زیتون(روان شناسی ازدواج)

دوشیزه گرایی درجامعه ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

متن زیرازوبلاگ یکی ازخواهران خوب انتخاب شده است که آدرسش فراموشم شده:

سلام می خوام "کمی منصفانه تر"راجع به یه چیز دیگه بنویسم.یه چیز مهم... موضوع اول:دوشیزه گرایی جامعه

الآن موضوع رو باز می کنم.نمی دونم شاید دقت کرده باشید که جامعه ی ما چقدر دوشیزه گراست.یعنی مردهای ما که قصد ازدواج دارن،چه اونهایی که قبلاً یه بار ازدواج کرده اند و چه اونهایی که بار اولشونه،اکثراً تمایل زیادی دارن که با دوشیزه ها ازدواج کنن. این یه تمایل شخصیه و تو دین ما به اون تأکید نشده.حداقل نه به اندازه ای که تو جامعه می بینیم.به چه اندازه تو جامعه می بینیم؟ تو خانواده های سنتی و حتی نیمه متجدد ما هنوز هم این چیزا خیلی مهمه.خدا نکنه اگر پسری قصد ازدواج با زنی رو داشته باشه که یک بار ازدواج کرده.یا از این هم غیر منصفانه تر،دختری که بنده ی خدا خواستگاری داشته که تا مراحل قبل از عقد پیش رفته و به هر دلیلی به هم خورده.اون دختر بدبخت رو هم مطلقه و به اصطلاح خیلی زشت"استخوان سگ لیسیده"خطاب می کنن!!اعصاب خوردی وقتی بیشتر می شه که برای پسرا تو همین شرایط اکثراً این مشکل پیش نمی یاد.حتماً شما هم از این موارد که من دیده ام،مثل مرد 43 ساله ای که با دو ازدواج ناموفق که یکی تا یک سال با هم زندگی کردند و با دیگری بعد از عقد کردن به هم خورد و برای بار سوم هم به سراغ دوشیزه ای 27 ساله رفت و الآن دارن با هم زندگی میکنن بر خورده اید.اگر پسر هستید نمی دانم چه احساسی پیدا کرده اید اما اگر دختر باشید شاید شما هم مثل من ناراحت شده باشید.من این ملاک دوشیزگی برای ازدواج را در هیچ جای دینمان ندیدم [امام علی دررهنمودی،ازدواج بادوشیره رابدلیل اینکه رحمی جمع ودهانی خوش طعم داردیادآوری کرده اند.به نظرمی رسدعلتش تأکیدبرسازگاری زنان وپیش گیری ازطلاقهای بیمارگونه باشدتاکسی طلاق راساده نگیرد ومکرر سبب بی نظمی درزندگی خودش گردد یابدون تدبیرمبادرت به دوستی باپسران ننماید البته ازنظراسلام اگردوستی خردمندانه باشد وصیغه محرمیت بدون نزدیک شدن به آلت هم آنطورکه درحدیثی  آمده بخوانند اشکال ندارد اما اگربه صفحه حوادث روزنامه هابنگریم می بینیم بی تدبیری موج میزند ازابتدا باید دخترغذایش وجمع بودن رحمش برایش درسلسله ارزشهایش باالویت طبقه بندی شود تاسوداوی (سردوخشگ) نشود تا دهانش بو بدهد ولب گرفتنهای شوهرش رادچارنوسان وخودش را ازچشم اوبیندازد وثانیا بایداز اول پایه دوستی باجنس مخالفش راکه چون غریزه گرسنگی موردنیازروزانه اش است برپایه عقل بنانهدتارحمش جمع بماندونفربعدراموردشکارمحبت خودش قراردهد

ازطرفی زنان به دلیل کم خونی بی جهت لجبازمیشوند درتحقیقات جدیددانشمندان نیزآمده که کم خونی وعدم استفاده ازغذای خون سازکاهش عاطفه مادری رابدنبال دارد.پس علت این نیست که همه دوشیزه گراباشندسبب آن است که انسجام خانواده محکم شود وهرکسی نیزباکفوخودش ازدواج نمایدیک دخترجوان آنقدرنبایدروی غذایش کنترل نداشته باشدتامبتلابه کم خونی شودکه طلاق بگیردوناسازگارباکبدغذابخوردتاپوستش وچشمانش وزیبائیش فدای ماست خوری اش شودبایدغذایش رامدیریت کندتابتواند ازدواجش رامدیریت کندوانشاالله موفق باشد]و بر عکس مواردی را دیدم که مبین این نکته بود که برای ازدواج،باکره یا غیر باکره بودن فرقی ندارد.مثل آیه ی 5 سوره ی تحریم که در توصیف همسر شایسته برای پیامبر (ص)دقیقا اشاره می کند به خصوصیات معنوی که اگر زنی داشت باکره یا غیر باکره بودنش فرقی ندارد. من این مطلب را در تفسیر قرآن،ذیل همین آیه هم دیدم.علاوه بر اینها ما می بینیم  که خود حضرت رسول در سن 25 سالگی حضرت خدیجه را که بیوه بودند برای همسری انتخاب کردند. درست است که در برخی موارد به افراد توصیه شده که با دختران باکره ازدواج کنند اما فقط به خاطر این که این دختران به خاطر این که تاکنون ازدواجی نداشته اند شوهران خود را عزیز تر می دارند و نه این که نفس باکرگی ،در صورتی که قبلا این ویژگی با ازدواج و حلال از بین رفته باشد معیار و بعضا مهم ترین معیار حتی قبل از ایمان و چیزهای مهم دیگر باشد. شاید تا حدی بتوان فلسفه ی ازدواج دختران باکره با پسرانی که اولین ازدواجشان را تجربه می کنند فهمید ،اما من نمی دانم چرا اولا مردانی که برای بار چندم ازدواج می کنند این اندازه به دوشیزگی طرف مقابل اهمیت می دهند و از طرف دیگر چرا به دختران بی گناهی که تا مراحل قبل از ازدواج پیش رفته اند و حتی عقد کرده اند اما به هر دلیل ازدواجشان به هم خورده ولی هنوز باکره هستند برچسب بیوگی و مطلقه بودن می خورد و خانواده ها حتی درصورتی که خود پسرانشان تمایل شدید به ازدواج با این دختران داشته باشند با تمام توان آنها را از انجام این کار منع می کنند.[اینهاهمه درست است نکته ای که به آن توجه میشوددختری که تامرزازدواج پیش رفته رابرمعیارهمسرخوب می سنجند مثلاخوبی رااین میدانندکه اگرسازگاربوداین موضوع پیش نمی آمدشایدعصبی باشد، شاید...شایدها کارراپیچیده میکندوالااگرهمه اخلاقشان مانندخدیجه باشدکه یک زن بیوه که اخلاق خوب داشته باشد به زیباترین دخترروی زمین که باکره باشدبرتری داردباکرگی یک مرحله است،اخلاق زندگی همه روزه است .دختری که سفیدوچاق است بلغمی وتندخو است دختری که تیره است سوداوی ودچارفقرمیل جنسی است ازمردتنفردارداو مردرابرای تنوع و خستگی اززندگی یکنواخت میخواهدونوکری نه برای زندگی. اودلمرده است وافسرده نه از محبت حظی میبردنه بسمت محبت ورزیدن میرودمدام غرخواهدزدوسبب تضعیف روحیه خودش وهمسروفرزندانش خواهدشد.اینگونه افرادماهی یکبار هم راضی نیستند درانجام وظیفه خودشان تمکین نمایند بالعکس چنین مردانی نیزهمینگونه اند و دچاراختلال.پس شرایط زمان ومکان وخصوصیات افراد راباید سنجید

امام علی :«عقل زنان درزیبائی آنهاوزیبائی مردان درعقل آنهاست».نه بایدبه مردبیوه به راحتی دختردادونه بی دلیل به طرف زن بیوه ودخترناسازگاررفت.چون یک عمربایدسوخت .همه روزه مشاجره داشت درمحله خودمامردی که 20سال است زن داردبادختری زیر20سال ازدواج دوم داشته .این دلیل بیماری اجتماعی جامعه است نه تقصیرفرد]

این وضع از دو جهت تأسف بارتر هم می شود:نخست این که دختر بدبختی که مراسم شیرینی خورانش هم به هم خورده با برچسب مطلقه دقیقا به همان میزان که به زنی بعد از چند سال زندگی مشترک و تجربه ی فرزنددار شدن اطلاق می شود مواجه است.و از جهت دیگر موضوع وقتی تأسف آورتر می شود که اگرنگوییم سنگین تر از مردها حداقل پابه پای مردهای جامعه ، زنان هم بار این عادت بد را به دوش می کشند.زنانی که نقش مادر،خواهر و سایر بستگان پسر را ایفا می کنند اما وقتی که دختر خودشان با تجربه ی نامزدی به هم خورده مواجه می شود دیدگاه مردمی که پشت سردخترشان یاوه می گویند را نکوهش می کنند. این دیدگاه را نمی توان به این سادگی تغییر داد.این باوریست که درجامعه ی ما ریشه کرده است.اما حداقل می توانیم که تک تک افرادی که با این دیدگاه مخالفند هرکدام در محیط اطراف خود سعی در خشک کردن ریشه های این باور غلط بکنند.مثل من که چند وقت پیش که مسأله ازدواج یکی از بستگان نزدیک مطرح بود و پسر دختری را با تجربه ی نامزدی ناموفق انتخاب کرده بود وقتی دیدم مادر پسر به محض شنیدن این موضوع در رابطه با دختر،او را نامناسب دید و با تمام توان سعی کرد که از این موضع مخالفت کوتاه نیاید جایگاه خودم را به عنوان کسی که این دلیل را اصلاً قبول ندارد حفظ کردم. یادمان باشد اگر زن هستیم ممکن است این اتفاق بد برای خود ما بیفتد و اگر مرد هستیم ممکن است برای زنانی که در حکم خواهر ،خاله و...هستند و ما دوستشان داریم این مشکل پیش بیاید.صد البته پسران ما هم باید با دید منطقی این دیدگاه غلط را کنار بگذارند، حداقل مؤمن ترها ...


نویسنده : هاشم : ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٥
Comments نظرات () لینک دائم