زیتون(روان شناسی ازدواج)

خواهرکشی،خواستگارکشی،پدرکشی!!!کمبودکلسیم وکم خونی عامل جنایت دختران

تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۸۹ - ۱۳:۵۰

خواستگار فراری، قربانی دختر اسیدپاش شد

من به هیچ عنوان قصد نداشتم تا اکرم را به عنوان همسر آینده انتخاب کنم اما علی‌رغم میل باطنی به خواستگاری رفته و در آنجا بود که متوجه تفاوت سطح فرهنگی و اجتماعی خود با خانواده اکرم شدم و اطمینان پیدا کردم که این ازدواج یک اشتباه است و به همین علت بود که تصمیم گرفتم تا حرف آخر را به اکرم زده و به او گفتم که هیچ علاقه‌ای برای ازدواج با تو ندارم.

به گزارش ایسنا، در ساعات نخستین 17 شهریور ماه سال‌جاری مأموران کلانتری 106 نامجو، از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی 110 در جریان اسیدپاشی به صورت یک پسر جوان در سه راه طالقانی قرار گرفتند.

مأموران کلانتری پس از حضور در محل حادثه اطلاع یافتند که جوان مصدوم بلافاصله توسط شهروندان به بیمارستان انتقال پیدا کرده است؛ با حضور مأموران در محل و بررسی‌های مقدماتی مشخص شد که مصدوم توسط سرنشین یک دستگاه موتورسیکلت هوندا 125 قرمز رنگ مورد اسیدپاشی قرار گرفته است.

با تشکیل پرونده مقدماتی و به دستور بازپرس شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

با آغاز تحقیقات کارآگاهان از مصدوم، وی که مسعود نامداشت درمورد زمان وقوع این حادثه به کارآگاهان گفت که فردی از پشت سر مرا صدا زد و به محض برگشتن اقدام به پاشیدن اسید بر روی صورتم کرد و به سرعت از محل متواری شد.

مسعود در ادامه اظهارات خود با اشاره به آشنایی خود با خانم جوانی به نام «اکرم» به کارآگاهان گفت که از فرودین ماه سال جاری با زن جوانی به نام اکرم آشنا شده که پس از مدتی اطلاع پیدا کردم که اکرم ضمن ارتباط با مادرم، او را راضی کرده تا به خواستگاری‌اش برود و مادرم نیز اصرار داشت که این دختر همان دختری است که می‌تواند مرا خوشبخت کند؛ تمامی این موضوعات در شرایطی پیش آمده بود که من به هیچ عنوان قصد نداشتم تا اکرم را به عنوان همسر آینده انتخاب کنم اما علی‌رغم میل باطنی به خواستگاری رفته و در آنجا بود که متوجه تفاوت سطح فرهنگی و اجتماعی خود با خانواده اکرم شدم و اطمینان پیدا کردم که این ازدواج یک اشتباه است و به همین علت بود که تصمیم گرفتم تا حرف آخر را به اکرم زده و به او گفتم که هیچ علاقه‌ای برای ازدواج با تو ندارم.

بنا براظهارات مصدوم حادثه، پس از به هم خوردن موضوع ازدواج و برای باز پس دادن وسایل اهدایی و گرفتن برخی مدارک هویتی‌ام که در اختیار اکرم قرار داشته با او تماس گرفته و در شهرری با او قرار ملاقات گذاشت که چند جوان قوی هیکل به سراغش آمده و او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

وی همچنین اظهار کرد که پس از مدتی تماس‌های تهدیدآمیز از سوی افراد ناشناس آغاز شد تا اینکه در روز حادثه سرنشین یک دستگاه موتورسیکلت اقدام به پاشیدن اسید به صورتم کرد.

با توجه به اظهارات شاکی پرونده که نشان از وجود انگیزه انتقام‌گیری داشت، اکرم 23 ساله،20 روز پس از وقوع حادثه به پلیس آگاهی احضار شد که در اظهارات اولیه، اکرم منکر هرگونه قصد و نیت خود برای انتقام‌گیری از مسعود شد و خود را از موضوع اسیدپاشی به صورت مسعود بی‌اطلاع نشان داد با این وجود کارآگاهان که اطمینان داشتند این خانم جوان در این حادثه نقش اصلی دارد تحقیقات خود را همچنان ادامه داده و در طول تحقیقات اطلاع پیدا کردند که جوان 27 ساله‌ای به نام محمد قصد ازدواج با اکرم را دارد.

کارآگاهان در ادامه تحقیقات فنی اقدام به چهره‌نگاری، جوان اسیدپاش کردند؛ با توجه به چهره اولیه بدست آمده از متهم تحت تعقیب و مطابقت داشتن چهره متهم با مشخصات ظاهری محمد، کارآگاهان با شناسایی محل سکونت محمد در جاده ساوه وی را در دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل کردند.

محمد پس از مواجهه حضوری با شاکی پرونده، به طور کامل مورد شناسایی قرار گرفت و به ناچار لب به اعتراف گشود.

متهم در اعتراف خود، علاوه بر معرفی اکرم به عنوان دیگر متهم این پرونده، در مورد زمان حادثه نیز گفت که به درخواست اکرم مقداری اسید تهیه کرده و در فرصت بدست آمده اقدام به پاشیدن اسید به صورت مسعود کردم.

 

با اعترافات صریح محمد، اکرم نیز دستگیر و با توجه به شواهد و مستندات ارائه شده از سوی کارآگاهان، به ناچار لب به اعتراف گشود و به کارآگاهان گفت که چندی قبل با محمد آشنا شدم و او نیز به شدت خواستار ازدواج با من بود؛ من نیز مشکلات پیش آمده با مسعود را با او در میان گذاشته و سرانجام با تحریک من، محمد قبول کرد تا اقدام به پاشیدن اسید به صورت مسعود کند.

سرهنگ عباسعلی محمدیان، رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: در حال حاضر با توجه به اعترافات صریح متهمان، هر دو متهم با صدور قرارهای صادره به ندامتگاه معرفی شده‌اند. نظرات کاربران:

   پارسینه

دو خواهر در جنایتی کم‌سابقه خواهر کوچک‌شان را به قتل رساندند

حوادث  - زمانی که به ماموران پلیس شهرستان فسا در استان فارس خبر دادند جسد دختر جوانی در خانه‌اش پیدا شده، هرگز تصور نمی‌کردند این دختر قربانی ظن خواهرانش شده باشد.

روزنامه اعتماد نوشت:

این گزارش ساعت هشت صبح یکی از روزهای مهر ماه به پلیس داده شد. زنی با صدایی گریان به ماموران گفت دختر جوانش به صورت اتفاقی جان خود را از دست داده است.

زمانی که ماموران در محل حاضر شدند از آثار به جا مانده روی بدن این دختر فهمیدند او خفه شده است. جسد دختر جوان که لیدا نام داشت به دستور بازپرس پرونده به پزشکی قانونی فرستاده شد.

با توجه به اینکه اولین فرضیه پلیس جنایت خانوادگی بود ماموران مادر لیدا را مورد بازجویی قرار دادند. این زن گفت؛ من سه دختر دارم که هر سه از یک اتاق برای خواب استفاده می کنند. شب قبل از حادثه مثل هر شب دخترانم به اتاق رفتند و خوابیدند. صبح که شد رفتم تا لیدا را بیدار کنم. او معمولاً صبح زود بیدار می شد اما آن روز وقتی به اتاق رفتم دیدم هنوز خواب است. دو دختر دیگرم بیدار شده بودند. بالای سر لیدا رفتم تا او را بیدار کنم. هرچه تکانش دادم جواب نداد. به بدنش دست زدم و دیدم کاملاً سرد است. به اورژانس زنگ زدم و تکنسین ها گفتند دخترم مرده است. بعد با پلیس تماس گرفتم.

گفته های این زن نشان می داد دو دختر دیگرش می دانند لیدا چطور فوت شده است. این در حالی بود که پزشکی قانونی نیز در اولین گزارش خود خفگی با جسم نرم را علت مرگ لیدا اعلام کرد.

دو خواهر لیدا زمانی که مورد بازجویی قرار گرفتند مدعی شدند شب خواب بودند و نمی دانند خواهرشان چطور فوت شده و چه کسی وارد اتاق آنها شده است. زمانی که بازپرس سوالات پی در پی خود را تکرار کرد دو خواهر دچار تناقض گویی شدند و سرانجام به جنایتی که انجام داده بودند، اعتراف کردند.

در حالی که دو هفته از این قتل گذشته بود ،پدر و مادر لیدا در دادسرا حاضر شدند و اعلام کردند از دختران شان هیچ شکایتی ندارند و از آنها گذشت می کنند.

بنابر این گزارش دو خواهر با قرار بازداشت به زندان منتقل شده اند و تحقیق برای تکمیل پرونده این دو خواهر ادامه دارد.

چهار شنبه,6 آبان,1388 - شماره : 2763 

    قتل پدر با چاقو در ایستگاه اتوبوس    

 جوانی که متهم است در ایستگاه اتوبوس اقدام به قتل پدرش کرده، پس از بازداشت به بیان اعترافاتی عجیب در مقابل بازپرس جنایی تهران پرداخت. به گزارش ایسنا، ساعت 15 روز دوشنبه ماموران کلانتری 118 ستارخان از طریق گزارش همکاران خود در مرکز فوریت‌های پلیسی 110 در جریان به قتل رسیدن مردی 65 ساله در خیابان نصرت غربی قرار گرفتند و بلافاصله این موضوع را به اطلاع قاضی شاملو - بازپرس کشیک قتل پایتخت - رساندند. با حضور بازپرس ویژه‌ قتل در صحنه جرم که یک ایستگاه اتوبوس در خیابان نصرت غربی بود، متهم به جنایت به نام ایرج 38 ساله که فرزند مقتول بود و توسط مردم دستگیر شده بود، تحویل ماموران داده شد و پرونده‌ای با موضوع قتل در شعبه‌اول بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران به جریان افتاد. ایرج صبح دیروز با حضور در دادسرای ناحیه‌ 27 به بازپرس جنایی گفت: پدرم سرکرده‌ یکی از گروه‌های تروریستی بود که از ابتدای انقلاب، تمام ترورها را سازماندهی می‌کرد. من تمام امواجی را که به او می‌رسید برای خودم ترجمه می‌کردم و چند بار هم که قرار بود طرح ترور مسئولان کشور را بریزد، با این مسئولان تماس گرفتم و به آنان هشدار دادم. وی ادامه داد: روز حادثه وقتی در ایستگاه اتوبوس بودیم متوجه شدم که باز هم امواجی به او می‌رسد و از او می‌خواهد که طرح ترور بعضی از مسئولان را بریزد. به همین دلیل نتوانستم خودم را کنترل کنم و با چاقویی که به همراه داشتم 6 ضربه به او وارد کردم. سپس یک نفر من را از پشت گرفت و بعد که ماموران آمدند مرا دستگیر کردند. قاضی شاملو با اشاره به این حادثه، اظهار کرد: با توجه به شواهد موجود و اعترافات متهم، به نظر می‌رسد که وی مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی باشد اما تشخیص دقیق این موضوع با پزشکی قانونی است.بازپرس ویژه‌قتل تهران با صدور دستورات قضایی لازم،از کارشناسان پزشکی قانونی خواست که صحت روانی این متهم را مورد بررسی قرار دهند.

نویسنده : هاشم : ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم