زیتون(روان شناسی ازدواج)

عبادالهادی خواجه بحرینی ازمنظرروان شناسی اجتماعی

حجت‌الله جودکی

عبدالهادی الخواجه مبارز ۵۲ ساله بحرینی است که در طول حیاتش همه شیوه های مبارزه را آزموده است. از نظر او مبارزه جاده تکاملی و بی انتهایی است که در آن بن بست وجود ندارد و برای هر مرحله از آن روش مناسبی باید اتخاذ کرد. او به این آیه قرآنی ایمان راسخی دارد: وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ ، کسانی که در راه ما تلاش کنند، به راه¬هایمان هدایتشان می کنیم و خداوند قطعا با نیکوکاران است. مبارزان وقتی با تجربه می شوند با خود می گویند: چرا بر خداوند توکل نکنیم، او راه را به ما نشان داده است، از این رو در برابر آزار و اذیتی که بر ما وارد می نمایید، صبر پیشه می کنیم و همه توکل کنندگان باید به خدا توکل نمایند. وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَکَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَیْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ .

عبدالهادی الخواجه بعد از سالها مبارزه در خارج و داخل بحرین، سرانجام در سال گذشته به حبس ابد محکوم شد. دشمن می پنداشت که این مبارز را به کوچه بن بست و انتهای راه رسانده و اکنون او برای خلاصی از وضعیت به ظاهر اسفناکش باید دست از مبارزه شسته و خواستار عفو و بخشش دیکتاتور شود. اما وی با توکل بر خدا مرحله جدیدی را آغاز کرد و دشمن را به بن بست رساند. عبدالهادی نخستین کسی نیست که از این شیوه برای مبارزه استفاده می کند و قطعا آخرین آنها هم نخواهد بود. بعید است کسی تا کنون نام بابی ساندز و دوستانش را نشنیده باشد که چگونه از این سلاح استفاده کردند و موفق شدند. عبدالهادی ۶۰ روز است لب به غذا نزده است. کسی که در این مسیر قدم می گذارد از سرانجام آن به خوبی آگاه است و می داند که چه سلاح برنده ای در اختیار گرفته است. شاید دکتر علی شریعتی یکی از کسانی باشد که به خوبی این مرحله از مبارزه را تئوریزه کرده است: شهادت در اسلام ، خود یک اصل است، یک حکم است. مستقل، در کنار جهاد. هنگامی که جبهه حق، خلع سلاح شده است، هنگامی که دشمن سلطه مطلق یافته است، حق پرستان بی دفاع مانده اند، انسانهای تنها و مسلمان،نمی توانند تسلیم شوند – چه اسلام تنها تسلیم در برابر خداوند است – و نمی توانند بجنگند، زیرا سلاح ندارند. راه سومی را بر می گزینند و آن: مرگ را همچون سلاحی بدست گرفتن و بر سر خصم کوفتن. این فلسفه شهادت است.شهادت آشکار کردن حقایقیست که پنهان می کنند و پوشیده و انکار و شهید با مرگ خویش، پرده این فریب را بر چهره دژخیم می درد که شهادت دعوتی است به همه نسلها در همه عصرها که اگر می توانی بمیران: جهاد و اگر نمیتوانی، بمیر: شهادت. شهید با مرگ خویش رسالتی را انجام می دهد که مجاهد با میراندن دشمن و شهادت رسالت حق پرستان در عصر نتوانستن ها است. شهادت، حضور در صحنه حق و باطل همیشه تاریخ است. شهادت نه یک باختن که یک انتخاب است، انتخابی که در آن مجاهد با قربانی کردن خویش در آستانه معبد آزادی و محراب عشق پیروز میشود. شهادت یک راه میانبر به طرف صعود به قله معراج بشریت است و خود یک فرهنگ است.

عبدالهادی الخواجه به خوبی آگاه است که مرگ دیر یا زود به سراغ انسان می آید و به قول زنده یاد شریعتی: “کسانی که گستاخی آن را ندارند که «شهادت» را انتخاب کنند، «مرگ» آنان را انتخاب خواهد کرد”. خدا پرستان به علیم، بصیر، سمیع و خبیر بودن خداوند در خلوت و جلوت باور دارند. میدانند که خداوند به جزئی ترین مسائل نیز خواهد پرداخت، از اینرو دچار خوف و وحشت نمی-شوند. وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ . آنان از قبل به آینده بهتری از سوی کسی که خلف وعده نمیکند، بشارت داده شده اند. إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ .

کسانی که از قوانین حاکم بر هستی اطلاع دارند، با روحیه ای سرشار از امید برای پیروزی حق بر باطل تلاش کرده و باور دارند که خداوند پاداش آنان را از بین نمی برد، وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ . آنان از سرانجام کار ستمگران هم آگاه هستند، به همین دلیل از ستم و ستمگر بیزارند. یکی از شعرای معاصر عرب در شعری از قول مبارز مجروحی خطاب به ستمگران چنین زیبا می سراید:

به جلادم بگو
خون تن مجروحم بر روی صخره
نشان افتخارت نیست
که میلاد من و قبر تو را آشکار میسازد

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : هاشم : ٢:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۳۱
Comments نظرات () لینک دائم