زیتون(روان شناسی ازدواج)

مادر ؛ نوشته آیدین در آوای فاخته

http://fakhtehf60.persianblog.ir/post/41/

گاهی یک چیزهایی می بینم یا می شنوم که برایم قابل هضم نیست
گاهی فکر میکنم که خیلی از ما طوری زندگی میکنیم که انگار فقط در این دنیا هستیم آخرت را در اعتقاداتمون پذیرفته ایم اما هنوز باورش نکردیم به خاطر همین
گاهی بی انصاف می شویم گاهی بدقضاوت می کنیم و گاهی هم ظلم می کنیم... .

در لحظه ازدواج می گوییم این مهم ما هستیم که با هم تفاهم داریم اصلا به خانوادش چه کار دارم خودش کلی با خانوادش توفیر دارد اصلا انگار توی آن خانواده بزرگ نشده... انگار بزرگترین جوک تاریخ را شنیده ام

ازدواج هم که می کنیم احساس می کنیم که یک قومی متحد شده اند برای آزار دادن ما...در تمام حرفها و نصیحت ها دنبال نکته ای می گردیم  که با آن رابطه خودمان و همسرمان را گل آلود کنیم و از هفت روز هفته چند روزش را مشتاقانه مهمان مادرهامان هستیم و یک روز را هم به زور و به خاطر همسر، سری به این مادر جدید می زنیم انگار خیلی هامان نمیتوانیم باور کنیم که این مادر جدید، مادر عزیزترین فرد زندگی ماست که گاهی حرف های او هم میتواند مفید باشد

دوستی داشتم که میگفت هرگاه این مادرجدید، همسرم رو در آغوش می کشد چندشم می شود

وقتی هم که بچه دار می شویم کلا همیشه در عجبیم در عجب ازاینکه چرا بچه مان این مادر جانش را از آن مادر جان دیگر بیشتر دوست دارد و چرا برای برادرها و خواهرهای همسرمان حتی تره هم خورد نمی کند فراموش کرده ایم که اینها نتیجه رفتار خود ماست و فراموش کره ایم که مدتهاست این خانواده جدید را در روابطمان عاطفی وقلبی مان حذف کرده ایم ... .

من به شرایط ویژه کاری ندارم، به یک مادر همسر بد و لجوج کاری ندارم بحث در شرایط کاملا عادی است شرایطی که پنجاه درصدر قضیه از طرف ماست هرچند که معتقدم همان باقی قضیه را هم میتوان با رفتار سنجیده حل کرد میتوان طرف مقابل را با یک رفتار بخشنده، آنقدر شرمنده کرد که تو برایش بهترین شوی اینها را میگویم چرا که با چشمهایم دیده ام... شعار نیست

از همان روزی که چشم باز کردم هرچه بین مادرم و عزیزم بود احترام بود و محبت، عشق بود ومحبت، آنهم از نوع مادر به فرزند

همان روز هم که می خواستم ازدواج کنم مادرم گفت همسرت و خانواده اش همه از یک ریشه اند همه از یک خاستگاه اند باید همه را بپذیری و مادر همسرت جان همسرت است او را هم مثل من دوست بدار

کاش من هم مثل مادرم، درست های زندگی را به فرزندم درست نشان بدهم.

پ ن : مخاطب این نوشته فقط زنان نیستند...مردان هم میتوانند باشند

نویسنده : هاشم : ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٤
Comments نظرات () لینک دائم