زیتون(روان شناسی ازدواج)

عوامل انحطاط ما چیست ؟

 
نویسنده: وحید زایری - یکشنبه ۵ تیر ۱۳٩٠
در یک انجمن سوالی مطرح شده بود به این عنوان که به نظر شما چه چیزی به ایران ضربه زد و باعث عقب‌رفت ایران شد . به نظر من چند عامل دخیل است :

 1- آب و هوا : شاید نشود باور کرد ولی به نظر من این امر در پیشرفت و خلقیات مردم بسیار موثر است . در خود ایران اگر نیک بنگریم ، استانهایی که آب و هوایی گرم دارند ، به مراتب از بقیه استانها پیشرفت کمتری دارند . آب و هوای گرم خود به خود انسان را به خمودی و تنبلی می کشاند . شاید اگر آفریقا آب و هوایی خنک و معتدل داشت و اروپا آب و هوایی گرم و خشک ، جای این دو قاره در معادلات سیاسی و علمی عوض می‌شد .

 
2- عدم تعلق خاطر مردم ایران به فرمانروایان : چیره شدن پی در پی قومیتهای مختلف بر کشور نشانگر این است که مردم خود را وامدار و وفادار به حکومت نمی دانسته اند . این میراث اجدادی امروزه خود را به صورت تخلفات و نافرمانیهای مدنی در کشورمان عرض اندام می کند .

 
3- خرافه پرستی مردم : متاسفانه مردم ایران اکثرا برخوردی نادرست و مملو از خرافه با ادیان داشته اند و به جای تامل و تعمق در دین ، به نکات و اوراد و حرکاتی عنایت داشته اند که باعث منفعت دنیوی یا ثواب اخروی آنها می شده . هم اکنون هم به جرات می توان گفت از هر هزار نفر شاید یک نفر را بتوان دید که به دین خود دیدی عمیق داشته باشد . همین مساله میدان رابرای موبدان و روحانیون و ... باز نموده تا با تحمیق مردم و رواج بیشتر این امور ، راه را برای حکمرانی خود و شاهان وابسته باز کنند .

 4- غرور کاذب : ما ایرانیان همواره به اجداد و نیاکان خود می نازیم و به اصطلاح غرور ملی داریم . منتها با این سخنان خود را فریب می دهیم و با عدم نگرش اصولی به موقعیت اسفناک فعلی ، خود را به آن سخنان شیرین دلخوش می کنیم .

 5- ترس از تغییرات : اگر در تاریخ ایران نیک بنگریم ، عموم دانشمندان و حکما به صورت غولهایی منفرد بوده اند که عموما منزوی و مطرود زندگی می‌کرده اند و حتی گاه تحت تعقیب قرار می‌گرفته یا اعدام می شده‌اند . این چسبیدن به ریشه‌های سنن و اعتقادات قدیم را می توان امروزه در مسلمانان سنتی به خوبی مشاهده کرد . آنها که هر سوالی را در مورد خداوند ممنوع و شرک می‌دانند و از انتقاد و طرح اشکال گریزانند .
http://goldoost1772.persianblog.ir/
6- ماست مالی کردن کارها
7- لجبازی
8- تغافل(خودرابخواب زدن اغلب بزرگان)
===============
یک گزازش دو دیدگاه

والد :  

دیشب در مراسم عرفانی و باشکوهی که از طرف اداره تبلیغات جم تدارک

دیده شده بود ،‌ استاد طوسی به تلاوت آیاتی از قرآن پرداخت و سخنرانان با ذکر

عظمت و شان قرآن و اهمیت تلاوت و عمل به قرآن در جامعه ، حضار را به فیض

کامل رساندند ...

کودک درون :

هــــــــِـــی !

والد :

چیه کوچولو ! هی می‌کشی ! مساله‌ای پیش اومده ؟!

کودک درون :

ولش کن بابا ! بی خیال...

والد :

نه عزیزم . حرفت رو بزن . اگه حرفات رو نگی ....

کودک درون :

باشه ... باشه ... لطفا سخنرانی نکن ! راستش من از جلسه دیشب

خوشم نیومد !

والد :

 

چی ؟! مگه میشه ؟! از چی اون خوشت نیومد ؟

کودک درون :

اول این که جلسه قرار بود ساعت نه شروع بشه ، ساعت ده شروع شد .

والد :

خوب عزیزم ، اصولا در ایران همه جلسات همین جوریه و ...

کودک درون :

تازه کیک و آب میوه گیر همه نیومد !

والد :

ما باید توی کارامون اخلاص داشته باشیم . کلا ما باید ...

کودک درون :

تازه تو اون هوای گرم ، گروه تواشیحیا کت پوشیده بودن ! مسخرس نه ؟!

والد :

چن بار بهت بگم ادای فرید رو در نیار ! امان از دست این سریال خانه سبز

که این همه بدآموزی داشت ! عزیزم دُرُس نیس از لفظ مسخره استفاده

کنی . اون هم برای این مراسم مقدس ...

کودک درون :

راستش ... من دلم می‌خواس توی جلسه شون یه چن تا جوک بامزه

تعریف می‌کردن ! یه دو تا مسابقه میذاشتن ! به جای اون همه

سخنرانیای تکراری چن تا قصه برامون می‌گفتن ! قاریای قرآن

میومدن میون مردم و باهاشون خوش و بش می‌کردن !

والد :

تو هیچ وقت بزرگ نمی‌شی !

نویسنده : هاشم : ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۸
Comments نظرات () لینک دائم