زیتون(روان شناسی ازدواج)

نقش شهیدمهدی باکری وحسن شفیع زاده در دفاع مقدس ازمیهن اسلامی


شهید شفیع زاده بنیانگذار توپخانه سپاه بود. ایشان قبلاً در آبادان با دو سه تا خمپاره ۱۲۰ به همراه مهدی باکری آن جبهه را از نظر تأمین پشتیبانی آتش برعهده داشتند ولی دیگر بعد از عملیات ثامن‌الائمه که عملیاتهای اصلی جنگ راه افتاد وعملیاتهای بزرگ شکل گرفت، هر توپخانه‌ای که بدستمان می‌افتاد می‌دادیم دست آقای شفیع زاده وایشان خیلی با مهارت وزیرکی خاصی که داشتند اینها را به سرعت عملیاتی می‌کرد ودست بچه‌های آذربایجانی، اصفهانی وتهرانی را می‌گرفت و توپها را قبضه به قبضه سازمان می‌داد. عجیب بود خیلی سریع توانست به توپخانه مسلط شود و فرماندهان خیلی لایقی را تربیت کند.
آتش توپخانه معمولاً همراه با محاسبات فنی و ریاضی خیلی دقیقی است، علائم جغرافیایی را که دیدبانها می‌دهند باید تبدیل به معادلات ریاضی شود، مختصات بسته شود وتوپخانه‌ها هدف محاسبه شده را بزنند، ایشان اینهارا خیلی خوب یادگرفت.
یادم هست در عملیات فتح المبین که یک سال ودو ماه از جنگ گذشته بود دیگر ما خودمان صاحب توپخانه بودیم واین کار با همت آقای شفیع زاده صورت گرفت. از نظر حسن خلق هم برادر خیلی دوست داشتنی بود. بعضی وقتها ما خوشمان می‌آمد آقای شفیع زاده وآقا مهدی را ببینیم و به چهره‌شان نگاه کنیم، یه مقدار صفا بگیریم، حال پیدا کنیم، اصلاً انسانهای خیلی با معنویتی بودند. انشاءالله با شهدای کربلا محشور باشند.
همیشه سه چهار نفر از دوستان هست که آدم سرنماز، قبل از نماز در یک حالت خاصی با آنها خلوت می‌کند. یکی آقا مهدی هست یکی هم آقای شفیع زاده و یکی دو نفر دیگر از دوستان ومن واقعاً احساس می‌کنم آنها زنده هستند وجواب آدم را می‌دهند. امیدوار هستم خدا توفیق شهادت را به همه ما عنایت بکند.
توپخانه سپاه را آذربایجانی‌ها درست کردند و نقش مؤثر توپخانه را شهید شفیع زاده ایفا می‌نمود. برای دنیا خیلی مهم بود که آیا سپاه دسترسی به توپ پیدا می‌کند یا نه؟ چون تا زمانی که سپاه با کلاشینکف می‌جنگید، آنها می‌گفتند اینها چیزی نیستند خوب کلاشینکف یک سلاح انفرادی است، صدسال پیش با این سلاح می‌جنگیدند، اما وقتی سپاه مجهز به توپخانه شد دنیا خیلی وحشت کرد، مخصوصاً در عملیات فاو، دشمن از بصره حرکت می‌کرد تا فاو تا با ما بجنگد، یعنی باید ۱۲ کیلومتر مسافت طی می‌کرد. اما همین که ماشین‌های عراقی از بصره فاصله می‌گرفتند، توپخانه ما روی آنها آتش می‌ریخت وتا می‌رسیدند به خط فاو دیگر توان جنگی خود را از دست می‌دادند ودچار شکست می‌شدند. این توپخانه را سردار شهید حسن شفیع زاده بنیانگذاری کرده بود.
ـ اول جنگ، وضع بسیار ناجور بود خرمشهر سقوط کرده بود آبادان ۲۷۰ درجه در محاصره دشمن بود. عراقی‌ها تا پشت دروازه اهواز رسیده بودند. توپخانه‌های عراقی تمام شهر اهواز را می‌کوبیدند، همه نگران این بودند که نکند اهواز هم سقوط کند. آن زمان بنی صدر اعتماد و اعتقادی به نیروهای مردمی بسیجی و سپاهی نداشت، و به سپاه سلاح و مهمات و مایحتاج جنگی نمی‌داد. در چنین فضایی حضرت امام فرمان دادند: حصر آبادان باید شکسته شود.
حسن شفیع زاده و مهدی باکری با یک قبضه خمپاره ۱۲۰ مامور شدند که بروند به آبادان. این دو بزرگوار آمدند به محل استقرار ما که در جایی به نام گلف بود آمریکایی‌ها قبلاً در این محل گلف بازی می‌کردند. ما اسمش را گذاشته بودیم پایگاه منتظران شهادت که هنوز هم قرارگاه کربلا در آن مستقر می‌باشد باکری و شفیع زاده برگه ماموریت گرفتند و به ماهشهر رفتند که با لنج از راه دریا به آبادان بروند. دو سه روز آنجا منتظر شدند تا لنجی گیر بیاورند و از راه دریا بروند به بهمنشیر. آنها با زحمات و تلاشهای طاقت فرسا این خمپاره ۱۲۰ را رساندند به جبهه آبادان بچه‌ها از شوق به وجد آمده بودند و به شوخی می‌گفتند توپخانه رسید. آقا مهدی فرمانده این قبضه بود و برادر شفیع زاده دیده بان. سهمیه اینها روزی سه خمپاره بود. آنها با کمبود امکانات وتجهیزات مردانه ایستادند تا در عملیات ثامن الائمه آبادان آزاد شد. ما در اوایل جنگ تا زمان شکست حصر آبادان اصلاً توپخانه نداشتیم.
بعد از آن اولین قبضه‌های توپخانه به دست ما افتاد و سردار شفیع زاده به ما پیشنهاد تشکیل توپخانه را دادند تا در لشکرها واحدهای توپخانه ایجاد کنیم و ایشان ابتکار عمل را در دست گرفت و از سال ۶۲، مرکز آموزش توپخانه را تشکیل داد که بعداً تبدیل به دانشکده توپخانه شد.
ما خاطرات عجیبی از سرلشکر شفیع زاده داریم. تا عملیات فتح خیبر دشمن به وسیله توپخانه به ما ضربه می‌زد. ولی در عملیات فتح فاو شهید شفیع زاده تلافی همه اینها را در آورد.
 


منبع: روزنامه جمهوری اسلامی

نویسنده : هاشم : ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۳
Comments نظرات () لینک دائم