زیتون(روان شناسی ازدواج)

هنردعواکردن زن وشوهر

همه ما دعوا کردن را بلد هستیم، و همگی هم اینکار را می کنیم: با پدر و مادر، دوست، همکار، فرزند، و همینطور با همسر و شریک زندگی. اما "سازنده" دعوا کردن، هنری است که هر کسی آنرا بلد نیست و باید یاد گرفته شود.

صورت مساله

نه اندرزهای اخلاقی، و نه راه حلهای روانشناسی تا کنون نتوانسته اند (و هیچگاه هم نخواهند توانست) از پیش آمدن اختلاف و دعوا بین یک زوج بر سر شغل، اعضای خانواده دو طرف، دوستان، تربیت بچه ها، محل زندگی، سرپرستی و تمیز کردن خانه، پول، رابطه جنسی، دیدگاهها و نگاههای مختلف به دنیا، سیاست یا مذهب... و بسیاری موارد اختلاف دیگر جلوگیری کنند. هیچ رابطه ای وجود ندارد که بدون اختلاف باشد ، و پیش آمدن اختلاف بین دو جفت، همینطور بین والدین و فرزندان، بین دوست و همکار...امری کاملا طبیعی است و به هر رابطه خوب و سالمی تعلق دارد. آنچه اما مهم است، این است که مطرح کردن موضوع اختلاف، و دعوا و مشاجره بر سر موارد اختلاف چطور پیش می رود و چه نتیجه ای به بار می آورد.
میل به دعوا کردن ، از دوران کودکی به و جود می آید. بچه ها کم کم یاد می گیرند که با والدین خود درگیر شوند و در جستجوی نقاط اختلاف هستند. آنها می خواهند همه کار را خودشان و به میل خودشان انجام دهند و در برابر دستورات والدین مقاومت می کنند. به این ترتیب، مستقل تر شدن کودکان که خواسته شده نیز هست، به دنبال خود، لزوم درگیری بین والدین و فرزندان و همینطور درگیری والدین با خود را به همراه دارد. هدف اصلی تربیت کودک این است که از سویی استقلال نوپای کودک پرورش داده شود، و از سویی دیگر به او در طی دعواهایی که بر اساس "حق با من است" بنا نشده اند و مقاومت کودکانه او را درهم نمی شکنند ، مرزهایش نشان داده شود. این البته وظیفه مشکلی است، اما اگر درست انجام شود، کودک راههای دعوای درست را یاد می گیرد و برای درگیریهای آینده آماده می شود.

قالب اجتماعی

تحولات اجتماعی چند دهه اخیر ، تغییراتی اساسی در بنیان خانواده سنتی به وجود آورده است: توقع زندگی با کیفیت بیشتر، مستقل تر شدن زنان، تغییر اندیشه و جهان بینی بر پایه برابری زن و مرد، آزادی جنسی... همه باعث شده اند که پایه زندگی مشترک امروز نه بر اساس روالی از پیش تعیین شده و غیر قابل تغییر، بلکه بر اساس احتیاجات و نیازهای کنونی دو طرف رابطه بنا شده باشد. راه حل مشکلات در خانواده سنتی، که بر اساس سازش زن با مرد، به قیمت گذشتن از حقوق و آرزوهای خود بود، امروزه دیگر قابل پذیرش نیست. موفقیت در زندگی مشترک، امروز بستگی به شراکتی منصفانه بین دو طرف رابطه دارد، چیزی که بیشتر زنان و مردان امکان یاد گیری آنرا در زندگی نداشته اند. اغلب آنان در خانواده هایی سنتی، با نگرشها و نرمهای سنتی پرورش یافته اند و مجبورند راههای جدید را آزمون (و خطا) کنند، مرتب به دنبال پیدا کردن راه حلهای جدید باشند، قوانین جدید وضع کرده و آماده برای تغییر آنها باشند.

قالب احساسی

وقتی یک زوج در آغاز رابطه و عشق ورزی است، معمولا طرفین این تصور رایج را دارند که :"ما یک روح در دو جسمیم!" و این احساس البته واقعی است، احساسی که هر کدام از ما کمابیش آنرا می شناسیم، احساسی که متاسفانه همیشگی نیست. چرا که انسانها متفاوت هستند و یک زوج عاشق هم از دو انسان با شخصیتهای متفاوت و مخصوص به خود تشکیل شده است. وقتی که عاشقیم، دلمان نمی خواهد تفاوتهای بین خود و معشوق خود را باور کنیم و فکر می کنیم که رابطه ما همیشه در هارمونی مطلق ادامه پیدا خواهد کرد. زمانی اما این وضعیت استثنایی خاتمه پیدا می کند و کم کم در می یابیم که ما دارای دو روح هستیم، دو قلب که با ریتمهای متفاوتی از هم می طپند. با ناراحتی می بینیم که شریکمان به چیزهایی متفاوت از ما احتیاج دارد و با مسائل جور دیگری بر خورد می کند، کوتاه اینکه: بین دو انسان متفاوت، اختلاف بر سر خواسته های متفاوت آنها به وجود می آید. و حالا مرحله ای حساس برای رابطه سر رسیده است: آیا این زوج، وجود تفاوتها و اختلافهای بین خود را به چشم امری طبیعی نگاه می کند؟ در اینصورت پا به مرحله شروع اختلافها و احتمالا مشاجره برای مطرح کردن این اختلافها گذاشته است. این البته کار آسانی نیست و باورش درد آور است، اما مطمئنا سالم است. وقتی که دو طرف باور داشته باشند که برقراری و حفظ رابطه، امری بدیهی نیست، بلکه احتیاج به زحمت و سعی دائمی دارد، تلاش خواهند کرد که اختلافهای خود را بشناسند و راههای کنار آمدن با آنها را بیاموزند، طوریکه در نهایت هر دو راضی و خوشبخت باشند. اما اگر جفتی در این تصور غرق شود که " اگر دو نفر همدیگر را دوست داشته باشند، اختلافی بین آنها وجود ندارد" و فکر کنند که یک رابطه به خودی خود (مثلا به خاطر وجود عشق) باید خوب باشد، از همینجا ناامیدی و سرخوردگی آنها برنامه ریزی شده است و دعواهای آنها از اینجا به بعد بر سر پافشاری بر این تصور غلط ادامه پیدا می کند، هر کدام از آنها این احساس را پیدا خواهد کرد که طرف مقابلش خراب کننده رابطه است و نمی گذارد هارمونی گذشته در رابطه ادامه پیدا کند، پس هر کدام سعی می کند خواسته ها و توقعات خود را پیش بکشد و به حق بشمارد و نمی تواند نیازهای طرف مقابل را ببیند و قبول کند، درنتیجه راه حل درستی نیز در این نوع دعواها پیدا نخواهند شد.

چرا دعوای صحیح، برای هر جفتی لازم است؟

محققان به این نتیجه رسیده اند که زوجهایی که گاه گداری با هم دعوای سازنده دارند، در رابطه خود نسبت به آنهایی که غیر منصفانه و اشتباه دعوا می کنند یا کلا از هر گونه دعوایی طفره می روند، موفق تر و پایدار ترند. چطور چنین چیزی ممکن است؟ به این دلیل که این زوجها، به خاطر اینکه در طی دعوای خود با یکدیگر صحبت می کنند و به یکدیگر گوش می دهند، سو تفاهمهای به وجود آمده را زودتر باز شناخته و حل می کنند، طرف مقابل خود را بهتر می شناسند و بهتر می فهمند، اعتماد بین آنها رشد می کند، نزدیکی بین آنها بیشتر می شود و در نتیجه رابطه آنها در کل هماهنگ تر و ملایمتر می شود.

وقتی کسی دعوا نمی کند ( یا نمی تواند دعوا کند) چه اتفاقی می افتد؟

اینجا و آنجا به کسانی بر می خوریم که با ترس، از هر نوع دعوایی اجتناب می کنند، چون یا در خانواده ای بزرگ شده اند که پدر و مادر آنها دعواهایی تهدید کننده و شدید داشته اند، یا در خانواده ای که در آن اصلا هیچگاه دعوا نمی شده است (به خصوص در خانواده های سنتی) و مشکلات همیشه سرپوشی می شده اند. در هر دوحالت شانس یاد گرفتن و به دست آوردن "ابزار" دعوای صحیح در کودکی برای این اشخاص وجود نداشته است.وقتی در یک رابطه در طی مدتی طولانی راهی برای ابراز و حل و فصل مشکلات، احتیاجات، دلخوریها، و عصبانیتها پیدا نشود، حد اقل یکی از طرفین رابطه در طول زمان بسیار ناراضی خواهد بود و دو طرف کم کم با هم بیگانه می شوند. همینطور این خطر به وجود می آید که رابطه آنها ناگهان با مشکلی غیر قابل پیش بینی مواجه شود که حتی به جدایی بیانجامد. گاهی پایان دراماتیک چنین دعوایی، هیچ نسبتی با شروع بی اهمیت آن ندارد؛ از آنجا که به ندرت راجع به احساسها و ناراحتیها صحبت شده است، یک حرف اشتباه، یک لحن نا به جا می تواند باعث جاری شدن سلسله وار جملات و کلمات زخمی کننده شود، و نه تنها موضوع کنونی، بلکه تمام موضوعات گذشته به مورد اختلاف اضافه شوند، و دعوا روندی انفجار گونه به خود بگیرد.

دعوای "سازنده" و دعوای "مخرب"

بعضی از زوجها می گویند:" بعد از دعواهایمان، همدیگر را بهتر می شناسیم و بهتر می فهمیم." از طرف دیگر، مردان و زنان دیگری در مورد اختلافهای بین خود می گویند: "با هر دعوایی، ذره ای از عشق ما از بین می رود." ظاهرا اینجا صحبت از دو پدیده متفاوت است، اما هر دو گروه از یک واژه یکسان برای این دو پدیده استفاده می کنند: هر دو از "دعوا" صحبت می کنند، دعوایی که در رابطه گروه اول مفید و در گروه دوم مضر است. با اینکه هر زوجی، مانند اثر انگشت، روش خاص خودش را برای دعوا کردن دارد، اما در کل می توان بین دو نوع مختلف دعوا تفاوت گذاشت: دعوای سازنده و دعوای مخرب.

چه دعوایی مخرب است؟

شب هر دو بر سر میز شام نشسته اند. زن می گوید: " آخ راستی، مادرم زنگ زده و قرار است آخر هفته به دیدنش برویم." مرد ناگهان می گوید: "تو همیشه برای آخر هفته های من برنامه می ریزی! چرا کسی از من سوال نمی کند!" زن پاسخ می دهد که او هم به خواسته های او ، وقتی مربوط به پدر و مادرش است، توجه نمی کند و مرد جواب می دهد...نمونه صحنه ای تکرار شونده برای بسیاری از زوجها.

حتما چنین جمله هایی برای شما آشنا هستند:

_تو هیچوقت برای من وقت نمی گذاری!
_ همیشه کارهای خودت بر من مقدمترند!
_تو هیچوقت وسائلت را جمع نمی کنی!
_ تو عین پدرت/مادرت هستی!
_تو هم می توانی یک کمی به هیکلت فکر کنی!
_باز امشب هم می خواهی بیرون بروی؟
_همیشه از زیر کار در می روی!
....

