زیتون(روان شناسی ازدواج)

پیدایش زیبائی

یک کاغذ سفید زیباتر است یا یک نقاشی زیبا؟ البته که نقاشی چون کاغذ طرح ساده ای دارد و ما را از خود خسته می کند. خیلی خب حالا نقاشی خیالی را مچاله کنید. پیچیدگی بیشتر می شود و زیبایی دیگر وجود ندارد چون باز هم ما را خسته می کند.

انسان موجودی است میان آشفتگی و سکوت، بی نظمی و اجبار، برای همین است که یک انسان حق دارد اشتباه کندف انتخاب کند اگر چه بهترین نباشد، حقیقت معجونی است میان ظلم و اجبار تا بند و افسار.

می دانی به کجا خواهم رفت؟ به خانه چون که دیگه باید بخوابم. توی یک مهمانی هستم و دارم روی یک تکه کاغذ زیبایی را تعریف می کنم. خسته شدم، مدت هاست که خسته هستم. اینو می دونم که هر پایان یک آغاز است. از کجا معلوم که اصلا آغازی وجود داشته باشد همچنان که پایانی وجود ندارد. این می تونه یه سرگرمی باشه چون روح انسان از یکنواختی می میره.

دیشب سعی کردم زیبایی را تعریف کنم. چیزی که انسان را سرگرم می کند آیا همان حادثه است؟

ما با حواس 5 گانه می توانیم لذت را احساس کنیم و بدون آن هم می توانیم. با دیدن تصویر یک شیرینی جسم آن برایمان تداعی می شود. مزه و عطر آن و لذت خلاصی از گرسنگی معده را هم احساس می کنیم.

تصویر یک باغ در عین حال احساس وزش نسیم را برای ما دارد.

گفته شده زیبایی نوعی تناسب است. یا می گویند در یک جسم زیبا اجزا با هم تقارن دارند و اگر ندارند آن دو جزء شباهت کمتری با هم دارند شاید برای این که ضمیر ناخودآگاه انسان تفاوت دو جسم خیلی مشابه را به حساب نقص و خرابی یکی از آن دو می گذارد.

چه دلیلی دارد عنصری را زیبا بنامیم و و چه دلیلی دارد از آن خوشمان بیاید؟

هر گوشه از خوشبختی را کم کنی بدبختی حاصل می شود، پس شر تنواع بیشتری از خیر دارد. یک تصویر مچاله شده ظرافت بیشتر و یک رنگ کهنه پیچیدگی بیشتری دارد.

باید گفت انسان هم از تکرار خسته می شود و زیبایی را آن می خواهد که درک آن راحت تر و قانون مند تر باشد در صورتی که بی نظمی و پلیدی یک عالمه چهره و باطل یک دنیا منظره دارد.

یک سوالی که در این مورد مطرح می شود این است که اگر زبان ها و ملت ها یکی می شد پیشرفت جهان بیشتر می شد یا کمتر؟

از یک نگاه ارتباطات تسریع می شد ولی در عین حال تحقیقات و خلاقیقت کاهش می یافت. چون وقتی یک اصل به عنوان فرهنگ وارد جامعه می شود کمتر انعطاف می پذیرد و بسیار پیش می آید جامعه در مقابل حقیقت ایستاده و از باطل دفاع می کند. در علم و هنر همین طور از سبک های قدیمی در مقابل جدید دفاع می شود. زبان مرزهایی درست کرد تا جوامع مستقل از هم به تکامل برسند و رقابت کنند تا برترین باشند.

در نقاشی ها که انسان های عصر کهن را با موی بلند و لباس پلنگ تصویر می کنند اگر یک نفر رستم را با موی کوتاه بکشد موجب تعجب خواهد بود.

چون برای انسان سخت است یکنواختی و تکرار را تجربه کند مایل است خود را مشغول کند اگر چه با تکرار دیگری باشد به جز آهنگ زندگی.

منظره ها نغمه ها و حتی عطر ها انسان را به وجد می آورند چون ذهن را مشغول می کنند و به فکر وامی دارند. ولی صداها و عطر های ناخوشایند را نمی پسندیم هم چنان که برخی ها به صداهای مهیب علاقه دارند؛ شاید نوعی واکنش برای حفاظت از بدنمان باشد.

نقاشی های زشت را در نظر بگیرید. اگر بدانیم توسط کودکی کم سن و سال کشیده شده است بی شک از دیدن آن ها انرژی می گیریم.

یک تصویر یا صدا باید هر چه قدر پیچیده باشد. از اجزای آشنا تشکیل شده باشند. ترجیحا با واژگان زبان قابل بیان باشند وگرنه برای انسان ملال آور خواهند بود.

اجسام ساده درک راحت تری دارند. اجسام نو و زنده از رنگ های ساده تری تشکیل شده اند. اجسام کهنه و فرسوده پیچیدگی تصویری بیشتری دارند. همین ها برای برخی که دقت بیشتری دارند بسیار شاعرانه خواهند بود.

منبع :وبلاگ فانوس

این یادداشت شما منطبق برفطرت بشراست واسلام انراامضاکرده است
مرددیداری است لذابه زن گفته خیلی زیباباش یاامام علی میفرماید جهادزن رسیدگی به زیبائی خودش است

گفته شده امروزت متفاوت ازدیروزباشد که خانم ها باتغییررنگ لباس داخل منزل که بیش ازیک دامن کوتاه وزیرپوش نیست انرابرای تسخیرچشم مردورهائی ازخستگی انتخاب میکنند
تغییرغذاها دریک روزتوسط امام علی سفارش شده که دومرتبه پشت سرهم یک غذارانخورید وامام صادق به دوروزدرمیان تاکیدکرده است

فطرت زن نیزبیتوته وهم اغوشی است که باماندن درزیرسقف وعریان بودن این تنوع راتجربه وباتسخیرچشم مردقلب خودرابه اوهدیه میدهد ودرآغوش کشیده میشه وبالمس شدن به ارامش میرسد
مرددیداری وزن لمسی شنیداری است
زنان علاوه برلذت ازلمس همینکه میشنوند که شوهردوستشان دارداوج می گیرند وتااوج وسدره المنتهی پروازمیکنند وبرخودمی بالند وروحیه می گیرندوشادمیشوند
واقعامردزن رابصورت منظره می بیند وعطروجودزن مردرامست میکند اگرمردی پشت به پنجره ومنظره نشسته باشد جایش رابقول یک خانم روان شناس تغییرمیدهدتا روبروی منظره باشد

نویسنده : هاشم : ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم