زیتون(روان شناسی ازدواج)

بدون عنوان !!!!!

شرق:  جوانی سابقه‌دار بعد از آنکه دختر جوانی را به عنوان مسافر سوار خودرواش کرد در خیابان وی را مورد تعرض قرار داد.

دختر 26ساله‌ای نخستین روز خرداد با مراجعه به دفتر سرپرست دادسرای جنایی تهران اعلام کرد توسط مردی مسافربر مورد آزار جنسی و همچنین تهدید و ضرب و جرح قرار گرفته است.

 بعد از طرح این شکایت کارآگاهان اداره 16 پلیس آگاهی موظف شدند با انجام تحقیقات ویژه مرد متجاوز را شناسایی و دستگیر کنند. آنان ابتدا به پرس‌وجو از دختر جوان پرداختند. او که به شدت دچار ترس و وحشت شده بود، در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: «طبق روال هر روز، ساعت هشت صبح روز 31 اردیبهشت برای رفتن به محل کار خود واقع در خیابان فاطمی از منزل خارج و حدود ساعت 8:20 در نزدیکی میدان هفتم تیر سوار یک خودرو مسافربر شدم که پژو 405 نقره‌ای یا روآ بود.

هنوز دقایق زیادی از زمان سوار شدن من به ماشین نگذشته بود که ناگهان راننده با تغییر مسیر از خیابان اصلی خارج شد و به داخل کوچه‌ای خلوت رفت. وقتی به او اعتراض کردم با کشیدن وسیله‌ای برنده و قدرت‌نمایی و حمله به سمت من، گلویم را گرفت و دستانش را روی دهانم گذاشت تا نتوانم فریاد بکشم.

 در همین شرایط و در حالی‌که از شدت ترس به او التماس می‌کردم اجازه بدهد پیاده شوم، به من تعرض و پس از گذشت حدود 20 دقیقه مرا به بیرون از ماشین پرتاب کرد و به سرعت از محل دور شد.»


شاکی در پاسخ به این سوال کارآگاهان که آیا می‌تواند چهره راننده را شناسایی کند، گفت: «چهره دقیق راننده را به یاد دارم و مطمئن هستم چشمانش سبز بود.» کارآگاهان با به دست آوردن این سرنخ به بررسی پرونده مجرمان سابقه‌داری پرداختند که چشمانی سبز دارند.

در این بین یکی از این متهمان را که جوانی 24ساله به نام «افشین» است شناسایی کردند و عکس او را به دختر بزه‌دیده نشان دادند وی نیز این جوان را به عنوان عامل تجاوز شناخت.


در ادامه معلوم شد افشین پیش از این نیز بارها به اتهام ارتکاب جرایم مختلف دستگیر شده است. بررسی سوابق متهم نشان داد آخرین سابقه دستگیری او مربوط به اوایل سال‌جاری است که به اتهام ایجاد مزاحمت برای بانوان و سرقت مقرون به آزار روانه زندان شده بود.

نخستین سابقه کیفری این متهم در سال 87 زمانی که او 20 سال بیشتر نداشت به ثبت رسیده و وی آن زمان به اتهام آدم‌ربایی و تجاوز به عنف دستگیر شده بود. افشین پس از آن در سال 89 به اتهام حمل و نگهداری ماده مخدر شیشه روانه زندان شد و جعل اوراق شناسایی و سرقت داخل خودرو سال گذشته بار دیگر وی را راهی حبس کرد. او در همان سال به عمل منافی ‌عفت همراه با آزار و اذیت نیز متهم شده بود.

کارآگاهان با توجه به شناسایی دقیق هویت متهم با بهره‌گیری از اطلاعات موجود در پرونده وی موفق به شناسایی محل سکونت او در محدوده میدان شهدای هفتم تیر شدند و پس از اطمینان از حضور متهم در مخفیگاهش وی را ساعت 10 صبح روز هشتم ماه جاری دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل کردند.


افشین در اظهارات اولیه منکر آزار و اذیت دختر جوان شد و ادعا کرد او را به عنوان مسافر سوار خودرو کرده بود. او در این مرحله از بازجویی‌ها گفت: «هدف من از صحبت کردن با این دختر آشنایی و دوست شدن با وی بود و ظاهرا در اولین برخورد و صحبت، برداشت اشتباهی صورت گرفت و بعد از اینکه احساس کردم او ناراحت شده، بلافاصله توقف کردم و او نیز در ماشین را باز کرد و از خودرو پیاده شد و به هیچ عنوان آن‌گونه که او عنوان کرده‌ است آزار و اذیتی انجام نشد و من هم این قصد را نداشتم.»

کارآگاهان با توجه به اطلاعات دقیقی که از شیوه و شگرد متهم درخصوص آزار و اذیت و تعرض به اشخاص داشتند مطمئن بودند متهم تلاش می‌کند واقعیت را انکار کند به همین دلیل متهم و شاکی را با هم رودررو کردند. دختر جوان در زمان مواجهه حضوری در حالی‌که با دیدن دوباره افشین دچار وحشت شده بود و به شدت گریه می‌کرد، بار دیگر به تشریح وقایع روز حادثه و جزییات آن پرداخت و به متهم گفت: «آن روز من به تو التماس نکردم که کاری با من نداشته باشی؟

من از تو خواهش نمی‌کردم با آینده و سرنوشت من بازی نکنی؟ تو مرا تهدید به مرگ نکردی؟» متهم در این هنگام با سکوت و تکان دادن سر خود، صحبت‌های شاکی را تایید و سپس در حالی‌که چاره‌ای جز اعتراف و بیان حقیقت نداشت، ضمن اقرار به تجاوز به دختر جوان به کارآگاهان گفت: «چون با خانواده‌ام مشکل داشتم و با آنها درگیر بودم شب قبل از روز حادثه، مواد مصرف کرده و کمی هم مشروب خورده بودم. روز حادثه در حال خودم نبودم. وقتی شاکی سوار ماشین شد، در یک لحظه داخل کوچه‌ای خلوت پیچیدم و با تهدید به مرگ به وی تعرض کردم.»


سرهنگ عباسعلی محمدیان، رییس پلیس آگاهی تهران با تایید این خبر گفت: «با توجه به اعتراف صریح متهم، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس صادر و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی و شناسایی دیگر شکات پرونده در اختیار پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است بنابراین از سایر شکات احتمالی که به این شیوه مورد آزار و اذیت و... قرار گرفته‌اند دعوت می‌شود تا برای شناسایی متهم به اداره شانزدهم پلیس آگاهی واقع در خیابان وحدت اسلامی مراجعه کنند و اطمینان داشته باشند اظهارات آنها درخصوص این موضوعات، کاملا محرمانه محسوب می‌شود.»

مرد متجاوز در ملاء‌عام اعدام می‌شود

شرق: مردی که متهم است چهار زن خانه‌دار را با تهدید و زور مورد تجاوز قرار داده است هفته جاری در رباط‌کریم در ملا‌ء‌عام به‌دار آویخته می‌شود. این پرونده 20 مهر 89 با شکایت زنی 23ساله به جریان افتاد.

 این زن که ساکن منجیل‌آباد رباط کریم بود به ماموران گفت: «همراه دختر سه ماهه‌ام در خانه بودم که مردی زنگ در را زد و خودش را مامور شهرداری معرفی کرد. او گفت برای تنظیم و تکمیل سند خانه آمده و باید منزل را متر کند. من که حرفش را باور کرده بودم به او اجازه ورود دادم اما آن مرد ناگهان با چاقویی به من حمله‌ور شد و تهدید کرد اگر در برابرش مقاومت کنم دخترم را می‌کشد.

 او به من تجاوز کرد و بعد از سرقت النگوها و کارت عابربانکم با یک پژو 206 فرار کرد. بعد از این حادثه من دوان‌دوان به کوچه رفتم و با کمک مردم توانستم شماره پلاک خودرو او را یادداشت کنم.»ماموران تلاش خود را برای یافتن متهم آغاز کرده بودند که سه زن دیگر نیز از مامور قلابی شهرداری به اتهام تجاوز به عنف شکایت کردند. کارآگاهان در جریان تحقیقات، با شناسایی مالک پژو 206 فهمیدند این خودرو در اختیار برادر او است.

به این ترتیب متهم روز 10 آبان همان سال بازداشت شد. مرد متجاوز بعد از محاکمه در شعبه 75 دادگاه کیفری استان تهران به اعدام در ملاء‌عام محکوم شد که این رای به تایید رسید و این هفته در رباط‌کریم اجرا خواهد شد. علاوه بر این در هفته جاری چهار مرد دیگر نیز که مرتکب تجاوز به عنف شده بودند در تهران در برابر مردم به ‌دار آویخته می‌شوند.

یکی از این محکومان به پسری 17ساله تعرض کرده بود. مجرمی دیگر لابه‌لای شمشادهای میدان آزادی به دختری دانشجو تعرض کرده، متهم دیگر نیز دختری دانشجو را در میدان آزادی به مقصد شهرک آپادانا به عنوان مسافر سوار کرده و در خودرو او را مورد آزار جنسی قرار داده بود. متهم چهارم نیز بعد از ورود به خانه سه زن خانه‌دار در کرج به آنان تجاوز کرده بود.
      
http://www.bartarinha.ir/fa/news/25707
نویسنده : هاشم : ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۳۱
Comments نظرات () لینک دائم