زیتون(روان شناسی ازدواج)

واترصکث

منزل ما استخری داره که همسایه ها به دوصورت خانوادگی و عمومی از اون استفاده میکنن. یعنی هر روز ٬۲ سانس عمومی صبح و عصر و ۲ سانس خانوادگی شبانه داره که سانسهای خانوادگی بر اساس جدولی تقسیم بندی شده . خب این رو داشته باشید !

با صدای داد و فریاد خانوم همسایه که عضو هیات مدیره ساختمون هم هست٬ از جا می پرم . هر چی گوشهامو تیز میکنم سر در نمیارم . فقط از لابه لای حرفاشون میفهمم که موضوع سر استخره ! دو سه ساعتی میگذره ... میدونم خانوم "م" بالاخره میاد دم خونمون.در رو باز میکنم. با صورتی بر افروخته میاد تو و شروع میکنه به تعریف کردن ماجرا ! که چند شب قبل٬ توی پارکینگ میبینه که دختر و پسر غریبه ای میان و بعد از سلام و علیک با سرایدار ٬میرن به سمت استخر ! خانوم همسایه سوال میکنه اینا مال کدوم واحد بودن ٬ سرایدار مِن و مِن میکنه و میگه: مثل اینکه مهمونهای آقای فلانی هستن! این ماجرا میگذره و اتفاقا چند شب بعدش٬ میبینه که پسر همسایه٬پولی رو میاره بده به سرایدار٬ و اونم با دست اشاره میکنه که نیا نیا! پشت سرش هم٬ دختر و پسر دیگه ای سرشون رومیندازن پایین ومیرن طبقه پایین به سمت استخر ! خانوم"م" مشکوک میشه و از سرایدار ٬ ماجرا رو جویا میشه و سرایدار هم کههول کرده بوده ٬میگه نمیدونم مال کدوم واحد هستن ! و خلاصه گند کار در میاد و دست بر قضا معلوم میشه که شازده پسر طبقه بالایی مون ٬ مدتیه که پولی کف دست سرایدار میذاره و شبهایی که واحدها از سانس خانوادگی استفاده نمیکنن ٬ مرام میذاره واسه رفقا٬ و رفقای عزیزش رو با دوستان همیشه بی سر پناهشون ٬ دعوت میکنه به صرف حال و حول از نوع " واتر صکص " ! گلاب به رویتان خانوم همسایه که تقریبا چیزی شبیه خانوم مارپل هستند در بررسی سنجش میزان تمیزی استخر ٬ به یک عدد تاندون* مستعمل برخورد میکنند !! و خوب بقیه ماجرا قابل حدس است !

خلاصه یک جلسه برگزار شد و فکر کنین چه اوضاعی بود تو این جلسه ! کلی بحث صورت گرفت که آیا این عملیات ژانگولر در آب اتفاق افتاده و آیا باید آب استخر عوض بشه یا نه ؟!! و از اونجا که زور خانومها همه جا میچربه ٬ به دلیل پاره ای از مسائل ٬ همسایه رو مجبور کردن که آب استخر رو عوض کنه !

حالا همه اینا رو گفتم که بگم از اون روز دارم به این فکر میکنم که چرا بعضی از ماها اینقدر خودخواه و بی فرهنگیم! آخه استخری که زن و بچه مردم ازش استفاده میکنن رو چرا باید به خاطر لذت بیشتر خودمون به کثافت بکشیم ؟؟ خب مسلما این اتفاقات در آب خیلی هیجان انگیزه ٬ اما آدم میتونه اون هیجان رو با رعایت یکسری مسائل تجربه کنه !!

p.s: *تاندون = از اینجا کش رفتیم . برای بیان منظور ٬ بهترین واژه بود !
http://kooche2.blogfa.com/post-121.aspx

درادامه یادداشت غریزه اصلی ازادرس مذکور


موارد زیر عمده دلایلی بود که ذکر شده :

 

۱)تعارض بین فرهنگ سنتی و مدرنیته. جامعه ایرانی برسر دوراهی میان اعتقادات سنتی/مذهبی  و جذابیهای جامعه مدرن قرار گرفته،از یک طرف فرهنگ ما اجازه صحبت کردن در این موارد را ٬ به صراحت ٬ نمیدهد و همین امر آن را تبدیل به یک تابو کرده و از طرف دیگر٬ هجوم فرهنگ غرب و بیگانه (بالاخص رسانه ها ) یارای مقاومت در مقابل آن را از افراد گرفته .بحث بر سر این نیست که  آیا این فرهنگ غربی خوب است یا بد، مشکل اینجاست که متاسفانه این دو ٬ در خیلی از موارد با هم تعارض دارند و در مقابل هم قرار  میگیرند .و تاکنون اندیشمندان و صاحبنظران جامعه نتوانستند راهکاری را برای ایجاد تعادل میان این دو ارائه دهند .

 

2) عدم پایبندی به چارچوبها .هرجامعه ای برای حرکت صحیح و بقاء نیاز به چارچوب دارد، که عمدتا در قالب محدودیتهای مذهبی ٬ قانونی و یا عرفی در جامه شکل میگیرند ٬ که لازمه زندگی سالم اجتماعی رعایت این چارچوبهاست. در گذشته عرف و شرع فاصله زیادی از هم نداشتند ٬ اما اکنون بسیار از هم فاصله گرفته اند و علاوه بر تناقضاتی که ایجاد کرده٬ منتج به بی اعتقادی و بی بندوباری نیز گردیده،یعنی به عبارتی جامعه را به سمت نداشتن چارچوب سوق داده و مسلما این امر باعث ایجاد اختلال در اجتماع میشود .

۳) تابو شکنی . در جامعه ما با توجه به فرهنگ سنتی و مذهبی حاکم ٬ صحبت کردن از مسائل جنسی یک تابو محسوب میشود ٬ و از طرف دیگر ٬ هجوم فرهنگ بیگانه که دقیقا نقطه مقابل این فرهنگ است ٬ باعث شده قشر جوان جامعه که اقتضای سنش تابو شکنی و استقبال از  چالش  است ٬ با توجه به آن فرهنگ و تبلیغاتش،دوست دارد با مقابله با عرف و شرع و  قانون٬ به خود باوری برسد و در عین حال طعم پیروزی را بچشد .

4)سرکوب و منع . بشر هماره در آنچه منع میشود٬ حریص تر میگردد. در جامعه ما به دلیل فرهنگی که منتج از عرف و شرع است ٬ همیشه این غریزه بعنوان یک منطقه ممنوعه فرض شده که کسی حق ورود به آن را نداشته و اگر هم احیانا کسی ٬اظهار نظری در این خصوص کرده ٬ تلقی جامعه از او ٬ فردی هنجار شکن بوده . لذا هیچگاه بطور ریشه ای بحث یا راهکاری ارائه داده نشده . لذا وقوع چنین رفتارهایی٬ دور از ذهن نیست.حال آنکه٬ با برخورد اصولی و هدایت این غریزه ٬ در مجرای صحیح٬ هیجانات و نیاز جنسی میتوانست بسان نم نم بارانی،دل انگیز باشد تا اینکه به دلیل سرکوب و منع به سیلی مخرب بدل شود. تا جایی که امروز نه یارای مقابله با آن هست و نه همت و فهم پذیرش آن و ارائه راه حل !

۵) عدم شناخت صحیح غریزه جنسی. که این مسئله منتج به برخورد ناصحیح با آن شده . گو اینکه جوان به خاطر داشتن غلیانات جنسی ٬ مرتکب گناه است و باید تحمل کند و دم نزند تا به وقتش ! وقتی که هر گز معلوم نیست کی میرسد !  از طرفی همانطور که بعنوان مثال بین دو گیاه شقایق وحشی و دیفن از نظر نیاز به نور و آب تفاوت وجود دارد ٬ نیاز انسانها نیز برای ارضای این غریزه ٬ با هم متفاوت است . حالا آنکه ما ایرانیان از آن دسته مردمان به اصطلاح " هات " روزگار هم هستیم ! که خود مزید بر علت میشود .همچنین در پس ارضای این نیاز اهداف بسیاری نهفته است که  ارضای جسم پیش پا افتاده ترین و پایین ترین آنهاست،اهداف متعالی آن نیز باید شناخته شده و مورد بررسی قرار گیرد .

۶) سرد مزاجی زنان. بد فهمی و کژ اندیشی دینی ؛ سنت های غلط و نادرست عرفی و همین طور نگاه تابویی به مسائل جنسی باعث شده است که نظام خانواده در ایران از نوعی بیماری و انحراف عمیق جنسی رنج ببرد.زنان ایرانی از نوعی سرد مزاجی عمیق جنسی که ناشی از نوع تفکر غلط حاکم بر جامعه است٬ در عذابند. زن ایرانی به رابطه جنسی به عنوان یک وظیفه شاید شرعی و محوله بر دوش خود نگاه می کنند که باید با آن کنار بیاید و به خاطر همسر آن را تحمل کند ! لذت بردن از یک رابطه ی جنسی برای بعضی زنان ایرانی شاید یک واژه بی معنی و به دور از حجب و حیا باشد !  حتی شاهدیم که در بسیاری موارد ؛ زنان تحت عنوان شرم و حیای زنانه تمایل خود را به آمیزش جنسی با همسرانشان پنهان می کنند و آن را یک موهبت برای خود می شمارند و همین موجب بروز تدریجی نوعی سرد مزاجی در رابطه جنسی میان زنان ایرانی شده است که نوعا منجر به تنوع طلبی و شهوت رانی مردان شده  و تمایل به ارتباطات متنوع٬ بی حد و حصر رو به افزایش است و مردان ایرانی را به انحراف کشانده و آنها را به گونه ای دیگر بیمار ساخته .... 

حال آنکه آموزه های دینی ما ٬ در روابط زناشویی ٬ حجب و حیا را برای زن مذمت میکند و زن را تشویق به دلبری و نداشتن سپر شرم و حیا میکند ٬ که متاسفانه اصلا این مقوله در جامعه مطرح نمی شود !

۷)نظام علت و معلولی. پدیده های اجتماعی تابع یک قانون بسیار مهم بنام "علت و معلول" هستند. تبهکار٬قربانی اجتماع نابسامان است.قبل از اینکه یک مجرم باشد ٬یک بیمار است. اصلاح وی و جامعه ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.تمامی نابسامانیهای اجتماعی بصورت یک سیکل بهم مربوط هستند: فقر مالی ٬ فکری و فرهنگی ،طمع، محدودیتهای اجتماعی٬ شرایط سخت ازدواج و ... همه و همه بهم مربوطند . بالا رفتن سن ازدواج نیز یکی از عوامل ایجاد نابسامانی است. غرایز در سنینی خاص به اوج خود میرسند و آستانه تحمل افراد یکسان نیست٬جوانانی که به دلیل مشکلات اقتصادی و ... قادر به ازدواج نیستند٬ فشار مضاعفی را متحمل میشوند . نه تاب سرکوب غریزه را دارند و نه مجال ارضای آن را . لذا به انحراف کشیده میشوند و نتیجه آن ٬ایجاد انواع مزاحمتها برای جنس مخالف می شود. به مرور زمان٬ در ضمیر ناخودآگاه افراد این عادت نادرست نهادینه میشود و بعد از ازدواج نیز به این رفتارخود ادامه میدهند.

 

۸) دین،فرهنگ،جامعه،خانواده . اینها همه به گونه ای در جامعه ایفای نقش میکنند که ٬ اجازه تخلیه روانی را در بسیاری از مسائل نمی دهند٬ تا نیازها در زمان و سن مناسب خودش بوجود آید . روح و روان فرد در سیر کودکی تا جوانی٬ دچار فراز و نشیب های زیاد میشود و تحریکات جسمی زودرس٬ ایجاد میشود و امکان ارضای آن غرایز در آن شرایط زندگی و سنی وجود ندارد. لذا وقتی در آتیه٬ زمینه ای برای این موضوع فراهم میشود٬فرد میخواهد نهایت لذت را در لحظه ببرد و لذا این غریزه بصورت عادی و آرام (بخصوص در تجارب اولیه ) ارضا نمیشود . خلاصه اینکه در جامعه ما جوانها جوانی نمی کنند و پیرها پیری !
۹)عدم شناخت صحیح زن و مرد از هم .
در جامعه ما بدلیل همان چارچوبهایی که ذکر شد ٬ ارتباط دختر و پسر عملی مذموم قلمداد میشود، کودک پس از ورود به مدرسه از جنس مخالف جدا میشود و تا زمان ورود به دانشگاه هیچگونه تعاملی با او ندارد و به همین دلیل نمیتواند شناختی از او پیدا کند .تنها چیزی را که حس میکند تفاوت فیزیکی و جنسیتی است و تصور میکند که حکمت وجودی جنس مخالف٬ فقط رفع نیاز جنسی است و بس. به همین دلیل برای رسیدن به این نیاز هر روشی را مجاز میداند.

۱۰)هجوم افکار بیگانه . کشور ما در سالیان دور آماج حملات کشورهایی بوده که در آنها زن از ارزش کمتری نسبت به مرد برخوردار بوده (حمله اعراب و مغولها) . زن بعنوان یک کالا مبادله میشده و یا همیشه در خدمت مرد و زیر دست مرد بوده است. به مرور فرهنگ مردسالارانه کاذب ( نه درست ) در جامعه شکل گرفته و این تفکر برتری مرد نسبت به زن ٬ریشه بسیاری از مشکلات می باشد.


۱۱)تنوع طلبی مرد. طبیعت فطری مرد تا حدودی تنوع طلب است، و شاید به همین دلیل باشد که شرع نیز چند همسری را برای مرد مجاز شمرده است. امروزه در جهان آمیزش جنسی و اصول برقراری یک رابطه ی جنسی متکامل به صورت یک علم در آمده و هر روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا می کند. در نهایی ترین بررسی های به عمل آمده می توان تنها یک شریک عاطفی و جنسی داشت و تنوع خواهی جنسی را در همان رابطه به حد کمال ارضا نمود. ثابت شده است که ایجاد تنوع در آمیزش جنسی ٬از تنوع خواهی در ارتباطات رابطه جنسی به مراتب موثر تر و مطلوب تر است. امروزه آمیزش جنسی علمی در مدارس و دانشگاه های مدرن جهان به صورت یک ماده ی درسی مهم تدریس و اصول فانتزی پروری رابطه جنسی به جوانان تعلیم داده می شود. هر انسان سالم از نظر جنسی٬ صاحب فانتزی های جنسی است٬ که با توجه به افزایش سن و محیط زندگی ٬متغیر و رو به تکامل است. فانتزی های جنسی نوعی تنوع خواهی در برقراری رابطه هستند و دقیقا به حس تنوع طلبی شهوانی مربوط می شوند.به عنوان مثال در کتاب «کلید روابط جنسی» اثر آنتوان لیسف آمده است که یک رابطه جنسی زمانی مطلوب و حقیقی ست که زن و مرد بدون هیچ پرده ی کلامی هر هفته دو ساعت در مورد بهبود روابطشان با یکدیگر به گفتگو بنشینند٬ فانتزی های جنسی یکدیگر را برآورده کنند و تابوهای سنتی و مذهبی غلط را بشکنند.

12)تربیت خانوادگی. ناگفته پیداست که نهاد خانواده جاییست که شخصیت فرد شکل می گیرد و این شخصیت در جامعه بروز می کند.متاسفانه در جامعه ما مسائل جنسی تابو قلمداد شده و اجازه طرح در خانواده را پیدا نمیکند و نوجوان در بیرون از خانواده به دنبال پاسخ سوالات خود میگردد و خود مجبور به کشف آنها میگردد که در بسیاری از موارد نتایج خوبی بدست نمی آید.درحالیکه اگر پدر و مادر بتوانند به مقتضای سن ِ فرزند خود ٬پاره ای از این مسائل را مطرح کنند مطمئنا شرایط بدین گونه نمیشود. یکی از مهمترین دلایل افزایش ایدز و همجنس گرایی نیز ریشه در این مسئله دارد .

۱۳)تغییر دیدگاه نسبت به زن . این مشکل در اکثر جوامع بشری دیده میشود.متاسفانه زن در جامعه ما بعنوان یک کالا نگریسته میشود و مرد به خود حق میدهد هرگونه سوء استفاده ای را بکند. کلید حل این مشکل بیشتر دردست خود زنان میباشد. زن باید اندیشه خود را ارتقا دهد و سعی کند با جایگاه اجتماعی اش در جامعه مطرح شود نه اندام زیبا و صورت بزک کرده ٬و اجازه ندهد که به جسم او بیشتر از روحش بها دهند .

۱۴) فرهنگ جامعه. فرهنگ جامعه را باید فرد به فرد اصلاح کرد و تغییر داد. باید نگرشها و باورها می بایست تغییر کند و احترام اجتماعی و رعایت حریم شخصی باید در فرهنگ ما نهادینه شود .

نویسنده : هاشم : ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٤
Comments نظرات () لینک دائم