زیتون(روان شناسی ازدواج)

بازنده !!!

نوشته ندا،دانشجوکارشناسی ارشد

- قاطعانه می گویم. تو بازنده ای.   

 

به مردها یاد می دهند جایی که عاشق می شوند  تکیه گاه باشند. باید متوجه میشدی که عاشق نیست. او عاشق مریم و سودابه هم نیست. حتی هنرپیشه خوبی هم نیست. او تو را هم نشناخته است. تو با اخلاقیات زنانه ات زیبا و دوست داشتنی هستی. این برای هر مردی مهم است. مهم است که همسرش زنی با خصوصیات کامل زنانه باشد. او هزار کار دیگر برای جلب اعتماد تو باید می کرد که نکرد.  

 

 

مرد عاشق که می شود هزار تغییر در وجودش احساس می کند. برای عشقش حاضر می شود کوه را جا به جا کند. حساسیت زنانه طرف مقابل را ملاحظه می کند. عاشق همین حساسیت می شود. برایش نوعی غرور بحساب می آید. سعی می کند در مراحل مختلف با گرفتن دست دختری که عاشقش شده است در مشکلات به آن دختر نشان دهد که تکیه گاه مناسبی هست. تا آن دختر بداند که دیگر باید خیالش از سختی های روزگار راحت باشد. یک مرد را در کنارش دارد و شب به آغوش کسی می رودکه دستش نه فقط برای جسم دختر که برای تمام مشکلات و فراز و نشیب زندگی او هم باز است.   

 

 

اگر تو را می خواست، وقتی می دید با حرکتش یا حرفش باعث عصبانیت تو شده سعی می کرد با روی باز پذیرای عصبانیتت باشد. تو بگویی و او گوش دهد. تا وجود تو خالی شود. این شیوه مرد عاشق هست.  

 

 

ولی اگر مرد عاشق نباشد، عصبانی می شود. تشر می زند. چون تو را غریبه می بیند. نمیخواهد مقابل یک غریبه، آن هم یک زن، کم بیاورد. قصه به همین سادگی است.  

 

 

او یعنی مرد عاشق، برای خنده های تو زندگی می کند، نه برای مردانگی کردن برای سودابه نامی. اگر عاشق باشد، اصلا سودابه نامی را نمی بیند که تنهاست یا نه، گناه دارد یا ندارد، چون تو تمام توجهش را به خودت جلب کرده ای.  

 اگر عاشق باشد، از خصوصیات مردانه ات نمی گوید، بلکه از زیبایهای زنانه ات می گوید، می گوید عاشق این زیباییها شده است. 

 اگر حتی یکبار عاشق شده بود، به روحیه حساس یک دختر آشنا بود. می دانست یک دختر وقتی عاشق مردی می شود، بسیار ضربه پذیر هست و شکننده. پس دیگر کاری با دختران دیگر نداشت. 

 اگر عاشق بود، تو الان میتوانستی ده ها مورد از مواقعی را که به او تکیه کردی نام ببری و از نگاه عاشقانه اش بگویی.  

 دلت را به ارزانترین قیمت در اختیارش گذاشتی. چه بهایی برای دلت پرداخت کرد؟

نویسنده : هاشم : ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم