زیتون(روان شناسی ازدواج)

پست مدرنیزم سنتی!

بسم الله الرحمن الرحیم

مدرک فوق لیسان ولی ادب به سبک قرون وسطی یابهتراست بگوئیم متحجر

هرروشنفکری تحصیل کرده است اما هرتحصیل کرده ای روشنفکرنیست پس برای ازدواج به تحصیلات فرد توجه نکنیم بلکه به رویکرداوبه زندگی توجه کنیم شاید دکترایافوق لیسانس داشته باشد اما مخالف تحصیل کردن خانمش واشتغال اوباشد   نگاه به زندگی مهم است قبلادرسبک آموزشی غرب خواندیم که درس هائی  میدهندکه گرهی اززندگی بازکند نه فرمول ریاضی ومدرک ارائه دهد اما محصولش که آقای فوق لیسانش باشد بلدنباشد زندگی اش رامدیریت کند بلکه مادرش برای اوتصمیم بگیرد به یاداشت زیرازنگارخانم بنگریم :

تو این چند روز اتفاقاتی افتاده که فکرمو به خودش مشغول کرده و دنبال منشاء و ریشه اون هستم.

یادمه یه زمانی اگر مردی با اشتغال همسرش به کار یا تحصیل مخالفت می کرد خیلی تاریک فکر به نظر می اومد و برای همه این موضع گیری ها عجیب بود ولی حالا انگار مردها که چشم دیدن پیشرفت زنها رو ندارن بسیج شدن تا با این پدیده شوم (؟؟؟) مبارزه کنن!!!

ترم سه بودم خواستگاری داشتم که آقای وکیلی بود و شرایط خیلی خوبی داشت هم از لحاظ مادی هم خانواده وقتی باهاش صحبت می کردم در کمال تعجب دیدم که علیرغم اینکه خودش و خانواده ش تحصیلکرده بودند ولی خیلی مایل به ادامه تحصیل و کار همسرش نیست. گرچه ظاهرا مخالفت نمی کرد ولی نارضایتی ش کاملا مشهود بود.

گفتم شاید دلیل خاصی داره و خیلی پیگیر نشدم و بعد از اون این مخالفت رو در دیگران ندیدم ولی دوباره آدم مشابهی به پستم خورد!

چند روز پیش که یکی از اقوام دور آمده بودند خونه مون مادر پسره ازم پرسید دوست داری ادامه تحصیل بدی؟ با قاطعیت گفتم: چرا که نه؟! تا هر جا که بتونم میرم!!! گفت: کار چی؟ گفتم: طبیعیه کسی که این همه زحمت کشیده چیزی یاد گرفته دوست داشته باشه از علمش استفاده بکنه! و متوجه دقت هاش در حرف هام می شدم و البته احساس هم کردم که گویا مخالف هستند. به مامانم گفتم: تمومش کنین بره! من آدمی نیستم که یه گوشه خونه بشینم و زندگی بکنم! زندگی در تلاطم و هیجانه که آدم رو رشد میده و برای پیش رفتن تشویق می کنه!!!

دیشب با سمیه صحبت می کردم حدود ۵۶ دقیقه حرف زدیم و دقیقا همین اتفاق هم برای او افتاده بود

می گفت یکی از استاداشون ازش خوشش اومده و یه سالی بوده که داشته تحقیق می کرده و همه چی پیش رفته و حتی آقا با این مسایل هم موافقت داشتند تا اینکه تو مراسم بله برون پسره به تحریک مادر و برادرش میگه دوس نداره که زنش سرگرم درس و کار بشه و باید به خونه و بچه برسه علیرغم اینکه خودش فردی دانشگاهی و تحصیلکرده بوده و حتی خواهراش هم هر دو فوق لیسانس دارن و با وجود بچه دارن کار هم می کنند!!!

یعنی مردها انقدر تنگ نظر شدند که نمی تونن موفقیت های زن ها رو ببینن یا دلیل دیگه ای داره واقعا؟؟؟

نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 16:34 توسط نگار|

پست مدرنیزم سنتی!

 

 

نویسنده : هاشم : ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٦
Comments نظرات () لینک دائم