کم پیش نمی آید که چنین جمله هایی باعث به وجود آمدن دعواهایی شدید می شوند. معمولا در بین زوجها موضوعهای حساسی وجود دارند که دائما دست آویزی برای به میان آمدن دعواهای جدید می شوند، گاهی موضوعهایی که در نظر اول بسیار بی اهمیت جلوه می کنند، مانند فشار ندادن درست خمیر دندان از جایش! اما همین موضوعات بی اهمیت و حتی خنده دار، می توانند جرقه روشن شدن آتش مشاجره باشند، و این آتش گاهی چنان زبانه می کشد که روند دعوا مهمتر از دلیل اولیه آن می شود. در بسیاری موارد دیگر تنها آن موضوع اهمیت ندارد، بلکه دفعات قبلی نیز به آن اضافه شده است. دیگر مشکل خمیر دندان نیست، بلکه مسائلی که پشت این موضوع (-ات) کم اهمیت پنهان شده اند: نگرانی دیگر دوست داشته نشدن، مورد حمایت قرار نگرفتن، احساس تنها گذاشته شدن یا قبول نشدن از سوی دیگری. اینها اما سوالاتی است که در فضای دعوا نمی توانند پاسخ مناسبی بیابند، چیزی که باز آتش دعوا را تندتر می کند و خشم و سر خوردگی را تشدید.
روند این دعواها، در بین زوجها بسیار مختلف، اما در درون یک رابطه معمولا یکسان است؛ مانند مثال بالا، گویی که هر کدام از دو طرف پاسخ دیگری را از قبل می داند و منتظر بیان آن پاسخ است که فورا در برابرش مقابله کند. هر دو طرف احساس می کنند که شنیده و فهمیده نمی شوند و شدیدا می رنجند. بعضی از جفتها برای رو به رو شدن با اختلاف خود، به اسلحه "سکوت" رو می آورند، بعضی دیگر بحثها و مشاجره های اعصاب خرد کن چند ساعتی را آغاز می کنند که البته معمولا در حرفهای خود دائم بی نتیجه به دور خود می چرخند و در آخر به بن بست می رسند، و در بین بعضی نیز بشقابها به پرواز در می آیند، و سیل ناسزاها و سرزنشهایی است که بین آنها رد و بدل می شود. پایان چنین دعواهایی نیز در یک رابطه معمولا به هم شبیه است: یکی از طرفین گریه می کند و دیگری اطاق را با خشم ترک می کند، یا هر دو خود را کنار می کشند و مدتی با هم حرف نمی زنند تا جریان روزمرگی آنها را با هم دوباره رو به رو کند، و یا اینکه یکی از دو طرف از عصبانی شدن خود عذر خواهی می کند؛ اما در همه این شکلها، مساله اصلی همچنان حل نشده و شاید حتی کشف نشده باقی مانده است و دعوای بعدی-احتمالا بر سر همان موضوع!-در پیش است.


 

چطور سازنده دعوا کنیم؟

تحقیقات نشان داده اند که کیفیت و طول عمر رابطه هایی که دعواهای خارج از کنترل در آنها زیاد اتفاق می افتد، خیلی بالا نیست. سوال اینجاست که یک زوج/ طرفین دعوا چطور می تواند از این دور باطلی که هر بار تقریبا به طور اتوماتیک پیش می رود خارج شود. همینجا باید گفته شود: هنگامی که خشم و عصبانیت همه وجود دو طرف دعوا را گرفته است، امکانی برای دعوا کردن منصفانه ، جستجوی دلیل واقعی دعوا و پیدا کردن راه حل مناسب وجود ندارد. پس اولین و مهمترین قدم این است که روند دعوا شکسته شود و دو طرف به خود این فرصت را بدهند که از میزان عصبانیت و بر افروختگی آنها کاسته شود. وقتی حس می کنید که دعوا از کنترل خارج می شود، یک "وقفه " در آن به وجود آورید. مثلا بپرسید که می شود پنجره را باز کرد، یا آیا بهتر نیست یک چای درست کنید، یا به دستشویی بروید! همین وقفه های کوچک باعث می شود که کمی به خود بیایید. یا اینکه می توانید دعوا را به کل قطع کنید و پیشنهاد موکول کردن آنرا به زمانی بعد بدهید. معمولا استراحتی حد اقل دو ساعته، زمان خوبی است برای اینکه هورمونهای استرس آزاد شده در بدن کم کم تجزیه شوند و دو طرف به آرامش برسند. مهم این است که در این زمان استراحت تا جای ممکن با یکدیگر برخورد نکنند و در ذهن خود نیز موضوع دعوا را مرور نکنند و به دنبال یافتن جواب "دندان شکن" برای طرف مقابل خود نباشند، چون در اینصورت بدن نمی تواند به آرامش درونی برسد.

برای دعوای سازنده احتیاج به "ابزار" دعوا هست. چند مثال برای استفاده از اینگونه ابزار:

_ نکته مهم اینست که وجود اختلاف عقیده، به عنوان اصل و عنصری که به هر رابطه ای تعلق دارد، قبول شود. این نتیجه ای ندارد که فقط به این خاطر که " آرامش" حفظ شود، هر گونه ناراحتی و خشمی را در درون خود سرکوب کنیم. همانطور که از قدیم گفته اند:"در دعوا آب نبات پخش نمی کنند"، به چهره متشنج و دستهای مشت شده، لغتهای زیبا و آهنگین نمی آید! پس در کل، احساس خشم و ناراحتی باید بتواند نشان داده شود، آن هم رو راست، صادقانه و مربوط به یک موضوع دعوا، یعنی مربوط به آنچه که در حال حاضر باعث ناراحتی و عصبانیت شده است. وقتی که موضوع ناراحتی در طی دعوایی سازنده ، دعوایی که واقعا مختص به همان یک موضوع است، مطرح شود، خشونت و سرکوب احساس در یک رابطه دیگر جایی ندارد.

_مشکلات باید هر چه زودتر مطرح شوند. اما نباید حتما همان لحظه راه حلی برایشان پیدا شود. باید در وحله اول برای هر دو طرف مشخص شود که مشکل چیست و چه زمانی فرصت برای صحبت درباره آن پیدا می شود.

_دعوا کننده های منصف، حقوق یکدیگر را در دعوا به رسمیت می شناسند. از جمله این حقوق، حق شروع دعوا، حق موکول کردن دعوا به زمانی دیگر، حق تعیین کردن قانونهای دعوا، حق داشتن زمان برای فکر کردن درباره موضوع دعوا، حق کوتاه آمدن! ... و غیره است.

_این سوال که "تقصیر با کیست؟" به یک دعوای منصفانه تعلق ندارد. به میان آوردن مستقیم یا غیر مستقیم این سوال، طرف مقابل را به سوی توجیه کردن خود می راند و جایی برای دیدن واقعی تقصیر خود و تغییر دادن خود باقی نمی گذارد.

_لازم به گفتن نیست! اما برای اطمینان: هیچ دعوایی نباید در حال مستی یا بعد از مصرف مواد مخدر دیگر انجام بگیرد. رفتار بدون مهار و گاهی خشونت آمیز در چنین مواقعی، بستر خوبی برای یک دعوای سازنده نیستند. از بدیهیات است که دعوای سازنده همراه با خشونت بدنی نیست.

_ دعوا نباید در زمان کم، در حضور دیگران یا به صورت کتبی ( ایمیل یا اس.ام.اس) انجام بگیرد.

_هر دعوایی، باید بر سر تنها یک موضوع باشد و از همان آغاز دعوا باید مشخص شود که موضوع دعوا چیست. نباید کار به تسویه حسابهای کهنه کشیده شده و چندین موضوع مختلف با هم قاطی شوند. همینطور مشکلات مطرح شده، باید در زمان "حال" حل شوند. مطرح کردن گذشته، معمولا تخریب کننده است. به یاد آوردن گذشته، تنها برای پیدا کردن راه حلی برای آینده مفید است، و نه برای تسویه حساب.

_احساس و مشکل دیگری را به رسمیت بشناسیم، و قبول کنیم که او می تواند طور دیگری حس، فکر و عمل کند.

_به هر دعوای سازنده ای، "درست گوش دادن" تعلق دارد. درست گوش کردن، به خصوص در حین دعوا کار آسانی نیست، اما می توان آنرا تمرین کرد و آموخت.(اینکه درست گوش کردن چیست، بحث جداگانه و مفصلی است! اما تنها برای اشاره به چند نکته: هنگام گوش کردن، گفته های طرف مقابل را از قبل حدس نزنیم، و فکر نکنیم که می دانیم چه می خواهد بگوید! کنجکاو باشیم، در حین گوش کردن چهره و بدن خود را به سوی او برگردانیم و به او نگاه و توجه کنیم ،حرف او را قطع نکنیم، گاه گداری با طرح چند سوال، مطمئن شویم که منظور او را درست فهمیده ایم، اگر او از ما سوال می کند، حتما با دقت پاسخ دهیم، سعی کنیم خود را جای او بگذاریم، خط فکر او را دنبال کنیم و حس کنیم که چه می خواهد بگوید...)

_ به دعوای سازنده همینطور "درست حرف زدن" تعلق دارد. اینکه حرفهای خود را با چه کلمه ها و جمله بندیهایی بیان کنیم، از مهمترین شرطهای دعوای منصفانه است. کلمه ها می توانند بر انگیخته کنند و بیازارند، یا توضیح دهند و نشانه فهم و درک متقابل باشند. پس مناسب جمله بندی کنیم و از به کار بردن "بمبهای کلمه ای" صرف نظر کنیم، چند مثال: گوشه و کنایه و زخم زبان زدن، سمهای رابطه اند. به خصوص وقتی اینکار به عمد و با استفاده از مسائل شخصی طرف مقابل و احتمالا نقاط ضعف او انجام می شود. معمولا اینکار نتیجه مشکلات حل نشده گذشته است. همینطور در دعوای سازنده فحش و تهدید، سرزنش و تحقیر، و یا نصیحت کردن جایی ندارد. در جمله بندیها، از کلی گویی، زخم زبان زدن و با کنایه حرف زدن بپرهیزیم. سر اصل مطلب برویم و به جای انتقاد شخصیتی، شکایتمان را باز گو کنیم و موقعیت را شرح دهیم. به نوبت حرف بزنیم، و سعی کنیم توضیحمان طولانی نباشد. از لغتهای "همیشه"، و "هیچوقت " صرف نظر کنیم ، همینطور از لغتهایی مثل "همه، هیچکس..." یا "آدم .." . استفاده از "من" بهتر است. مثلا به جای:" آدم اینطوری رفتار نمی کنه" یا "هیچکس اینطوری رفتار نمی کنه"، بگوییم: "این رفتار برای من خوب/قابل تحمل نیست". از جمله های تحقیر آمیزی مانند: " تو اصلا اینگونه هستی.." صرف نظر کنیم. از جمله بندیهای سرزنش آمیز خود داری کنیم و از فرم فاعلی ("من...") استفاده کنیم، مثلا به جای: "تو هیچوقت وقتت را با من نمی گذرانی!" بگوییم: " من دلم می خواست با هم بیشتر وقت می گذراندیم" . از پیش بینی کردنهای منفی بپرهیزیم: " تو که هیچوقت از پسش بر نمیای!"

مثال: آقای ایکس ، با وجود تذکرهای قبلی خانم ایکس، شورت و لباسهای زیر خود را در اطاق خواب پخش می کند. خانم ایکس: " باز هم که لباسهات اینجا پهن هستند. تو هیچوقت به حرف من اهمیتی نمی دهی! همیشه تنبل و شلخته هستی!" آقای ایکس جواب می دهد: "نه، اینطور نیست! " و دعوای بی حاصل حق-با-من -است شروع می شود. خانم ایکس می تواند اما اینطور بگوید: " لباسهات امروز ، مثل دیروز و دوشنبه، باز هم اینجا پهن بودند. این من رو عصبانی می کنه که دائم اونها رو جمع کنم. اگر یادت باشه، دو هفته پیش در این مورد با تو حرف زده بودم، نظرت چیه؟" در این جمله، موقعیت، بدون انتقاد شخصیتی شرح داده شده است، و آقای ایکس می تواند مستقیم و بدون بحثهای طولانی جانبی بفهمد موضوع چیست و احساس همسرش چگونه است.

_از هنرهای دعوای سازنده، توانایی "نشنیدن" حرفها و جمله هایی است که در حین دعوا از روی انتقام جویی یا عصبانیت زده می شوند.حتما لازم نیست به همه جمله های طرف مقابل جواب دهیم. کسی که در جای لازم می تواند سکوت کند، حتما دعوا کننده بهتری است، چون تنها جایی دعوا می کند که ارزشش را دارد.

_دیگر از هنرهای دعوای سازنده، توانایی معذرت خواهی است. جمله "من رو ببخش" می تواند معجزه کند، و حتما به معنای اعتراف به گناه نیست. توانایی معذرت خواهی نشانه ضعف نیست، نشانه قدرت است.

_شوخ طبعی، از بزرگترین موهبتها در یک رابطه هست، همینطور در حین دعوا. بعضی از زوجها می توانند در میان دعوا نیز شوخ طبعی خود را حفظ کنند، و مثلا ناگهان با هم به این بخندند که درباره چه موضوع خنده داری دعوا می کنند. خنده و شوخ طبعی، شرم و خجالت زدگی ای را که معمولا در حین دعوا به وجود می آید از میان می برد و جو تحریک شده را خنثی می سازد.

_هر دعوایی، همانطور که آغازی دارد، باید پایانی هم داشته باشد، وقتی که حرفها و دلیلها رد و بدل شد، باید به دعوا پایان داده شود، در غیر اینصورت سیر باطل و خسته کننده تکرار حرفها آغاز می شود. پیشنهاد: برای دعوا زمان مشخصی تعیین کنید، قرار بگذارید که هر دعوایی مثلا بیشتر از یک ربع ساعت نباید طول بکشد، اگر لازم هست ساعت بگذارید، معمولا در این مدت حرفهای اصلی گفته شده است!

_"هر بار که در دعوایی برنده می شوید، قطعه ای از رابطه تان را باخته اید!" این جمله را باس کاست (Bas Kast) در کتاب خود درباره عشق و ارتباط می نویسد. هر دعوای سازنده ای با یک توافق تمام می شود، و نه با برنده شدن یکی بر دیگری. دعوای سازنده بر این پایه نیست که به هر قیمتی حق با ما باشد. اشتباه خود را قبول کنید و انتقاد پذیر باشید.

- معمولا بهترین راه برای حل مشکل، راهی است که در نگاه اول دیده نمی شود . برای اینکار به خود فرصت بدهید، در صورت لزوم آنرا به زمان دیگری واگذار کنید. همانطور که گفته شد، پیدا کردن راه حل حتما نباید در حین دعوا صورت بگیرد. اما حتما آن زمان را تعیین کنید تا فراموش نشود ، و حتما زمانی باشد که در آرامش و بدون مزاحمت دیگران یا حضور بچه ها بتوانید درباره اش صحبت کنید. ایده های مختلف را جمع آوری کنید (در صورت لزوم یادداشت کنید)، آنها را سبک و سنگین کنید و از بینشان راه حل مناسب، یا راه حلهای مناسبی که برای هر دو طرف خوب و قابل اجرا باشند را پیدا کنید. حتی شاید بد نباشد راه حل نهایی نیز یاد داشت شود، به این ترتیب به دعوا رسما خاتمه داده می شود.

_تمام شدن دعوا و پیدا شدن راه حل، نباید به شکل امری بدیهی دیده شوند. آشتی بعد از دعوا را به روشهای مختلف جشن بگیرید؛ مثلا با یک شب قشنگ، شام بیرون، با هم قهوه خوردن ، یک کادوی کوچک ...یادمان باشد که وقتی همه چیز در رابطه خوب پیش می رود، از آن قدر دانی کنیم.

در آخر: اینکه ما چطور دعوا می کنیم، معمولا از سوی اطرافیان و خانواده ما تعیین می شود. ما در رابطه آینده مان، روشهایی را به کار می بریم که در گذشته در دعوا با والدین خود به کار برده ایم و شاید به نحوی جواب داده اند، مانند فریاد کشیدن یا گریه کردن. پس یاد گرفتن دعوای منصفانه و ترک عادتهای قدیمی می تواند کار مشکلی باشد و احتیاج به پایداری و تمرین دارد. گاهی هم احتیاج به دخالت یک نفر سوم و متخصص مانند یک مشاور برای رابطه هایی که دعواهای تکراری و بدون نتیجه در آنها صورت می گیرد، ضروری به نظر می رسد.

با اقتباس از منابع اینترنتی: ۱ ۲ ۳ ۴

 


 

نویسنده : هاشم : ٧:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٩
Comments نظرات () لینک دائم