زیتون(روان شناسی ازدواج)

الله الصمد؟

http://baseirat.mihanblog.com/post/56

بعد از نماز عشا محضر حضرت استاد علامه  معرفت بودیم دانشجوی سوال کرد که:

 مگر در فلسفه نمی گوئید که فاقد شی نمی تواند معطی شی باشد پس باید خدا ماده داشته باشد, چون که خدا ماده را به عالم اعطا کرده لازمه اعطا ماده به عالم این است که خدا هم مثل همین مادیات ماده داشته باشد یعنی هم قابل لمس و قابل دیدن باشد .

 حضرت علامه فرمودند :

 تا همین امروز فیزیک دانان نمی دانند ماده چیست, که بتوان پیرامونش بحث کرد ایشان در مورد کلمه الصمد توضیح دادند که در لغت عرب به سنگ های تو پر و بسیار متراکم غیر قابل نفوذ صمد گفته می شود بخلاف سنگ پا که خیلی متخلخل  و توخالی است از جهت علم فیزیک ماده نیز بسیار تو خالی می باشد خود ماده ازفضا های خالی زیادی تشکیل می شود که مولکول ها بین این فضا های خالی قرار  دارند و خود مولکولها نیز تو پر نیستند چون فضا های خالی زیادی بین هسته و الکترون است به قدری که اگر هسته اتم را به اندازه یک نخود بزرگ کنیم فضای خالی اتم بزرگتر از یک زمین فوتبال می شود باز هم بین اجزای هسته اتم نیز  فضا های خالی زیادی وجود دارد وحتی در مورد اینکه اجزای ریز اتم تو پر با شند هم نمی توان قضاوت کرد چون همین اجزا قابل تبدیل شدن به انرژی هستند  یعنی به طور کامل از بین بروند اما هیچ فضای خالی از وجود خدا (ذات,علم ,قدرت , حقیقت....) در عالم وجود ندارد پس وعده ای که رسول الله در مورد فهم معنای الصمد (پر) در آخر زمان داده بودند به حقیقت پیوست این خداست که از هر جهت و همه ابعاد پر میباشد الباقی نیاز مند خدا هستند.

بدانکه عالَم خلقت یا جهان آفرینش، به تدبیر خداوند حکیم، مجموعه ای فشرده و مُتکاثِف از انرژی های خرد و کلان است؛ که برخی از آنها بر اثر تَکاثُف و فشردگی بیشتر، به شکل مادّه ظهور و نمایش یافته و مابقی این شبکۀ انرژیِ متّصل و پیوسته بهم، از دید ما پنهان است.

 اگر اهل بصیرت و اعتبار باشی، شاید بفهمی که چرا خداوند تعالیٰ، امواج جهان خلقت را چنین بسته بهم و فشرده بیکدیگر آفریده است. این همان ناموس و راز عمل و عکس العمل است که نیوتون بزرگوار در قانون سوّم خویش، بدان تصریح نموده است. هر عملی بکنی، حتی فکری بنمایی، در کلّ این جهان خلقت، که انرژیهای بسته و متّصل به هم است، در آن واحد اثر می گذارد و جهت بقای خود، آن اثر را به خود تو باز خواهد گرداند، تا تعادل برقرار بماند.

این همان ناموس الهی وراز فیزیکی– نه متافیزیکی – گزارش اعمال و افکار تو نزد «عرش و کرسی» است– که اسرار متافیزیکی این مخابره و گزارش را من و تو هرگز نمی فهمیم و نباید بفهمیم – و طبق احادیث متواتره که جناب علامۀ مجلسی – رِضوانُ اللهِ علَیهِ – درمواضع بسیار از«بِحارالانوار» و دیگر کتب خود، از حضرات امامان شیعه – صلواتُ اللهِ علیهِم – روایت نموده، (عرش وکرسی) بَعد از همان مرز نهایی جهان خلقت است. و اوّل کسی که مُتفطِّن (=آگاه با هوش خود) بر این نکته شد، جناب استاد فقید، آلبرت اینشتین بود – که رحمت خدا بر روح و روان او باد – که وی در رسالۀ نهایی خود «دی اِرکلِرونگ» یا «بیانیّه» در رابطه با گزارش اعمال و حتی کوچکترین افکار ما، در آنی واحد، در عرش و کرسی، در مکتب شیعه، چنین استنتاج کرد که: چون جهان آفرینش، متشکّل از امواج انرژی به هم فشرده است و تنها گوشه ای از این امواج نامرئی، فشرده شده و به شکل موادّ مرئی، تظاهر نموده اند، پس نیازی به گزارش اعمال و افکار یک انسان، بسوی عرش وکرسی، با سرعت های مافوق سرعت نور نیست؛ بلکه اندک انرژی حرکتی (جنبشی) که از اندک تفکّر یک انسان، ساطع شود، بدون نیاز به عنصر زمان، در آن واحد، تمامی امواج فشرده در کنار خود را حرکتی متناسب با خود داده و این در آن واحد در انتهای جهان خلقت – یعنی عرش و کرسی – ثبت می شود؛ همانند میله ای سخت فشرده و غیر قابل انعطاف، که هر اندازه هم طولانی باشد، چون یک سمت آن را حرکت دهیم، در آنی واحد، در آن سمت دیگر، حرکت احساس میشود

 پس آن خداوندی که این بدن و این خاک را آفرید، قدرت تعقیب آن مولکولها و بازگرداندن و جمع نمودن آنها و تشکیل دوبارۀ موجود زنده را دارد؛ نهایتاً اگر حتی تبدیل به انرژی هم شود خداوند قدرت دارد که آن طیف از آن مولکول و بالاخره از آن موجود پوسیده … و در فکر و نظر امثال تو(= فیلسوف ایرانی)”معدوم”(*2*) و نابود شده را تعقیب کرده و باز با تراکم انرژی مذکور، مادۀ مذکور را دوباره بسازد و انرژی هیچگاه نابود نخواهد شد، بلکه ممکن است تغییر شکل داده باشد؛ وگرنه آن طیف انرژی همان طیف است در شکلی دیگر.

این هم امروزه برای هر بی سوادی معلوم است که: ماده از تراکم انرژی است؛ رنگ وهیئت ماده نیز نوعی از بروز و تظاهر انرژی است…اگر ماده را (تا انتها) تجزیه کنیم به انرژی می رسیم – که راز بمب اتم همین است!”.

نویسنده : هاشم : ٥:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم