زیتون(روان شناسی ازدواج)

مطالب تغذیه

لینک های دوستان  

متفرقه

 

نویسنده : هاشم : ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۳/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم

این پست ثابت است برای دسترسی به مطالب ضروری،روی لینکهای ادامه مطلب کلیک کنیم

 سعدی:چهارطبع مخالف سرکش چند روزی بوند باهم خوش /چون یکی ازآن چهارشد غالب جان شیرین برآید ازقالب

برای سنجش طبع خودتان به صفحات وبلاگ، پست طبع انسان و غذا رجوع کنید یا در تهران به دکتر بابک کاویان منش تلفن 22881880رجوع نمائید روش سنجشش قابل اعتبارتر است

غذاهای سرد و تر

( افراد با طبع سرد و تر یعنی بلغمی باید اینها را ترک یا ترکیب با گرم وخشک نمایند ، داروی افراد طبع گرم وخشک می باشند الویت دوم افراد با طبع گرم و تر می باشند و الویت سوم افراد با طبع سرد و خشک )

برنج ، ماست ، شیر ،  کدو خورشتی ، قارچ ، آش ، سوپ ، ماهی ، کله پاچه (عامل اول سکته طبع سردها ) ، شش ، سیراب ، سوسیس و کالباس(سوسیس وکالباس ضمن اینکه سردوترهستنداسترس زانیزهستندبه انتهای پست درباره سوسیس وکالباس رجوع نمانید) ، گوشت گاو، گوساله و گوسفند ماده ، سس و رب گوجه فرنگی ، قهوه ، تخمه هندوانه و کدو ، کاهو ، هندوانه ، گرمک ، مرکبات  و کیوی ، هلو ، زردآلو ، شلیل ،ذغال اخته ، و چای  و نسکافه ، میوه کال ، ساندویچ ، شرینی جات ، خیارشور ، ترشی و لیته ، کره گیاهی و خامه ، غذاهای نشاسته ای مانند ماکارونی ، آب یخ ، ساندویچ و پیتزا غذاهای کارخانه ای و تبلیغی ، سیب زمینی ، خیار ، سوپ جو

غذاهای گرم وخشک

( داروی افراد بلغمی " افراد با طبع سرد و تر) محسوب میشوند و الویت دوم افراد سوداوی و الویت سوم افراد گرم و تر "دموی" هستند و توسط افراد صفراوی باید ترکیب یا حذف شوند )

گوشت شتر ، سیب درختی ، سرکه ، هویج ، نخود ، لپه نخود ، مغز ها( گردو ، فندق ، پسته ) ، سبزی خـــوردن ، موسیر ، کلم ها ، پیاز خام ، مویز ، نعنا ، پونه ، آویشن ، کرفس ، شوید ، زیره ، پونه ، توت خشک ، فلفل ها ، بادمجان ، خرما ، دارچین ، زرچوبه و زعفران ، زنجفیل ، زنیان   سیاه دانه، هل، گرد کاکائو ، کندر

بقیه درادامه

روی لینک تناسب اندام کلیک کنید و قد و وزن خود را وارد کنید تا بدونید تناسب اندام دارید یا نه

کنسل1

 تناسب اندام

 

ادامه مطلب
نویسنده : هاشم : ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱/۱
Comments نظرات () لینک دائم

خلاصه معیارهای خواستگاری

 

گام اول خواستگاری اینکه پسربلندوقوی تر ازدخترباشد در37فرهنگ زنده دنیا دختران پسران بلندتر و  قوی تر از خودرا می پسندند تا هم وقتی کنارشان راه می روند احساس حقارت نداشته باشند چون با مردکوتاهترازخود احساس حقارت دارند هم روان شناسی خانم ها هم آغوشی وبغل خواستن است بایدهمسرشون توان داشته باشد
گام دوم اضافه وزن بالای 20ک نداشته باشند چون با پا به سن گذاشتن دچار ناراحتی قلبی میشن که عامل اختلال جنسی

وقتی خانواده ای میخواهد بیاید خواستگاری ابتدا دخترباید قدووزن پسر را بپرسد اگر با خودش ست بود اجازه بدهد بیایند وگرنه جواب منفی بدهد لازم نیست هم را ببینند امام علی می فرماید زن باید میان بالا باشد یعنی چند سانت ازشوهرش کوتاه ترباشد
سوم دارواعصاب مصرف نکنندچون سبب اختلال جنسی وطلاق میشه
گام چهارم دختر چک بشه اگر خوراکی های حاوی ویتامین ب 12دوست ندارد ازدواج نکنندچون کمبود ب 12دربدنش عامل معلولیت جسمی فرزندانشون می گردد

گام پنجم، دو خانواده تراز فرهنگی هم  باشند یکی متحجر نباشد یکی روشنفکر
گام ششم مرد خصیص وبخیل نباشد که با رفت وامدبا بستگان بعدازازدواج موافق است یا خیر میشه تستش کردیا مسافرت رفتن یا نرفتن یا...
گام هفتم چشمان دخترمچاله نباشد بلکه درشت نمائی کافی داشته باشد چون این نشانه سلامت وی است چشمان مچاله نشانه  بیماری کبد است
گام هشتم = صداقت وایمان
گام نهم = ...

تصورم این است که اگرچیزی مخالف فطرت ادم باشد پذیرش قلبی نسبت به ان وجود ندارد
ایمان روح کارها است الان مثلا یک پسر می اید خواستگاری شما
ایمانش عالی است ولی دچاراختلال جنسی است بدون شک بعد دوشب که درکنارشما خوابید دیدی هیچ توجهی ندارد نه بوسه ای نه نازونوازشی نه هیچ
روزسوم شما میروی درفاز طلاق وردکردن او
این مثال مصادیق داشته وملموس است پس هیچ کس با پسری که دچاراختلال جنسی است ... زندگی نمیکند اگر شب وروز مشغول روزه وعبادت باشد چرا چون غریزه جنسی دخترارضاء نمیگردد !
حتی امروه که بیماری اختلال جنسی رتبه اول بیماری های کشوراست با فراوانی 7میلیون زوج بایدحتی هنگام ازدواج ابتدا صیغه موقت بخوانند دختر پسر را تست نمایدبعد اجازه دهد اسمش درشناسنامه اش بعنوان شوهر دائمی ثبت بشه
---------------------------
بله اگر پسر دانشمند بود که نابغه بود همقد باشند این دانشمندبودنش اولویت دارد ونباید ردش کرد ولی اگر همین دانشمند کوتاهتربود باز نباید ازدواج کنند
امام معصوم بهترفطرت ما را می شناسد به همین علت امام علی می فرماید زن باید (نسبت به شوهرش )میان بالا باشد
یعنی نه زیادکوتوله باشد نه بلندتر ازشوهرش ونباید زن 2تاسروگردن ازشوهرش کوتاهترباشد بلکه یک سرکوتاهترباشد تا سرشانه های شوهرباشد این میشه میان بالا
وقتی کوتوله بود فطرت زن بغل خواهی است هم اغوشی است این تامین نمیشه زن غرمیزند وتحقیرش میکند مشاجره میکنند زندگی تلخ میشه
تجربه های میدانی وپیرامونی هم همین را نشان میدهد یک همسایه ها خانمش بلندتربود منجربه طلاق شد

 

درست است خیروشر درهم اند وخیروشر مطلق وجود ندارد برخی سازگاری دارند برخی ندارند
دقیقا خیلی خوب متوجه اختلال جنسی شدید ان شاءالله درعمل هم بتوانید با توکل برخدا ازاین مرحله عبورکنیدالبته مراکز معاینه ازدواج با ازمایش خون تاحدودی کنترل میکنند چون اساس خون رسیدن به اندام جنسی است) اگرکمخون مطلق باشندمانع ازدواج انها میگردند
مسئله زیبائی وقد مقایسه ای است مثل اختلال نیست که مانع ارضای غریزه جنسی ومانع بچه دارشدن وبقای نسل وعدم تامین غریزه مادری بشه
غریزه جنسی ارضاء نشه هم زن دچارکمردرد عصبی میشه وهردواعصابشون خرداست ومشاجره دارند نازاها با اینکه باید مثل عروس ودامادزندگی کنند اما پرخاشگر تر گزارش شده اند
زیبائی کاملا مقایسه ای است اصلش به درشت نمائی چشم ها تعریف میشه یعنی شما غذای ارگانیک خورده ای به کبدت فشارنیامده که پلک چشم بیفید وجمع شود این آینه کبد است وقتی فشار به کبد نیاید چشم درشت نمائی بیشتری دارد که باز امام علی ضمن همان گفتا ر می فرماید با زن درشت چشم ازدواج کنید این درشت چشمی درهرمکانی معنای خاص خودش را دارد شرق اسیا بادومی هستند ریز چشم اندولی همان به نسبت خودشون مقایسه میشه درشتی وجمع شدگی اش
مصرولبنان طبیعی چشمان درشتی دارند چون غذای مدیترانه ای میخورند مثل زیتون وروغن زیتون ونخود وووو

 

نویسنده : هاشم : ٥:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

 

آرامش خانم :

 

 

منِ آرامش از مردایی که بلدن چه جوری یه زنو لوس کنن خوشم میاد خوب

اصلنی تقصیر من نیس که!

خوشم میاد از اینایی که بلدن چه جوری با محبتشون روح یه زنو سیراب کنن...

حالا هر کی می خواد باشه! باشه!!!

فرهیخته یا غیر فرهیخته ش مهم نیست به گمونم!

 

این جا حکایت، حکایت انی تینگ السه

باید بلد باشی یه زنو اون قدر اشباع کنی که معتادت بشه....

که آلوده ت بشه

که نتونه کنارت بذاره

که وقتی نباشی جای خالیتو با هیچی دیگه نتونه پر کنه!!!!

 

اول از همه باید خیالشو راحت کنی که تا ته ته دنیا باهاشی!

هر چی که بشه، هر اتفاقی که بیفته...

 

بعد باید بهش بفهمونی که برات از همه چی مهم تره، از همه ی همه

بعد باید اون قدر دوست داشتنو بهش نشون بدی تا

آروم آروم پُر بشه...

سیراب بشه...

لبریز بشه...

باید به تناوب تاییدش کنی!

تحسینش کنی

بپرستیش

باید حس کنه که جاش جای خاصیه!

که برات با بقیه متفاوته!

که جاش امن ترین جای دنیاست...

 

نه که فکر کنی خیلی کار سختیه ها، نوچ

یه زن رو هر قدر دیرتر و سخت تر به دست بیاری، دیرتر از دست می دیش!

شایدم برای همیشه داشته باشیش!

اگه بهت اعتماد کنه، دیگه همه چی تمومه...

بیشتر از تو عاشق می مونه...

وفادار تر از توئه!

فداکار تر هم!!!

 

بعد می تونی تکیه بدی عقب و با لذت عشق رو مزه مزه کنی

چون گمون می کنم یه زن عاشق به مراتب بیشتر از یک مرد عاشق می تونه عشق رو به نمایش بذاره...

عشق رو جاری کنه توی رگ های تن مرد..

و خودش رو به صلیب عشق بکشه...

 

اصلنی به مردی که زنی از ته دل عاشقشه حسودی می کنم...

نویسنده : هاشم : ٥:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

انقلاب و رنسانس بزرگ در درمان بیماریهاى بشر ،غذا در مقابل سم

 khorsand.org

اولین گروه فارغ التحصیلی فوق تخصص غذادرمانی،انقلاب و رنسانس بزرگ در درمان بیماریهاى بشر !غذا در مقابل سم

امروز اولین گروه فارغ التحصیلی رشته « فوق تخصص غذادرمانی » بر مبنای « سیستم خوددرمانی دنسروخ بدن » پس از حدود 30 ماه تحصیل و پژوهش، مدرک خودرا دریافت نمودندو مفتخر به عنوان « پژوهشگر غذادرمانی » بر مبنای « سیستم دنسروخ » بدن شدند ونیز به عضویت « کانون بین المللی پژوهشگران غذادرمانی - مرکز هلند » پــذیــرفته شدند.

از این جهت فارغ التحصیلان این رشته را عنوان « پژوهشگر » میدهیم لازم است تا آخر عمر در دنیای بی کران « غذا» تحقیق و پژوهش کنند و بر دانش علم « غذادرمانی » بیفزایند؛ با اینکه این رشته ابداعی پرفسورخورسند، یک رشته علمی نوپا میباشد که بسرعت، اثرات شفا بخش آن در جهان گسترده است و هزاران نفر بیمار صعب العلاج و نوامید، و منتظر مرگ را شفا داده و خانواده های زیادی را شادمان ساخته، و هجوم هزاران هزار بیمار برای درمان خود به این روش را فراهم نموده است که میبایست بسرعت صدها و بلکه هزاران، نیروی کاردان را، در این رشته تربیت نمود و به نجات مردم بیمارایران و جهان، بسیج ساخت زیرا این رشته جدید « غذادرمانی » ما، هفت ملیارد مردم جهان را مخاطب دارد و کافیست نتیجه این راه را، تبلیغ کنیم و ملیونها خواستار را متوجه کار خود سازیم. پروفسور خورسند، به مطالعه تغذیه تمام مخلوقات از ابتدای خلقت تا به امروز و بویژه سیر تغذیه و نیز سیر بیماریهای نوع بشر در قرون مختلف پرداخت و پژوهش نمود وپژوهشگران و تحصیلکردگان این رشته هم میبایست تا آخرعمر مدام پژوهش کرد و نتایج اثر بخش انرا بر بیماریها کلاسه بندی کرد و تحقیق نمود بر دانستنی ها و علم این رشته « غذادرمانی » افزود.

فلسفه کاری این روش غذادرمانی ، در مقابله با روش دارو درمانی میباشـد

نویسنده : هاشم : ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/٧
Comments نظرات () لینک دائم

مداخله دولت درامورازدواج وطلاق وضعیت آسیب های اجتماعی را بدتر میکند

یک آسیب‌شناس اجتماعی در پی مطرح شدن طرح تاسیس وزارت خانه ازدواج و طلاق با اشاره به اینکه مداخله مسولین در این گونه امور سبب ایجاد آشفتگی در زندگی مردم می‌شود گفت: من به دولت مردان هشدار می‌دهم که وارد این عرصه نشوند و گرنه نتیجه، بر خلاف انتظار آن‌ها خواهد بود.

به گزارش ایلنا، در پی مطرح شدن طرحی از سوی برخی از نمایندگان مجلس مبنی بر تاسیس وزارت خانه اردواج و طلاق به جای وزارت ورزش و جوانان “سعید معیدفر”، جامعه‌شناس و آسیب‌شناس اجتماعی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا گفت: این گونه برخورد‌ها با مساله ازدواج یا طلاق نشان دهنده بدفهمی موضوع است. ما تاکنون با این همه وزارت خانه و دستگاه‌های عریض و طویل و قوانین و مقررات روبرو بوده‌ایم و در کنار آن‌ها هم مسائل و مشکلات حل نشدهٔ بسیاری داشته‌ایم.

وی افزود: باید دید که آیا این گونه اقدامات تاکنون توانسته مشکلات را حل کند یا اینکه به معنای پاک کردن صورت مسئله بوده است؟ برای آنکه بگوییم کار بزرگی کرده‌ایم قانون یا وزارت خانه درست می‌کنیم در حالی که باید دید میان ایجاد دستگاههای اجرایی جدید و مشکلات اجتماعی چه ارتباطی وجود دارد؟ من تردیدی ندارم که این اقدامات نه تنها مشکلی را حل نکرده بلکه به گونه‌ای رد مسئولیت نسبت به این مسئله است.

این جامعه‌شناس افزود: مسولان در هنگام مواجه با مشکلات به جای استفاده از مشارکت‌های مردم و کمک گرفتن از آن‌ها؛ مردم را مسلوب الاراده، بی‌مسئولیت و عقیم می‌دانند و برای حل مشکلاتشان آن‌ها را به یک دستگاهی مانند دولت وصل می‌کنند در حالیکه ورود این دستگاه‌ها به زندگی مردم سبب مداخله و به هم ریختگی در زندگی آنها می‌شود. من به دولت مردان هشدار می‌دهم که وارد این عرصه نشوند و گرنه نتیجه، بر خلاف انتظار آن‌ها خواهد بود.

معیدفر در مورد علت افزایش آمار طلاق و کاهش آمار ازدواج گفت: بخشی از دلایل این امر به مسائل اقتصادی بر می‌گردد. عده‌ای به علت شرایط بد اقتصادی ازدواج نمی‌کنند یا طلاق می‌گیرند اگر وضع اقتصادی بهبود پیدا کند به طور طبیعی این آمار نیز بهبود پیدا می‌کند. اما بخش دیگر این آمار طبیعی است و ناشی از دوره گذاری است که باید جامعهٔ ما طی کند.

وی افزود: اکنون جامعه در حال رفتن به سوی عدالتی جنسیتی است. زنان دیگر حاضر نیستند که جنس دوم تلقی شوند و در هر شرایطی به زندگی زناشویی خود ادامه دهند. در گذشته زنان ظلم را تحمل می‌کردند و زندگی زناشویی خود را ترک نمی‌کردند بنابراین آمار طلاق کمتر بود. این آمار تا آنجا بالا می‌رود تا مردان در رفتار خود تجدید نظر کنند و به هوش بیایند. این یک دوره طبیعی است تا به عدالت جنسیتی برسیم.

این آسیب‌شناس اجتماعی اظهار کرد: با اینکه برای حل مسئله ازدواج و طلاق وزار تخانه درست کنیم، مخالفم و اگر می‌خواهیم وضع از این بد‌تر نشود باید مردم را نسبت به مشکلات خودشان حساس و فعال کنیم. متاسفانه تحلیلی که دولت و مسئولان از مسئله ازدواج و طلاق درجامعه دارند نادرست است زیرا این یک روند عادی و معمولی اجتناب ناپذیر است. من به مسئله ازدواج و طلاق به عنوان یک روند عادی نگاه می‌کنم و آن را مسئله نمی‌دانم.

معیدفر افزود: بسیاری از گرفتاریهای جامعه ما ناشی از همین مداخله‌های دولتی و تصمیم گیری‌ها به شکل دولتی است که با عریض و طویل شدن نهادهای قانونی و اجرایی دولتی مشکلی حل نمی‌شود.

وی ادامه داد: ما در مسائل اقتصادی نیز با این مشکل مواجه‌ایم که چشم همه به دولت است. زیرا اقتصاد همیشه در دست دولت بوده است. برخلاف آن قرون گذشته که مردم با زحمت و عرق جبین خود کار می‌کردند پس از ورود نفت به اقتصاد، چشم همه به دولت است و همه به دنبال کار دولتی هستند حتی اکنون می‌خواهیم مسئله ساده تشکیل خانواده را نیز به دولت واگذار کنیم.

این استاد سابق دانشگاه تهران افزود: تشکیل وزارت خانه تنها یک کارکرد دارد و این است که مجلسیان و دولتیان بگویند در این زمینه کار انجام داده‌ایم. در حالی که به جای آن بهتر است طرحهای حمایتی را برای بهبود اوضاع جامعه مطرح کنند.

 

نویسنده : هاشم : ٥:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/۱
Comments نظرات () لینک دائم

خارش ، معاشقه

من تنیدگی شدیدم دارم بطوریکه واژنم خارش شدید دارد و جوش میزند و آسم هم دارم چکار کنم خوب بشه ؟و هر وقت می روم مسافرت خوب میشه مثلا ده روز که درمسافرت هستم هیچ کدام ازاینها را ندارم برمیگردم به شهرخودمون مجدد عود میکنند!!

این هر سه علامت عصبی بودن بیماری شما است یعنی اختلال روان - تنی هستند نیاز به دارو درمانی ندارد واژن را هرروز با ریختن یک قاشق عسل دریک لیتر اب شتشوبده

خوراکی سردوتر که اسیدبدن را بالا می برد کمتربخور

-----------------------------

 

سنگ کلیه دارم با اینکه طبعم سرداست و ادرارم باید اغلب مثل آب  بی رنگ باشد با خوراکی گرم وخشک خوب وزرد کنم اما   زردمایل به قرمزاست که مختص طبع گرم وخشک است چرا؟

 

هر بیماری 50%تنیدگی ایجاد میکند تنیدگی بر اندام ها از جمله بر خلق اثر میگذارد و سبب هیچان و کاهش مایعات بدن میشه لذا باید خوراکی های حاوی ویتامین ب +ث بیشتربخوری

 

http://zatun.blogsky.com/10

 

http://zatun.blogsky.com/9

 

وخوراکی تقویت کننده اعصاب نیز مصرف کنی

 

عسل (صبح بصورت شربت -ی ق درکمی اب حل بقیه لیوان اب خنک بعد جرعه جرعه بنوش یا سه لقمه باموم بخصوص درفصل سرما بخور یا صبح با ارده مخلوط کن وگردکاکائواضافه کن میشه شکلات صبحانه - قبل ازورزش یا پیاده روی حتما ان شاء الله یک قاشق عسل بخور برو ورزش یا پیاده روی تا انرژی کم نیاوری واگرکارسنگین داری نیز عسل بخور ، مشاوران المپیک به ورزشکاران عسل خوردن پیشنهادکرده اند
به (رنده کن صبحانه یا ...بخور
مویز(کشمش سیاه درشت )صبح ناشتا
کنارتمام غذا ها پیاز خام بخور بفرموده امام صادق یشدالعصب یعنی تقویت کننده اعصاب است
روغن زیتون بودار نیز یشدالعصب است هرروز طرف صبح یک قاشق بخور وظهر روی غذا بریز

 

خوراکی های حاوی ویتامین ب (اعصاب)وث دربدن ذخیره نیست ازآلبوم خوراکی های ویتامین ب وب12پروفایلم ذخیره کن هرروز بخور چندتاشو
----------------------------
مواظب باش خوراکی های تقویت کننده اعصاب را پس ازخوردن مثل اسکناس که کبریت زیرش گیری به اتش نکشی
اگرکنارغذا ماست یا ترشی سرکه بخوری اگر بعدغذا چای بخوری اگر خوراکی استرس دار بخوری مثل موز -سوسیس وکالباس وهمبرگر واش رشته وماکارونی وقندوشکر وشیرینی قنادی ونوشابه یا هرچه شکر دران بکاررفته مثل این است که اصلا خوراکی تقویت اعصاب نخورده ای
به میوه قلب است تا فصلش تمام نشده فرصت را غنیمت شمار
هرگز خیاردرزمستان نخور هرگز نارنگی نخور کنارپرتقال وکیوی خرما بخور
کنارغذای گوشتی اعم از ابگوشت وکباب وغیره ومرغ میوه نخور


 

خوراکی استرس زا هم نخوری

 

رکن سوم بهداشت روان  ،  نبایدغذای استرس زا خورد(پیغمبر:ریشه همه بیماری هااسترس است/به نقل ازشیخ حسین انصاریان ازتلوزیون)بجای نان لواش،تافتون وباگت نان سبوس دار جو،سنگک وبربری استفاده کنیم چای،نوشابه،قندوشکر،شیرینی قنادی،موز وگیلاس که سمی وغیرارگانیک می باشند استرس زاهستندپرهیز کنیم چون کمخون کننده اند وبچه ها باید بدلیل رشد تا 18سالگی غذای خون سازبخورند

 

با خوردن خوراکی سازگارباطبع تشنگی واقعی برای شما ایجادمیشه که از2ساعت ونیم بعد غذا هرچقدراب ومایعات بنوشید برای کلیه ها بهتراست

=====================

من عقدبسته ام

ابتدا معاشقه که داشتیم خیلی موضع معاشقه سوزش داشت اذیت می شدیم

الان با روغن بادام چرب میکنم دیگه سوزش نداردو خیلی هم مال خودم هم شوهرم لغزنده میشه ولذت می بریم

نویسنده : هاشم : ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/۱
Comments نظرات () لینک دائم

الگو ی لباس داخل منزل خانم ها+

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : هاشم : ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٥
Comments نظرات () لینک دائم

بیماری جنسی رتبه اول مریضی های کشور با فراوانی ابتلای 50%افراد بالای چهل سال

در خبرها آمده بود که 25 تا 40 در صد از مردان بالای 40 سال به ناتوانی جنسی دچارند.

از طرفی در آمارها خواندیم که بین 40 تا 75 درصد از مردم به صورت خوددرمانی از انواع داروها استفاده می‌کنند. این در حالی است که بسیاری از داروها ممکن است موجب بروز ناتوانی جنسی شوند و این موضوع در 25 درصد از افرادی که به درمانگاه‌های ناتوانی جنسی مراجعه می‌کنند، مشاهده می‌شود.

در این صورت، وقت و هزینه زیادی صرف درمان آن می‌شود، در حالی که علت آن ساده و مشخص است.

آقای دکتر محمدرضا صفری‌نژاد، مشاور کلینیک سلامت خانواده و ناتوانی جنسی دانشگاه شاهد درباره داروها عامل بروز ناتوانی جنسی در مردان توضیح می دهند:
آقای دکتر، چرا برخی داروها موجب بروز ناتوانی جنسی می‌شوند؟

سوال خوبی است. ببینید، بسیاری از مواد دارویی سبب اختلال نعوظ، کاهش میل جنسی و اختلال انزال می‌شوند، هر چند مکانیسم آن در بسیاری از موارد ناشناخته است و مطالعات کنترل شده کمی در این زمینه انجام شده است. ناقل‌های شیمیایی اعصاب مرکزی شامل هیدروکسی تریپتامین، نورآدرنالین و دوپامین در عملکرد جنسی دخالت دارند و ممکن است با داروهای آنتی‌سایکوتیک یا ضد روانپریشی و ضد افسردگی و داروهایی که از طریق اعصاب مرکزی یعنی مغز موجب کاهش فشارخون می‌شوند، تداخل کنند و عملکرد جنسی مردان را مختل کنند.
از داروهایی که ضدهورمون مردانه است برای ما بگویید. چه داروهایی از این گروه موجب ناتوانی جنسی می‌شود؟

سایمتیدین از جمله داروهایی است که ضد گیرنده‌های هیستامینی h2 است و موجب کاهش میل جنسی و اختلال نعوظ می‌شود. به نظر می‌رسد علت این عارضه ناشی از عملکرد ضد هورمون جنسی مردانه این دارو و افزایش پرولاکتین خون است. داروهای دیگری که موجب اختلال نعوظ می‌شوند، استروژن‌ها و داروهای با اثر ضد هورمون جنسی مردانه مانند کتوکونازول و سیپروترون استات است.
آیا داروهای ضد فشارخون می توانند موجب ناتوانی جنسی ‌شود یا خیر؟

بله، داروهایی که برای درمان بیماران مبتلا به پرفشاری خون به کار می‌رود، کم و بیش بیماران را به اختلالات نعوظ دچار می‌کند. داروهایی مانند متیل‌دوپا و کلونیدین از طریق تاثیر بر هیپوتالاموس 10 تا 25 درصد مردان، سبب اختلال نعوظ آنان می‌شود. رزرپین موجب کاهش ذخیره کاتکولامین‌ها مانند دوپامین و آدرنالین و 5 هیدروکسی تریپتوفان و در نتیجه اختلال نعوظ می‌شود. همچنین رزرپین از طریق ایجاد افسردگی نیز سبب ناتوانی جنسی و اختلال انزال می‌شود. داروهای ضد پر فشاری خون در برخی موارد از طریق تاثیر روی عضلات صاف سبب اختلال نعوظ می‌شود. داروهای بلوک‌کننده‌های کانال‌های کلسیم یکی از این گروه داروها است. داروهایی مانند فنوکسی بنزامین و فنتولامین نیز موجب ناتوانی جنسی و اختلال انزال (انزال به داخل مثانه) می‌شود. داروهای مهارکننده گیرنده‌های بتا آدرنرژیک مانند پروپرانولول و آتنولول بیشتر از طریق تاثیر محیطی، موجب اختلال نعوظ می‌شوند.
داروهای مدر (ادرار آور) هم از گروه داروهای کنترل‌کننده فشارخون هستند. آیا این دسته دارویی هم موجب بروز ناتوانی جنسی آقایان می‌شود؟

داروهای مدر کمترین عارضه را از نظر ایجاد اختلالات جنسی در میان داروهای ضد پرفشاری خون دارند. از مدرهای تیازیدی مانند هیدروکلروتیازید به‌عنوان داروهای کنترل‌کننده فشارخون که سبب اختلال نعوظ و کاهش میل جنسی می‌شود، می‌توان نام برد. مدرهای کاهش‌دهنده دفع ادراری پتاسیم مانند اسپیرینولاکتون حداکثر در 30 درصد مردان، اختلال نعوظ ایجاد می‌کند. این داروها می‌توانند سبب کاهش میل جنسی شده و موجب بزرگ شدن پستان‌ها و درد در آنها شوند. در برخی مطالعات 31 درصد از افرادی که برای درمان افزایش فشارخون، فقط از مدرها استفاده می‌کردند، دچار ناتوانی جنسی شده‌اند.
دارو

داروهای موثر بر عروق چطور؟

اگر بخواهم درباره این داروها بگویم، باید به داروهای مهارکننده گیرنده‌های بتا یا بتابلوکرها اشاره می‌کنم. از این گروه، پروپرانولول، قوی‌ترین دارویی است که در مقایسه با هم گروه‌های خود مانند آتنولول، پیندولول و متوپرولول بیشتر موجب ناتوانی جنسی می‌شود. این دارو در 15 درصد از موارد ممکن است سبب اختلال نعوظ شود. بلوک‌کننده‌های گیرنده‌های آلفا نظیر دوکسازوسین ممکن است با تاثیر بر اعصاب سمپاتیک، موجب بهبود نعوظ شوند. مهارکننده‌های آنزیم مبدل آنژیوتانسین مانند کاپتوپریل و انالاپریل بر نعوظ تاثیر ندارند.
داروهای آرام بخش هم ممکن است موجب بروز ناتوانی جنسی شوند؟

بله، داروهای آرام بخش می‌توانند سبب ناتوانی جنسی و کاهش میل جنسی و اختلال انزال شوند که این عارضه ناشی از آثار تسکینی، افزایش پرولاکتین و تاثیر روی دستگاه عصبی خودکار و اعصاب مرکزی است. همه داروهای ضد افسردگی به درجات گوناگون سبب ناتوانی جنسی، کاهش میل جنسی و تاخیر در ارگاسم یا اوج عمل جنسی یا از بین رفتن آن می‌شوند. بنزودیازپین‌ها مانند دیازپام، اکسازپام، لورازپام و کلردیازپوکساید و همچنین مپروبامات که از گروه داروهای کاربامات و ضد اضطراب است، سبب کاهش میل جنسی و همچنین سبب ناتوانی جنسی می‌شوند.
داروهای پایین آورنده چربی هم موجب ناتوانی جنسی می‌شوند؟

بله، به ویژه کلوفیبرات از جمله داروهایی است که برای درمان افزایش چربی خون مصرف می‌شود که در 14 درصد از افراد موجب ناتوانی جنسی شده است.
و نکته آخر؟

نکته مهمی که باید یادآوری کنم این است که در میان افرادی که به علت بیماری‌های قلبی‌عروقی از داروهای مربوطه استفاده می‌کنند، آشنایی آنان با عارضه ناتوانی جنسی ناشی از این داروها موضوع شایعی است و حتی در برخی از این موارد، افراد برای برگشت توانایی جنسی خود، دارو را کنار می‌گذارند. تعداد زیادی از داروها می‌توانند در پی عوارض نا خواسته آنها سبب اختلال نعوظ شوند، به طوری که ممکن است تا 25 درصد از علل ناتوانی جنسی در افرادی که به کلینیک‌های ناتوانی جنسی مراجعه می‌کنند، دارویی باشد.

 

منبع: ایران سلامت

نویسنده : هاشم : ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٦
Comments نظرات () لینک دائم

وبلاگ الگو برای ابراز عشق به همسر با تصاویرمتحرک ورقص کلمات

http://roz54.persianblog.ir/

نویسنده : هاشم : ۸:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٤
Comments نظرات () لینک دائم

بهترین حالت همبستری به نقل از سایت اطلاع رسانی تنظیم خانواده

http://asheghi4u.blogsky.com/1392/10/30/post-1517/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9%DB%8C

نویسنده : هاشم : ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱
Comments نظرات () لینک دائم

عوامل موثر برتنوع طلبی جنسی؟ماهواره؟!اینترنت؟!مطالعه؟!

http://asheghi4u.blogsky.com/1392/10/25/post-1514/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%B7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C

نویسنده : هاشم : ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱
Comments نظرات () لینک دائم

سوالات جنسی وپاسخ آنها به نقل از سایت تنظیم خانواده

پاسخ

نویسنده : هاشم : ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱
Comments نظرات () لینک دائم

مسئله نگاه

 

نوشته طلبه امروزی

«قُل لّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَ لِکَ أَزْکَى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُم بِمَا یَصْنَعُونَ» (نور : 30)

 

  1. در زبان عربی چشم، به معنی «عین» است و دیده را «بصر» گویند . «دیده» حیثیت «به یُنظَر» و جهت حاکی نسبت چشم و چشم است . حیثیت «فیه یُنظَر» لحاظ اصالی نسبت به دیده می باشد و ابصار جمع بصر، و بصر لحاظ عملی چشم است .

 

  1. «غض» و «غمض» دو واژه متفاوت و نزدیک  به یکدیگر است . «غمض» چشم بر هم نهادن و بستن پلک هاست در حالی که «غض» کوتاه کردن فصله ی پلک ها و تند و تیز نگاه نکردن است و یا آرام دیدن و خیره خیره نگاه نکردن . البته تیز نگاه کردن غیر از چشم چرانی است .

 

  1. آیه هیچ دلالتی بر حرمت مطلق نگاه کردن ندارد (ساده نوشت : یعنی آیه نمی گوید اصلاً نگاه نکن و اگر نگاه کنی گناه کردی) زیرا خداوند در آیه فرموده است «یغضوا» یعنی تند و تیز نگاه نکن و نگفته «یغمضوا» یعنی اصلاً نگاه نکن . پس آیه می گوید نگاه کن ولی تند و تیز نگاه نکن .

 

  1. و می فرماید «ابصارهم» نه «اعینهم»، یعنی دیدگانتان را هنگام دیدن کوتاه و خمار و ساده قرار دهید و به زن ها تند و تیز نگاه نکنید . بدین معنی که زنان و مردان نباید در مواجهه با یکدیگر دیدگانشان را ببندند یا روی گردانیده و بهم نگاه نکنند یا با یکدیگر مکالمه نداشته باشند بلکه باید عفاف و پاکی خود را در متانت و تساهل در نگاه قرار دهند (ساده نوشت : یعنی ساده نگاه کنند) و از تجسس و چشم چرانی بپرهیزند . و لازم نیست زنان ومردان در خیابان چشمان خود را ببندند یا چنان سر به زیر اندازند که جلوی پای خود را هم نبینند و در دید عرف ، مضحک و طنز و خنده آور باشند همچنان که باید از نگاه های مسموم به یکدیگر خودداری کنند .

به عبارت دیگر «بصر» در اصطلاح دلالت بر چشم ظاهری دارد ولی «عین» هم دلالت بر چشم ظاهری دارد و هم بر چشم باطنی (ادراک) به این معنی که «بصر» چشم ذاتی است و «عین» چشم ادراکی و مثال آن جمله معروف «أنت نورالعینی» است که در اینجا نگفته «أنت نورالبصری» بلکه گفته «العینی» زیرا در جمله نخست دلالت بر ادراک محبت دارد و معنی جمله این می شود «تو نور چشم منی(من شما را دوست دارم)» ولی معنی جمله دوّم این می شود که تو روشن کننده چشم من هستی (به مانند یک چراغ) و اینجا معنی روشنی ظاهری است ولی آنجا معنی محبت و علاقه است . پس «بصر» دلالت بر چشم ظاهری دارد و «عین» دلالت بر چشم باطنی که همان ادراک است .

 

  1. در آیه از کلمه «من» غفلت شده است (غفلت کرده اند) . «من» در آیه در دو جا آمده است : 1. «مِنْ أَبْصرِهِمْ» 2. «مِنْ أَبْصرِهِنَّ» . در اینجا «من» به معنای تبعیض است . که اصولاً به آن «من» تبعیضیه گفته می شود . و بدین معنا است که «بعضی» از نگاه های خود را بپوشانید که همان نگاه شهوت آلود است به همین خاطر وقتی سخن حفظ فرج (عورت) : «وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ» به میان می آید دیگر از «من» استفاده نمی کند .

 

  1. واژه «غض» به معنای کاستی است : «واغضض من صوتک» یعنی صدای خود را فرو بکاه – «إن الذین یغضون اصواتهم عند رسول الله» یعنی در نزد رسول خدا سخن بگویید ولی صدای خود را بالا نبرید . بنابراین «یغضون من ابصارهم» یعنی از از نگاه های خود می کاهند .

در آیه شریفه که خداوند می فرمایند :«قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم» فعل «یغضوا» مجزوم است . زیرا جمله شرطیه در تقدیر می باشد : «قل للمؤمنین : غضوا من ابصارهم فانک ان تقل لهم، یغضوا – به مؤمنین بگو : از نگاه های خود بکاهند که اگر تو به آنان بگویی دیدگان خود را فرو خواهند کاست» .«یغضضن» در آیه شریفه نیز مجزوم است . زیرا عطف شده بر «یغضوا» و در آن فعل امر در تقدیر است .

  1. متعلق فعل «یغضوا» و «یغضضن» محذوف است و در آیه از آن نشان و اثری نیست . بنابر این، از آیه روشن نمی شود که دیدگان خود را از چه چیز باید فروکاست . شاید حذف متعلق به جهت روشنی آن باشد . یعنی چشم ها را از آنچه نظر کردن به آن حرام است، فرو بندید . اما چه چیزهایی نگاه کردن بهش حرام است در این آیه معلوم نیست . (ساده نوشت : یعنی معلوم نیست از چه اندامی باید نگاه خود را فرو بکاهیم و آیه در این مورد بیانی ندارد)

 

  1. جمع آمدن «مؤمنین»، «یغضوا»، «ابصارهم» و همچنین «مؤمنات»، «یغضضن» و «ابصارهن» بیانگر این نکته است که هرکس باید چشم خود را فرو کاهد مانند : «خذوا اسلحتکم – هرکس اسلحه خود را بردارد» و «فاغسلوا وجوهکم - هر کسی صورت خود را بشوید». از این نکته می توان سه مسئله را استخراج کرد : 1. خطاب سخن آیه به همه افراد جامعه است یعنی تمامی اشخاص اعم از مسئولان و عامیان 2. معلوم نیست اگر کسی این وظایف را انجام نداد مجازاتش چیست 3. این وظایف شخصی است و ربطی به دیگران ندارد . یعنی مرد وظیفه دارد چه زن پوشیده بود و چه برهنه بود نگاهش فروکاهد و گناه مرد را در نگاه کردن به پای زن نمی نویسند . همچنین است نگاه زنان به مردان . البته این پوشیده بودن و برهنه بودن در حوزه اعضای حجاب است نه اعضای پوشش .

 

  1. آمدن واژگانی چون «المؤمنین» «المؤمنات» به جای «الذین آمنوا» نشانگر این است که این احکام برای کسانی است که به حمل شایع (به گمان) مصداق مؤمن هستند . بنابراین روی سخن با غیرمسلمانان یا مسلمانان ناپای بند نیست .

 

  1.  تکرار کردن «قل» و جداسازی بین دو آیه و آوردن واژگان «المؤمنین» «المؤمنات» با دو صیغه مذکر و مؤنث و همچنین واژگان «یغضوا» «یغضضن» و... نشان می دهد که زن و مرد هر یک احکام ویژه به خود را دارند و از حکم یکی نمی توان حکم دیگری را فهمید . و همچنین نمی توان حکم دیگری را برای دیگری سوار کرد، یعنی نمی شود گفت «زنان بی حجاب نباشند تا مردان نگاه حرام نکنند» بلکه مردان خود باید مراقب باشند .

 

  1.  آمدن «من» تبعیضیه (نکته5) در جمله «یغضوا من ابصارهم» و «یغضضن من ابصارهن» و نیامدن آن در جمله «یحفظوا فروجهم» و... شاید بیانگر این نکته باشد که «فرج» هیچ محدوده مجازی ندارد که در آن حفظ واجب باشد ولی برای دیدن و نگاه، محدوده مجاز نیز وجود دارد .

 

  1.  گاهی انسان ها دچار خودفریبی می شوند و با توجیه ها و بهانه هایی، گناه را برای خود روا یا واجب می شمارند یا خود را به دروغ گناه کار می دانند،از این رو خداوند در قرآن با جمله «إن الله خبیر بما یصنعون» به همگان هشدار می دهد که خداوند، رفتارها و کردارها را همانگونه که هست می بیند و به آنها آگاهی دارد .

 

  1. اگر موضوع نگاه را بر قرآن عرض کنیم باید گفت در آیه 52 احزاب به طور ضمنی بحث نگاه کردن به زنان مطرح شده ولی هیچ اشاره منفی در آن وجود ندارد و بلکه چنین به دست می آید که این نگاه غیر ممنوع ، حتی توأم با توجه به زیبایی زنان است که حساسیت موضوع را دوچندان می کند . ترجمه آیه چنین است «(خطاب به نبی اکرم) از این پس ، دیگر (گرفتنِ) زنان و نیز اینکه به جای آنان ، زنان دیگری بگیری بر تو حلال نیست ، هرچند زیبایی آنها برای تو مورد پسند افتد ، به استثنای کنیزان و خدا همواره بر هر چیزی مراقب است» . جصّاص مضمون آیه را دالّ بر جواز نگاه به زنان بیگانه می داند (احکام القرآن جصاص،آیه52سوره احزاب) که این تفسیر با مدلول آیه نمی سازد .

نتیجه از آیه : مشخص شد که این آیه که بر اساس آن می گویند «نگاه زن به مرد و نگاه مرد به زن حرام است» هیچ دلیلی برای این حرام بودن به صورت مطلق ندارد . بلکه بلعکس آیه بر این دلالت دارد که باید از بعضی از نگاه ها خودداری کرد نه اینکه حتی نگاه ساده و عادی هم نشود . منطق آیه مشخص است که منظور از منع نگاه ، نگاه شهوت آلود است .

 

شرایط نگاه یک طلبه :

1. نگاه طلبه به دختر حاصل نگاهی عادّی باشد 2. نگاه طلبه نباید شهوانی باشد 3. نگاه طلبه نباید ممتد و زوم کننده باشد 4. نگاه طلبه نباید امنیت مخاطب را در ذهن آنها به خطر اندازد 5. نگاه نباید امنیت مخاطب را حتی در وجدان طلبه به خطر اندازد 6. نگاه نباید با سردی و بی احساسی باشد بلکه باید نگاهی مهربان داشته باشد (عشق عامّ) و این طور نگاه کردن همان شیوه نگاه پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) به زنان است و به هیچ وجه زشت یا گناه نیست [#] 7. نگاه در عین محبت آمیز بودن نباید عمیق باشد که در این صورت دختر احساس ناامنی می کند بلکه باید نگاهی سطحی باشد 8. نگاه باید (وباید) در محدوده حوزه صورت باشد نه در محدوده حوزه حجاب (: سر و موی و گردن،دستان از آرنج تا انگشتان،پاها از زانو تا انگشتان) زیرا اگر نگاه در محدوده حوزه صورت نباشد به دختر احساس انزجار دست می دهد و این را باید دانست که دختران در چگونه نگاه کردن حساسیت ویژه دارند 9. نگاه به زن نباید تحقیرانه باشد 10. نگاه به زن نباید همراه با خشونت باشد 11. نگاه باید مختص مخاطب باشد نه مختص هر زنی (البته نگاه به زنان با شرایط درج شده در شریعت بلااشکال است ولی طلبه باید شأن طلبگی را در نگاه کردن رعایت کند) 12. نگاه نباید به هرزنگاری ختم شود یعنی نباید نگاه طوری باشد که چشم فقط دنبال نگاه (حلال) به زنان باشد 13. نگاه باید همراه با توجه (ذهنی) باشد تا مخاطب احساس درک متقابل کند 14. در حضور چندین مخاطب نگاه نباید مختص یک مخاطب باشد 15. نگاه نباید مغرورانه و متکبرانه باشد بلکه نگاه باید متواضعانه و خاشعانه باشد .

[#] : عشق عام به این معنی نیست که طلبه به صورت زن عاشقانه نگاه کند ... اشتباه نکنید ، بلکه عشق عام به این معنی است که طلبه به وجود زن عاشقانه بنگرد نه زنی خاص نه صورتی خاص . عشق عام یعنی اینکه زن چون زن است و شگفت ترین خلقت الهی و انسان است و صاحب کرامت باید عشقی عام به او داشت و اگر این عشق به فردی خاص یا به صورتی (چهره ای) خاص باشد دیگر عشق عام نیست بلکه عشق خاص است (و بحث عشق خاص فرصتی دیگر می طلبد) . زن نباید احساس کند که طلبه به او عاشقانه نگاه می کند بلکه زن باید احساس کند که طلبه عاشقانه به زن می نگرد و هیچ تبعیضی بین او و دیگر زنان نیست ولی باید محبت را احساس کند نسبت به خود از جانب طلبه (و دیگر افراد) و او هم باید با محبت رفتار کند و محبت عامّ اظهار علاقه نیست بلکه می تواند یک دعای خیر یا یک احترام و خشنود بودن از خشنودی او ناراحت بودن از ناراحتی او باشد .

 

آیا گفتگو و شوخی با زنان طوری که باعث خنده آنها شود، حرام است؟

«وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِیمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَاما قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِیذٍ. فَلَمّا رَأَى أَیْدِیَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَیْهِ نَکِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِیفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ. وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِکَتْ فَبَشّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ یَعْقُوبَ. قَالَتْ یَا وَیْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِی شَیْخا إِنّ هَذَا لَشَیْ‏ءٌ عَجِیبٌ. قَالُوا أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ - فرستادگان ما با بشارت بر ابراهیم وارد شدند و سلام نمودند، حضرت ابراهیم به آنان درود فرستاد، سپس براى برآوردن گوشت گوساله‏اى که بریان شده و با سنگ پخته شده درنگ نکرد. وقتى دید دست آنان به غذا نمى‏رسد آن را ناخوش گرفت و ترسى از ایشان در دل وى ریخت. آنان گفتند نترس، ما براى هلاکت قوم لوط مأموریت داریم. زن حضرت ابراهیم ایستاده بود و مى‏خندید، پس به او مژده‏ى اسحاق را دادیم و پس از اسحاق، یعقوب. همسر حضرت ابراهیم‏ گفت: عجب، آیا من فرزند مى‏آورم در حالى که پیرزنى هستم و شوهرم پیرمرد؟ عجیب است. آنان گفتند: آیا از امر خدا تعجب مى‏کنى؟ رحمت و برکات خدا بر شما اهل بیت که او حمید و مجید است». (هود : 69)

  1. صرف گفتگو و شوخی حرام نیست . بلی حرام است شوخی های بیجا و نابجا و .... .
  2. اسلام در تعامل اجتماعى با زنان بر اصل «آزادمنشى» تأکید دارد . تصویرى که اسلام در این زمینه ارایه مى‏دهد در صورتى که غیر طبیعى و داراى اشکال باشد، نیمى از انسان‏هاى روى زمین را با چالش مواجه مى‏کند . نمونه‏هاى فراوانى از آزادمنشى در برخورد و تعامل با زنان در قرآن کریم وجود دارد که برخورد حضرت ابراهیم و ساره با فرستادگان خداوند نمونه ای از آن است .
  3. با توجه به مفاد آیه‏ى شریفه، فرستادگان الهى چنان شبیه انسان‏ها بودند که حضرت ابراهیم‏(ع) براى آنان غذا آورد. از نوع پذیرایى آن حضرت(ع) به دست مى‏آید که همسر ایشان تنها به آشپزخانه نمى‏رفته و هر دو در حضور میهمانان به آن رفت و آمد داشته‏اند و ابراهیم در امر طبخ و پخت غذا به همسر خود یارى مى‏نموده است.
  4. فرستادگان الهى نه‏تنها با حضرت ابراهیم سخن مى‏گفتند، بلکه همسر وى را نیز مخاطب قرار مى‏دادند و به وى بشارت فرزند در سن پیرى را دادند و وى نیز با آنان سخن مى‏گفته است و چنین نبوده است که خود را از آنان پنهان سازد، بلکه وى نزد میهمانان مى‏ایستاده و از سخن آنان در مورد خود به خنده مى‏آمده است . بر این اساس مشى مؤمنانى که همسر خود را از میهمانان پنهان مى‏دارند از مشى بزرگ‏ترین انبیاى الهى دور است و با ساختارى که خداوند در قرآن کریم از زندگى اولیاى خود بیان مى‏دارد تفاوت دارد و به شبکه‏ى افراطى‏گرى گرفتار آمده است.
  5. اگر گفته شود همسر حضرت ابراهیم زنى مسن بوده، باید بگوییم درست است که وى پیر بوده اما او از چنان نشاطى و جوانی درونی برخوردار بوده که از وى به لفظ «امرأته - زن» یاد شده و نه زنى پیر (العجوزة) و هم‏چنین توان باردارى و زایمان را نیز داشته و چنان فرتوت نبوده است. میهمانان حضرت ابراهیم(ع) که حتى وى از آنان به ترس مى‏افتد به ‏راحتى با همسر وى به خاطر اقتضاى بشر بودن صحبت مى‏کنند و ایشان نیز مى‏خندد .
  6. بشر را نیز بشر مى‏گویند؛ چرا که سخن مى‏گوید، بحث مى‏کند و مباشرت و تکلم دارد. از این رو اگر زنى یا مردى در اداره یا اتاقى کار کند و از مسأله‏اى تعجب نماید و از آن به خنده افتد اشکالى ندارد. در خانه‏ى پیامبر خدا؛ حضرت ابراهیم، چنین بوده و همه بدون هیچ گونه پنهانى با هم سخن مى‏گویند. هم حضرت ابراهیم(ع) و همسرش با میهمانان به صحبت مى‏نشینند و هم آن‏ها با ابراهیم(ع) و همسر وى سخن مى‏گویند و دیوار یا پرده‏اى نیز میان آنان حایل نبوده و همه با هم برخورد عادى، معمولى و انسانى داشته‏اند و حضرت ابراهیم آزادمنشانه با همسر خویش رفتار مى‏نموده است .
  7. این آیه مى‏رساند سخن گفتن میان زن و مرد مشترک است و جنسیت بر نمى‏دارد . بله، از ناز و غمزه باید پرهیز داشت؛ همان‏گونه که قرآن کریم مى‏فرماید: «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ» (احزاب،32) بپرهیزید که نازک و نرم سخن گویید، وگرنه محدودیت دیگرى در سخن گفتن وجود ندارد و همچنین محدودیتی برای شوخی کردن [با حفظ حریم اخلاق] وجود ندارد . ممنوعیت و محدودیت‏هاى بى حد و مرز و افراطى به جاى امنیت و مصونیت، فساد و تخریب را در پى دارد؛ چرا که از سویى «إِنّ النّفْسَ لَأَمّارَةٌ بِالسّوءِ» (یوسف،53) است و از سوى دیگر:«الإنسان حریص على ما منع»؛ انسان بر آن‏چه که از آن باز داشته شود، حریص و به صورت مضاعف خواهان مى‏گردد و چنین پنهان کارى‏هایى، جنس مقابل را به تجسس وا مى‏دارد .

نتیجه : از نکات فوق استفاده می شود که شوخی های عادی با زنان و خندیدن آنها در بین نامحرمان (اگر عادی باشد) به هیچ وجه مشکلی ندارد و تکلم با زنان اگر حاوی سخنان مشروع (در هر زمینه ای) باشد بلااشکال است . به خصوص باید15شرط گفته شده در ارتباط با زنان رعایت شود .

اعتراف : باید اعتراف کرد جامعه‏ى ما در تربیت فردى و اجتماعى خود به مسأله‏ى زن حساس شده (و به تربیت ناصحیح حساس شان کردیم) و حکایت وى (زن) به دزدگیرهاى اتومبیلى مى‏ماند که به کوچک‏ ترین صدایى آژیر مى‏کشد و پریدن پرنده‏اى را آمدن دزدى مى‏داند. جامعه‏ى ما نیز چون به زن حساس شده است، اگر صداى زن کمى بلند شود مشکل پیدا مى‏کند . بالا رفتن اندکى از صداى زن یا کوچک ‏ترین حرکت یکى از اندام‏هاى وى؛ هرچند در ورزش صبحگاهى باشد، صداى افراد حساس را بالا مى‏برد . حساسیتى که نوعى بیمارى است و از سوء تربیت فرد حکایت دارد .

حساسیتى که در زندگى هیچ یک از پیامبران الهى دیده نمى‏شود و حضرت ابراهیم، حضرت یوسف و نیز حضرت موسى و حتی پیامبر اسلام، چنین رویکردى در مواجهه با زنان نداشته‏اند . دیدن زن، سخن گفتن با او، همکار بودن با وى در محیط هاى کارى و ادارى و خندیدن وى در حضور نامحرم یا شوخی با وی و خنداندن زن [با حفظ حریم ها] بدون ایراد است و آن چه اشکال دارد بیمارى، بى‏تقوایى، بى‏بندوبارى، لاابالى گرى و انحراف است. البته راه برطرف شدن این انحرافات نیز حساسیت زدایى از جامعه نسبت به زن و اشباع جنسى افراد در چارچوب قوانین بى‏پیرایه‏ى شرع است و با برداشتن حساسیت از جامعه، سلامت به جامعه باز گردانده خواهد شد .

اینقدر در جامعه حساسیت درست کرده اند که اگر پسری با دختری حرف بزند «باید» تحریک شود و اگر تحریک نشود حتماً ریگی به کفشش دارد، اگر صدای آواز زنی بلند شود گویی تمام سلول های جنسی پسران به لرزه می افتد، اگر پسری صورت دختری را نگاه کند گویی همین الان است که وی عنان از کف ببرّد ... اینها مشکلاتی است که جوانان ما دارند و در ذهن آنان به صورت چند لایه رخنه کرده است، و متعصبین به یقین کارهایشان مانند این است که زنی را طناب پیچ کرده اند و به روی او فریاد می زنند که : «تکان نخور و حرف نزن و...، چون من تحریک می شوم» .

آدمی باید به دیگران محبت کند چون محبت است که زیبایی آفرین است و نشاط آور، محبت یک زن و مرد (و پسر و دختر) در عرصه روابط اجتماعی به یکدیگر (اگر نامحرم باشند) جدای از مباحث عشق خاص می تواند احترام باشد و یا یک دعای خیر و یا خشنود بودن از خشنودی او و ناراحت بودن از ناراحتی او، لیکن در افکار متعصبین همه اینها «شهوت زا» و «تحریک آور» است زیرا می گویند «محبت» برای نامحرم ها ذاتاً تحریک زا است و نمی دانند که فرق بین شهوت و نشاط درونی از زمین تا آسمان است زیرا کسی وقتی به دیگری محبت داشته باشد قطعاً محبت می آورد و شاید محبت از طرف زن دعای خیر باشد و از طرف مرد یک احترام، و معلوم نیست این محبت کجایش حرام است؟! و در منابع حدیثی نقل شده است هر موقع «هاله» خواهر حضرت خدیجه(س) به دیدن پیامبر(ص) می رفت، پیامبر(ص) از دیدن هاله خشنود و حالش دگرگون می گردید به طوری که محبت حضرت پیامبر(ص) به یک زن (غریبه) آن هم در این حدّ کم باعث حسادت عایشه می شد (مسند احمد،ج6،ص150. مستدرک حاکم،ج4،ص286) .

 

آیت الله عبد الحمید معصومی تهرانی :

«این که می‌فرماید چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانید یعنی چه؟ آیا منظور همین است که ما می گوییم؟ که نباید به نامحرم نگاه کرد؟ کاری که اگر خوب نگاه کنید اکثر کسانی که مذهبی هستند انجام می‌دهند. یعنی سرشان را پایین می‌اندازند و به زنان نگاه نمی‌کنند. حتی زمانی که با زنی صحبت می‌کنند یا سرشان پایین است یا به جای دیگری نظر می‌اندازند. چنانچه بپرسید چرا این گونه رفتار می‌کنید؟ می‌گویند: باید از نگاه کردن به زن نامحرم پرهیز کرد چون ممکن است شیطان انسان را وسوسه کند!!!! . توجه کنید ما داریم به این وسیله غیر مستقیم مردانمان را هیز بار می‌آوریم. ما به جوان خود غیر مستقیم القاء می‌کنیم که اگر به زن نامحرم نگاه کردی باید شهوتی شوی؛ اگر شهوتی نشدی به مردی خود شک کن. در صورتی که قرآن نمی‌گوید نگاه نکن. می‌گوید نگاه ناروا نکن. یعنی زنی که بر تو نامحرم است را به دید خواهر و یا مادر خود بنگر. این آن فرهنگی است که قرآن می‌خواهد به ما بیاموزد نه هیزی و چشم‌چرانی. این گونه تفسیرهای ناصحیح از دین جامعه را بجای آن که به سوی سعادت سوق دهد، به سوی فلاکت راهی خواهد کرد».

 

نویسنده : هاشم : ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۳٠
Comments نظرات () لینک دائم

طنز نان آوری شوهران

سال ها بعد از گران شدن نان !

مادرخطاب به دخترش موقع آمدن خواستگار! مادرجان پا به بخت خودت نزن !

پسره نان خشکی است آن!!!!!!!!!!!!!!

نویسنده : هاشم : ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢۸
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد