زیتون(روان شناسی ازدواج)

گناهان کبیره

نورمعرفت( زهرا.گ)

روایات متعددى از ائمّه علیهم السلام به ما رسیده که بیانگر تقسیم گناهان به کبیره و صغیره

به این موضوع اختصاص یافته که « باب الکبائر » است، ودر کتاب اصول کافى یک باب تحت عنوانداراى ٢۴ حدیث است.

در روایت اوّل و دوّم این باب، تصریح شده که گناهان کبیره، گناهانى را گویند که خداوند، دوزخ وآتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است.(  الکبائر التى اوجب اللّه علیها النار.  کافى، ج ٢ ص ٢٧۶

در بعضى از این روایات (روایت سوم و هشتم)، هفت گناه به عنوان گناه کبیره، و در برخى از روایات(روایت ٢۴ ) نوزده گناه به عنوان گناهان کبیره، شمرده شده است.  کافى چاپ آخوندى، ج ٢ص ٢٨۵ ، وسائل الشیعه، ج ١١ ص ٢٧۶

گرچه هر گناه، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است، سنگین و بزرگ مى باشد، ولى این موضوعمنافات ندارد که بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى که دارد، بزرگتر از برخىدیگر

  باشد، و به گناهان بزرگ و کوچک تقسیم گردد.

گناهان کبیره درکلام امام صادق علیه السلام

یکى از علماى اسلام، به حضور امام صادق علیه السلام آمد، سلام آرد و سپس « عمروبن عبید »

این آیه را خواند:

نجم، ٣٢  « الذینّ یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش

«. نیکوکاران کسانى هستند که از گناهان بزرگ، و زشتی پرهیز مى کنند »

سپس سکوت کرد و دنبال آیه را نخواند؛

 چرا سکوت کردى » : امام صادق علیه السلام به او فرمودند

« دوست دارم، گناهان کبیره را از کتاب خداوند بدانم » : او گفت

آنگاه امام صادق علیه السلام گناهان کبیر ه اى را که در قرآن آمده بیان نمودند:

١- بزرگترین گناهان کبیره، شرک به خداست؛

 قرآن مى فرماید:

نساء، ٧٢ « وَ من یُشرک بِاللّه فَقد حَرّم اللّه عَلَیهِ الجنّة

« کسیکه براى خدا، شریک قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام می کند »

٢- ناامیدى از رحمت خدا؛

یوسف، ٧٨ « انّه لایَیأس مِن روحِ اللّه الاّ القَوم الکافِرون »

« هیچکس جز کافران از رحمت خدا، نومید نگردد »

٣- ایمنى از مکر (عذاب و مهلت) خدا؛

اعراف، ٩٩ « فلا یامن من مکر اللهّ الاّ القوم الخاسرون

« از مکر خداایمن نشود، مگر مردم زیانکار »

۴- عقوق (و آزار) والدین

 چنانکه قرآن از زبان عیسى علیه السلام می فرماید:

« خدا دستور داده که به مادرم نیکى کنم و مرا زورگوى تیره بخت قرار نداده است »

۵- کشتن انسانِ بى گناه؛

)« و مَن یَقتُل مؤمِناً مُتعَمّداً فَجزاؤه جهَنّم خالِداً فیها و غَضبَ اللّه عَلیه وَ لَعنَه وَ اعدّ لَه عَذاباً عَظیماً  نساء۹۳

و هر کس فرد با ایمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است که جاودانه در آن مى ماند، و خداوند بر او غضب مى کند و از رحمتش دور مى سازد و عذاب عظیمى براى

او آماده ساخته است

 

۶- نسبت نارواى زنا به زن پاکدامن؛

« انّ الّذینَ یَرمُونَ الُمحصِناتِ الغافِلات المُؤمِنات لُعِنُوا فى الدّنیا و الاخرة وَ لَهم عَذاب عَظیم » نور 23

کسانى که زنان پاکدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى) و با ایمان را متهم مى سازند، در دنیا و

 آخرت، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشان است

٧- خوردن مال یتیم؛

انّ الّذینَ یَأکلون اَموال الیَتامى انماّ یاکلون فى بطونهم ناراً وسیصلون سعیراً نساء 10

همانا کسانى که اموال یتیمان را می خورند، آنها در شکم هاى خود، آتش فرو مى برند و بزودى در آتش سوزان می سوزند

٨- فرار از جبهه جهاد؛

وَ مَن یُولّهم یَومئذٍ دُبُره الاّ مُتِحرّفاً لِقتال او مُتحیّزاً الى فِئَة بآء بِغَضب مِن اللّه وَ مَأواه جَهنّم و بئس  المصیر انفال 16

و هر کس در آن هنگام (جنگ) به آنها پشت آند مگر در صورتى که هدفش، کناره گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد (چنین کسى) گرفتارخشم پروردگار خواهد شد، و جایگاه او جهنم، و چه بد عاقبتى است

٩- ربا خوارى؛

اَلّذینَ یَاکلونَ الرِّبا لایَقُومُون اِلاّ آَما یَقوم الّذى یَتخبَّطهُ الشّیطان مِن المسّ  بقره 277

کسانى که ربا مى خورند، بر نمى خیزند مگر مانند کسى که شیطان باتماس خود، او را همچون دیوانه، آشفته حال کرده است

١٠ - سحر و جادو؛

 « وَ لَقَد عَلمُوا لِمَن اشتَراهُ مالَه فِى الاخِرة مِن خلاق » بقره 102

« قطعاً دانستند که هر کس خریدار جادو شود، در آخرت، بى بهره خواهد بود »

١١ - زنا؛

وَ مَن یَفعَل ذلکَ یَلقَ اَثاماً یُضاعف لَه العَذاب یَومَ القیامَة وَ یَخلُد فیهِ مُهاناً  فرقان 68 تا69

هر کس که زنا کند، مجازاتش را خواهد دید، عذاب چنین کسى در قیامت، مضاعف گردد و با

 خوارى، همیشه در آن خواهد ماند

١٢ - سوگند دروغ براى گناه؛

اَلّذینَ یَشتَرونَ بِعَهدِ اللّه و ایمانِهم ثَمَناً قَلیلاً اُولئِک لا خلاقَ لَهم فِى الاخِرة  آل عمران 77

کسانى که پیمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندک مى فروشند، در آخرت، بى

 بهره اند

١٣ - خیانت در غنایم جنگى؛

 « وَ مَن یَغلُل یَاتِ بِما غَلّ یَوم القِیامَة » آل عمران 161

« و هر که در غنیمت جنگى، خیانت کند، روز قیامت با آنچه خیانت کرده بیاید »

١۴ - نپرداختن زکات واجب؛

 یَومَ یُحمى عَلَیها فى نارِ جَهنَّم فَتُکو ى بِها جِباهُهُم و جُنوبهم و ظُهورهم » توبه 35

در آن روز (طلاها و نقر ه ها را)در آتش دوزخ داغ و سوزان کرده و با آن صورت ها و پهلوها و

پشت هایشان را داغ مى گذارند

١۵ - گواهى به دروغ، کتمان؛

 وَ مَن یَکتُمها فَاِنّه آثِم قَلبَه بقره 283

«و هر کس گواهى دادن را پنهان آند، قلبش گنهکار است »

١۶ - شرابخوارى،

یا ایّها الَّذین آمَنوا اِنّما الخَمر و المَیسر و الاَنصابُ و الاَزلام رِجسٌ من عَمل الشَّیطان فَاجتَنبوه

 لعّلکم تُفلِحون مائده 90

اىکسانى که ایمان آورده اید، شراب و قمار و بت ها و تیرهاى قرعه پلیدند و از عمل شیطانند.

 پس از آنها دورى کنید باشد که رستگار شوید

١٧ - ترک نماز یا واجبات دیگر بطور عمد،

 زیرا پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود:

« من ترک الصّلاة متعمّداً فقد بَرى من ذمّة اللّه و ذمّة رسول اللّه »

«. هر کس عمداً نماز را ترک کند از پیمان خدا و رسول خدا بیزارى جسته است »

١٨ و ١٩ - پیمان شکنى و قطع رحم،

 چنانکه خداوند مى فرماید:

 اُولئِک لَهمُ اللَعنَة وَ لَهم سُوء الدّار » فرقان 25

براى آنانکه (پیمان را مى شکنند و قطع رحم مى آنند) لعنت و خانه بد در آخرت، است »

امام صادق علیه السلام به اینجا که رسید، عمروبن عبید در حالى که از شدت ناراحتى، شیون

مى کشید از محضر آن حضرت خارج شد و مى گفت:

هلک من قال برأیه و نازعکم فى الفضل و العلم »

به هلاکت رسید آنکس که به رأى، فتوا داد، و در فضل و علم با شما، ستیزکرد »

 

نقل از کتاب گناه شناسی

حجه الاسلام قرائتی

مطالب مرتبط

 قسمت دوم(واژه های گناه درروایات )

 قسمت اول

سی گناه زبان

چهارعامل خطر

قسمت چهارم وپنجم درادامه  


گناهان کبیره از دیدگاه امام خمینى قدس سره

 

در کتاب تحریر الوسیله امام خمینى قدس سره در مورد معیار گناهان کبیره، چنین آمده است:

١- گناهانى که در مورد آنها در قرآن یا روایات اسلامى وعده ى آتش دوزخ، داده شده باشد.

٢- از طرف شرع، به شدت، از آن نهى شده است.

٣- دلیل، دلالت دارد که آن گناه، بزرگتر از بعضى از گناهان کبیره است.

۴- عقل، حکم کند که فلان گناه، گناه کبیره است.

۵- در ذهن مسلمینِ پا ىبند به دستورات الهى، چنین تثبیت شده که فلان گناه، از گناهان بزرگ

است.

۶- از طرف پیامبر صلى الله علیه وآله یا امامان علیهم السلام در خصوص گناهى تصریح شده آه از

گناهان کبیره است.

سپس می گویند: گناهان کبیره، بسیار است، بعضى از آنها عبارتند از:

١- نا امیدى از رحمت خدا.

٢- ایمن شدن از مکر خدا.

٣- دروغ بستن به خدا یا رسول خدا صلى الله علیه وآله و یا اوصیاى پیامبرعلیهم السلام

۴- کشتن نا بجا.

۵- عقوق پدر ومادر.

۶- خوردن مال یتیم از روى ظلم.

٧- نسبت زنا به زن با عفت.

٨- فرار از جبهه جنگ با دشمن.

٩- قطع رحم.

١٠ - سحر و جادو.

١١ - زنا.

١٢ - لواط.

١٣ - دزدى.

١۴ - سوگند دروغ.

١۵ - کتمان گواهى. (در آنجا که گواهى دادن واجب است)

١۶ - گواهى به دروغ.

١٧ - پیمان شکنى.

١٨ - رفتار بر خلاف وصیّت.

١٩ - شرابخوارى.

٢٠ - رباخوارى.

٢١ - خوردن مال حرام.

٢٢ - قمار بازى.

٢٣ - خوردن مردار و خون.

٢۴ - خوردن گوشت خوک.

٢۵ - خوردن گوشت حیوانى که مطابق شرع ذبح نشده است.

٢۶ - کم فروشى.

٢٧ - تعرّب بعد از هجرت. یعنى انسان به جایى مهاجرت آند که دینش را از دست می دهد.

٢٨ - کمک به ستمگر.

٢٩ - تکیه بر ظالم.

٣٠ - نگهدارى حقوق دیگران بدون عذر.

٣١ - دروغگویى.

٣٢ - تکبر.

٣٣ - اسراف و تبذیر.

٣۴ - خیانت.

٣۵ - غیبت.

٣۶ - سخن چینى.

٣٧ - سر گرمى به امور لهو.

٣٨ - سبک شمردن فریضه حج.

٣٩ - ترک نماز.

۴٠ - ندادن زکات.

۴١ - اصرار بر گناهان صغیره.

اما شرک به خدا و انکار آنچه را که خداوند دستور داده، و دشمنى با اولیاى خدا، از بزرگترین گناهان

 کبیره میباشد.

همانگونه که بیان شد طبق فتواى امام خمینى قدس سره گناهان کبیره، بسیار است و آنچه در

بالا ذکر شد قسمتى از آنها است، مثلاً توهین به کعبه و قرآن و پیامبر صلى الله علیه وآله و امامان

علیهم السلام یا ناسزا گفتن به آنها و بدعت گذارى و.... از گناهان کبیره است.

یک تقسیم بندى دیگر در مورد گناهان

امام على علیه السلام در گفتارى فرمود:

« ... ان الذنوب ثلاثة... فذنب مغفور و ذنب غیر مغفور و ذنب نرجو لصاحبه و نخاف علیه »

گناهان بر سه گونه اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى که براى صاحبش، هم امید  (بخشش) داریم و هم ترس از کیفر. اما گناهى که بخشیده است، گناه بنده اى است که خداوند او را در دنیا کیفر مى کند و در آخرت کیفر ندارد.

سپس فرمود:

 در این صورت خداوند حکیم تر و بزرگوارتر از آنست که بند ه اش را دو بار کیفر کند.

اما گناهى که نابخشودنى است، حق الناس است یعنى ظلم بندگان نسبت به همدیگر که بدون

رضایت مظلوم بخشیده نمی شود.

و اما نوع سوم، گناهى است که خداوند آن را بر بنده اش پوشانده و توبه را نصیب او نموده است، و

در نتیجه آن بنده هم از گناهش هراسان است و هم امید به آمرزش پروردگارش دارد، ما نیز درباره ى

چنین بند هاى، هم امیدواریم و هم ترسان.  بحار، ٣٠ ج ۶ ص

موارد تبدیل گناه صغیره به کبیره

از آیات و روایات استفاده مى شود که در چند مورد، گناه صغیره، تبدیل به کبیره میشود و حکم

گناهان کبیره را پیدا مى کند از جمله:

١- اصرار بر صغیره

تکرار گناه صغیره، آن را تبدیل به گناه کبیره مى کند، و اگر انسان حتى یک گناه کند، ولى استغفار

نکند، و در فکر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى آید.

صغیره همچون نخ نازک و باریکى است که اگر تکرار شود، طناب و ریسمان ضخیم و کلفتى

مى گردد که پاره کردنش مشکل است.

قرآن درباره ى پرهیزکاران مى فرماید:

« ولم یصروا  على ما فعلوا و هم یعلمون » آل عمران،١٣۵

« آنان آگاهانه بر گناهانشان، اصرار نورزند »

امام باقر علیه السلام در شرح این آیه فرمود:

اصرار، عبارت از این است که کسى گناهى کند و از خدا آمرزش نخواهد و در فکر توبه نباشد. کافى، ج ٢ ص ٢٨٨

بر همین اساس بعضى از فقهاء گفته اند: عزم بر تکرار گناه همچون اصرار بر گناه است

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

« ایاک و الاصرار فانه من اکبر الکبائر و اعظم الجرائم »

( غررالحکم، ج ١ ص ١۵١ )  

«. از اصرار بر گناه بپرهیز، چرا که از بزرگترین جرایم است »

از گناهان کوچک غافل نشویم

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله علیه وآله همراه یاران (در سفرى) در

که از آن آتش « هیزم بیاورید » ،« ائتوابحطب » : سرزمین بى آب و علفى فرود آمد، به یارانش فرمود

روشن کنیم تا غذا بپزیم.

یاران عرض کردند: اینجا سرزمین خشکى است و هیچگونه هیزم در آن نیست!.

آنها رفتند و « بروید هر کدام هر مقدار مى توانید جمع کنید » : رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود

هر یک مختصرى هیزم یا چوب خشکید ه اى با خود آورد و همه را در پیش روى پیامبر صلى الله علیه

وآله روى هم ریختند، پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود:

سپس فرمود: ،« این گونه گناهان، روى هم انباشته میشوند » « هکذا تجتمع الذنوب »

«... ایّاکم و الُمحقّرات من الذّنوب »( کافى، ج ٢ ص ٢٨٨ )  

« از گناهان کوچک بپرهیزید که همه آنها جمع و ثبت میگردد »

امام صادق علیه السلام فرمود:

« لا صَغیرة مع الاِصرار »( بحار، ج ٨ ص ٣۵١ )

 « در صورت اصرار، گناه صغیره اى نباشد »

٢- کوچک شمردن گناه

کوچک شمردن گناه، آن را به گناه بزرگ تبدیل مى کند، براى روشن شدن موضوع، به این مثال توجه

کنید:

اگر کسى سنگى به سوى ما پرتاب کند، ولى بعداً پشیمان شده و عذرخواهى کند، ممکن است

او را ببخشیم، ولى اگر سنگ ریزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگوید: اینکه چیزى نیست،

بى خیالش. او را نمى بخشیم، زیرا این کار، از روح استکبارى او پرده برمى دارد و بیانگر آن است که

او گناهش را کوچک مى شمرد. به این روایات توجه کنید:

١- امام حسن عسکرى علیه السلام فرمود:

« من الذّنوب التّى لا یغفر لیتنى لا أُؤاخَذُ الاّ بهذا »( تحف العقول، ص ۴٨٧ )  

«. از گناهان نابخشودنى این است که انسان بگوید: کاش مرا به غیر از این گناه مجازات نکنند »

یعنى آن گناهِ مورد اشاره را کوچک بشمرد.

٢- امیرمؤمنان على علیه السلام مى فرماید:

« أشدّ الذّنوب ما استَهان به صاحبه »( نهج البلاغه، حکمت ٣۴٨ ، غرر الحکم، ج ١ ص ١٩٣ )

«. بدترین گناهان، آن است که صاحبش آن را کوچک بشمرد »

٣- امام صادق علیه السلام فرمود:

«. از گناه حقیر و ریز، بپرهیز (سبک مشمار) که آمرزیده نشود »

عرض کردم: گناهان حقیر چیست!؟ فرمود آن است که:

« الرّجل یَذنب فیَقول طُوبى لى لو لم یَکن لى غیر ذلک »( کافى، ج ٢ ص ٢٨٧ )   

«کسى گناه کند و بگوید خوشا به حال من اگر غیر از این گناه نداشتم »

۴- حضرت سجاد علیه السلام در ضمن دعا، به خدا عرض می کند:

« الّلهم اَعُوذُ بِکَ مِن... الاِصرارِ عَلى المَأثَم و استِصغار المَعصیَة » صحیفه ى سجادیه، دعای هشتم

«. پروردگارا! به تو پناه مى برم از اصرار بر گناهان، و کوچک شمردن گناه »

٣- اظهار خوشحالى هنگام گناه

لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه، از امورى است که گناه را بزرگ می کند و موجب

کیفر بیشتر مى شود. در اینجا به چند روایت توجه کنید:

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

« شر الاشرار من تبهّج بالشر »( غرر الحکم، ج ١ ص۴۴۶ ) 

«. بدترین بدها کسى است که به انجام بدى خوشحال گردد »

و نیز فرمود:

« مَن تَلذّذ بمعاصِى الله ذُلّ »( فهرست غرر، ص ١٣٠ )

«کسى که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مى رساند »

امام سجاد علیه السلام فرمود:

« إیّاک و ابتهاج الذّنب فانّه أعظم من رآوبه »

( بحار، ج ٧٨ ص ١۵٩ )

«. از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادى بزرگتر از انجام خود گناه است »

و نیز فرمود:

« حلاوة المعصیة یفسدها الیم العقوبة »

( بحار، ج ٧٨ ص ١۵٩ )

« عذاب دردناک گناه شیرینى آن را تباه مى سازد »

و از سخنان امام سجاد علیه السلام است:

« لا خیر فى لذّة من بعدها النّار »( بحار، ج ٧٨ ص ١۵٩ )

« در لذتى که بعد از آن آتش دوزخ است خیرى نیست »

رسول اکرم صلى الله علیه وآله فرمود:

« من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک »

مشکاة الانوار، ص ٣٩۴ ، وسائل الشیعه، ج ١١ ص ١۶٨

« کسى که گناه کند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ مى شود در حالى که گریان است »

۴- گناه از روى طغیان

یکى دیگر از امورى که موجب تبدیل گناه کوچک به گناه بزرگ می شود، طغیان و سرکشى در انجام

گناه است؛

« امّا مَن طَغى وَ اثَر الحَیاة الدّنیا فَاِنّ الجَحِیمَ هِىَ المَأوى » نازعات، ٣٧

« و اما آنها که طغیان کردند و زندگى دنیا را مقدم شمردند، بی گمان جایگاهشان دوزخ است »

۵- مغرور شدن به مهلت الهى

دیگر از امورى که گناه کوچک را به گناه بزرگ تبدیل می کند، آن است که گنهکار مهلت خدا و

مجازات نکردن سریع او را دلیل رضایت خدا بداند و یا خود را محبوب خدا بداند؛

« و یقولون فى انفسهم لولا یعذّبنا اللّه بما نقول حسبهم جهنّم یصلونها فَبِئسَ المَصیر » مجادله

گناهکاران در دل مى گویند: «  چرا خداوند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمى کند؟ جهنم براى آنها

کافى است، وارد آن می شوند و بد جایگاهى است»

وعده عذاب جهنم براى چنین افرادى، دلیل آن است که گناه افرادى که مغرور به عدم مجازات

سریع خداوند هستند، گناه کبیره است.

۶- تجاهر به گناه

آشکار نمودن گناه نیز، گناه صغیره را تبدیل به گناه کبیره مى کند، شاید از این نظر که آشکار نمودن

گناه حاکى از تجرّى و بى باکى بیشتر گنهکار است، و موجب آلوده کردن جامعه، و عادى نمودن گناه

مى گردد.

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

( غررالحکم، ج ١ ص ١۵١ ) « ایّاک و المجاهرة بالفُجور فانّه من اشدّ المآثم »

«. از آشکار نمودن گناهان بپرهیز، که آن از سخت ترین گناهان است »

و حضرت رضا علیه السلام فرمود:

« المستتر بالحسنة یعدل سبعین حسنة و المذیع بالسیّئة مخذول »(مشکاة الانوار، ص ٣٩۴ )

«. پاداش پنهان کننده کردار نیک، معادل هفتاد کار نیک است، و آشکار کننده گناه، خوار مى باشد »

٧- گناه شخصیت ها

گناه آنان که در جامعه، داراى موقعیت خاص هستند، با گناه دیگران یکسان نیست، و چه بسا گناه

صغیره آنها، حکم گناه کبیره را داشته باشد، زیرا گناه آنها داراى دو بعد است: بعد فردى و بعد اجتماعى.

گناه شخصیتها و بزرگان از نظر بعد اجتماعى مى تواند زمینه ى اغوا و انحراف جامعه و موجب سستى دین مردم شود. بر همین اساس، حساب خداوند با بزرگان و شخصیت ها، غیر از حساب او با دیگران است.

-------------------------------

گناه بزرگان از دیدگاه قرآن

در آیه ۴۴ تا ۴٨ سوره حاقهّ مى خوانیم:

و لو تَقَوّلَ علینا بعض الاَقاویل. لاَخَذنا منِه بِالَیمین. ثمّ لَقطعنا مِنه الوَتین. فَما مِنکم مِن اَحد

حاجِزین

و اگر او (پیامبر) سخن دروغ بر ما مى بست، ما او را با قدرت مى گرفتیم، سپس رگ قلبش (یعنى »

 شاهرگش) را قطع مى کردیم، و احدى از شما نمى توانست مانع شود و از او حمایت کند

در قرآن افراد بدعت گذار وتحریف گر بسیاری مطرح شده انداما خدا دربارهء هیچکدام از آنها این گونه سخن نگفت که:<<رگ گردنت را می زنیم>>ولی به پیامبر صلی الله علیه وآله به خاطر عصمت ومقام علم وآگاهیش چنین می فرماید، زیرا او شخص بزرگی است که گناهش نیز بسیار بزرگ است.

بنابراین آنان که داراى شخصیت علمى و دینى هستند و انتسابشان به دستگاه دین بیشتر است،

مسئولیت بیشترى دارند.

مَثَل دانشمند غیر متعهّد در قرآن

در قرآن دانشمندان بى عمل به الاغ و سگ، تشبیه شد ه اند.

در مورد بلعم باعورا دانشمند گنهکار می خوانیم:

اعراف، ١٧۶ ) « فَمَثله آَمَثل الکَلبِ اِن تَحمِل عَلَیه یَلهَث اَو تَترُآه یَلهَث »

مثال او همانند سگ (هار) است که اگر به او حمله کنى دهانش را باز و زبانش را از دهانش 

بیرون می آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همین کار را می کند. (آنچنان تشنه ى دنیا است

که همیشه دهانش باز است

و در آیه ی سوره ى جمعه مى خوانیم:

« مَثَل الَّذینَ حُمِّلُوا التّوراةِ ثمّ لم یَحمِلوها آَمَثل الحِمارِ یَحمل اَسفاراً »

مثال کسانى که به دستورات تورات، تکلیف شدند، ولى حق آن را ادا ننمودند، همانند مثال الاغى »

است که کتاب هایى با خود حمل کند (و از کتاب ها بهره اى نبرد جز سنگینى بار آن

در آیه ى ٣٠ سوره ى احزاب مى خوانیم:

« یا نِساءَ النّبى مَن یَاتِ مِنکُنّ بِفاحِشَة مُبیِّنَة یُضاعَف لَها العَذاب ضِعفَین »

« اى همسران پیامبر هر کدام از شما گناه آشکارى مرتکب شود، عذاب او دو برابر است »

همسران پیامبر به خاطر اینکه در جامعه داراى موقعیت خاصى بودند گناه آنها کیفر مضاعف داشت.

