زیتون(روان شناسی ازدواج)

شگردهای برقراری ارتباط اجتماعی

http://www.romromeh.blogfa.com/post-72.aspx


دوستان عزیزم اگر دقت کرده باشید امروزه اکثرآ برای برقرار کردن ارتباط با دیگران ضعف دارند مخصوصآ برقراری ارتباط با جنس مخالف.و در زمان برقراری با رو دربایستی و  خجالت همراه هستند.

به نظر من "چگونه ارتباط برقرار کردن" یکی از دشوارترین فرایندهای ارتباطی است.     

حالا برای اینکه بتوانیم به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کنیم (ارتباط سالم) به راهکارهایی که در این پست آوردم باید عمل کنیم.

 -1 ایجاد شرایط مناسب برای مخاطب:

برای بحث کردن نیاز است که تمامی شرایط روحی ، جسمی ، فیزیکی و محیطی فرد را در نظر بگیریم به گونه‌ای که این عواملِ ثانویه باعث پیش داوری و یا قطع بحث نشود بلکه شرایط باید آن‌چنان مناسب باشد که فرد خود اشتیاق به ادامه صحبت داشته باشد. ما می‌توانیم برای بهتر استفاده کردن از این عاملِ مهم ارتباطی ، محیط‌های سرسبز و یا دعوت کردن فرد به صرف چای در یک محیط آرام یا در کنار یک آبشار را به فرد پیشنهاد کنیم. زیرا زمانی که فردی به چنین محیطی دعوت می‌شود، خود را برای صحبت آماده کرده است و در واقع تا آماده نباشد این دعوت را قبول نمی‌کند. در نتیجه با قبول این دعوت شما می‌توانید برای انجام یک گفت وگو شرایط را مناسب بدانید.

 -2 کسب اطلاعات پیرامون موضوع:

در شروع گفت‌وگو سعی کنیم از موضوعات جدال‌آفرین و پرخاشگر شروع نکنیم. مثلا زمانی که در یک محیط دلباز هستیم اول سعی کنیم درباره طبیعت و محیط صحبت کنیم و بعد وارد بحث شویم. در ضمن برای صحبت در مورد یک موضوع باید اطلاعات و معلومات نسبت به آن را داشته باشیم و یک شناخت نسبی هم از طرف مقابل وجود داشته باشد.

 -3 چگونه شروع به صحبت کنیم:

بعد از صحبت کردن در مورد پیرامون‌مان و یا موضوعاتی که بحث‌انگیز نیست می‌توانیم با کلماتِ «خب، از آن موضوع چه خبر؟» ، «بگو ببینم چطور شد؟» و با یک احساس همدردی شروع به صحبت کنیم و وارد موضوع اصلی شویم ما باید به گونه‌ای این بحث را سر بگیریم که هم مفاهیمی که در ذهن ماست انتقال دهیم و هم اشتیاقی ایجاد کنیم که فرد به ادامه بحث تمایل نشان دهد. برای این کار لازم است منافع شخص مقابل را در نظر بگیریم و سعی نکنیم صحبت‌های ما مقاومت فرد را برانگیزد.

حتی اگر در شروع احساس کردیم که فرد در حال مقاومت کردن است با همدردی و فاش کردن درونیات فرد مقاومت او را کاهش دهیم. ما باید آنقدر اطلاعات راجع به موضوع بحث داشته باشیم تا بتوانیم با فرد همدردی کنیم و خودمان را جای او بگذاریم و به درونیات ذهنی او پی ببریم. به زبان عامیانه متوجه شویم که او اکنون در چه فکری است و زمانی که ما بتوانیم فکرش را دریابیم با بیان چیزی که او درصدد پنهان کردنش است مقاومت او را می‌شکنیم.



 -4 تعریف و تمجید:

سعی کنیم در صحبت کردن از نقاط مثبت فرد شروع کنیم. مهم نیست درجه این نقاط مثبت در فرد به چه اندازه‌ای است مهم این است که این نقاط برای ما چقدر مهم است. یعنی ما می‌توانیم با بزرگ شمردن این نقاط مثبت او را برای شکوفا کردن آن تشویق کنیم و در واقع فرد را به سمتی راهنمایی کنیم که خودمان علاقه داریم و می‌خواهیم بحث مان به آن سمت ادامه یابد. مثلا به او بگوییم "شما خیلی مهربان و خوش چهره هستید" و برای این که خود فرد از این صفت خود مطمئن شود یک مثال برای او بزنید و بگویید "من توجه کردم زمانی که با شما صحبت میکنم با لبخند و آرامش کامل به صحبت هایم گوش میدهید". در این مثال تعبیری که ما از رفتارش می‌کنیم فرد را به نوعی تقویت کرده ایم که در گفت‌وگوها مؤثر می‌باشد.

 -5 آگاهی از حس مخاطب نسبت به خود:

ما باید از حسی که فرد نسبت به ما دارد آگاه باشیم و از این حس برای ادامه گفت وگو استفاده کنیم. سعی کنیم بدانیم فرد به چه اندازه‌ای به ما علاقه دارد و با توجه به این علاقه ما می‌توانیم به نفع شخص صحبت کنیم. زیرا زمانی که نفع شخصی خود را در نظر نمی‌گیریم و در عوض منافع او برایمان محترم است فرد احساس راحتی به او دست می‌دهد و می‌داند که کسی حامی او هست و ضرر را تقبل می‌کند. بطوری که اگر یک قسمت بحث به ضرر فرد باشد آن را قبول می‌کند و هیچ اعتراضی در میان نیست.

 -6 خودفاش سازی:

در ادامه بحث برای اینکه موضوع روشن شود، یک مثال زنده در مقابل فرد نشان دهیم، می‌توانیم یکی از مشکلات خودمان را و یا مشکل یک فرد نزدیک که هر دو طرف می‌شناسند. البته با اجازه فرد ثالث و یا این که بدانیم فرد ثالث از این که کسی این موضوع را بداند ناراحت نمی‌شود، بازگو کنیم. این باعث می‌شود که فرد مشکل خود را یگانه مشکل دنیا نداند و یا حتی با راه‌حل‌هایی که دیگران برای مشکل خود در پیش گرفته بودند و موفق شدند مشکل خود را حل کند.



 -7 مخاطب خود را دوست داشته باشیم:

ما باید سعی کنیم آنقدر احساس همدلی و همرنگی با مخاطب داشته باشیم که در ضمیر ناخودآگاه او را دوست داشته باشیم و علاقه‌مند باشیم به اینکه مشکل‌اش را حل کنیم.

کارل آر. راجرز را بیشتر به خاطر کار در روان‌درمانی می‌شناسند و این کار او در شکل‌گیری نظریه‌اش نیز تأثیر داشته است. او معتقد بود که برخی روابط در زندگی روزمره موجب افزایش کارکرد مناسب روانی می‌گردد. در بحث ارتباطات می‌گوید برای داشتن یک بحث سالم و ادامه یافتن آن به ۳ اصل اساسی باید توجه کرد:

·         پذیرفتن فرد بدون قید و شرط

·         همدلی و همدردی

·         صداقت و همرنگی

 -8 پذیرفتن فرد بدون قید و شرط:

یعنی فرد را با تمامی خوبیها و بدیها بپذیرفتیم و برای پذیرفتن آن شرطی نگذاریم.مثلآ نگوییم چون شخصی پولدار نیست نباید با او در مورد این مسأله صحبت کرد و یا اگر احساس کنیم که عقیده او با عقاید ما در یک خط سیر نمی کند با او وارد مذاکره نشویم. ما باید یاد بگیریم که هر کسی را با هر توانایی و شرایطی بپذیریم. یعنی زمانی که با او صحبت می‌کنیم به جز موضوع بحث و یا مشکل به چیز دیگری توجه نکنیم و جهت گیری نداشته باشیم این یعنی پذیرش بی‌قید و شرط.

  
-9همدلی و همدردی:
  
سعی کنیم با او همدردی کنیم، خودمان را جای او بگذاریم و احساسش را درک کنیم.با توجه به این که احساس، انتقال دادنی نیست ولی با اندکی سعی و تلاش می‌توانیم در جایگاه فرد قرار بگیریم. این بدان معنا نیست که اگر فرد به اندازه ای ناراحت است که گریه می‌کند ما هم با او گریه کنیم، بلکه با حالت غمگینی خود می‌توانیم حالت غم‌انگیز او را درک کنیم. بعضی اوقات می‌توانیم با سر تکان دادن، حرفهای او را تأیید کنیم و حتی با تکرار حرف او می‌توانیم به او بفهمانیم که به حرفهایش گوش می‌دهیم.

 


 


 
-10صداقت و همرنگی:

ما باید یک رابطه‌ای را ایجاد کنیم که صداقت و همرنگی جزء ارکان اصلی باشد. باید این اطمینان را به فرد بدهیم که همه حرفهایی که زده می‌شود، همه با صداقت است و دروغی وجود ندارد. باید یک جوی به وجود آورده شود که اعتماد و اطمینان در آن حاکم باشد و فرد بداند که این حرفها از ته دل گفته می‌شود و همچنین این اطمینان را به مخاطب بدهیم که این حرفها به گونه راز هیچ گاه بر ملاء نمی‌شود و اگر جایی هم بازگو شود با اجازه خود شماست. ما باید آن قدر در این کار تمرین کنیم و این جو اطمینان و اعتماد را بوجود بیاوریم که شکی باقی نماند.
ما نباید قبل از این که با مخاطب صحبت بکنیم درباره او نظر دهیم و همچنین نباید در نتیجه‌گیری بحث ، جهت گیری داشته باشیم. یعنی نظر خودمان را القاء کنیم و جمع‌بندی بحث را فقط از آن جنبه که خودمان می‌بینیم انجام دهیم.  

به جز این راه کارهایی که ذکر شد چند عوامل دیگر هم برای ارتباط مؤثر وجود دارد که به نظر بنده مهمترین عوامل حساب میشود که در حین انجام راه کارهای بالا باید استفاده شود.که آن هم ارتباط غیر کلامی با مخاطب هست که بر 3 قسمت تقسیم میشود:

·         وضع بدنی

·         تماس چشمی

·         لبخند

الف- وضع بدنی:

وضعیت آرمیده یا تنیده احتمالا از سوی دیگران به عنوان علامتی دال بر علاقه یا بی‌علاقگی نسبت به آنها تلقی می‌شود، خم شدن به سمت جلو با حالتی که زاویه ملایمی دارد، شاید علاقه‌مندی یا توجه است. تکیه به عقب و زاویه باز نسبت به جلو علامت بی‌علاقگی یا علاقه کم است. خم شدن به سمت جلو و همراه با حالت خودمانی و گشوده به طرف مقابل این علامت را می‌دهد که به صحبت خود ادامه دهد.

ب- تماس چشمی:
هنگامی که کسی مشغول شنیدن است، نسبت به زمانی که مشغول صحبت است، تماس چشمی بیشتری برقرار ساخته و آن را حفظ می‌کند. همین طور زمانی که کسی طرف مقابل را دوست دارد، تماس چشمی بیشتری برقرار می‌شود. افزایش تماس چشمی (اما نه خیره شدن، که ممکن است علامت مخالفت و عناد تفسیر شود) می‌تواند علامتی برای تشویق دیگری باشد. دوختن چشمها به کف اتاق می‌تواند علامتی باشد که برای آن که دیگری حرف خود را قطع کند. افزایش تماس چشمی نیز می‌تواند نشانه صمیمیت باشد. اما ، خیرگی دائمی ممکن است باعث ناراحت کردن طرف مقابل شود.

ج- لبخند:
افرادی که لبخند می‌زنند، معمولا جذاب‌تر از افراد دیگر درجه بندی می‌شوند، حتی زمانی که به افراد درجه‌بندی‌ کننده بگوییم مواظب تأثیر لبخند بر ارزیابی خود باشند. پس سعی کنیم همیشه لبخند بر لبانمان باشد



استفاده از علائم غیر کلامی برای بهبود ارتباط:
به یک معنا ، مهارت‌های خوب گوش فرا دادن را می‌توان مهارت‌های خوب تماشا کردن دانست. اگر به علائم غیرکلامی طرف مقابل توجه کرده و آن را درست تفسیر کنید، می‌توانید پیام کلی آن فرد را کاملتر درک نمایید. به عنوان یک شنونده ، زبان بدنی شما پیام‌هایی به گوینده ارسال می‌دارد. شما می‌توانید مقداری اعتماد ارائه کرده و فضایی فراهم آورید که نشان می‌دهد خواهان شنیدن آن چیزی هستید که او می‌خواهد به شما بگوید.
به یک معنای دیگر ، مهارت‌های خوب صحبت کردن عبارتند از مهارت‌های خوب رفتار کردن .شاید بخواهید از این موضوع مطمئن شوید که نکند زبان بدنی شما به جای تقویت پیام کلمات‌تان آن را تضعیف می‌کند، اگر شدت آهنگ صدایتان را متوسط کرده و تماس چشمی خوبی برقرار کنید، شاید احتمال جدی گرفتن تقاضای شما بیشتر شود. اما صدای آرام با چشمانی روبه پایین چنین حالتی را ندارد.


میگویم:
چقدر خوب است که همیشه برای ارتباط برقرار کردن با طرف مقابلمان رو دربایستی را کنار بگذاریم و به راحتی حرفمان را بزنیم.معمولآ رو دربایستی زمانی پیش میآید که یا خجالت میکشیم یا از جواب طرف مقابل میترسیم و یا از این میترسیم که نکند با گفتن این حرف (پیشنهاد یا سؤال) طرف مقابل در مورد ما منفی فکر کند.
زمانی که ما با توجه به راه کارهایی که در این پست ذکر شد و بدون رو دربایستی و با صراحت و وقار کامل پیشنهاد یا سؤالمان را مطرح کنیم مطمئنآ طرف مقابمان برداشت مثبتی خواهد داشت و طبیعتآ جوابش هم مثبت خواهد بود.
به امید روزی که فرهنگمان در تمام زمینه ها بالا رفته باشد مخصوصآ برقراری ارتباط.و همانطور که در اول پست عرض کردم <<"چگونه ارتباط برقرار کردن" یکی از دشوارترین فرایندهای ارتباطی است.>>

آمـــــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــــن

 

    

 

نویسنده : هاشم : ٦:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱
Comments نظرات () لینک دائم