زیتون(روان شناسی ازدواج)

گزارشی اززندگی دکترمرتضی شیخ پزشک مشهدی کوچه سرشور روبرودرب جوادالانمه حرم

نوشته دکترغلامعلی رجائی 

دیروزکه به طالقان روستای گلیر- زادگاه مجاهد بزرگ اسلام و ایران ، مرحوم آیت الله طالقاتی - رفته بودم در یکی از اتاقهای منزل که عکسهایی از ایشان بر روی دیوار نصب شده بود عکسی نظر مرا بخود جلب کرد .

در زیرعکس نوشته بود :در کنار آقای طالقانی شهید مطهری و دکتر شیخ نشسته اند.

ابتداخیال کردم این دکترشیخ همان دکتر محمدعلی شیخ آقازاده علامه محقق برجسته معاصر مرحوم شیخ محمدتقی شوشتری رضوان الله تعالی علیه است که در مقطع کارشناسی ارشد استاد من دردانشگاه شهید بهشتی بود و رییس دانشکده ادبیات این دانشگاه. همو که نماینده مردم شریف متدین شوشتر در مجلس شورای اسلامی بود.اما امروز با دیدن این ایمیل دریافتم ایشان دکتر مرتضی شیخ و اهل خراسان است. 

درمیان ایمیلهایی که دوستان برایم می فرستند گاه مطالب زیبایی دیده می شود.

مطلب زیر یکی از این نمونه است. که با سپاس از دوست عزیزی که این ایمیل را ارسال کرده است به یاد همه پزشکان صادق پاکدامت ومردم دوست این سرزمین تقدیم می شود.

دکترمرتضی شیخ ، پزشک انسان دوستی است که در دوران کودکی من در مشهد مشغول طبابت بود.
کمتر کسی از اهالی مشهد است که نامی از او یا خاطره ای از او نداشته یا نشنیده باشد.
دکتر شیخ بابت طبابت خود از مردم پولی نمی گرفت .هر کس هرچه می خواست در صندوقی که کنار میز کاراو بود می ‌انداخت .
 چون حق ویزیت دکتر 5 ریال تعیین شده بود که خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان بود، دراکثر مواقع، بعضی که تمکن مالی نداشتند یا... سر فلزی نوشابه را که صاف کرده بودند به جای پنج ریالی به داخل صندوق می انداختند و صدایی شبیه انداختن پول شنیده می‌شد.

محله ما در مشهد نزدیک کوچه دکترشیخ است. مادرم از قول دختر دکترشیخ تعریف می کرد که می گفت :
روزی متوجه شدم، پدرم مشغول شستن و ضد عفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است!
با تعجب از اوپرسیدم: پدربازیتان گرفته است؟ چرا سر نوشابه ها را می شورید؟
 جوابی داد که اشک را از دیدگانم جاری کرد گفت:
دخترم، مردمی که مراجعه می کنند بهتر است از سر نوشابه‌های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند،این سر نوشابه‌های تمیز را آخر شب در اطراف مطب می‌ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از اینها که تمیز است استفاده کنند. واضافه کرد:
آخر بعضی‌ها‌ خجالت می‌کشند چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.
- سبزی فروش محل می گفت :
ابتدا که دکتر شیخ در محله سرشورمطب بازکرده بود و من هنوز ایشان را نمی شناختم هر روز قبل از رفتن به مطب نزد من می آمد و قیمت سبزیها را یادداشت می کرد اما خرید نمی کرد ومی رفت.
پس از چند روز که حوصله ام سر رفت با کمی پرخاش به او گفتم :
مگر تو بازرسی که هر روز می آیی و وقت مرا می گیری ؟
گفت : خیر، من دکتر شیخ هستم و قیمت سبزیجات را برای آن می پرسم تا ارزانترین آنها را برای بیماران خودم تجویز کنم .
-  دکترحسین خدیوجم نیز گفته است :
روزی در مطب دکتر شیخ شاهد بودم برای بیمارانش آب پاچه تجویز می کرد. وقتی از ایشان پرسیدم: چرا بجای سوپ جوجه ، آب پاچه تجویزمی کنید ؟ گفتند : چون برای جبران ضعف بدن بیمارمانند سوپ جوجه مقوی و موثر است. و مهمتر آنکه پاچه گوسفند ارزانتر از جوجه است .

در اواخرعمر که دکتر در بستر بیماری بود و همانجا هم بیمار می دید، یکی از فرزندانش به ایشان پیشنهاد کرد حداقل ویزیت را 5 تومان کنید ، دکتر درجواب او گفت :

عزیزم من یا دیوانه ام یا پیغمبرم .
اگر دیوانه ام که با دیوانه کاری نمی توانید بکنید !
و اگر پیغمبرم بیخود می کنید به پیغمبر خدا دستورمی دهید .
- روزی که شخصی از دکتر سئوال کرد:شما چرا با این سن و خستگی ناشی از کار از موتور سیکلت استفاده می کنید؟ دکتر در جواب گفت :
منزل مریضهایی که من به عیادتشان می روم آنقدر پیچ در پیچ است و کوچه های تنگ دارد که هیچ ماشینی نمی تواند از آنها عبور کند،بنابراین مجبورم با موتور به عیادتشان بروم .

 آری این اوج عزت انسانی است ،
دکتر شیخ بیش از اینکه دکتر باشد معلمی بود که اخلاق همراه با مهربانی و صفا را به شاگردان و مریدان مکتبش آموزش داد
نویسنده : هاشم : ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٧
Comments نظرات () لینک دائم