زیتون(روان شناسی ازدواج)

عشق وناکامی

عشق و ناکامی عشقی

نوامبر 19, 2010 توسط آرش 3 دیدگاه

عشق یکی از موضوعات مورد توجه دانشمندان در سال های اخیر بوده به خصوص عشق میان مرد و زن یا عشق رمانتیک _ به عنوان پدیده ای عمیقا فیزیکی _ هدف کنکاش های علمی قرار گرفته است. در عشق رمانتیک سلول های عصبی، هورمون ها، مغز و فشار خون، قلب و معده در حالتی از شوریدگی قرار می گیرند. جالینوس پزشک مشهور یونانی در قرن دوم میلادی اصرار داشت که عاشق شدن موضوعی مربوط به اخلاط چهارگانه بدن است، به عبارت دیگر هنگامی که تعادل صفرا و سودا و بلغم و خون به هم می خورند. این نظریه اخلاط اربعه تا قرن نوزدهم دوام آورد و در این هنگام بود که با نظریه های جدید در مورد زیست شناسی سلولی جایگزین شد. اما با این وجود متخصصان نوین فیزیولوژی (کارکردشناسی) بدن نیز عشق رمانتیک را ناشی از مواد شیمیایی طبیعی قدرتمندی در بدن می دانند. ماده شیمیایی که به خصوص مورد تحقیق قرار گرفته است مولکولی به نام فنیل اتیلامین (PEA) است. فنیل اتیلامین نوعی آمفتامین طبیعی است که باعث ترکیب مغز و دستگاه عصبی مرکزی می شود. PEA تجربه سرخوشی، تنفس سریع، افزایش ضربان قلب، گشادی مردمک، آزادی ترشحات بودار از پوست – که می تواند طرف مقابل را اغوا کند _ را ایجاد می کند. نقطه اصلی این تحولات در مغز است. بخش های مختلف مغز نقش های مختلفی ایفا می کنند. قشر خارجی مغز یا کورتکس که در مراحل متاخر تکامل به وجود آمده است، به تفکر منطقی و هوش مربوط است. مغز میانی یا دستگاه لیمبیک عواطف ما را کنترل می کند. در محل اتصال نخاع به مغز یا بصل النخاع نیز یک هسته درونی (هسته دم دار) وجود دارد که رفتارهای غریزی بدوی تر مثل تعیین قلمرو، جفت گیری و جست وجو برای پاداش را تحت تسلط دارد و آن را با توجه به اینکه در مراحل ابتدایی تر تکامل به وجود آمده «مغز خزندگان» هم می نامند.

هنگامی که دو پژوهشگر یکی سمیرزکی انگلیسی متخصص عصب شناسی و روان شناس و انسان شناس آمریکایی هلن فیشر از تصویربرداری با تشدید مغناطیسی (MRI) برای کاوش اساس عصبی عشق استفاده کردند، متوجه شدند مغزهای داوطلبان مورد بررسی آنها که در آن هنگام دوره ای از عاشق شدن را می گذراندند دقیقا در همین «هسته دم دار» فعال است. تصور بر این است این هسته یا به اصطلاح «مغز خزندگان» از لحاظ تکاملی در شصت و پنج میلیون سال پیش به وجود آمده باشد. هرچه آزمودنی ها مشتاق تر بودند این هسته در آنها فعال تر بود.

هسته دم دار مستقیما به دستگاه لیمبیک اتصال دارد. در جریان عشق رمانتیک موسیقی ملایم عقل ناشی از کورتکس مغز در میان هیاهوی طبل نوازی هسته دم دار و دستگاه لیمبیک گم می شود و آبشاری از آزادی ماده PEA در مغز به وجود می آید. در همان زمان میزان آدرنالین هم افزایش می یابد و آزاد شدن ماده شیمیایی دیگری به نام دوپامین را باعث می شود. دوپامین باعث افزایش توجه هدفمند، بنیه و انرژی فرد که همه آنها بر گرفتن پاداش متمرکزند می شود. در همان حالی که این مواد شیمیایی قدرتمند مسیرهای عصبی را تهییج می کنند، باعث مهار یک واسطه شیمیایی عصبی به نام سروتونین می شوند.

سروتونین باعث کنترل اعمال تکانه ای، رفتارهای وسواسی و اشتیاق های شدید می شود، این پیام رسان عصبی در به وجود آمدن احساس قدرت برای عمل کردن و احساس تسلط بر امور به ما کمک می کند. افت میزان سروتونین در مغز در ایجاد اختلالاتی مثل حملات وحشت زدگی، اضطراب افسردگی و رفتارهای شیدایی (مانی) دخالت دارد. در سال های اخیر برای درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی _ مثلا آنهایی که مرتبا بی اراده دست هایشان را می شویند یا مبتلا به پرخوری عصبی هستند _ داروی فلوکستین (پروزاک) تجویز می شود؛ این دارو، سروتونین کاهش یافته در محل اتصال سلول های عصبی (سیناپس ها) را افزایش می دهد. امروزه دانشمندان می گویند دوای درد عشق یا شفادهنده مریضان عشق هم تجویز مقدار مناسبی فلوکستین یا پروزاک است! اما هنگامی که به درد عشق مبتلاییم، به حسادت عشقی مبتلا می شویم یا زندگی زناشویی مان در هم می ریزد از لحاظ شیمیایی چه اتفاقی در مغز رخ می دهد؟ عاشق به مواجهه مداوم با معشوق نیازمند است تا هیجانات ناشی از سیلاب فنیل اتیلامین در مغزش را اطفا کند. هر مانعی در راه این مواجهه، تنها میزان رها شدن فنیل اتیلامین را بیشتر کرده و حتی باعث فقدان بیشتر سروتونین در مغز می شود و به این ترتیب به اصطلاح آتش عشق را تندتر می کند. این تغییرات شیمیایی توضیح دهنده علایم عشق است. بالا و پایین رفتن های ناگهانی خلق و خو، علایم خارج از کنترل، تسخیر شدن با فکر معشوق، دلشوره بی قراری، ناتوانی در تمرکز، بیخوابی و به عبارت دیگر آن آشفتگی مطبوعی که آن را عاشق شدن می نامیم. اما اگر عشق فرد با جواب مثبت طرف مقابل روبه رو شود، مرحله دومی به دنبال می آید، ارضای جنسی. در این مرحله هورمون مردانه یعنی تستوسترون هم در مردان و هم در زنان _ به خصوص در هنگام تخمک گذاری و حتی بعد از یائسگی- نقش مهمی دارد. در هنگام تماس واقعی با معشوق هورمونی به نام اکسی توسین در مغز انسان آتش بازی به راه می اندازد. به دنبال آن مقادیر زیادی مواد شبه افیونی طبیعی به نام اندورفین ها در مغز انسان آزاد می شود که پاداش دهنده ای بسیار قوی محسوب می شود. در هنگام اوج لذت جنسی میزان اکسی توسین در بدن مرد تا ۵ برابر و در بدن زن حتی بیشتر از آن افزایش می یابد. اکسی توسین، همراه با هورمون وازوپرسین، که در خاطرات عاطفی واضح اعم از دیداری، لمسی، شنیداری و بویایی دخیل است، تصویر معشوق را در ذهن عاشق تثبیت می کند و احساسات عمیقی نسبت به او به وجود می آورد. یک قطعه موسیقی، یک رایحه خاص، یک زمزمه عاشقانه و… می تواند شور و شوق فراوانی را در معشوق برانگیزد. در همه این موارد میزان اکسی توسین در بدن اوج می گیرد و به دنبال آن موج افیون های درونی مغز را در برمی گیرد. بنابراین روشن است که هنگامی رابطه فرد با معشوقش سرد می شود یا از آن بدتر معشوق را در میان بازوان دیگری می بیند علایم ترک این افیون های درونی ظاهر می شود. جای شگفتی نیست که روانپزشکان ناکامی در عشق را با افسردگی حاد مقایسه کرده اند.

کسانی که شکست عشقی میخورند شروع میکنن به فکرای مختلف….. بعد از این که هی سرکوفت زدیم که ” مگر او چه چیزی از من سر دارد” به این می رسیم که ” من چه چیزی کم دارم که او به من نه گفته است.” به هم می ریزیم. بدجوری به هم می ریزیم. با کمال بی رحمی باید بگویم که ” آدم خوب” ها بیشتر به هم می ریزند. آن ها که زندگی ساده تری داشته اند و کمتر حق خوری کرده اند حس می کنند که سهمشان از زندگی بهشان داده نشده است. خیلی ها ممکن است از این رو به آن رو شوند. آدم خوب ها ممکن است بیفتند توی کارهایی که تا به حال فکر کردن به آن ها هم اذیتشان می کرده است. یعنی ممکن است شروع کنند به شروع دوستی به قصد خیانت. یعنی فرضشان این است که طرفشان که وابسته شد، می زنند زیر همه چیز و دلشان خنک می شود که توانسته اند انتقام جانانه ای از جنس مخالف بگیرند. خیلی ها ممکن است ظاهر بین تر شوند. آن ها حس می کنند ظاهرشان مشکلی داشته که جواب رد شنیده اند. آن ها شروع می کنند به اصلاحات(!) سطحی و فکر می کنند که دیگر عمرا کسی به آن ها نه بگوید. اما همه این کارها جواب سوال اول نیست:” چرامن؟ چرا من باید شکست عشقی بخورم؟”

ما در ایران پیشینه ادبیات عاشقانه داریم . شاعران ما یا تجربه کرده اند یا در مورد آن شعر گفته اند .ما شرقی ها هنوز زود دل میبندیم و دیر دل میبریم . البته این خوب است ولی افراط و تفریط در هر کاری بد سرانجام است.

الی فینکل استادیار روان شناسی دانشگاه نورث وسترن آمریکاست که برداشته در یک تحقیق 6 ماهه چند پرسشنامه روی دانش آموزان دختر و پسر آمریکایی انجام داده است. او به این نتیجه رسیده که کسانی که وسط رابطه عاشقانه فکر می کردند شکست عشقی مرگبار است وقتی که از طرفشان جدا شدند دیدند که خیلی هم از این خبرها نیست. یعنی عوارض شکست عشقی توی ذهن خیلی از عشاق  غلو شده بود.

ولی اگر کمی بیشتر به تحقیق ادامه دهید متوجه می شوید که شکست عشقی یکی از 23 عامل اصلی خودکشی در ایران است. یعنی این که ممکن است  حرف فینکل کمی تا قسمتی درست باشد ، اما در ایران از این خبر ها نیست. در ایران شکل شکست عشقی، جور دیگری است. یعنی معمولا جوان ایرانی با یک ” نه” فوری رو به رو می شود. یعنی این که کار به عاشقیت و عشق دو طرفه و بعد جدایی نمی کشد. یعنی جوان ایرانی چیز دو طرفه ای به دست نمی آورد تا از دستش بدهد، به همین خاطر شکست عشقی از نوع ایرانی خیلی پر رنگ تر است. وقتی یک نفر بدون آشنایی دو نفره به تمامیت تو بگوید “نه” معلوم است که قضیه از آمریکا سهمگین تر می شود. ضمن این که افسانه هایی که در مورد عشق با شیر مادر وارد گوشت و خون ما شده است، به شکست عشقی یک لایه های اسطوره ای اضافه کرده است.

1.      با دیگران ارتباط برقرار کنید: شما میتوانید با دوستی صمیمی همراه شوید و در مورد مشکل خود با او صحبت کنید و درددل کنید. این موضوع باعث تخلیه تنشهای شما میشود. اما بیاد داشته باشید برای حفظ عزت نفس خود با هر کسی این جریان را در میان نگذارید.اگه دوست داشتید، چه بهتر که با یه روانشناس درددل کنید.

2.      تا مدتی بدنبال عشق نباشید: شاید عمومی ترین واکنشی که به عنوان یک راه حل به ذهن شکست خورده می رسد این است که با یک آدم دیگر عشق ببازد. او می خواهد به خودش ثابت کند که مشکلی نداشته است و هنوز قدرت عشق ورزیدن ( شما بخوانید انتقام گرفتن) را دارد. اما تا موقعی که خاطره شکست عشقی در ذهن یک نفر پر رنگ است این کار در بهترین حالت یک نفر دیگر را بدبخت می کند و در بدترین حالت کلکسیون شکست های عشقی تان را کامل تر می کند. پس لطفا مدتی که سوگوار عشق قبلی تان هستید به دنبال جایگزین نگردید.

3.      به اطراف خود نگاه کنید: کمی از خودتان و زاویه دیدتان به معشوق فاصله بگیرید. بروید بالاتر و بالاتر. حالا خودتان را از بچگی تا پیری ببینید و ببینید که این شکست چه قدر توی مسیر زندگیتان موثر بوده است. حالا آدم های دیگر را ببینید. می بینید؟ کافی است به دو ر و بری های خودتان فکر کنید تا بفهیمد  دنیا پر است از فلش های یک طرفه. پر است از نه هایی که دیگران شنیده اند و حتی نه هایی که خودتان گفته اید. شما تنها نیستید….

4.      به زندگی جدید خوش آمدید: یه کاغذ بردارید و یه دوجین اسامی تمام کسانی که شما رو دوست دارند و شما هم اونها رو دوست دارید تهیه کنید همزمان چهره همه رو بیاد بیارید. بعد شروع کنین بیاد آوردن تمامی موفقیتهای خودتون درگذشته… مثلاً در زمینه های علمی، ورزشی، هنری، همینطور تمام کارهای گروهی موفق و تمام داراییهای خود. همه افکار مثبت، تواناییهای خودتون رو در نظر بگیرید.. و کارهای مثبتی که میتونید در آینده انجام بدید رو برنامه ریزی کنید…. یه آینده قشنگ تو ذهنتون بسازید.

الان احساس بهتری دارید و باعتماد بنفس تر شدید. “شما قویتر و باتجربه تر شدید”. میتونید کسی رو هم برای عشق پیدا کنید . ایندفه خیلی بهتر.

(حمید رضا.ب)

نویسنده : هاشم : ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم