زیتون(روان شناسی ازدواج)

زندگی خوب من از مژگان

ساعت ۱٠:۵۴ ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۵  

 

 

 

پستی از مژگان باتوضیحات زیتون

بسم الله الرحمن الرحیم

خیلیا تو این مدت بعد از پست قبلی پرسیدن پس این خوب زندگی خوب من چی شد؟ کجا رفت... خب براتون می گم... خوب این زندگی خیلی وقته که رفته و نیست... و من هر بار با اومدن به وبلاگم و دیدن عنوانش حالت تهوع می گرفتم دیگه دیدن وبلاگم برام عذاب آور شده بود به خاطر همین تصمیم گرفتم که لا اقل خوبشو بردارم که اینجا کل زندگیمو بنویسم نه فقط خوبیهاشو... هر چند از نظر من زندگیم دیگه خوب نیست.. قبل ترها چندین نفر که به قول خودشون گذرا به وبلاگم اومده بودن ازم این سئوالو پرسیده بودن که مگه زندگی تو چه خصوصیاتی داره که بهش می گی" خوب" ؟این سئوال باعث می شد که فکر کنم بعد جواب می دادم که به نظر من زندگی که توش صداقت باشه خوبه... توش گرفتاری بزرگ نباشه خوبه.. خب همیشه زندگی بالا و پایین داره اما زیاد مهم نیست... مهم اینه که طرفت آدم خوبی باشه و دوستش داشته باشی... و در کل زندگی که عشق توشه خوبه...

اما حالا... هیچ کدوم از این خصوصیات رو تو زندگیم نمی بینم.. من خیلی وقت بود که همه اینهارو از دست داده بودم و خودم خبر نداشتم... مثل آدمای گیجی که حواسشون به هیچ جا نیست و دور خودشون می چرخن بودم.. اما وقتی چشمم باز شد که یه ضربه خیلی محکم به سرم خورد... خیلی محکم... همه مردم وقتی ضربه به سرشون می خوره گیج میشن و من هوشیار شدم... تازه فهمیدم هیهات که چه بر سرم اومده و من بی خبرم...

عشق و صداقت دیگه تو زندگی من نیست.. خیلی از دوستان گفتن که بی خیال بچسب به بچت و باهاش حال کن... اره من با عسلم حال می کنم اما عسل توی یه سطح دیگه ای از زندگیم هست و هیچ ارتباطی با سطوح دیگه نداره... عسل تو سطح خودش به من زندگی می ده .. آرامش می ده .. عشق می ده... اما زندگی من همین یه سطح خوبو داره و بقیش ویران شده... زندگی که همش بچه آدم نیست...

نمی دونم کسی می تونه خودشو جای من بذاره و واقع بینانه اظهار نظر کنه یا نه؟ ولی خیلی سخته که یه شب متوجه بشی که تا حالا همش خواب بودی و زندگی نمی کردی.. همش در حال گول خوردن بودی و فکر میکردی زندگی می کنی... بعضیا بعد از چندین سال زندگی همچین نارویی می خورن از همسرشون اما زندگی من که هنوز عمری نداره... از زمان عقدم تا حالا همش چهار سال می گذره و دو ساله که زیر یک سقفیم... برای خودمم باورکردنی نیست یعنی عمر عشق ما همش دو سال بود؟ همین؟

پس اینجا دیگه زندگی خوب من نیست.. توی لیست لینکاتون اصلاحش کنید...

پ.ن: دوستای گلم به لطف سایت بلاگ رولینگ همه لینک هامو از دست دادم.. لطف کنید هر کسی برام نظر می ذاره آدرس وبلاگشو بذاره که لینک کنم.. ممنون

نام وب نوشت مژگان خانم زندگی خوب من بودکه به زندگی من تغییردادندخیلی متآسف شدم یک چهارم زوجهای جوان کشورنابارورندخدابچه به شماداده این بالاترین خوبی بودلطف بود.اماسراسرپست مژگان خانم نشان میدهدایشان مانندتمام زوجهای دیگرذوق زده ازبچه دارشدن وقتشان رابین نوزادوشوهرعزیزشان تقسیم  نکرده اندتا محبت شوهرشان راشکارنمایندچشم های شوهرشان رامدیریت نمایند دراین زمینه کتاب دربازارکتاب روان شناسی موجوداست وعالی اماتصمیم باهمین اشاره کافی است مرد دربیرون ازمنزل خسته است درمنزل آرامش میخواهد اندام همسرش پس ازورودبه منزل تنهامنظره ای است که حتی وعده زیباترین منظره هابه او اینقدربرایش آرامش ندارد.زن بایدپس ازورودشوهرش کمترین پوشش حتی المقدوریک زیرپوش رکابی خوش رنگ ودامن کوتاه که رنگش بازیرپوشش ست باشدبه تن داشته باشدنه بیشتروچنددقیقه ازجلوچشم شوهرش کنارنرود .سپس بچه رابه پدرش بدهدوکمی برقصد آنگاه دنبال پهن کردن سفره باشد ساعت خواب بچه راتنظیم نمایدولحظاتی بعدازغذادرآغوش شوهرش باشد وتمام کارهارابه بعدازرفتن شوهرش ازمنزل ارجاع دهد این روش سبب شکارسخاوت ومحبت شوهرمیگرددواواحساس خواهدکردزنش تنهاکسی که ایشان نمیتواندبدون اوزندگی نماید وخودراپروانه زن خواهدنمود

دوم اینکه زنان بعداززایمان مقدارزیادی ازگلبولهای قرمزخونشان راازدست میدهندوپلاسمای خون(بلغم)افزایش می یابدلذابایدغذاهای گرم وخشک استفاده نمایندوغذاهای خون سازتاروی فرم بیایند واعصابشان رله وشادباشد وتندرست باشند

مادرعصرصنعت هستیم زندگی ماشینی مانع چذب ویتامین ب دربدن است بایدغذارامدیریت نمودهمزمان باتغذیه مناسب طبع(سوداوی یابلغمی)ازغذاهای ویتامین ب نیزدربرنامه غذائی روزانه داشت.

خواهران جوان،وقتتان رابین نوزادوپدرش تقسیم کنید

   

`

 

 

نویسنده : هاشم : ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم