تمام بافتها و سلولها قرار بگیرد.
به گزارش پایگاه اینترنتی هلتی لیونیگ، در این مقاله پنج نکته مفید و غیردارویی برای کمک به هضم و جذب بهتر مواد غذایی ارائه شده که عبارتند از:
- لوازم الکتریکی را خاموش کنید. تمام ابزار الکتریکی که میتوانند ذهن شما را آشفته کنند مثل تلویزیون، تلفن و رایانه را در حین غذا خوردن خاموش کنید. هر صدایی به جز یک موسیقی آرام و ملایم را ساکت کنید. بدن شما برای هضم مناسب و بهتر مواد غذایی به فضایی آرام نیاز دارد.
- در وضعیت آرامش و استراحت قرار بگیرید. اگر میخواهید چیزی بخورید محل ساکتی را پیدا کنید، بدن خود را در وضعیت راحت قرار دهید یعنی حتما روی صندلی و پشت به صفحه تلویزیون و رایانه بنشینید.
- تمرکز داشته باشید. حواس خود را به غذا خوردن جمع کنید و حتما از اینکه میتوانید غذا بخورید از خداوند بخشنده سپاسگزاری کنید و همواره شکرگزار باشید.
- استرس را از خود دور کنید. قبل از اینکه اولین قاشق غذا را در دهان بگذارید چند لحظه آرام و عمیق نفس بکشید و هرگز با عجله و استرس غذا نخورید.
(استرس باعث ترشح آدرنالین میشود که به خودی خود روی هضم غذا تأثیر منفی میگذارد. نگرانی و تشویش باعث افزایش ترشح اسید معده میشود و همین امر به سوزش معده ختم میشود.)
- لقمههای خود را زیاد بجوید. خوب جویدن غذا برای بهبود عمل بلع و هضم و جذب غذا و پیشگیری از ناراحتیهای گوارشی امری حیاتی و الزامی است. هضم خوب انواع مختلف کربوهیدراتهای ساده و پیچیده از دهان آغاز میشود و مستلزم آزاد شدن آنزیمهای لازم در بزاق است. همچنین پروتئینهای حیوانی نیز برای اینکه بهتر هضم شوند در داخل معده به ترشحات گوارشی مختلف نیاز دارند بنابراین هرچه مدت طولانیتری لقمههای خود را بجوید فرصت بیشتری برای ترشح این آنزیمها ایجاد میکنید و در نتیجه عمل هضم و جذب مواد غذایی مختلف خیلی بهتر و مفیدتر در بدنتان انجام خواهد شد.
(تحقیقات صورت گرفته در رابطه با تند یا کند خوردن غذا نشان داده است، مدت زمان جویدن غذا با فاز مغزی ارتباط مستقیمی دارد و جویدن بیشتر باعث میشود طعم و بوی غذا بهتر احساس شود و این طعم و بو به دنبال جویدن سبب فعالتر شدن گیرندههای انتقالدهنده پیام شود. در ضمن، مطالعات نشان دادهاند رها شدن و افزایش فعالیت مولکولهای انتقالدهنده پیام برای هضم تا 50 درصد با فاز مغزی غذا مرتبط است.
لازم به یادآوری است که اگر غذا با تکههای خرد نشده وارد دستگاه گوارش شود، اولاً ورود غذا به مرحله بعدی سختتر خواهد بود و غذایی که خوب هضم نشده به رشد بیشتر باکتریها کمک میکند که این باکتریها عاملی برای نفخ خواهند بود. بنابراین، جویدن باید به اندازهای آرام صورت گیرد که فرد طعم و بوی غذا را در دهان حس کند.)
با رعایت کردن این نکات نه تنها میتوانید مواد مغذی حیاتی را به میزان کافی به دستگاههای مختلف بدن خود برسانید بلکه درعین حال تا حد زیادی از بروز بیماریها و ناراحتیهای گوارشی پیشگیری خواهید کرد.
خراسان نیوز-تبیان
مطلب مرتبط:
>>برای غذا خوردن وقت بگذارید
--
دستگاه لیزری پاکن کاغذ واستفاده مجددازآن
باتشکرازسمانه خانم فرستنده میل :
رعایت حقوق هم
هفتم تیرسالروزشهادت شهیدبهشتی گرامی باد
ولاتکونواکالذین قالوا سمعنا وهم لایسمعون دقت کنیم و به فطرت پاسخ مثبت دهیم
قهرمان بوکس وقتی فرشته نجات دوجوان دردریای شمال شدمرگ فداکارانه رادر آغوش کشید
این مرد ورزشکار در حال کار با بیل مکانیکی بود که درخواست کمک ۳ تن را شنید و شجاعانه به آب توفانی زد. علی لطفینژاد قهرمان بوکس استان گیلان پس از نجات دو تن از غرقشدگان، وقتی برای نجات سومین مرد به داخل آب زد، خودش هم اسیر امواج شد و مرگ را در آغوش کشید.
در رودسر همه وی را میشناسند. جوانمرد بود و پیر و جوان برایش احترام میگذاشتند. علی به جز مربیگری، روی خودروی سنگین هم کار میکرد و آخرین بار و در کنار دریا مشغول عملیات عمرانی بود. شب آخر دیرتر از همیشه سر کار رفت. نیم ساعتی از کارش نگذشته بود که صداهای نامفهومی را ازداخل آب شنید. هوا گرگ و میش بود اما با این وجود نور خورشید که در حال غروب کردن بود، صحنه غرق شدن سه مرد را در دریا به نمایش میگذاشت که در حال دست و پا زدن و کمک خواستن بودند. نباید وقت را تلف میکرد سریع خودش را به آب زد. ورزشکار بود و همه میدانستند که وی نفسش در آب نمیگیرد.خیلی زود نخستین مرد را نجات داد و آن را به ساحل رساند و دوباره برای نجات دومین مرد باز به آب زد و وی را هم با سختی به ساحل رساند. وقتی برای نجات سومین مرد به دریا رفت، شاید هیچ کس تصور نمیکرد این قهرمان بوکس مرگ فداکارانهای داشته باشد.
دریا توفانی شده بود. این بار قهرمان بوکس که خسته شده بود قربانی امواج بیرحم شد و به زیر آب کشیده شد. همه چشم در دریا دوخته بودند تا «علی» از زیر آب بیرون بیاید اما اثری نبود، هیچ کس باور نمیکرد تا اینکه جسدش پیدا شد و همه دیدند پایش زیر تخته سنگی گیر افتاده و وی نتوانسته خود را نجات دهد و تسلیم سرنوشت شده است.
علیرضا پسر این قهرمان بوکس گیلان گفت: چند وقت بود که اخلاق پدرم عوض شده بود. از همسایهها حلالیت میخواست و سفارش خانواده را به فامیل میکرد، اصلاً باور نمیکردم پدرم عروسی من را نبیند. خواهرم که دو سال پیش ازدواج کرده و قرار بود عروسی من ۸ تیر ماه باشد.وی افزود: جمعه صبح همه کارها را کرد. حیاط را آماده کرد و سنگها و وسایلی که داخل حیاط بود را به بیرون برد تا حیاط برای مراسم عروسی آماده شود. تا ساعت ۴ بعدازظهر مشغول تمیز کردن حیاط بود. پس از آن به داخل خانه برگشت و پس از استراحت کوتاهی خودش را برای رفتن به سر کار آماده کرد. پدرم راننده بیل مکانیکی شرکت عمران صنعت بود که در کنار دریا راهسازی و ساخت مکانهای تفریحی می سازند.
ساعت ۸ شب پدرم سر کارش حاضر بود. وقتی وی مشغول انجام کارش بود متوجه میشود که ۳ مرد در آب دریا در حال غرق شدن هستند. پدرم شناگر ماهری بود که برای نجات جان آنها به دریا رفت. دو تن را به زحمت از آب بیرون میکشد و به کنار ساحل میرساند. با کمک کسانی که نظارهگر بودند آن دو جوان را به قایقی در کنار ساحل رساند.اما وقتی برای نجات سومین نفر وارد آب شد، موجی آمد که پدرم را به داخل آب کشاند. پدرم مردی نبود که در داخل دریا نفس کم بیاورد. وقتی خبر مرگ وی را شنیدم، نمیتوانستم باور کنم. پدرم اگر دو ساعت هم داخل آب میماند برایش مشکلی پیش نمیآمد. برای پیدا کردن جسد چند متری از دریا را تور ماهیگیری انداختند تا جسد به سمت عمق آب نرود. پس از ۳ ساعت غواصانی که به داخل آب رفته بودند توانستند جنازه پدرم را از داخل آب خارج کنند. پای پدرم زیر یک تخته سنگ گیر کرده بود و همین مسئله علت مرگ پدرم بود وگرنه امکان نداشت که پدر نتواند در برابر موج آب دوام بیاورد.
رضایی رئیس هیأت ورزشی رودسر نیز گفت: علی لطفینژاد از قهرمانان بنام استان گیلان بود که بیش از ۱۵ سال در رشته بوکس فعالیت داشت. وی قهرمان بوکس در مسابقات استانی و رئیس هیأت بوکس رودسر بخش کلاچای و شهر واجارگا بود و چندین سال در سمت مربی، قهرمانهای بوکس را پرورش میداد. وی قهرمانان زیادی را شناسایی و به هیأت بوکس استان گیلان معرفی کرده بود. وی افزود: این قهرمان مقبولیت بالایی در میان ورزشکاران استان داشت و بارها با هزینه شخصی تیمهایی را به مسابقات استانی فرستاده بود. وی ورزشکاری بیحاشیه بود و تنها به فکر خدمت و توسعه ورزش بوکس شهر و استان بود.
رضایی در ادامه گفت: به گفته پسرش همان روز غروب پیش از این ماجرا اساماسی را برای اعضای خانوادهاش فرستاد که این شعر بود: بیخبر از همدیگر خوابیدن چه سود/ بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود /زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید /ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود/
و همان را هم روی سنگ قبرش به نگارش درآوردند. وی در پایان از هیأت ورزش استان گیلان خواست تا نگاه ویژهای به خانواده این پهلوان و قهرمان گیلانی داشته باشند.
منبع: روزنامه ایران
نکته اجتماعی 6تیر91
ادامه مطلب11قانون اصلی درارتباطات انسانی
غذا در تابستان (قسمت اول)
ادامه را دراینجا(وبلاگ غذا) بخوانیم
هر چند منجمین تابستان را از شروع تیر تا پایان شهریور می دانند اما از نظر طب سنتى ایران، تابستانمدتى از سال است که درآن هوا گرم است و مردممحتاج به خنک کردن هوا هستند.تابستان مزاجى گرم و خشک دارد.
طبق طب سنتی چینیTraditional Chinese Medicine (TCM) عنصرتابستان آتش است و ارگان تابستان قلب و طبیعت تابستان یانگ است.در این فصل به سلامت قلب بیش از پیش اهمیت می دهیم.
قلب خود را از عشق آکنده کنید.
- Element: Fire.
- Color: Red.
- Nature: Yang.
اطبا براى حفظ تندرستى دراین فصل چند توصیه دارند:
1. خواب
در هرفصل باید خود را باطبیعت هماهنگ کنیم.برای هماهنگی با این فصل مانند خورشید که زودتر طلوع و دیرتر غروب می کند ما نیز صبحها زودتر از خواب برخیزیم و شبها دیرتر بخوابیم.
2. تغذیه
در تابستان کمتر بخورید و بیاشامید. غذاها وآشامیدنى ها در تابستان باید خنک باشند، قوه هاضمه در این فصل تضعیف مى شود،پس باید از غذاهایى استفاده کرد که راحت هضممى شوند.میوه و سبزی هم در فصل تابستان برای تأمین آب بدن وسلامت قلب و دستگاه گوارش مناسب هستند مصرف این میوه ها و شربت ها در تابستانتوصیه شده است: زردآلو,توتها, انجیر, آلبالو و آلوو آلوچه،طالبی, خیار، خربزه، هندوانه،لوبیا سبز , کدوها ,آب میوه ها، سکنجبینو شربت لیمو.
زکریای رازی گفته است: نوشیدن شربت سکنجبین منافع بسیار دارد. یکی از منافع سکنجبین آن است که چون آن را با یخ خنک کرده و بنوشند، صفرا را میبرد و از التهاب حرارت معده میکاهد، و آن چه بلغم در معده و رودهها باشد، خارج میکند.
اگر سکنجبین را با ریشه و تخم کاسنی مخلوط کرده و کمی گلاب به آن اضافه کنند، نوشابهای پر سود و شگفت آور میشود، به خصوص برای کسانی که جگر و معدهای گرم داشته و یا دچار گرفتگی معده شدهاند و نیز برای کسانی که مبتلا به نفخ میباشند منافع زیاد دارد، اما برای مبتلایان به زخم معده و روده، مضر است.
بهتر است که خانواده ها در یکی از دو نوبت اصلی غذا در فصل گرما به مصرف غذای ساده و سبک اکتفا کنند.
به عنوان مثال یکی از وعده های نهار یا شام می تواند سبزی و آبدوغ خیار به همراه نان، مغز گردو و کشمش باشد.
مواد غذایی همچون کشمش، آجیل و غلات برای دانش آموزان ورزشکار در فصل تابستان مفید است.
بر اساس طب چینی گوجه فرنگی و لوبیاقرمز که به رنگ عنصر این فصل یعنی آتش قرمز هستند برای سلامت ارگان این فصل یعنی قلب مفید می باشند.
خوردن غذاهای سرخ کردنی و خشک نیز توصیه نمیشود.
3. فعالیت بدنى
ورزشهای طولانی و سخت توصیه نمی شوند.
اما داشتن فعالیت بدنی ضروری است.
دویدن آرام و تای چی مفیدترین ورزشهای تابستان هستند.
4. لباس
بهترین لباس در این فصل، لباس کتانى است. چراکه کتان از سردترین پارچه ها است و کاملاً به بدننمى چسبد. به ویژه اگر کتان کهنه باشد، نرم تر ومناسب تر است.
رنگ لباس روشن باشد. بهترین رنگ برای این فصل، سفید میباشد. رنگ سفید، گرما را برمی گرداند و آن را جذب نمی کند. در نتیجه کمتر احساس گرما خواهید کرد.
منابع:
تبیان
http://hashoory.persianblog.ir/post/13
http://www.pana.ir/NSite/FullStory/News/?Id=92155
Summertime! Chinese Medicine and the Summer Season
The season filled with abundant energy, long days and sunshine. This is the most yang time of year. Summer is about expansion, growth, activity and creativity
5 seasons of Traditional Chinese Medicine:
- Spring – begins Spring Equinox – March
- Summer – begins Summer Solstice – June
- Late Summer – begins third week of August
- Fall – begins Autumn Equinox – September
- Winter – begins Winter Solstice – December

Seasonal 5 Element Theory:
- Wood – Spring: Liver/Gall Bladder
- Fire – Summer: Heart/Small Intestine
- Earth – Late Summer: Spleen/Stomach
- Metal – Autumn: Lung/Large Intestine
- Water – Winter: Kidney/Bladder
The Chinese word for heart is xin, which is translated as heart-mind.
نکته اجتماعی 4تیر91
شهیدبهشتی حواری امام خمینی و تجسم اسلام درعصرما
|
|
|
ده رفتار؛ بهشتی در آلمان چگونه زیست
۱- مناظره با تودهایها تودهایها جلسه را در طبقه دوم یک مشروبفروشی گذاشته بودند. سید علیرضا بهشتی میگوید وقتی وارد شدیم ما را به طبقه بالا بردند. نگاهی به اطراف کردیم، دیدیم بساط سیگار و آبجو روی میزها پهن است و هر کس با یک یا چند دختر دور یک میز نشستهاند و سیگار میکشند و مشروب میخورند. پدرم وقتی وارد شد چون همیشه در سفرها حصیری به عنوان جانماز همراه داشت. گفت من نمازم را نخواندهام، حصیر را پهن کرد و در آن فضا به نماز ایستاد. پس از نماز بحث شروع شد. مجری برنامه سؤالات زیادی خواند و جلسه را ترک کرد و پدرم را با آن جمعیت و حدود ۷۰ سؤال تنها گذاشت! یکی از افراد سؤالی کرد که بیشتر جنبة دستانداختن داشت. او گفت: آقای بهشتی! میگویند در بهشت رودهایی از عسل روان است. تکلیف من که به عسل علاقه ندارم چیست؟! همه خندیدند! پدرم چند لحظه مکث کرد و سؤال را اینگونه پاسخ داد که جَوّ را حسابی کنترل کرد. ایشان گفت: اول باید ببینیم شما را به بهشت راه میدهند بعد ببینیم با مشکل شما که از عسل خوشتان نمیآید چه باید کرد! البته توضیحات دیگری هم داد. پس از اتمام جلسه که پایین آمدیم ایشان خواست سوار ماشین شود، یکی از اعضای شرکتکننده که احتمالاً مست بود قصد داشت از پشت با چاقو به پدرم حمله کند که یکی از بچههای انجمن اسلامی او را گرفت و خواست پلیس خبر کند که پدرم فرمود این حواسش سرجایش نیست رهایش کنید. کاری نکرده است که نیاز به دخالت پلیس باشد. ۲- دیدار با دانشجویان مختلف ایرانی و غیرایرانی بعضی مارکسیستها که قصد اذیت وی را داشتند مراسم را به گونهای ترتیب میدادند که سر میزشان آبجو باشد و حرمت او شکسته شود. اما او تحمل میکرد و میگفت اینها ایرانی هستند و من هم اگر احساس کنم هنوز ۱۰% اینها مسلمان هستند و تعصب ایرانی و مسلمانی خودشان را حفظ کردهاند ولی ۹۰% را از دست دادهاند باید کاری کنم با این ارتباط، ۱۰% آنها به ۱۵% تبدیل شود. و حضور در مجلس شراب آنگاه حرام است که قصد انسان از این کار لهو و لعب باشد اما بعضی از اینها به قصد آزار من مشروب سر میز میگذارند پس قصد لهو و لعب ندارند و من به قصد مباحثه در این جلسات شرکت میکنم نه قصد دیگر. نگاه متفاوت وی به این قضیه مایة تعجب همگان بود. ۳- مسلمان شدن عدهای به دست وی از جمله این افراد پرفسور فرانک بود که در هانوفر، مسلمان شد و زن ایرانی گرفت. خانمی به شهیدبهشتی نامه نوشت و اظهار داشت من مسیحی هستم. خیلی دلم میخواهد مسلمان شوم ولی نمیخواهم از کلیسا خارج شوم. وی در پاسخ نوشت اگر شما به اسلام ایمان بیاورید لازم نیست از کلیسا خارج شوید. در همان جا نیز میتواند به احکام اسلام عمل کرد. ۴- به تصویب رساندن دروس دینی اسلامی در ترکیب درسهای دانشآموزان آلمانی او ورود دروس دینی اسلامی در ترکیب درسهای دانشآموزان آلمانی را به تصویب رساند تا اگر در بعضی مناطق، بچههای مسلمان یا حتی غیرمسلمان بخواهند درس دینی داشته باشند، ناچار نباشند مسیحیت و سایر ادیان را مطالعه کنند بلکه متون اسلامی هم داشته باشند. ۵- گشادهرویی، خوشمجلسی بهشتی با گشادهرویی، خوشمجلسی و همصحبتی در جهت رفع مشکلات ایرانیان مقیم آلمان و سرکشی به خانوادهها میکوشید. با همه به خصوص کسانی که خیلی کشش مذهبی نداشتند حتی با خارجیهایی که به مسجد رفت و آمد میکردند خیلی خوشبرخورد بود تا رابطه آنها با مسجد قطع نشود. ۶- ترغیب دانشجویان ایرانی به ازدواج با دختران ایرانی شهیدبهشتی به دانشجویان ایرانی مقیم آلمان میگفت: هر چه زودتر ازدواج کنید، تا در دام ازدواجهای ناموفق اینجا نیفتید. بیشترازدواجهایی که با زنان آلمانی میشد به شکست میانجامید. توصیه میکرد هر چه سریعتر بروید و از ایران زن بگیرید. درعین حال در مقابل پرسش برخی دانشجویان که میگفتند آیا میتوانیم با توجه به اینکه شرائط ازدواج دائم را نداریم با دختران آلمانی ازدواج موقت انجام دهیم؟ میفرمود: بله به شرط اینکه معتاد نشوید. دخترهای اینجا خیلی راحت در اختیار افراد قرار میگیرند. اعتیاد به این معناست که امروز با فلان خانم هفته دیگر با یکی دیگر و … . این اعتیاد خیلی بد است. یکی از بچههای دانشجو میگفت: این کار خلاف شرع است زیرا تا ما بیائیم به آنها یاد بدهیم که ازدواج موقت چیست! به گناه میافتیم. وی پاسخ داد: بله این بستگی به خود شما دارد که نباید به مسائل شرع بیتوجهی کنید و در مقدمات این کار به گناه بیفتید. اگر بپرسید طبق ضوابط شرع مقدس ما میشود اینها را عقد موقت کرد پاسخ مثبت است. اما چگونگی انجام و تحقق آن با خودتان است. ۷- مستقل نگه داشتن اتحادیه به لحاظ مالی تأکید بر اینکه اتحادیة دانشجویان مسلمان در اروپا (گروه فارسیزبانان) باید طوری باشد که هر ایرانی مسلمان که به خارج از کشور میآید احساس کند پناهگاهی دارد که میتوان به آنجا رفت و آمد کرد. عدم پذیرش مسئولیت سرپرستی اتحادیه و اصرار بر اینکه نقش مشاورهای داشته باشد و اداره آن با حوزه دانشجویان باشد. او میخواست اعضای اتحادیه رشد کنند و نگاهشان فقط به وی نباشد. ۸- رفع اختلاف خانوادگی در مسجد هامبورگ همسران آلمانی بعضی ایرانیان مشکلات خانوادگی خود را با وی در میان میگذاشتند و راهحل میخواستند. به عنوان نمونه، خانمی آلمانی که به دلیل ازدواج با یک ایرانی، مسلمان شده بود به وی مراجعه کرد و گفت: شوهرم اجازه نمیدهد که من با مرد غریبه در مجلس رقص حاضر شوم ولی خودش میرود و با زن دیگری میرقصد، اگر این کار در اسلام بد است چرا خودش این کار را میکند؟ دکتر بهشتی فرمود: حرف شوهر شما درست است این کار برای شما جایز نیست البته برای شوهرتان هم جایز نیست با زن نامحرم برقصد. وقتی کاری از نظر اسلام بد باشد حکم آن برای همه یکسان است. ایشان آن خانم را قانع کرد بعد شوهر او را نیز خواست و به او تذکر داد. ۹- نظم و تیزبینی وی دقیقاً ساعت ۸ در دفتر مرکز اسلامی هامبورگ مشغول کار میشد. اتفاقاً شخصی برای تبلیغ به آلمان آمده بود. صبح روز اول، ساعت ۳۰/۸ به مسجد آمد. دکتر بهشتی به او گفت: فلانی ما کارمان را ساعت ۸ شروع میکنیم، او هم گفت: بله من زودتر آمدم ولی وسیله پیدا نشد. دکتر گفت: من به این حرفها کار ندارم؛ ما کارمان را ساعت ۸ شروع میکنیم شما هم باید ساعت ۸ اینجا باشید. این صراحت باعث نگرانی او شد و به یکی از افراد گفت: دکتر بهشتی دارای دقت قلب است نه رقت قلب! دکتر که خیلی تیزبین بود دستور داد کت و شلواری برایش بخرند تا با لباس روحانیت به دفتر نیاید. بعدها که این شخص مسائل مختلفی پیدا کرد معلوم شد چقدر دکتر بهشتی در شناخت افراد، دقیق و نکتهسنج بوده است. ۱۰- توصیه به رعایت احکام شرعی آلمانیها عادت دارند اگر کسی میخواهد سیگار بکشد فوراً فندکشان را برای او آتش میکنند و در پذیرایی جلو میهمان مشروب و لیوان میگذارند. دکتر بهشتی به اصحاب و دانشجویان ایرانی توصیه میکرد، شما تا میتوانید بر میزهایی که مشروب هست حاضر نشوید. (و این کار مشکلی است چون آنجا معمولاً با مشروب پذیرایی میکنند) شما لازم نیست در این رفتار و احترام، مثل آلمانیها باشید. مثلاً اگر میخواهند مشروب بخورند شما لیوان جلویشان نگذارید چون این کار از نظر شرع جایز نیست. یادش گرامی، روحش متعالی و راهش پر رهرو باد. برگرفته از کتاب: سیرة شهید دکتر بهشتی، اثر غلامعلی رجایی، نشر شاهد، ۱۳۸۱٫ |
آنچه مردان درباره زنان باید بدانند !
باتشکرازسمانه خانم فرستنده میل:
آنچکه زنان هنگام ملاقات با مردان به آن توجه میکنند
وقتی مردی یک زن را مورد توجه قرار میدهد، قوه تخیلـش بکار می افتد. در اغلب موارد اینکه او چه چیـزی پوشـیـده است اهمیت ندارد. برای مردان، قوه تــخیـل باعـث ایـجـاد پیش بینی ها و امید به آشنایی میگردد!
از طرف دیگر هنگامی کـه یـک زن مـردی را مـورد توجه قرار مــی دهــد، بــندرت در وحله اول تفکرات جنسی در مورد او بـه ذهـنـش خطور میکند. بیـشتر احتمال دارد که وی او را مورد توجه قرار دهد به این دلیـل که شبـیه مردی است که میتواند از خود به لـحاظ جسمانی، احساسی و مالی مراقبت نماید و بـنــظر میرسد که میتواند بر اغلب چالشها و سختی های زندگی فائق آید.
متاسفــانـه بـرخـی از مــردان بسیاری از ارزشـهـای والای انسانی را نادیده گرفته و وقـتـی زنـی را مـورد تـوجـه قـرار می دهند، دو فکر نکوهیده و ناپسند زیر به سرعت از ذهنشان خطور مینماید:
1- او بدون لباس چگونه بنظر خواهد رسید؟2- روابط جنسی او چگونه خواهد بود؟
هنگامی کـه زنـان مـردی را مورد توجه قرار می دهند، معمولا سه فکر از ذهنشان عبور میکند:
1-آیا شاغل است؟2-آیا شغل خوبی دارد؟3- آیا او میتواند شغل خوبی را تـا مـدتی کـافی حفظ کند تا هر دو بتوانیم از مـنفعت آن بهرمند شویم؟
شاید این دلیل آن باشد که چرا مردان احـساس میکنند پذیرفته شدن آنها توسط یک زن منوط به گذراندن یک تست مشکل در مورد وضعیت جسمانی و مالیشان است.
مردها نگاهی سر سری دارند، زن ها موشکافانه میبینند .
بـرخـلاف بـاور عـمومی، زنـها بـیشتر از مردان به مسائل دیداری اهمیت می دهند. آنـها تـمایل دارنـد آنچه را که دوست دارند ببینند. این دیدن لـزوما همـراه با خـیـره شـدن و زل زدن نیست و لزومی ندارد که آن چیز کاملا واضح و آشکار باشد. یک نـگـاه گذرا کافیست که تمام جزئیات در ذهن آنها ثبت گردد.
مردان تحسین می کنـنـد زنـان تـفتیش؛ یک زن ممکن است قبل از اینکه چشم در چشم یک مرد دوخته باشد و یـا ایـنـکه توجهش را به خود جلب نموده باشد، بخواهد تصمیم به علاقمند شدن به آن مرد بگیرد.
مـردان پـستی بلندی ها و برجستگی ها را مورد توجه قرار می دهـنـد، زنان ساخـتـار و بـنیان را.
آنها به چشمها، دستها، دندانها، لبـخـند و کلاس مردان نـیـز توجه می کـنـنـد. زنهایی که بیشتر به خصوصیات وجودی مردان اهمیت می دهنـد، به مردان صادق، اهل گردش روی، قابل اعتماد و با استیل، زیرک، خوش مشرب و باکلاس توجه میکنند. چنین مردانی به عـنـوان افرادی دوست داشـتـنی، مـهربان و علاقمـنـد بـه دیـگران درنظر گرفته می شوند. آنها محدوده وسیعی از تماسها و بـرخـوردهای شـخـصی را ایجاد و نگهداری میکنند.
زن ها از چشمهایشان بـرای برقراری ارتبـاط با مـرد مورد علاقه خود استفاده میکنند. از طرف دیگر مردها، از تماسهای چشمی و دیداری در مورد زن مورد علاقه خود اجتناب مینمایند.با اینکه زنها می گویند که دوست ندارند یک مرد به بدن آنها خیره شود، وقتی مـردی که ممکن اسـت به او عـلاقمند باشند عمیقا در چشمهایشان نگاه میکند، بدون اینـکه ابراز کنند، احساس شعف و شادمانی بسیار می نمایند.
مردی که میداند برای انتقال علاقه خود به همسر آینده اش چگونه باید از چشمهایش استفاده کند موفقتر از مردی خواهد بـود که از نگاه کردن مستقیم به چشمهای زن مورد علاقه اش خودداری می کند.
تبادل تماسهای چشمی مرحله آغازین ابراز علاقه محسوب میگردد.
چگونه میتوانید او را علاقمند نگهدارید؟ موثرترین روش نگاه کردن به همسر آینده تان چیست؟ از او می خواهید برق دلربـایی را در چشمهای شما ببیند؟ مستقیما در چشمهایش نگاه کرده، گویی که می خـواهید او را هیپنوتیزم کنید، لبخند بزنید و با خود بیندیشید: " آنچه را که میبینم دوسـت دارم. " توجه داشته باشید که نگاه شما باید عاری از شهوات نفسانی باشد چراکه زنها خیلی راحت میتوانند به این موضوع پی ببرند و پیامدش کاملا مشخص است.بکار بردن موثر و صحیح چـشمها در مـورد یک زن دو هدف را دنبال میکند. اول اینکه شما علاقه خود نسبت به او را ابراز می دارید. دوم اینکه میتوانید آنچکه او از طریق تماسهای چشمی سعی در بیانش دارد را تشخیص داده و حدس بزنید. روی بـرگـردانـدن از یک زن بعد از اینکه با او تماس چشمی برقرار نمودید، بیانگر ضعف و سستی می باشد.
وقتی برای اولین بار با زن مورد علاقه خود تماس چشمی برقرار کردید، اجازه دهیـد کـه او این تماس را قطع کند. ممکن است احساس ناراحتی کنـید، امـا امـتـحان کـنـیـد؛ این روش جواب میدهد!
اغلب زنها می توانند بگویـند که آیا یـک مـرد چشم های خـائن، چشم های دروغگو، چشم های متقلب، چشم هـای مـتــاهل، چشمهای منحرف و چشمهای صادق دارد یا خیر.
چنانچه مردی از چشمهایش به صـورتی نادرست استفـاده کند، مـمـکن اسـت شـانس موفقیت در برگزیدن همسر مورد علاقه اش را از دست بدهد.
زنها قوه درک بالایی دارند. آنها می تـوانند از نگاه یک مرد احساس کنند که آیا او صادق و قابل اعتماد است یا خیـر.
اگر مردی از بـرقرای تـمـاس چشمـی بـا زن مـورد عـلاقـه اش خـودداری کـنـد، پـیـغـامـی میفرستد مبنی بر نداشتن تجربه کافی درمورد زنها،خجالتی بودن و عدم اعتماد بنفس و اگر خیلی شدید به وی خیره شود، باعث ناراحتی او خواهد شد.
مـردانـی کـه تـجـربـه زیادی در مورد زن ها ندارند بصورت شهوانی و نادرست به آنها نگاه میکنند. مردانی کـه نگاهی مطمئن حاوی پیغام " میتوانم ترا داشته باشم!" ، بـه همسر آینده اشان دارند، او را مجذوب خودشان میکنند. بغیر از اینکه زن هـا دستان یـک مـرد را برای اینکه ببیند آیا حلقه ازدواج دارد یا خیر، نگاه میـکنند، یک دلیل دیگر را نیز دنبال میکنند. اگر انگشت انگشتر یک مرد از انگشت سبابه او بلندتر باشد، مفهومش این است که سطح تستوسترون ( تستوسترون هورمونی در بدن است که برای تحرکات جنسی، تنظیم مقدار چربی، نگهداری عضلات، تعدیل قند و فشار خون و جلوگیری از افسردگی مورد نیاز است ) بـالایی دارد. اگـر انـگشـت انـگشتر کوتاه تر از انگشت سبابه باشد، مقدار تستوسترون کمتر از میزان متوسط آن است.
مـردها به سادگی و به اندازه زنها لبخند نمی زنـنـد. اگـر یـک زن خـوشـحـال بـاشـد و یـا احساسات مسرت بخشی را تجربه کند، لبخند میزنـد.
در میـهمـانی های فامیلی خود اگر دقت کنید کمتر مردی را میـبینید که لبخند بر چهره اش باشد. اغلب آنها طوری بنظر میرسند که گویی از حضورشان در میهمانی خوشنود نیستند.افرادیکه دارای چهره ای مـعمولی هستـند و لبخند میزنند اغلب جذاب تر از مردان خوش قیافه و زنـان زیـبـایی هستند که لبخند نمیزنند. لبخند یک مرد نشان دهنده دلربایی، خوش بینی، مهربـانـی و با احـسـاسی او اسـت و بیانگر آن است که آنچه را که می بینـد دوسـت دارد و از هـمه مـهمتر شخصی است که می توان با او ارتباط برقرار نمود. هنگامیکه ما لبخند میزنیم عضـلات صـورتمان سیستم عصبی را برای تولید هورمون خاصی بنام "مورفین مغزی" تحریک میـنماید. ایـن هورمون در ما احساسی دلپذیر و آرامش بخش ایجاد میکند. ترشح آن یک اثر بی حـسی نـیز به دنبال خواهد داشت.اکنون وقت آن رسیده که بیشتر از یک مرد معمولی باشید. نقطه نـظر زنها اغلب مردان افرادی معمولی می باشند امـا برخی از مردان از لحاظه درجه و رتبه ارجحـیـت دارنـد. زنان کلاس یک مرد را چگونه تعریف میکنند؟ کلاس مانـنـد یک رنگین کمان است. زنها نمی دانند که کلاس را چـطـور بـایـد تـعـریف کنند، اما وقتی آنرا می بـیـنـنـد مـتـوجه اش میـگردند. یـک تـجـلی خاص بهمراه هر مرد با کلاس وجـود دارد. او طوری رفتار می نماید که توجه هر زنی را به خـود معطوف میکند.یـک مرد باکلاس هر چیزی را با استیل انجام می دهـد. در عین حال متظاهر و خودنما نمی باشد. او مجبـور نیـست کلاسش را به رخ دیگران بکشد. او به همان اندازه ای کـه بـه خـودش عـلاقه دارد، بـه دیـگران نیز علاقمنـد اسـت. او میتواند متواضع و فروتن باشد.از همه مهمتر او با همه زنها با احترام و عزت رفتار میکند.
بعدازدیداردریک میهمانی زنها موارد زیر را نیز در مورد شوهرشان به یاد خواهند داشت:1- چگونگی برقراری ارتباط اولیه توسط او2- لباس او3-ادوکولون او4-نوشیدنی و غذایی که برای خوردن انتخاب کرد5-آیا مرد با ادب و با تربیتی بود؟6-آیا با مردها و زنهای دیگر برخوردی داشت؟ و اگر داشت چگونه7-آیا او را خنداند؟قیافه زیبا همه چیز نیست
این باور که زنها فقط به مردهای خوش تیپ و خوش اندام توجه میکنند افسانه ای بیش نیست.
مردانی که خود را برای تحت تاثیر گذاشتن دیگران آماده میـکنند، مـهربان و اهل گردش هستند و خوش مشربی خویش را به نمایش می گذارند، کـسـانی هــستند که برای زنان دیگر جنبه رقابتی پیدا می کنند. وقـتـی در مورد آن فـکر کـنید، بـه بـسیاری از مسائل پی خواهید برد. از آنجایی که لباسـها معمولا 95 درصد از بدن یک مرد را میپوشانند، منطقی است که از زنها انتظار داشــته باشید که به آنچه که بر تن دارید توجه کنند.
همچنین مردانی که با مـردان و زنـان دیگر معاشرت می کـنـند، نـا امید و افسرده بـه نـظـر نـمی رسنـد. زن ها احساسات خود را دنبال کرده و به آنها پاسخ میدهند. خنده برانگیزنده احساس مسرت است، و زنها عاشق خندیدن میباشند. این نکته را هنگامیکه به دنبال همسری برای خود میگردید به ذهن بسپارید
انرژی من وشما
|
بحث داغ انرژی ها!
تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته، نتیجه ی انرژی هاست.
دوست مون انرژی! شغل مون انرژی! همسر مون انرژی! اتفاقات، دونه دونه، انرژی! دوستان عزیز قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون "دوبروی"! قانون دوبروی به زبان ساده میگه که:
هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.
خودکار ، مداد، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال ساطع کردن مداوم انرژی از خودشون هستند. این انرژی ها چه هستند؟ چه کار می کنند؟ بحث مفصلی است که تا جایی که به تکنیک های موفقیت مربوط میشه، براتون توضیح میدم.
از این انرژی ها حتی عکس و فیلم تهیه شده که می بینید : دستگاه عکاسی از هاله های انرژی
هاله های انرژی انسان
بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف بدن بیماران تصویر برداری می کنه و با توجه به تحلیل اون انرژی میشه تشخیص داد که عضو بیمار و گستردگی بیماری چطور هست در ادامه ویژگی هاله ها را بررسی خواهیم کرد! هاله های انرژی انسان دو ویژگی دارند که این دو ویژگی رو بقیه انرژی ها ندارند. 1) انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است. اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه: - "چه خوب شد زنگ زدی!" - " داشتم بهت زنگ می زدم!" - "داشتم بهت فکر می کردم!" - "حلال زاده!" - "دل به دل لوله کشی شده!" و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصلا مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی".
یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند. پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است. یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟ انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از اون انرژی می کنه، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن "تله پاتی" که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن. 2) انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است. اگر ما حالمون خوب باشه، اگر آرام باشیم، اگر داریم مهر ورزی می کنیم، اگر داریم لطفی می کنیم، اگر داریم دعا می خونیم
انرژی ما مثبت است. اگر حالمون بد باشه، اگه داریم غر میزنیم، اگه داریم بد و بی راه میگیم، اگه عصبانی هستیم، اگه استرس داریم، اگه نگران هستیم، اگه اضطراب داریم انرژی ما منفی است. و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه. آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است. آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفی است.
یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که: تا جایی که میتونی "از آدم های منفی حذر کن"
و تا جایی که می تونی "بچسب به آدم های مثبت"
چرا؟
چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد. آدم مثبت دیدی، چی کار می کنی؟ بچسب بهش!
آدم منفی هم دیدی، در رو! چون "افسرده دل، افسرده کند انجمنی را"
یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو، بعد از یک ماه خودت هم راه میری، غر میزنی.
قدیم یه موضوعی بود به نام "مجاورت". اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده ای به نام "مرید و نوچه" دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟ به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان! هاله های انرژی در پیرامون دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند.
چشم ها و دست ها. دوست من زمانی که: - حالمون خوب نیست - عصبانیم - غر میزنیم چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند. دوست من وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی. به محض اینکه شما با حالت منفی وارد خونه میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر همدیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!
اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.
یه خانمی در تهران تعریف می کرد می گفت: " من تو خونه مون یه دونه گلدون داشتم و این گلدون رو خیلی دوست داشتم. یه سفر 4 ماهه پیش اومد که من مجبور شدم برم آمریکا و به خواهرم گفتم که من که میرم مسافرت تو هر روز بیا و این گلدون رو آب بده. خواهرم هم قبول کرد. من رفتم سفر و اومدم دیدم گلدون خشک شده! من به خواهرم میگم تو گلدون رو آب ندادی و اون میگه به خدا آب دادم! " من گفتم: " من حق رو به خواهرتون میدم. قول میدم که به گلدونه آب داده. " بعد از خواهرش پرسیدم: " خانم محترم، از خونه تون که بیرون میومدی و یه مسافت طولانی رو می رفتی که بری و یه گلدون رو آب بدی، خداییش چپ چپ گلدونه رو نگاه نمی کردی؟ " خواهرش گفت: "دقیقا یه همچین حالتی داشتم." گفتم "شما با انرژی منفی چشمت، گل رو خشک کردی!" عکس این هم صادق است.
وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است. وقتی حالتون بده، به عزیزاتون نگاه نکنید. وقتی حالتون خوبه، تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید. هلند بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید. دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی کردند، گل های اونجا هم با نشاط تر شدند و هم شاداب تر، و زود تر هم رشد کردند. نتیجه ی تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردند. هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و بچه ها اونجا بازی کنن. دوستان عزیز، چشم های ما اگه حالمون خوب باشه، دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه، دروازه ی انتقال انرژی منفی است.
و اما چشم زخم چیست؟
وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم! مثلا:
من یه نوزاد دارم، هر چی میدم میخوره، لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من، ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکشم و میگم "تپل مپل عمو چطوره؟" ولی تو دلم میگم "بچه بترکی! چی میدن تو میخوری! وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنن. من 20 ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند موندم. پسر عموم 5 ساله اومده توی اون اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی داره توی اون اداره و بعد از 5 سال بهش حکم "معاون مدیر کل" دادن! من 20 ساله اونجام ولی هنوزم کارمندم! از این گل ها دیدین که انقدر بزرگه که آدم پشتش دیده نمیشه! یه دونه از اون گل ها میخرم و میرم دم در اتاق پسر عمو، در میزنم میگم: "پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش رو داری! خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!" تو دلم دارم چی میگم؟ "بمیری الهی! حق من رو خوردی!" زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم "چشم زخم"! دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم! مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت 80 کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشه! این توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است! و اما انرژی دست ها بیشترین مقدار انرژی در دست ها است. بیشترین مقدار انرژی رو اول دست ها دارن و بعد چشم ها. تا به حال کسانی رو که انرژی درمانی می کنن دیدید؟
با چی انجام میدن؟ با دست. چرا؟ چون بیشترین مقدار انرژی در کف دو دست است. ما وقتی یه جایی از بدن مون درد می گیره، روش دست میزاریم و بعدش هم درد مون آروم میشه.
در حقیقت خودمون داریم به خودمون انرژی میدیم، بدون اینکه متوجه بشیم! در آمریکا یه عده نوزادانی رو انتخاب کردن و به مادرها شون گفتن که روزانه حداقل 20 دقیقه این بچه ها رو نوازش کنید.
بچه هایی که نوازش میشدن، نفخ شکمشون، بی تابی هاشون، چیزهایی که بچه های کوچک رو در این سن اذیت میکنه و باعث گریه شون میشه، به شدت کمتر از بقیه بچه ها شد! دوستان بچه هایی که زود به دنیا میان رو میگن "نارس" و این بچه ها رو میزارن توی دستگاه تا به رشد مطلوبی برسن و زنده بمونن. اما متاسفانه بیشتر این بچه ها می میرند! در آمریکا تحقیق جالبی شد، از مادران بچه های نارس خواستند که روزانه در کنار محفظه ی شیشه ای قرار بگیرند و از سوراخ هایی که در محفظه وجود داره سر و بدن بچه شون رو نوازش کنن. نتیجه تحقیق نشون داد که مرگ و میر بچه های نارسی که توسط مادرشون نوازش میشدن فوق العاده کمتر از بچه های نارسی بود که نوازش نمی شدند! چرا؟ چون این بچه ها انرژی مثبت رو از طریق دست های مادرانشون دریافت می کردن. و این قضیه به صورت کاملا علمی اثبات شده که نوازش سر کودکان در رشد مغز اون ها شدیدا تاثیر مثبت دارد. |
باتشکرازفروزان خانم فرستنده این میل
نکته اجتماعی 3-4-91
ادامه مطلب
حکایت سنگتراش!
با تشکرازسمانه خانم فرستنده این میل:
سنگتراش
روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.
در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمند تر است، تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم!
در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.
او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.
پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است، و تبدیل به ابری بزرگ شد.
کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بارآرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد.
همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است.


نظرات ()












































































