زیتون(روان شناسی ازدواج)

زن - نوشته سیاوش روستا

 

در هر زنی هر قدر هم که سن او بالا برود، قدری دخترانگی همواره در او هست؛ یک سادگی زیبا لطیف و ناز که هیچ وقت ترکش نمی­کند. به دلخوشی­هایشان نگاهی کنیم! شانه، کفش، لباس، گل، انگشتر، گردن­بند... . دلخوشی­های آنها هم ساده و لطیف­اند و نشان کم­توقعی آنان و شاید در نظر ما نشانِ هالوگری. راستی؛ از کجا معلوم که آنچه بواقع در این دنیا مهم است، همین دلخوشی­های به ظاهر ساده نباشد؟

به نظرم یک زن، هر قدر این دخترانگی را بیش­تر حفظ کند، زن­تر است و هر قدر زن­تر باشد، دوست­داشتنی­تر. چنگی به دل نمی­زنند زنانی که مثل مردهایند و مهارت­های مردانه را می­جویند.

این دنیا را ما مردان به سلیقۀ خود ساخته­ایم. نمی­دانم اگر اختیار دنیا را دست زنان می­دادیم، چه دنیایی داشتیم؟ به گمانم هر چه بود، از این بهتر بود.

و راستی؛ اگر ما مردها حقّ زنان را به آنان می­دادیم، آنان مجبور نمی­شدند برای گرفتن حقّ خود زنانگی خود را رها کنند و به فکر مردانگی کردن بیفتند و بدین سان، نیمی از زیبایی دنیا را از خود ما مردان بگیرند. قدرشان را بدانیم. زنان انسانهایی مستقل، خردمند و صاحب­اختیارند. زن زن است و شاید انسان برتر؛ نه مادر، نه همسر، نه بازیچه، نه برده.

http://syawoshroosta.persianblog.ir/

اندگی جمال به ازبسیاری مال ،نوشته دیگری ازاودرادامه :


امروز یکی از دوستان قدیمی را دیدم؛ اما به زور او را شناختم و راستش را بخواهید او بود که اول مرا شناخت. وضعی به هم زده است و مال و مکنت و برو و بیایی. آدمی که موتور گازی برایش پوینتایک آمریکایی بود، الان ماشین سرپایی­اش شده است تویوتای کمری و پولش از پارو بالا می­رود. بماند که چطور شد این رفیق ما این طوری شد و چند ساله صاحب چاپخانۀ چند میلیاردی شد.(به قول یارو: ممکلته داریم؟) می­خواهم از چیز دیگری بگویم؛ از قیافه­اش و اینکه نتوانستم او را بشناسم. بله؛ ایشان کمی فقط کمی از مال خویش را خرج جمال کرده است. مو کاشته، دماغ مبارک را که عین دماغ ماک تخم مرغی بود اندکی کوچک نموده و کمی هم پوست صورت را کشیده و این بود که حقیر نتوانست او را بازشناسد. امشب که به او فکر می­کردم، به یاد آن ضرب المثل فارسی افتادم که "اندکی جمال به از بسیاری مال" به نظرم باید در این ضرب المثل­های فارسی تجدید نظر کرد.

نویسنده : هاشم : ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم