زیتون(روان شناسی ازدواج)

اگر دختری در سنین ازدواج هستید، بهتر است مردان را بهتر بشناسید...

مشاوره خانواده

http://zendegiirani.persianblog.ir//

شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود. روان شناسانی که نقش جنسیت را در برقراری ارتباط مطالعه می کنند، این ۱۷ نکته را در مورد شناخت مردان با اهمیت می دانند.

 ۱) مردان در مورد احساسشان صحبت می کنند اما...:مردان ترجیح می دهند درمورد احساساتشان غیرمستقیم صحبت کنند. پس از همسرتان بخواهید برنامه اش را برای تعطیلات آخر هفته بگوید یا اینکه فکر و تصور خود را در مورد شما و اولین باری که شما را ملاقات کرده است، بیان کند. پاسخ او روشن می کند احساسش چیست و این گونه خود را به شما نزدیک تر می بیند.

 ۲) مردان با کارهایشان دوست داشتن را بیان می کنند:بیشتر مردان ترجیح می دهند احساسات و حس دوست داشتن را با انجام برخی کارها بیان کنند، مثلا وقتی وسایل خراب خانه را تعمیر یا حیاط را تمیز می کنند یا سطل زباله را بیرون می برند، دوست داشتن خود را نشان می دهند. حتی خرید کردن برای خانه و زیباسازی محیط آن هم بیانگر این است که شما را دوست دارد.

 ۳) مردان ازدواج را جدی می گیرند:مردان معمولا از ابراز سریع نظر خود واهمه دارند. شواهد نشان می دهد آنها ازدواج را بیشتر جدی می گیرند ولی ممکن است مدت طولانی تری طول بکشد تا احساس خود را بیان کنند زیرا می خواهند مطمئن شوند کاری که انجام می دهند، درست است. نتایج یک بررسی روی مردان متاهل نشان داد وقتی مردی با اطمینان کامل تصمیم به ازدواج می گیرد، همه جوانب را بررسی کرده و بیشتر معیارها را مطابق میل خود می بیند. ۹۰ درصد مردان می گویند اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، با همین همسرشان ازدواج خواهند کرد.

 ۴) او یک شنونده واقعی است:بیشتر ما خانم ها وقتی حرف های دیگران را گوش می کنیم معمولا با حرکات اشاره و بدن و گفتن کلماتی مثل بله یا نه یا می دانم به آنها نشان می دهیم به حرف هایشان گوش می دهیم. این اشاره ها، بخشی از نظر و درک ما را به فردی که در حال صحبت است، منتقل می کند اما این در مورد مردان صدق نمی کند. وقتی که با همسر خود صحبت می کنید و چیزی نمی گوید یا حرکتی از او نمی بینید، به معنی آن نیست که گوش نمی دهد بلکه ترجیح می دهد ساکت باشد و درمورد آنچه شما می گویید، فکر کند.

 ۵) مردان بیشتر عمل می کنید:مردان روابطشان را با عمل تقویت می کنند، نه احساس. بسیاری از مردان، با انجام فعالیت هایی مانند ورزش و پیاده روی همراه همسرشان و رابطه زناشویی سعی می کنند به همسرشان نزدیک تر شوند.

 ۶) مردان زمانی را برای خود می خواهند:اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند اما همه آنها نیاز دارند زمانی مخصوص خود داشته باشند. زمانی که تنها در گوشه ای بنشینند و تفکر کنند. اگر چه مردان از انجام بازی شطرنج، باغبانی یا رفتن به باشگاه ورزشی لذت می برند اما مثل همه، گاهی دوست دارند کسی در کنارشان نباشد و به تنهایی به کارهای مورد علاقه شان بپردازند. وقتی هر یک از زوجین زمان و مکانی را برای تنهایی داشته باشند، بیشتر به هم علاقه مند خواهند شد.

 ۷) مردان مثل پدرانشان عمل می کنند:اگر می خواهید بدانید مردی که قصد دارید با او ازدواج کنید چگونه مردی است و چه رفتاری دارد، به رفتارهای پدرش نگاه کنید. مردان نقش خود و رابطه با همسرشان را از پدرشان می آموزند. اگر می خواهید بدانید که چگونه با شما رفتار خواهد کرد، ببینید پدرش چه رفتاری با مادرش دارد.

 ۸) مردان زبان بدن را نمی دانند:مردان کمتر درمورد زبان اشاره و حرکات بدن می دانند و تغییر لحن صدا و حرکات صورت برای آنها کمتر مفهوم دارد. همچنین ممکن است دیرتر ناراحتی زنان را که در چهره شان نمایان است یا پیام های اشاره ای و لحن صدا را تشخیص دهند، بنابراین اگر می خواهید مطمئن شوید پیام را دریافت کرده اند مستقیما آن را بیان کنید.

 ۹) واکنش مردان سریع تر است:زنان در واکنش نشان دادن به برخی امور و کارها دیرتر از مردان عمل می کنند و مدت طولانی تری برای بیان واکنش و تفکر نیاز دارند. حتی ممکن است در مقابل مردان بیشتر احساس اضطراب و استرس داشته باشند اما مردان در مقابل حوادث واکنش سریع تری نشان می دهند بنابراین وقتی هنوز می خواهید درمورد مباحث شب گذشته صحبت کنید، ممکن است همسرتان آن را از یاد برده باشد.

 ۱۰) مردان به قدردانی واکنش نشان می دهند:قدردانی از همسر می تواند تفاوت زیادی در رفتارهای آنها و روابطشان ایجاد کند. مطالعه ها نشان می دهد وقتی از زحمات مردان قدردانی و به آنها ارزش گذاشته می شود، بیشتر سعی می کنند در انجام کارهای خانه و مراقبت از کودک خود را درگیر کنند و خود را تکیه گاه خواهند دانست.

 11) رابطه زناشویی برای مردان بسیار مهم است : برای بسیاری از مردان، رابطه زناشویی بسیار مهم است در حالی که برای زنان این طور نیست. برای مردان صمیمیت در روابط زناشویی بسیار رضایت بخش تر از خود رابطه زناشویی است.

 ۱۲) مردان دوست دارند زنان اول شروع کنند:بسیاری از مردان دوست دارند همسر آنها شروع کننده رابطه زناشویی و مشتاق این رابطه باشد بنابراین از ابراز عشق به همسر خود خجالت نکشید و اجازه دهید که بداند شما خواهان رابطه زناشویی هستید. شروع رابطه زناشویی از سوی زن می تواند باعث رضایتمندی بیشتر زوجین شود.

 ۱۳) مردان همیشه مشتاق نیستند:مردان برخلاف تصور زنان همیشه حوصله رابطه زناشویی را ندارند. مردان هم مانند زنان دچار استرس می شوند. استرس شغلی، خانوادگی و پرداختن صورتحساب ها از بزرگ ترین عوامل کاهش دهنده میل جنسی در مردان هستند. وقتی یک مرد یک بار برای رابطه زناشویی تمایل ندارد، به معنی آن نیست که برای همیشه میل و علاقه اش را به شما از دست داده است. او فقط در آن لحظه تمایلی به برقراری روابط زناشویی ندارد.

 ۱۴) مردان زیاد به روابط زناشویی فکر می کنند:بیشتر مردان زیر ۶۰ سال حداقل یک بار در روز به روابط زناشویی فکر می کنند در حالی که فقط یک چهارم زنان یک بار در روز به این موضوع فکر می کنند. همچنین مردان ۲ برابر زنان درمورد روابط زناشویی رویاپردازی می کنند و جالب است که رویاهای آنها بسیار متفاوت از عملشان است. مردان درمورد روابط زناشویی نسبت به آنچه زنان فکر می کنند، جدی نیستند و تصورات آنها شبیه آنچه انجام می دهند، نیست.

 ۱۵) مردان، لذت بردن همسر خود را دوست دارند:خوشحالی و شادابی یک زن برای همسرش بسیار بااهمیت است. یک مرد تا زمانی که همسرش درمورد احساسش صحبت نکند از آن باخبر نمی شود، بنابراین بهتر است احساسات و خواسته هایتان را بیان کنید. خواسته خود را صریحا بگویید، زیرا مردان طفره رفتن را دوست ندارند. اگر خواسته خود را واضح بیان کنید، نه تنها گوش می کند، بلکه از خشنود شدن شما احساس خوبی خواهد داشت.

 ۱۶) مردان درمورد ظاهر خود دچار اضطراب می شوند:بسیاری از مردان در برخی موقعیت ها دچار اضطراب می شوند، مخصوصا وقتی سنشان افزایش پیدا می کند. یک مرد ممکن است در مورد جسم و توانایی های خود نگران شود. اگر می توانید، به او کمک کنید تا روش های آرام سازی را یاد بگیرد و مطمئنش کنید هنوز هم او را مانند قبل دوست دارید، در این صورت کمتر در روابط زناشویی دچار استرس می شود.

 ۱۷) مردان نیاز دارند دوست داشته شوند:اگر یک مرد احساس کند از سوی همسر مورد بی محبتی قرار گرفته ، ممکن است به فرد دیگری متمایل شود تا رضایت او را جلب کند. برای پرهیز از این موضوع زنان باید نیازهای عاطفی همسر خود را درک کنند و برای رفع نیازهای وی بکوشند.


برخی از عواملی که در شکل گیری یک ارتباط سالم نقش دارند، ثابت هستند، یعنی چیزهایی که شما نمی‌توانید آنها را تغییر دهید. اما عوامل دیگری هستند که می‌توانید با کار کردن بر روی آنها رابطه‌تان را بهبود بخشید. شناختن این عوامل برای هر کسی که ازدواج کرده یا قصد ازدواج دارد، مهم است.

1) برقراری ارتباط درست : زوج‌های خوشبخت با یکدیگر صحبت می‌کنند و به حرف یکدیگر گوش می‌دهند. این زوج‌ها می‌دانند که عوامل بیرونی که باعث حواس پرتی می‌شوند یا بر عواطف فرد اثر می‌گذارند، مانع ارتباط درست می‌شوند، و راه‌هایی را پیدا می‌کنند تا هنگامی که خودشان و همسرشان آماده هستند، بر این عوامل غلبه کنند.

2) برخورد با تعارض‌ها و اختلافات به شیوه مثبت : پرهیز از بیان اختلافات و تعارض‌ها عامل شماره یک طلاق است. روابط مستحکم زن و شوهر به توانایی آنها بر غلبه بر این اختلافات به شیوه‌ای مثبت بستگی دارد.

3) داشتن انتظارات واقعی : هنگامی که دو نفر برای اولین بار یکدیگر را ملاقات می‌کنند، حداکثر تلاش‌شان را می‌کنند تا خطاهای‌شان را بپوشانند. این شیوه‌ای عادی است، اما زن وشوهر باید بدانند با گذشت زمان، خود "واقعی" شخص بروز خواهد کرد.

روابط بین دو فرد در طول زمان تکامل پیدا می‌کند، اما داشتن انتظارات غیرواقعی از همسر، یا از رابطه با او، باعث ایجاد استرس غیرضروری می‌شود.


4) توجه کردن به جزئیات زندگی همسر : افرادی که ازدواج‌های پایداری دارند به خوبی همسرشان را می‌شناسند. آنها از وقایع عمده زندگی گذشته همسرشان خبر دارند، و از چیزهای دلخواه و چیزهای مورد تنفر او، امیدها و نگرانی‌های‌شان آگاهی دارند. و این اطلاعات را با تغییرات دنیای همسرشان به روز می‌کنند.

5) تجربه کردن واکنش‌های دوجانبه مثبت بیشتر نسبت به واکنش‌های منفی : برخی از پژوهش‌ها نشان داده‌اند در ازدواج‌های موفق تعداد واکنش‌های مثبت 5 برابر بیش از واکنش‌های منفی است. دادن پاسخ مثبت به خواسته همسر برای توجه کردن به او - چه سوالی داشته باشد، چه دست کمک به سوی شما دراز کند، چه تنها یک نگاه به شما باشد- رابطه‌ شما را مستحکم‌تر می‌کند.

6) ایجاد اعتماد : اعتماد به تدریج ساخته می‌شود، اما برقرار روابط صادقانه و عمل کردن به وعده‌ها باعث تسریع ایجاد اعتماد می‌‌شود.

7) گذراندن وقت با یکدیگر : داشتن تجربه‌های مشترک راه خوبی برای تقویت رابطه با همسرتان است. زوج‌‌هایی که به انجام کارهایی می‌پردازند که  هر دو از آن لذت می‌برند یا وادار می‌شوند که کارهایی را با هم انجام دهند- رابطه سالم‌تر و قوی‌تری دارند.

8) ارزش ‌های مشترک : زوج‌هایی که در شروع زندگی طیف گسترده‌ای از ارزش‌های مشترک دارند- در مورد چیزهای مهم در زندگی توافق دارند-  شانس بیشتری برای ایجاد رابطه مستحکم دارند.

9) مسئولیت‌های مشترک : هم زن و هم شوهر برای پرورش ‌دادن رابطه‌شان، حفظ جریان آرام امور خانه و کار کردن برای رسیدن به اهداف مشترک متعهد هستند. اینکه تنها یکی از دو همسر بار این مسئولیت‌ها را به دوش بکشد، باعث ایجاد نارضایتی می‌شود.

10) سازگاری با تغییر : افراد و رابطه‌ها در طول زمان دگرگون می‌شوند. باید انتظار این تغییرات را داشته باشید، نه اینکه ازآنها بترسید. انتظارات افراد از رابطه دوجانبه ممکن است تغییر کند. همسران لازم است توانایی صحبت کردن در مورد این تغییرات و یافتن راه‌هایی برای سازگار شدن با آنها را داشته باشند.

 


 
پس قبل از ازدواج خود را برای پاره ای تغییرات و پوست اندازی از یک انسان مجرد به یک فرد متاهل و متعهد آماده کنید تا
 غافل گیر نشوید !

 =======================

 
 
 
دلایل افسردگی در کودکان زیر 2 سال
 
شاید برای شما جای سوال باشد که تظاهر بیرونی افسردگی در نوزادان و خردسالان چگونه است؟ آیا همانقدر که در مورد بزرگسالان ویژگیهای ثانوی و خلق و خوی، خبر از رنج افسردگی می دهد، در مورد کودکان هم می توان با مشاهده ای ساده پی به افسردگی آنان برد؟
 
برای پدر و مادرها و یا به طور کلی مراقبان کودک توجه به برخی رفتارهای نوزاد به خصوص هنگامی که با عادات پیشین نوزاد متضادند ضروری است. این موارد میتوانند هشدارهایی باشند برای والدین و مربیان که نوزاد یا خردسال در معرض خطر افسردگی را شناسایی کنند و در صورت لزوم با متخصصان بهداشت روان کورک مشورت کنند.

▪ بی حالتی:

نوزادان سالم، حالتها و هیجان های مختلفی را در چهره خود نشان می دهند اما در کودک افسرده، حالت بی تفاوتی و یکنواختی دیده می شود. احساس را در چهره خود بروز نمی دهند و حالت صورت آنها منفعل است و بیانگر احساس نیست.

▪ بی تحرکی:

نوزادان سالم و سرحال، تلاش و تحرک دارند البته بعضی ها آرامترند و بعضی ها فعالتر. اما کودکان افسرده تحرک بدنی کمی دارند، به گرفتن اشیا و تجسس در محیط رغبت کمتری نشان می دهند.

▪ گوشه گیری:

نوزادان سالم و بهنجار، به رفتار اطرافیان به راحتی واکنش نشان می دهند، به لحن کلام و محبت های شما عکس العمل نشان می دهند، اما خردسالان افسرده از تماس چشمی (نگاه کردن به چشم طرف مقابل) اجتناب میکنند، نسبت به تلاش اطرافیان برای سرگرم کردن او بیتفاوتی نشان می دهند.

▪ گریه خیلی زیاد یا خیلی کم:

نوزادان سالم در طول روز چند بار گریه ناگهانی و کوتاه سر می دهند که غالبا در ارتباط با نیاز آنها به غذا، تماس بدنی، تعویض پوشک یا گرفتن و داشتن اشیا» مختلف است. اما کودکان افسرده یا خیلی بیشتر و طولانی تر گریه می کنند یا خیلی کمتر گریه می کنند و حالت غمگین دارند البته در صورت گریه زیاد و طولانی بودن آن باید احتمال ناراحتیهای جسمانی هم بررسی شود.

▪ کم شدن رشد:

رشد طبیعی نوزاد سالم بدین صورت است که هر ماه به وزن و قدش به میزان تقریبا مشخصی افزوده میشود. نوزادانی که به رشد بهنجار خود دست پیدا نمی کنند یا الگوی رشد آنها ناگهان تغییر می کند و وزن، قد و یا اندازه هر سه آنها همواره پایینتر از هنجار است، باید حتما مورد بررسی قرار گیرند. ممکن است دلایل جسمانی عامل آن باشد.

اما در صورتی که پزشک هیچ دلیل جسمانی پیدا نکند، ممکن است این اختلال رشد ناشی از مشکلات هیجانی و عاطفی کودک باشد. وقتی کودکان زبان باز میکنند و می توانند کمی حرف بزنند، ممکن است خودشان با کلماتی غمگین بودن خود را بیان کنند مانند: حوصله ندارم، خودمو دوست ندارم، من بدم و … از این قبیل.
 
 البته گفتن این جملات به طور پراکنده و گاهگاه ممکن است عادی و تحت تاثیر گفته های دیگران و شنیده های آنها باشد، اما به طور مکرر و دائمی ابراز غمگینی وقتی همراه با خلق پایین و اندوهگین باشد، باید به عنوان یک هشدار در نظر گرفته شود. به خاطر داشته باشید که هیچ علامتی به تنهایی نشاندهنده افسردگی نیست.

گاهی در پاسخ به یک تغییر وضعیت مانند عوض کردن خانه، ورشکستی مالی خانواده، سرکار رفتن مادر (یا مراقب) یا مرگ یکی از افراد خانواده (پدربزرگ، دایه، خواهر، برادر و…) و از این قبیل، کودک شکل خفیف افسردگی را نشان دهد.
 
اما در صورتی که موقعیت بهبود یابد و کودک با شرایط جدید منطبق شود نشانه ها ناپدید می شوند. اما نشانه های یک کودک افسرده اساسی، ثابت و پایدار است و مدتی طولانی در برنامه ها و فعالیت های روزمره او خلل ایجاد می کند.

 

==========================

اشتباهات رایج خانم ها درزندگی مشترک
دکتر «فیل» درباره تمام باورهای نادرستی که درباره رابطه بین 2 زوج وجود دارد هشدار می‌دهد، باورهایی که مانع خوشبختی بسیاری از زوج‌ها می‌شود و چاره کار، فهمی صحیح از این باورهاست.
 

 

 

با خودتان فکر می‌کنید که با همسرتان رابطه‌ای ناموفق دارید چون بین شما و همسرتان قواعد مشترکی یا چیز ثابت و استانداردی وجود ندارد، چون شما مثل خیلی از زوج‌هایی که فکر می‌کنید خوشبختند نیستید، چون رابطه شما با زوج‌های رویایی که در فیلم‌ها می‌بینید، متفاوت است. همه این‌ها باعث می‌شود، دیگر احساس خوشبختی نکنید و همین به‌مرور روی رفتارهای‌تان تاثیر بگذارد و روزبه‌روز از همسرتان دورتر شوید اما اگر بدانید تمام رازهای خوشبختی و داشتن یک زندگی مشترک ایده‌آ‌ل در دسترس هستند، دیگر نه تنها حسرتی نخواهید داشت‌بلکه روزبه‌روز بیشتر هم عاشق هم می‌شوید.

یک رابطه خوب رابطه‌ای است که 2 نفر شبیه هم فکر کنند:

هیچ‌وقت نمی‌توانید به مسائل، از چشم همسرتان نگاه کنید چون شما 2 نفر کاملا آدم‌های متفاوتی هستید، شما 2 نفر به لحاظ ژنتیک، فیزیولوژیکی، روانی و گذشته خانوادگی کاملا متفاوت هستید. اگر هم کاملا شبیه هم فکر کنید، مشکلات رابطه‌ای‌تان حل نخواهد شد. زن‌ها و مردها از 2 دنیای متفاوت هستند، شما نمی‌توانید تفاوت‌های اساسی بین دیدگاه‌های‌تان را محو کنید یا بپوشانید، چون این کار هم غیرطبیعی است و هم در بعضی مواقع خطرناک. بهتر است بدانید زندگی با فردی که متفاوت فکر می‌کند و شما را تکمیل می‌کند، خیلی لذت‌بخش‌تر از کسی است که کاملا شبیه شماست. به همین دلیل تفاوت‌ها را با روی باز قبول کنید و آن‌ها را باورکننده زندگی‌تان بدانید.

رابطه خوب رابطه‌ای است پر از علائق و فعالیت‌های مشترک:

اگر علائق مشترک یا فعالیت‌های مشترکی نداشته‌ باشید، هیچ اشکالی در رابطه شما وجود ندارد. اگر شما و همسرتان خود را مجبور کنید که با هم فعالیت‌های مشترک داشته باشید، نتیجه‌ای نخواهد داشت جز استرس، فشار و تضاد، پس چیزی را را به زور وارد رابطه نکنید.

یک رابطه خوب شبیه قصه‌های عاشقانه است:

بله، باید بین شما و همسرتان احساسات عاطفی عمیق و به عبارت صحیح‌تر، عشق وجود داشته باشد اما خودتان را گول نزنید، نباید انتظار داشته‌باشید زندگی شما همانند داستان‌های عاشقانه فیلم‌ها باشد. حقیقت این است که شما در دنیای واقعی زندگی می‌کنید. با عشق زندگی کردن متفاوت از زمانی است که فرد تازه عاشق شده است. وقتی فرد تازه عاشق می‌شود یعنی؛ در اولین مرحله عشق قرار دارد و باقی ماندن در این مرحله غیرممکن است. در یک رابطه کامل شیفتگی، شیدایی فلج‌کننده اولیه، به مرحله‌ای عمیق‌تر از عشق رسیده‌ است. اشتباه است که گمان کنید وقتی هیجانات و شیدایی‌های اولیه از بین رفت یعنی؛ عشق از بین رفته‌ است. فکر نکنید که دیگر در رابطه شما عشق به وجود نخواهد آمد، بلکه رابطه شما در حال واردشدن به مراحل دیگر و متفاوتی از عشق است، یاد بگیرید این مراحل را آگاهانه هدایت کنید تا به تجربه عمیق‌تری از عشق برسید.

اگر بتوانید شریک‌تان را تغییر دهید خوشبخت هستید:

در این تله نیفتید که فکر کنید اگر بتوانید شریک زندگی‌تان را تغییر دهید رابطه موفق‌تری خواهید داشت. شما هر 2 مسئول رابطه هستید. بیایید این فکر کودکانه را کنار بگذاریم که عاشق شدن یعنی پیدا کردن کسی که بتواند خوشحال‌مان کند و مسئولیت ناراحتی یا خوشحالی ما برعهده او باشد ، مسئولیت خوشحالی هر کسی فقط به عهده خودش است. اگر رابطه شما پر از اضطراب و محنت‌زده است، شاید مهم‌ترین شخصی که باید تغییر کند خود شما باشید. وقتی در همه مشکلات به دنبال مقصر باشید ناخودآگاه رفتاری تخریب‌گر پیدا می‌کنید که همین رفتار نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه اوضاع را خراب‌تر هم می‌کند ، سعی کنید تمام رفتارهای تخریب‌گرتان را شناسایی کنید و آن‌ها را دور بیندازید.

در یک رابطه خوب همسرتان نباید هیچ عیبی داشته باشد :

هیچ کس کامل نیست، اگر همسرتان عادت‌هایی عجیب و غریبی دارد در صورتی که این عادت‌ها توهین‌آمیز و تخریب‌گر نیست می‌توانید به راحتی با آن‌ها کنار بیایید. به جای این‌که روی نقاط ضعف او تمرکز کنید، ویژگی‌ها و خصوصیت‌هایی را به یاد بیاورید که در رزهای اول به خاطر آن‌ها جذب او شدید، شاید آن روزها بعضی از همین عادت‌های خاص و عجیب و غریب شما را به او جذب کرده‌بود، اگر یک رفتارخیلی طبیعی نباشد و به چشم دیگر مردم، خارج رفتارهای مرسوم باشد دلیل نمی‌شود که برای رابطه بد باشد و به آن آسیب برساند. دقت کنید همسری که عادت‌های کمی عجیب دارد کاملا متفاوت است از همسری که مشکلات جدی دارد، پس این 2 مورد را با هم اشتباه نگیرید. زمانی همسر شما مشکلات اساسی دارد که رفتارهای او آسیب‌زننده و تخریب‌کننده باشد، یعنی به لحاظ بدنی یا جسمی به شما آسیبی بزند یا این‌که به خودش لطمه برساند مثلا این‌که اعتیاد داشته باشد.

در یک رابطه خوب تمام مشکلات حل می‌شوند:

در زندگی هر زوجی اختلاف‌هایی وجود دارد، خیلی‌ها هستند که گمان می‌کنند اگر نتوانند این اختلافات جدی را حل کنند دیگر خوشبخت نخواهند بود اما جالب است بدانید 90درصد مشکلات ارتباطی‌‌ای که وجود دارد، غیرقابل حل است. چیزهایی در زندگی وجود دارد که شما و همسرتان تا آخر عمر هم نمی‌توانید درباره آن‌ها به یک نظر برسید، بنابراین باید به نوعی بین خودتان آن را حل کنید. بالاخره باید یکی کمی از خواسته‌هایش کوتاه بیاید. شما باید با هم توافق کنید که در زمان‌هایی که اختلاف به وجود می‌آید، به دلیل ارتباط عاطفی‌ای که بین‌تان وجود دارد با هم کنار بیایید و فقط به‌دنبال رسیدن به خواسته خود نباشید.

رابطه‌ای خوب، یعنی صرفا صلح:

خیلی‌ها از بحث و مشاجره می‌ترسند چون گمان می‌کنند هر بحث و مشاجره‌ای نشانه ضعیف بودن رابطه است و این‌که رابطه در خطر است، باید بدانید حتی خوشبخت‌ترین زوج‌ها هم با هم بحث می‌کنند. اگر نگرش خود را تغییر دهید حتی بحث و مشاجره می‌تواند به رابطه کمک هم بکند چون هم تنش‌ها را تخلیه می‌کند و هم وقتی بتوانید احساسات‌تان را بدون توهین یا ترس از جدایی مطرح کنید به طرف مقابل اعتماد بیشتری خواهید کرد. نگران این زیاد بودن تعداد بحث‌هایتان نباشید بلکه نگران چگونگی بحث‌ها و مشاجره‌ها باشید، بحث‌های شما باید قانون داشته باشد، این قانون‌ها عبارتند از :

1. هیچ‌گاه به شخصیت طرف مقابل توهین نکنید به جای آن فقط به موضوع بحث بپردازید.

2. وقتی خیلی عصبی هستید به دنبال بهانه‌گرفتن نباشید.

3. دعوا را تا سرحد مرگ ادامه ندهید.

4. بهتر است بعد از دعوا به لحاظ عاطفی به هم نزدیک شوید.

در یک رابطه خوب همه احساسات ابراز می‌شوند:

ممکن است با  بیرون ریختن  تمام حس‌ها و آنچه در سینه دارید احساس خوبی پیدا کنید اما زمان‌هایی هست که برای بیرون ریختن احساسات مناسب نیست و نه تنها در نزدیک کردن شما به هم موثر نیست بلکه می‌تواند آسیب‌هایی به رابطه وارد کند که هیچ وقت بهبود نیابد. بسیاری از رابطه‌ها زمانی خراب می‌شوند که یکی از زوجین نمی‌تواند مورد خاصی را ببخشد و فراموش کند و در موقعیت‌هایی، مرتب آن را به رخ همسرش می‌کشد. قبل از آن‌که چیزی بگویید که پشیمان شوید، زبان‌تان را در دهان نگه‌دارید و کمی به خودتان وقت دهید که بفهمید دقیقا چه احساسی دارید و چرا می‌خواهید این حرف را بزنید.سگاهی بسیاری از حرف‌ها زده‌می‌شود بدون این‌که آن‌ها منعکس‌کننده احساسی باشد و بیشتر به هدف تخریب شخصیت طرف مقابل گفته می‌شود چنین حرف‌هایی نباید بین زوجین گفته شود.

تنها یک راه درست برای ساختن یک رابطه خوب وجود دارد:

هیچ چیز بیشتر از یک حقیقت نمی‌تواند کمک‌کننده باشد. هیچ راه دقیقا درستی وجود ندارد تا بتوان همسری خوب یا پدر و مادری خوب بود. نمی‌توان وقتی مشکلات و چالش‌هایی در زندگی هویدا می‌شوند دقیقا راه درست را مشخص و تعیین کرد. آنچه برای زندگی شما موثر و کاراست ممکن است همان نباشد که در کتاب‌ها نوشته شده است یا چیزی نباشد که دوستان موفق و خوشبخت‌تان می‌گویند، زندگی شما مختص به خودتان است. اگر شما و همسرتان روشی دارید یا کاری انجام می‌دهید که روابط‌تان را بهبود می‌دهد و شما را به هم نزدیک‌تر می‌کند، به آن بچسبید و با حرف هیچ‌کس آن را کنار نگذارید. اگر هردوی شما با قانون‌ها و اصولی که دارید راحت و راضی هستید، مهم نیست چه قانون‌ها و اصول دیگری وجود دارد شما می‌توانید قانون خودتان را بنویسید. فراموش نکنید که نباید تعصب داشته باشید و خیلی سفت و محکم از همسرتان بخواهید تنها به یک روش ویژه به شما ابراز علاقه کند. او را آزاد بگذارید تا به هر شکلی راحت است عشقش را به شما ابراز کند؛ هیچ «سبک و راه درستی» برای بیان عشق وجود ندارد. حقیقت این است اگر همسر شما احساساتش را کاملا متفاوت بیان می‌کند دلیل نمی‌شود که احساساتش کمتر از بقیه باشد یا ارزش کمتری داشته باشد.

 

نویسنده : هاشم : ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٧
Comments نظرات () لینک دائم