زیتون(روان شناسی ازدواج)

خانه دل کتایون

شروع کرده ام به خانه دلم را از نو ساختن..... از پی و پایه.....
با چسبوندن هر آجر به آجر زیری...... آجرهایی که در دنیای رویاها یافته ام.... از جنس بلوری ویژه...
به شکل ستاره هایی درخشان.....
برای روی هم قرار گرفتن نیاز دارن به چسبهایی خاص.... از جنس عشق و مهر....


شروع کرده ام به خانه دلم را ساختن.....
و می بینم که هر وقت که به فکر و دل دیگران سرک میکشم.... قضاوتی میکنم.... و یا مثلا میخوام که اونا هم مثل من یا اونطوری که من دوست دارم باشن....
یا حتی وقتی به سادگی به تماشایشان می نشینم و گاهی تنها سری از روی تاسف تکان میدهم....
حتی اون وقت هم از ساختن سرای خود غافل شده  و نه تنها روشنایی ستاره ای آجرهای بلوریم کمرنگ میشه که  ملات چسبم هم تبدیل به گل و لایی عجیب میشه....
گل و لایی که دستها و پاها و چشمها و همه وجودم را در سنگینی خود از کار بازمیداره.....
 تنها چاره ای که می شناسم تا بتونم راهم رو... ساختنم رو .... ادامه بدم شستشوست....
در چشمه زلال گذشت و عشق .....
غوطه های عمیقی در اون میخورم تا وقتی مطمئن میشم خودم رو هم به همراه دیگران بخشیده ام...
و شروع کرده ام خودم را هم دوست داشتن.....
آنقدر که بتونم بلورهایم را بر روی هم بچینم....
و نمای شیشه ای دلم را شکل دهم....
شیشه ای با ظاهری شکننده ولی ضخامتی زیاد.... محکم.... نشکن...
ساخته شده ازبهترین و قویترین نیروی دنیا...
جاذبه عشق....
و میدونم...
خوب میدونم با ساختن این خانه ست که میتونم نور و روشنایی هر چه بیشتری دریافت کرده
و از درون آن به نظاره پرواز پروانه وجودم به سوی رنگین کمان بنشنیم....

شروع کرده ام به خانه دلم را ساختن......
و.......


 

http://katayoun.blogfa.com/

نویسنده : هاشم : ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢۸
Comments نظرات () لینک دائم