زیتون(روان شناسی ازدواج)

دخترخردمند و مشاوربدجنس و بد ذات

نوشته ستاره

یک اتفاق جالبی برای یکی از دوستان هم سن خودم افتاده گفتم براتون تعریف کنم بشه یک تجربه برای همه ما ها !

این دوستم مسیر کارش  خیابون انقلاب هستش و روزانه با تاکسی خطی این مسیر رو می ره می گفت نزدیک یکسالی بود یک پسر خیلی خوش تیپ و ظاهری مرتب و ظاهرا با شخصیت هم از این مسیر به انقلاب میومد !چند هفته پیش یک روز اینها اتفاقی کنار هم تو تاکسی می شینند و این آقا یک جوری سر صحبت رو باز می کنند با دوستم و می پرسن مجردی یا متاهل ؟ و اینم جواب می ده مجردم و ایشونم می گه چقدر خوب من هم مجردم و تو این چند ماه من از نجابت و ... شما خوشم اومده و اگر موافق هستین یک آشنایی داشته باشیم برای ازدواج و ... !!

بعد هم از خودش می گه که دکترا روانشناسی دارم و استاد دانشگاه هستم و جزهیئت علمی و ... و بعد شماره رو می ده به دوستم که فکراتون رو بکنید در صورت تمایل تماس بگیرید و ...!

دوستم هم دیده بود به نظر خیلی آدم با شخصیتی هستن و مودب و ... بهشون تلفن می زنند و کمی بیشتر مثلا با هم آشنا می شن و ایشون می گن که خونه و ماشینم دارم و کمی هم از خانواده می گه و ... دوستم می گفت اینقدر جدی و متین صحبت می کرد گفتم خدا رو شکر یک کیس مناسب و با شخصیت هم سر راه من قرار گرفت ؟!

بعد به دوستم می گه بهتره همدیگر رو ببینیم برای آشنایی بیشتر و دوستم می گه باشه کجا ؟ ایشونم با اعتماد به نفس می گه شما تشریف بیارید خونه من !و اینکه  یکساله تنها زندگی می کنم و هیچ جا مثل خونه نیست هم به دور از هیاهو و نگاههای کنجکاو مردم هستیم هم می تونیم تمرکز بیشتری روی صحبتهامون داشته باشیم ؟؟؟؟!!!تعجب

بعد دوستم گفته یعنی چی من چرا باید بیام خونه شما ؟ بهتره یکجای عمومی قرار بگذاریم مثلا کافه شاپی رستورانی و یا پارکی ! گفته نه شما دخترها چرا اینقدر لجباز هستین و می خواین حرف حرف خودتون باشه و خود خواهید ! شما اصلا دو دلیل منطقی بیار که خونه جای مناسبی برای صحبت نیست ؟! این دوستم هم گفته اصلا من کاری که عرف نباشه انجام نمی دم ؟! گفته اینکه من بیرون از شما درخواست ازدواج کردم عرفه مگه ؟ اینکه با هم بریم بیرون صحبت کنیم عرف مگه ؟ .... اینم همینطوره و ...! بعد هم من نمی خوام شاگردام منو با یک خانم ببینند بیرون ؟!

خلاصه می گفت منم دیدم مثل اینکه مشکل داره گفتم ببین یا میای بیرون یا من نمیام اونم گفته یا شما میاین خونه یا من بیرون نمیایم ؟! تازه برگشته به دوستم گفته شما زنها چرا از عقلتون استفاده نمی کنید ؟!تعجب من خودم مشاور خانواده هستم می دونم هیچ کدوم از این حرفها و طرز فکرها درست نیست و ...!

دوستم هم عصبانی شده و گفته اتفاقا شما یکی رو می خواین که از عقلش استفاده نکنه و بیاد خونتون چه دلیلی داره منو خونه دعوت کنید ؟! کسی رو که نه می شناسم نه خانواده اش رو دیدم نه مورد تایید من هستش چطور به خودم اجازه بدم بیام تنهایی خونه شما ؟

اینها رو داشت می گفت مخم درد گرفت بابا این چه اوضاعی هستش ؟ احتمالا اگر می رفته خونه می گفته ببین بیشتر طلاقها سر مسائل ج ن س ی هستش پس بیا ببینیم با هم می تونیم کنار بیایم والا به خدا !

اخه چقدر سوء استفاده و فکرهای پلید ! خوب مثل بقیه پسرها برو دوست بشو دختر ببر بی درد سر خونت چرا سر راه کسی می خوای قرار بگیری که اهل این حرفها نیست و خودتو اینقدر ازار می دی ؟

+پ ن

از دوستانی که کامنت می گذارن خواهش می کنم ادب و احترام رو رعایت کنید چرا ما هنوز یاد نگرفتیم به هم احترام بگذاریم و اگر نظری داریم درست و محترمانه بگیم ؟!

از افرادی که فک می کنند این مطالب ارزش خوندن نداره و یا من مسخره می کنم و یا هر چیز دیگه ای خواهش می کنم به وبلاگهای مورد علاقشون تشریف ببرند و وقتشون رو بی خود صرف خوندن مطالب من و یا انتقاد و جر و بحث با بقیه نکنند!!

============================

مشابه درخواست این مشاورچندسال قبل دررشت اتفاق افتادکه دخترخانم پس ازدرخواست همبستری توسط نامزدش ،اوراکه دانشجوی ورزشکارقهرمان بودباکاردزدوکشت ولی تااثبات کندکه بیگناه است سالهاسوخت وسوخت اگرمثل این دخترازابتداگفته بودخیر دچارمشکل نمی شد جرایدشرح آنرادرج کرده اندشایدسال 85بود

نویسنده : هاشم : ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٠
Comments نظرات () لینک دائم