مراد از « گناه آشکار » آنها، شاید اشاره به اثر اجتماعى آن گناه باشد، که به همین خاطر کیفرِ چند

برابر دارند.

بر همین اساس روایت شده شخصى به امام سجاد علیه السلام عرض کرد<< انکم اهلبیت مغفور له »

«شما از خاندانى هستید که مشمول آمرزش خداوند می باشید »

آن حضرت با شنیدن این سخن خشمگین شد و در پاسخ فرمود:

آنگونه که تو می گویى نیست، ما در مورد نیکوکاران خود، دو پاداش و در مورد گنهکاران خود، دو

کیفر قایل هستیم

( سپس آیه ٣٠ و ٣١ احزاب را تلاوت فرمودند. مجمع البیان، ج ٨ ص ٣۵۴

گناه بزرگان از دیدگاه روایات

١- امام صادق علیه السلام در ضمن گفتارى فرمود:

( کافى، ج ١ ص ۴٧ ) )« یغفر للجاهل سبعون ذنباً قبل ان یغفر للعالم ذنب واحد »

« هفتاد گناه از جاهل، بخشیده مى شود قبل از آنکه یک گناه از عالم، بخشیده گردد »

٢- رسول اکرم صلى الله علیه وآله در ضمن گفتارى فرمود:

بحار، چاپ بیروت، ج ٧۴ « اگر عالمان دین و زمامداران، فاسد شدند، مردم نیز فاسد می شوند »

و در سخن دیگر فرمود:

« عوام امت من اصلاح نمى شوند مگر با اصلاح خواص امت من »

شخصى پرسید: خواص امت چه کسانى هستند؟. فرمود:

« خواص امتى اربعة: الملوک و العلماء و العباد و التجار »

خواص امت من چهار دسته اند: ١- زمامداران. ٢- دانشمندان. ٣- عابدان. ۴- تاجران.

شخصى دیگر پرسید: چگونه؟ پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود:

زمامداران چوپانان مردمند، وقتى چوپان گرگ شود، گوسفندان چگونه بچرند؟ و علما طبیبان

مردمند، وقتى طبیب بیمار باشد، بیماران را چه کسى درمان کند، بندگانِ عابد خداوند راهنماى

مردمند، اگر راهنما گمراه شد، چه کسى راه رونده را هدایت مى کند؟ و تاجران امین مردمند، « وقتى که

امین خیانت کرد، به چه کسى باید اطمینان نمود

٣- نیز رسول اکرم صلى الله علیه وآله فرمود:

در روز قیامت، خداوند با سه کس سخن نگوید، و به آنها توجه نکند و آنها را پاک نسازد و براى آنها

عذاب دردناک است:

« شیخ زان و ملک جبّار و مُقِلّ مُختال »

«. پیر زناکار، و سلطان جبار و فقیر متکبر »

۴- امام صادق علیه السلام به یکى از اصحاب به نام شقرانى فرمود:

ان الحسن من آل احد حسنٌ و انّه منک احسن لمکانک منّا، و انّ القبیح من آل احد قبیح و انّه منک اقبح

»

اى شقرانى! نیکى از هر شخص نیکو است، ولى از تو که به ما نسبت دارى نیکوتر است، و زشتى از هر کسى زشت است ولى از تو زشت تر

۵- امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

 « زَلّةُ العالم تُفسد العَوالِم »

« لغزش عالم، همه ى عالم ها را تباه مى سازد »

و نیز فرمود:

« زلّة العالم آانکِسار السّفینَة تُغَرق و تُغرقُ معَها غَیرها »

لغزش عالم همانند شکسته شدن کشتى در دریا است هم خود غرق مى شود و هم موجب

غرق شدن سرنشینانش مى گردد.

بنابراین گناه مسئولین، چهر ه ها، علما، نهادها، نویسندگان، بزرگان و سادات بیشتر به حساب

مى آید.

گناهان کلیدى

همان گونه که پیرى و ضعف، زمینه هجوم کسالت و بیمارى هاى گوناگون مى گردد، گاهى عیب و

یا گناهى زمینه و کلید انواع گناهان مى شود. مثلاً:

١- حسادت، انسان را به انواع گناهان مانند کارشکنى، تهمت، دروغ و سوء قصدها و...وادار

مى کند. امام صادق علیه السلام فرمود:

« ان الحَسَد یَاکُل الاِیمانَ آَما تَاکُلُ النّار الحَطَب »

«. همانگونه که آتش، هیزم را مى بلعد، حسادت ایمان را می بلعد »

انسان حسود به هر تلاشى که رقیب خود را بشکند، دست مى زند.

٢- بخل و حرص، بخل سبب ندادن زکات و خمس و ترک انفاق و مى شود، به علاوه مردم از بخیل

ناراحتند و همین موجب بدگویى ها و سوء ظنها مى گردد؛

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

« البُخلُ جامِع لِمساوِى العُیُوب وَ هُو زمام یقادُ بِه اِلى کلّ سوء »

 حکمت ٣٧٠

بخل، جامع و گرد آورنده همه ى بدى ها است، و افسارى است که همه ى بدى ها را بسوى خود

مى کشاند.

حرص نیز سبب گناهانى مانند: کم فروشى، احتکار، گران فروشى، رشوه خوارى، تملق و انواع بى

تقوایى ها مى شود.

٣- دروغ، انسان با دروغ گناهان خود را توجیه مى کند و زیر پوشش توجیه هاى دروغین، صدها گناه

دیگر بروز می کند، امام حسن عسکرى علیه السلام فرمود:

( بحار، ج ٧٢ ص ٢۶٢  )« جُعِلَت الخَبائِثُ آُلّها فى بَیتٍ و جُعِلَ مِفتاحُها الکذب »

« تمام زشتى ها در اتاقى قرار داده شده، و کلید آن، دروغ است »

۴- خشم و بداخلاقى، عیبى است که سبب فحش، غیبت، دشمن تراشى و انواع زشتیها

مى شود، امام حسن عسکرى علیه السلام فرمود:

« الغضب مفتاح کل شر »

«. خشمِ (بى کنترل) کلید هر بدى است »

عیوب و گناهان دیگرى نیز وجود دارند که زمینه ساز گناهان دیگر مى شوند، مانند: بدگمانى، حرام

خوارى، شراب خورى، ستیزه جویى، ترس، تکبر و....که براى رعایت اختصار از شرح بیشتر خوددارى

شد.

آژیر خطر

از تعبیرات مختلف آیات و روایات، به شدت و ضعف خطرهاى گناه پى مى بریم. در قرآن نسبت به

بعضى از گناهان تعبیر شده که آن را انجام ندهید مانند:

نساء، ۶ بسم الله الرحمن الرحیم « و لا تاکلوها اسرافاً »

« از اموال آنها از روى اسراف نخورید »

در بعضى از موارد تعبیر شده که از آن دورى کنید؛

نحل، ٣۶ ) بسم الله الرحمن الرحیم)« و اجتنبوا الطاغوت »

« و از طاغوت دورى کنید »

و در بعضى موارد گفته شده نزدیک آن نشوید؛

نحل، ٣۶  بسم الله الرحمن الرحیم)« وَ لاتَقرَبوا الفَواحِشَ ما ظَهَر مِنها وَ ما بَطن »

«. به کارهاى زشت خواه آشکار و خواه پنهان نزدیک نشوید »

انجام ندادن با نزدیک نشدن نشانه ى دو نوع خطر است مثلاً درباره نفت مى گوییم: کبریت به آن

نزنید!. ولى درباره ى بنزین مى گوییم: کبریت را نزدیک آن نبرید که فاجعه مى آفریند!.

گناه زنا و خوردن مال یتیم و ورود کفار به سنگر مسلمین (مسجدالحرام) شبیه بنزین است که در

« فلایقربوا المسجد الحرام » و جمله « نزدیک نشوید » ( نساء / ۴٢ ) )« و لاتقربوا » قرآن با جمله

تعبیر شده است. « نباید مشرکان نزدیک مسجدالحرام شوند »

این تعبیر همچون آژیر خطر، حاکى از آن است که بعضى گناهان چنان وسوسه انگیز است که

نزدیک شدن به حریم آن ممکن است انسان را در پرتگاه خطرناک قرار دهد و نباید به عوامل زمینه

ساز و سوق دهنده به سوى گناه نزدیک نشد مثلاً از محیط فاسد و آلوده که لغزندگى شدیدى براى

سقوط در دره ى گناه دارد باید دورى نمود.

برگرفته از کتاب گناه شناسی

حجه الاسلام قرائتی

نویسنده : هاشم : ٦:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۳٠
Comments نظرات () لینک دائم