زیتون(روان شناسی ازدواج)

زیر پوست شهرهایمان چه می‌گذرد؟


از آمار طلاق 15 درصدی تا انفجار بمب شهوت

http://hamshahrijavan.blogsky.com/1390/03/27/post-779/


 
 دختران مجرد که نیازهای عاطفی بیشتری نسبت به پسران دارند و پس از استقلال، از عاطفه پدر و مادر نیز کمتر برخوردارند، امکان گرفتاری شان در مسائل جنسی خارج از چهارچوب افزیش می یابد. تجربه نشان داده وقتی موانع اولیه دختران برای رفتارهای جنسی برطرف شود، به داشتن شریک جنسی عادت می کنند و مفاسدی بروز می کند که هیچ گاه ابعادش مشخص نمی شود و ..
 

حوادث هفته های اخیر در خصوص تعرض به دختران و زنان در چند شهر ایران، اگرچه از جنبه امنیتی و لزوم افزایش و استمرار امنیت اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت، اما هیچ کس نپرسید این فجایع از کجا نشات می گیرد و چه می شود که اخبار مکرر از تجاوز و رفتار منافی عفت عمومی در رسانه ها منعکس می شود، برخوردهایی شدید یا خفیف صورت می پذیرید و مجدداً این سیکل تکرار می شود؟

 اگرچه تلاش می شود همه ابعاد جامعه عالی و در مسیر تعالی به نمایش گذاشته شود اما آمارها و واقعیت هایی که مردم هر روز با آن سر و کار دارند، نگاه متفاوتی با فضای رسمی دارد و بعضاً آمارها و اعداد رسمی هم به شکلی است که تلخی را روایت می کند؛ آمارهایی که اگر در کنار هم گذاشته شود، یک آینه تمام نما از شرایط اجتماعی را به نمایش می گذارد و نشان می دهد اوضاع تا چه حد در مرحله هشدار قرار دارد. بر این اساس، «آینده» برای جلوگیری از اطاله کلام به هفت مصداق پررنگ اجتماعی به عنوان صغرای این استدلال و نتیجه گیری نهایی به عنوان کبری این بحث کاملاً منطقی اشاره می کند.
1- جدایی زوجین

 

  •  آمار بالای طلاق و انگیزه های جنسی:

 

 در یازده ماهه سال 1389 تعداد 812هزار و 397 واقعه ازدواج به ثبت رسیده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود یک درصد افزایش داشته است و در مقابل تعداد 124هزار و 741 واقعه طلاق به ثبت رسیده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل 8.8 درصد افزایش داشته است. در واقع می توان گفت به ازای هر شش و نیم ازدواج یک طلاق صورت پذیرفته و آمار بیش از 15 درصدی طلاق به چشم می خورد که حکم یک فاجعه را دارد و دیگر نمی توان کشورهای اروپایی را به عنوان محلی که بنیان های خانواده شان سست تر از ماست، مورد اشاره قرار داد و اگر این آمار را به طلاق هایی که ثبت نمی شود و مردان و زنان به واسطه کودکان از هم جدا زندگی می کنند و در ادامه به آن اشاره می شود، قطعاً این رقم از مرز 25 درصد عبور می کند.

در بررسی های خبرنگار آینده، مشکلات اقتصادی و بعد امکان تامین خانواده توسط مرد و اعتیاد دو محور عمده طلاق هاست؛ اما محور دیگر که همواره توسط زوجین بیان می شود، "تفاهم" است. بررسی ها نشان داده زوجین در دادگاه ترجیح می دهند از باز کردن این مسائل نزد قاضی پرهیز کنند و بخش قابل توجهی از طلاق ها که تحت این عنوان، به صورت توافقی گرفته می شود، به واسطه عدم تفاهم عاطفی یا جنسی و عدم رضایت یک یا هر دو طرف از یکدیگر است که در نهایت باعث شده یک یا هر دو طرف در پی شریک دیگری باشند و برای جلوگیری از مشکلات بعدی، به صورت رسمی از همسرانشان جدا شوند.


 

 طلاق عاطفی:

 

بسیاری از زوجین ترجیح می دهند برای جلوگیری از ایجاد مشکلات برای فرزندانشان به شکل رسمی از هم طلاق نگیرند اما از هم جدا زندگی می کنند و چه بسا مرد و زن با حفظ حریم شرعی یا عدم حفظ حریم ارتباطاتی نیز داشته باشند. این جدایی توافقی یا طلاق عاطفی عموماً در راستای حمایت از فرزندان دوره طولانی نمی انجامد و به واسطه فشار روحی که به زوجین وارد می شود، معمولاً یکی از دو طرف پس از مدتی خواستار طلاق قطعی می شود و اینچنین رشد آمار طلاق که دیگر قبحش در جامعه بسیار کاسته شده، شتاب بیشتری خواهد گرفت.

در جدایی توافقی برخلاف طلاق، مشکلات اقتصادی و اعتیاد نقش کمرنگ تری دارند و در این سبک جدایی غیررسمی که عمدتاً میان طبقه روشنفکر و تحصیل کرده مشاهده می شود و حتی بعضاً زوجین برای راحتی فرزندان در دو واحد یک آپارتمان زندگی می کنند، عمدتاً بر محور همان عدم تفاهم ها و نظایر این است که باز هم عدم تفاهم جنسی نقش قابل توجهی ایفا می کند که میزان دقیق این نقش حتی از طریق آمارهای محرمانه و بدون نام نیز قابل تشخیص نیست، چرا که بسیاری از اشخاص حتی در این آمارهای بدون نام هم ترجیح می دهند مشکلات شخصی شان را مورد تایید قرار ندهند و همواره آمارها با واقعیت فاصله فراوانی دارد.

 


2 خیانت متقابل زوجین


 

  •  خیانت مردان به زنان:

 

این مسئله که به جز بحث شرعی صیغه موقت و دائم و اختیار زوجه دیگر بوده و منظور همان اعمال منافی عفت است، همواره رخ می داده و مسئله تازه ای نیست. عدم تامین مردان از سوی زنان و تنوع طلبی مهم ترین دلایل رقم خوردن چنین رفتارهایی است که البته آمارهای مشخصی در خصوصش وجود ندارد و عموماً متاسفانه در دایره پژوهش های اجتماعی تعریف نمی شود و طبیعتاً امکان کارشناسی کاملاً دقیق آن نیز به دلیل عدم وجود اعداد قابل اعتنا وجود ندارد.


 

  •  خیانت زنان به مردان:

 

 آنچه بیش از خیانت مردان در جامعه اسلامی خطرناک است، خیانت زنان به مردان است که متاسفانه وسعت یافته و تنها در مواردی علنی می شود و در بسیاری از این موارد نیز، مرد ترجیح می دهد با جدایی، غائله را ختم کند و در اندک مواردی قضایی می شود. به جز بحث های عدم تامین زنان از سوی مردان و تنوع طلبی، در بررسی های میدانی مواردی مشاهده شده که  لجبازی نسبت به خیانت مرد جزو انگیزه های زنان بوده که چنین رفتارهایی حقیقتاً خطرناک است

3- افزایش آمار ابتلا به ایدز از طریق تماس جنسی

 


مهم‌ترین علل ابتلا به ایدز که از سال 65 به این سو ثبت شده، وسایل مشترک در مصرف مواد مخدر 69/7 درصد، رابطه جنسی 9/8 درصد، دریافت خون و فرآورده‌های خونی 1/1 درصد و انتقال از مادر به کودک 0/8 درصد بوده است که راه انتقال در 18/6 درصد از این گروه نیز تاکنون نامشخص مانده است. در مقایسه این آمار با مواردی که ابتلای آنان به ایدز در سال 1389 گزارش شده است، اعتیاد تزریقی 66/2 درصد، برقراری روابط جنسی 20/8 درصد و انتقال از مادر مبتلا به کودک 7/2 درصد را تشکیل داده و در 10/3 درصد از موارد شناسایی شده در این سال راه انتقال نامشخص بوده است.

 

با مقایسه این آمار کاملاً مشخص است که سهم انتقال ایدز از طریق تماس جنسی، آن هم در آمارهای کاملاً رسمی با رشد بیش از 100 درصدی همراه شده که با این حساب قطعاً در عمل آمار انتقالهای جنسی بیش از این است. این آمارها نشان می دهد به همان میزان که با قراردادن سرنگ در اختیار معتادان، تلاش ها برای کنترل انتقال ایدز از طریق سرنگ مشترک کاهش می یابد، فعالیت های جنسی خطرناک که بخش اعظم آن در قالب روابط جنسی با فاحشه ها جای میگیرد، افزایش یافته و متاسفانه عدم ارائه آمارهای دقیق که به علت عدم امکان آمارگیری دقیق از فاحشه ها به دلیل جرم بدون فعالیت های این دسته، باعث شده نتوان ارزیابی دقیقی در این بخش نیز داشت اما قابل پیش بینی است که همچنان درصد مبتلایان به ایدز از طریق تماس جنسی افزایش یابد.

 

4- کاهش قبح رفتارهای جنسی پرخطرتر در نسل جوان


متاسفانه برخورد با مظاهر جنسی در سطح جامعه بعضاً به صورت مقطعی انجام می شود. اما زیر پوست شهر، اتفاقاتی رخ می دهد که برخورد با آنها به سادگی برخوردهای علنی نیست و یکی از دلایل وقوع این رفتارها نیز اتفاقاً همین برخورد با مظاهر علنی است. به عنوان مثال وقتی دختری مشاهده کند امکان گفت و گو با یک پسر در سطح شهر و اماکن عمومی یا دانشگاه ندارد، درخواست پسر برای حضور در محیط های بسته همچون منازل که از انظار عمومی دور است را بیشتر می پذیرد و عملاً زمینه وقوع مسائل بعدی اینچنینی فراهم می شود.

در کنار این رویکرد که نشان می دهد در قبال برخورد با منکر باید چه میزان دقیق و حساب شده و غیراحساسی برخورد کرد، متاسفانه قبح برخی رفتارهای جنسی در سطح جوانان مجرد و به خصوص دختران ساکن شهرهای بزرگ به خصوص پایتخت در حال ریختن است و به همین دلیل گروه وسیع تری از دختران به این رفتارها به عنوان یک اتفاق و رفتار معمولی نگریسته، گرایش نشان داده و تا نقطه ای پیش می‌روند که «آینده» برای جلوگیری از قبح شکنی بیشتر از آنچه در سال های اخیر رخ داده، از باز کردن جزئیات و حدود و وسعت رفتارهای جنسی مورد اشاره پرهیز می کند اما قطعاَ بخش اعظمی از خوانندگان به آنچه در حال وقوع است، اطلاع مکفی دارند. در این زمینه البته دسترسی آسان به شبکه های خاص ماهواره‌ای نیز در تحریک جوانان در این زمینه بی تاثیر نیست.

 

5- افزایش خانه های مجردی


ذهنیتی که در سال های دور از خانه مجردی وجود داشت، مربوط به بخشی از پسران متمولی بود که جدا از خانواده زندگی می کنند و به دلیل برخورداری از تمکن مالی، دارای یک واحد آپارتمان خریداری شده جدا هستند. بعدها خانه های دانشجویی که توسط یک یا چند دانشجو به صورت مشارکتی اداره می شد نیز به عنوان یکی از مصادیق خانه های مجردی در نظر گرفته شد. حالا چند سالی است این تعاریف وسعت یافته و بسیاری از دختران نیز به محض برخورداری از شغل و توان مالی ساز استقلال می زنند و انگار دیگر اقتدارهای گذشته پدر خانواده نیز بنا به شرایط اجتماعی کاهش یافته و بسیاری از ایشان این استقلال عمل را می یابند.

شواهد نشان می دهد اتفاقات خوبی در بلندمدت نمی افتد و دختران مجرد که نیازهای عاطفی بیشتری نسبت به پسران داشته و پس از استقلال، از عاطفه پدر و مادر نیز کمتر برخوردارند، امکان گرفتاری شان در مسائل جنسی خارج از چهارچوب که ابتدا عمدتا به قصد برخورداری از یک همدم و پر کردن خلاهای عاطفی شان افزیش می یابد و تجربه نشان داده وقتی موانع اولیه دختران برای رفتارهای جنسی برطرف شود، به داشتن شریک جنسی عادت می کنند و مفاسدی بروز می کند که در حریم های شخصی است و به همین دلیل هیچ گاه ابعادش مشخص نمی شود و در این بخش نیز تعریف سازوکار دشوار است، چرا که نمی توان برای جلوگیری از چنین وقایعی در قانون آورد که به دختر مجرد ملک فروخته نشود، همان طور که اتاق هتل اجاره داده نمی شود.

 

6- فروش سرسام آور محصولات جنسی مصنوعی


آدمک های جنسی، آلات تناسلی مصنوعی، داروهای محرک جنسی و بسیاری از محصولاتی که در حال ارائه است و عمدتاً با توزیع کنندگانشان برخوردهایی صورت پذیرفته، بیشتر مورد استفاده گروهی از مردم و به خصوص جوانان است که به دلایل مختلف امکان انجام رفتارهای جنسی مشروع و معمول را ندارند و یا از معذوراتی در این زمینه برخوردارند که ایشان را به این سمت گرایش داده است. فروش وسیع و البته گران قیمت این وسایل از مجاری غیرقانونی که از استانداردهای مشخصی هم برخوردار نیست، با چندان گردش مالی سنگینی روبرو بوده که علی رغم برخوردهای جدی با فروشندگان این وسایل، همچنان عرضه این وسایل قابل ملاحظه بوده و این به واسطه همین میزان تقاضا است.

 

7- از مزاحمت های خیابانی تا تجاوز و تعرض به نوامیس


اگرچه عدم برخورداری از پوشش مناسب و آرایشهای محرک باعث می شود بانوان بیشتر در معرض متلک های خیابانی قرار گیرند، اما این متلک ها صرفاً شامل حال بدحجابان نمی شود و حتی دختران چادری نیز که از چهره نیکویی برخوردارند با متلک ها و ترمزهای گاه و بی گاه خودروهای شخصی مواجه می شوند. البته جمعیت جوانی که با خرید خودرو، به این رفتار به عنوان یک تفریح ادامه می دهند، رو به افزایش است و انتقال تعدادی ماشین به قصد تنبیه مزاحمین به پارکینگ نیز عملاً تاثیر خاصی در کاهش چنین رفتارهایی نداشته است و حتی عکس این موضوع نیز به خصوص از سوی زنان بیوه جوان شکل گرفته که تحت عنوان "پسربازی" خوانده می شود!

البته کاش مزاحمت ها برای بانوان به همین بخش ختم می شد و تعرضات جنبه کلامی داشت و به مرحله فیزیکی نمی رسید. اما حوادث هفته های اخیر نشان داد این حوادث همچنان وجود دارد و تعدادش نیز قابل ملاحظه است که البته اتفاق تازه ای نیست. اما آنچه هشداردهنده است، دستگیری برخی متجاوزین به نوامیس است که یا پیش از این جرمی مرتکب نشده و یا جرایم کوچکی در سوابقشان وجود داشته که در سنین جوانی به چنین اعمالی دست زده اند، حال آنکه در سال های دور متجاوزین اشخاصی با سوابق طولانی بوده و تقریباً قریب به اتفاق موارد، در زمره اراذل طبقه بندی م

 

نویسنده : هاشم : ٧:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢
Comments نظرات () لینک دائم